سان را و فلسفه کیهانی (IV)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
عشق جدید به موسیقی (اواخر دهه سی قرن بیست)
حتی اگر از تجربه عجیب سان نیز صرف نظر کنیم، او پس از ترک کالج به عنوان پر شورترین موزیسین در بیرمنگام شناخته شده بود. موزیسینی که همه چیزش را به موسیقی اختصاص داده بود. او به ندرت می خوابید و می گفت که توماس ادیسون، لئوناردو داوینچی و ناپلئون هم پرکار و کم خواب بودند.

او طبقه اول منزلشان را به کنسرواتوار-کارگاهی تبدیل کرده بود که در آن جا به ترانه سرایی، پیاده کردن آهنگ ها، تمرین با موزیسین های که به آن جا زیاد رفت و آمد داشتند و بحث درباره مفاهیم رمزآلود انجیل با علاقه مندان می پرداخت.

بلاونت مرتب به شرکت پیانوی فوربس که مالکش فردی سفید پوست بود، سر می زد. وجود این شرکت با چنین کسب و کاری در جنوب آمریکا متحیر کننده بود. بلاونت برای رفتن به شرکت فوربس به راحتی قوانین انعطاف ناپذیر جیم کرا (Jim Crow) درباره منطقه های جداسازی شده [که سیاهان حق ورود به آن را نداشتند] را نادیده می گرفت.

او در دیدارهای روزانه خود در این شرکت به تمرین می پرداخت، ایده هایش را با کارکنان و مشتریان در میان می گذاشت یا اینکه صفحه های نت را در دفترش کپی می کرد.

بلاونت گروهی را راه اندازی کرد و مانند معلم پیرش واتلی، اصرار داشت که گروه هر روز تمرین کند. ارکستر جدید سانی بلاونت به تأثیرگذاری و نظم معروف شد؛ گروهی که می توانست سبک های بسیار گوناگونی را با مهارتی یکسان اجرا کند.

اعزام به خدمت و تجربه های زمان جنگ
بلاونت در اکتبر سال ۱۹۴۲ ابلاغیه ای دریافت کرد که بر اساس آن به خدمت در ارتش ایالات متحده فراخوانده شده بود. او فورا اعلام کرد که با جنگ مخالف است و مخالفت مذهبی خود با جنگ و کشتار، حمایت مالی از خاله مادش، آیدا و فتق مزمنش را اعلام داشت. هیئت محلی اعزام معافیتش را مردود اعلام کردند. در نتیجه او مورد خود را در هیات ملی مطرح کرد و نوشت که کم بودن اعضای سیاهپوست هیات بررسی «نشان دهنده هیتلریسم» است.

خانواده بلاونت از ممانعت او از پیوستن به ارتش شدیدا شرمنده شدند و بسیاری از اعضای خانواده نیز عملا او را طرد کردند. نهایتا قرار شد که بلاونت در اردوگاه خدمات عمومی شهری در پنسیلوانیا به خدمت گماشته شود. با این وجود، او در زمان مقرر، یعنی ۸ دسامبر ۱۹۴۲، خود را به اردوگاه معرفی نکرد و سپس در آلاباما دستگیر شد.

بلاونت در دادگاه اعلام کرد که حتی خدمت جایگزین هم برایش ناپذیرفتنی است و در بحث خود با قاضی به برخی از بندهای قانون و همچنین تفسیرهای انجیل اشاره کرد. قاضی که با بلاونت احساس همدردی می کرد به او گوش زد کرد که دارد آشکارا قانون را نقض می کند و احتمال این وجود دارد که به زور به ارتش ایالات متحده خوانده شود. بلاونت نیز به قاضی پاسخ داد که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، از سلاح و آموزش نظامی خود استفاده می کند و اولین افسر عالی رتبه ارتشی که در برابرش قرار بگیرد را می کشد!

قاضی هم (در انتظار پاسخ هیات اعزام و قوانین CPS) او را زندانی کرد و سپس به او گفت: «تا کنون سیاهپوستی مانند تو ندیده ام». بلاونت هم در جواب گفت: «و هرگز هم نخواهی دید!»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

دژآهنگ: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

دژآهنگ: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.
نابوکو (I)

نابوکو (I)

نابوکو (Nabucco) بخت النصر، اپرایی در چهار قسمت، ساخته جوزپه وردی و اشعاری از تمیستوکل سولرا (Temistocle Solera) است. این اپرا بر اساس داستانی از کتاب مقدس و نمایشنامه ای در سال ۱۸۳۷ از آگوسته بوگریوز (Auguste Anicet-Bourgeois) و فرانسیس کورنو (Francis Cornue) ساخته شده است. این سومین اپرای وردی می باشد و اولین اثری که او را به عنوان یک آهنگساز قدر مطرح نمود. نوبوکو داستان وضعیت یهودیانی است که به آنان یورش برده شد و سرانجام از سرزمینشان توسط نابوکو پادشاه بابل به تبعید فرستاده شدند.
میشل پتروسیانی (I)

میشل پتروسیانی (I)

غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۷۸ در کوچه های تنگ و تاریک یکی از روستاهای فرانسه، با کلاهی شبیه به کلاه هایی که کانت بیسی (Count Basie) از آنها استفاده می کرد، از یک سیتروئن بسیار قدیمی پیاده شد و گفت : “سلام دوستان …”
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (I)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (I)

«موسیقی ما؛ موسیقی دستگاهی ایران برای کودکان» نام یکی از سی‌دی‌های جدیدی است که حوزه‌ی هنری در این دوره‌ی فعالیت اخیر منتشر کرده است. گردآوری این محصول را «ایمان وزیری» انجام داده. موسیقی‌دانی که با این اثر نشان داده گویا می‌خواهد در دیگر گونه‌های موسیقی و رشته‌های هنری هم دستی داشته باشد.
ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

از نگاه من با توجه به هوش و استعدادهای بسیار ارزشمند و همچنین اساتید محترم این رشته، بیشتر به سمت تکرار و تجربه با طعم تشخیص شخصی و بومی متمایل بوده ایم… و اما در نگاهی ساده تر باید پرسید استاندارد از ما در جایگاه اجتماعی خود چه می خواهد و چرا اینگونه به نظر می رسد که در بسیاری از بخش های مختلف که بازو های حرکتی حیات هنری یک جامعه را در بر می گیرد، پوشش استاندارد های علمی و عملی امری اجتناب ناپذیر و ضروریست؟
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در این وقت «قاسم آفرین» پرسید؛ به نظر شما آیا این دگرگونی‌ها در محتوا هم اتفاق افتاده یا تنها در شکل ظاهر آثار است؟ برای پاسخ به این پرسش مدرس از وی خواست دقیقاً توضیح دهد که آیا منظورش از محتوا، محتوای موسیقایی (Musical Content) و قرار دادن آن در برابر فرم است؟ یا موضوع دیگری؟ در هر حال به گفته‌ی مدرس قصد نشان دادن تغییرات در گروه‌نوازی (به‌ویژه رنگ) بود و بحثی از تغییر دیگر مولفه‌های محتوای موسیقایی به میان نیامده است.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VIII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VIII)

به جهت رویکرد مذهبی پارت، او را در کنار آهنگسازان مینیمالیستی چون هنریک گورتسکی(۲۰) و جان تاونر(۲۱)، در یک تقسیم بندی کلی در زمره موسیقیدانان “مینیمالیسم قدسی”(۲۲) بشمار می آورند. هرچند نباید از نظر دور داشت که اصطلاح مینیمالیسم قدسی به مکتب مدونی با اصول و قواعد مشخص موسیقایی اشاره ندارد و این اصطلاح بیشتر توسط کمپانی های ضبط موسیقی، مجلات موسیقی و برخی منتقدین در اشاره به آهنگسازان مینیمالیستی که موسیقی شان رویکردهایی مذهبی و معنوی دارند باب شده است.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

بالاخره دوست من وارد ارکستر شد و قرار شد نوازنده گروه شود. او با دیدن نت نویسی عجیب استاد خواست که برایش توضیح دهند که معنی این نوشته ها چیست، استاد، مایستر را مامور آموزش به او کرد؛ مایستر که نوازنده یک ساز ایرانی بود به او گفت، به اینها که رسیدی ریز بزن… همینجا دوستم گفت کدام ریز را بزنم؟ نوازنده گفت، مهم نیست باید ریز بزنی! و پاسخ گرفت، نصف تکنیکهای تنبک ریز های مختلف آن است، شکل ریزها است که صداها را تفکیک میکند و برای مثال چند نمونه از ریز های بهمن رجبی را اجرا کرد (او یکی از بهترین شاگردان بهمن رجبی بود!) مایستر جواب داد استاد فرق اینها را نمیداند شما ریز بزنید!
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

“چهارمضراب دشتی” با اجرای گروه سنتور ارکستر مضرابی، دهمین قسمت از این کنسرت است که یکی از چشمگیرترین قسمتهای این برنامه است. این چهارمضراب یکی از چندین چهارمضراب دشتی فرامرز پایور است که محبوب نوازندگان این ساز است و قطعه ای به غایت زیبا و تکنیکی برای سنتور نوازان؛ انتخاب این قطعه برای اجرا با این تعداد سنتور، نشان از جسارت بالای گروه و رهبر آن دارد.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

از شرق تا غرب و با کمی تلاش و کوشش در مسیر شناخت تاریخ تحولات آرشه می توان بسیاری از سازها را نام برد و حتی تصاویری را نشان داد که استفاده از این عامل در آنها تعبیه شده است. البته این نمونه ها قطعا در حالت اولیه، سازهایی بوده اند که برای نواختن با مضراب و یا ناخن انگشتان تنظیم و ساخته می شده است اما کم کم و به مرور زمان فکر به اینکه وسیله و یا عاملی که بتواند بصورت ممتد صدایی را تولید کند دور از ذهن نبوده و یقینا مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته است.