نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
پرده ششم
این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.

رجز خوانی حر همراه با همراهی سازهای برنجی و تیمپانی آغاز میشود، تغییر ریتمها و ملودی ها تحرکت خاصی به این صحنه می بخشد و در نبود نمایش هم میتوان تشخیص داد که حر سوار بر اسب در حال رجز خوانی است. در میان قسمتهایی که حر میخواند، باز تم حر و مدلاسیونهایی از آن را میشنویم و نقش برجسته دو ترمپت که ملودی را با فواصل چهارم و پنج یکدیگر مینوازند که این تکنیک خود صلابتی خاص به کاراکتر حر میبخشد.

حر می خواند “نظر کن دمی ای شجاع زمان، زمانی بر این لشکر بیکران، که اینجا پی نام و ننگ آمدند، در این دشت از بحر جنگ آمدند” در حین خوانده شدن این قسمت توسط حر، در بخش همراهی صدای او، حرکتهایی از بادی چوبی ها شنیده میشود که پاساژهایی را لابه لای اصوات یکدیگر اجرا میکنند که فضای همهمه سپاه بی انتهای او را تداعی میکنند.

پس از این جمله که در ادامه تم مشهور حر در مایه دشتی اجرا میشود، مدلاسیونی به چهارگاه را میشنویم که هم نوازی گروه برنجی ها تصویری از دشتی بیکران با سپاهی بی انتها را مجسم میکنند، در این قسمت هم فواصل چهارم و پنجم بین ترمپت ها شنیده میشود که تنها ترمپت دو نقش بوجود آوردن این فواصل را به عهده دارد؛ در این لحظه ناگهان صدای قدرتمند عباس جو را به سمت خود تغییر میدهد، “به غیر از علی آن شه شیرزاد، شجاعی چو عباس مادر نزاد…”

لازم است برای نقش عباس حتما خواننده تنور ایرانی با حجم بالای صدا در نظر گرفته شود.

با پایان این صحنه که رویارویی حر و عباس بود، دوباره بازگشتی شنیده میشود از ایست روی فاصله ششم به درآمد.

حر درخواست بیعت را باز مطرح میکند و امام حسین نیز میخواند “چون کنم بیعت به فاسق این بود امری محال” و دعوت را رد میکند تا اینکه امام حسین خطاب به حر از او میخواهد تا ماموریت یزید را به خاطر آخرتش ترک کند “… از روز جزا تشویش کن” پس از این گفته، یکی از درخشان ترین بخشهای این اپرا را از نظر آهنگسازی میشنویم.

فضایی مملو از تشویش و اضطراب با استفاده از آکوردهای ساز پیانو با فواصل دیسونانس بر روی تم حر که توسط بادی برنجی ها با همراهی سازهای کوبه ای ارکستر بوجود می آید. پس از این تحول است که حر از جنگیدن با سپاه امام حسین سرباز میزند.

عمر به صحنه می آید و در دشتی میخواند “امروز عرش را به تزلزل در آورم…” ولی حر گویی در عالمی دیگر است و در نوا میخواند “کدام آیه گواه است بر قتال حسین؟! …” عمر شگفت زده با همراهی صدای رعب آور ارکستر که به صورت غیر تونال مینوازد میپرسد “بیان نما ای حر خجسته سیر، چرا تو حرب نکردی؟ بگو به آن سرور” ولی باز حر بدون توجه به عمر با خود زمزمه میکند “بروم عذر بخواهم ز حسین، طلب عفو نمیایم ز حسین”.

در این لحظه برادر حر وارد شده و در مایه شوشتری و بیداد می خواند و میپرسد “… تویی شجاع عرب بهر چیست لرزانی؟” حر پاسخ میدهد “مگر ز روز قیامت هیچ نمیدانی!” بی درنگ پاساژهای زهی ها را میشنویم که باز چهارگاه مینوازند و تنش بین حر و عمر را نشان میدهند ولی با یک آکورد باز مایه گردانی به دشتی صورت میگرد و عمر میخواند “حرب ما ای حر دم دیگر مشخص میشود، پیکرت در خاک و خون آن لحظه غلتان میشود” و حر پاسخ میدهد “رتبه ما و تو در محشر مشخص میشود، داوری در نزد پیغمبر مشخص میشود” به همین شکل دیالوگ عمر و حر ادامه میابد… حر باز با خود در مایه اصفهان میخواند “مگر نه عهد نمودم به خالق یکتا، به راه دوست دهم جان ز روی رضا…”

عبدی در این اپرا به صورت ماهرانه به صورت مداوم به تغییر مد میپردازد و به روش های مختلف تغییر تنالیته میدهد، گاهی بوسیله آکوردها و گاهی بوسیله روشهای مدلاسیون ملودیک.

در ادامه حر و برادرش همصدا علیه یزید ندا سر میدهند… پس از این صحنه ناگهان سکوتی حکم فرما میشود که در پس آکورد ویبرافون که به صورت یک امضا در کارهای مختلف عبدی برای تغییر اتمسفر استفاده شده، شنیده میشود… کرانگله با جملاتی ما را در مایه دشتی برده و ناگهان صدای گروه کر با دوئتی از گروه سوپرانو ها و آلتو ها یکی از تراژیک ترین بخشهای این اپرا را با حزون بی حدی زمزمه میکنند “مژده بادت به جهان ای حر پاکیزه سرشت…”

مجموعه کرالی در این قسمت (و همینطور تکرار همین ملودی را با کر در پرده بعدی) میشنویم که در واقع ندایی آسمانی است به حر یا به عبارتی صدای فرشتگان است.

گاهی وجود تضادها در موسیقی نگاه ما را به اثر چند بعدی میکند، مثلا بسیار شنیده ایم آکوردهای مینور را روی گام ماژور یا آکوردهای ماژور روی مایه دشتی… این تضادها به شرطی که به جا به کار برده شوند میتوانند تاثیر گذاری اثر را دو چندان کنند. در این قسمت ما میشنویم که فرشتگان مژده زندگی بهتر و شادمانی پس از شهادت را در دنیایی دیگر میدهند ولی آکوردها و ملودی شاید غمگین ترین موسیقی بشری را مینوازند، این تضاد ذهن شنونده را به چالش میکشد؛ آیا این ندای داستانی اساطیریست که قهرمانان را به کام مرگ میبرد؟ یا … این موسیقی کرال توانایی چند بعدی شدن و عمق بخشی به لیبرتو را به خوبی نشان میدهد.

باز تم حر با اجرای با شکوه و قدرتمند برنجی ها سکوت را میشکند و حر میخواند “… میروم تا که مرا نامه تقدیر نوشت” با تم حر این طولانی ترین پرده اپرا به پایان میرسد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (I)

جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (I)

جولیا فیشر (Julia Fischer) در ۱۵ جولای ۱۹۸۳ در مونیخ آلمان و از پدر و مادری آلمانی-اسلواک متولد شد. مادرش ویرا فیشر (نام خانوادگی پدری: کرنکوا) از اقلیت آلمانی در اسلواکی بود که در سال ۱۹۷۲ از کوشیتسه (Kosice)، اسلواکی به جمهوری فدرال آلمان مهاجرت کرده بود. پدرش فرانک-مایکل فیشر ریاضیدانی بود که در شرق آلمان متولد شده بود و در همان سال ۱۹۷۲ از ساکسونیتوی شرقی به آلمان غربی نقل مکان کرد.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعه‌ی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبه‌ی عملی دیگری است که نقدگران می‌توانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلی‌ای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.
از اثر تا عمل موسیقایی (I)

از اثر تا عمل موسیقایی (I)

فلسفه‌ موسیقی از دهه ۱۹۸۰ پرجنب‌ و ‌جوش‌ترین و بارآورترین حوزه مطالعات فلسفه هنر بوده ‌است و نصیب ما از این‌همه؛ هیچ، دست‌کم تا چندی پیش. جز درایه‌ «فلسفه موسیقی» «دانشنامه استنفورد» که تاکنون سه‌بار به فارسی برگردان شده و پراکنده مقاله‌هایی همانند مقاله دوران ساز «لوینسون»، «یک اثر موسیقی چیست؟» بازتاب چندانی از آن اندیشه‌کاری‌ها در جامعه‌ فلسفه یا موسیقی ما نیست. اما اکنون «حسین یاسینی» مترجمی که انتخاب و کیفیت ترجمه‌ قبلی‌اش («درک و دریافت موسیقی») یکی از بهترین‌های معاصر و تاثیرگذارترین‌ها بر محیط‌های آموزشی است، یکی از پژوهش‌های فلسفه‌ موسیقی، «پدیدارشناسی موسیقی؛ بداهه گفت و شنود موسیقایی» «بروس الیس بنسن» را به فارسی برگردانده است. با اینحال انتخاب او این بار به قدر بار پیشین یکسر حسن نیست بلکه همزمان سرشته به نیک‌و‌بد است.
پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو

پیکاسو تنها یک نقاش حرفه ای نبود او کسی بود که از تکنیک های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میکرد. تکنیک هایی که تا آن روزگار هیچکس جرات استفاده از آنها را نداشت.
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

یک نگاه به جریان بالندگی و تکامل هنر در جوامع مختلفِ انسانی ما را به سوی چند اصل مهم در این حوزه راهنمایی می کند؛ آنها عبارت اند از:
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب نیز ازجمله کتاب‌های پژوهشی نشر خنیاگر است که به تحلیل آثار و سبک‌شناسی عارف قزوینی پرداخته و در تابستان ۱۳۹۶ توسط نشر خنیاگر منتشر شده است. این کتاب در اصل پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خانم راغب در رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی است که در سال ۱۳۹۲ با استادراهنمایی دکتر هومان اسعدی ارائه شده بود.
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت دوم

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت دوم

دان گریدی آهنگساز مجموعه ماجراهای جانی کوئست Jonny Quest- به برای آن کاندید جایزه تلویزیونی امی Emmy شد- انگلیسی جادویی Magic English (سریالی از کمپانی دیسنی)، چندین سریال و فیلم تلویزیونی دیگر دیسنی از جمله دو انیمیشن تلویزیونی دیو و دلبر Beauty And The Beast، داستانهای محبوب کریسمس Favorite Christmas Stories و موسیقی چندین بازی بر مبنای فیلمهای دیسنی از جمله پیترپن Peter Pan، پوکاهانتس Pocahontas است.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

«Musicology: the Key Concepts» نام کتابی است تاثیرگذار که نویسندگانش،«دیوید بیرد» (۶) و «کنت گلاگ» (۷)، اذعان کرده‌اند که: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.»(Beard &Gloag 2005: IX)
به یاد و احترام نواب صفا

به یاد و احترام نواب صفا

حکایت هشتاد سال زندگی در میان غزل و ترانه های ناب، در مجالی این چنین در چند صفحه و چند سطر نمی گنجد. چه می توان گفت در نگاهی گذرا از نسلی که به یکباره در شعر وادب و موسیقی خوش درخشید؟ چه می توان گفت از نسلی که درخشانترین چهره های شعر و موسیقی را در خود داشته و هر چه می نگری نغمه است و ترانه و ترّنم. نغمه هائی که در روح و جان مردم این سامان جای گرفته و سالیانی است بس دراز و دورکه عاشقانه این نغمه ها را واژگویه میکنند و می خوانند.