گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.

پرده ششم
این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.

رجز خوانی حر همراه با همراهی سازهای برنجی و تیمپانی آغاز میشود، تغییر ریتمها و ملودی ها تحرکت خاصی به این صحنه می بخشد و در نبود نمایش هم میتوان تشخیص داد که حر سوار بر اسب در حال رجز خوانی است. در میان قسمتهایی که حر میخواند، باز تم حر و مدلاسیونهایی از آن را میشنویم و نقش برجسته دو ترمپت که ملودی را با فواصل چهارم و پنج یکدیگر مینوازند که این تکنیک خود صلابتی خاص به کاراکتر حر میبخشد.

حر می خواند “نظر کن دمی ای شجاع زمان، زمانی بر این لشکر بیکران، که اینجا پی نام و ننگ آمدند، در این دشت از بحر جنگ آمدند” در حین خوانده شدن این قسمت توسط حر، در بخش همراهی صدای او، حرکتهایی از بادی چوبی ها شنیده میشود که پاساژهایی را لابه لای اصوات یکدیگر اجرا میکنند که فضای همهمه سپاه بی انتهای او را تداعی میکنند.

پس از این جمله که در ادامه تم مشهور حر در مایه دشتی اجرا میشود، مدلاسیونی به چهارگاه را میشنویم که هم نوازی گروه برنجی ها تصویری از دشتی بیکران با سپاهی بی انتها را مجسم میکنند، در این قسمت هم فواصل چهارم و پنجم بین ترمپت ها شنیده میشود که تنها ترمپت دو نقش بوجود آوردن این فواصل را به عهده دارد؛ در این لحظه ناگهان صدای قدرتمند عباس جو را به سمت خود تغییر میدهد، “به غیر از علی آن شه شیرزاد، شجاعی چو عباس مادر نزاد…”

لازم است برای نقش عباس حتما خواننده تنور ایرانی با حجم بالای صدا در نظر گرفته شود.

با پایان این صحنه که رویارویی حر و عباس بود، دوباره بازگشتی شنیده میشود از ایست روی فاصله ششم به درآمد.

حر درخواست بیعت را باز مطرح میکند و امام حسین نیز میخواند “چون کنم بیعت به فاسق این بود امری محال” و دعوت را رد میکند تا اینکه امام حسین خطاب به حر از او میخواهد تا ماموریت یزید را به خاطر آخرتش ترک کند “… از روز جزا تشویش کن” پس از این گفته، یکی از درخشان ترین بخشهای این اپرا را از نظر آهنگسازی میشنویم.

فضایی مملو از تشویش و اضطراب با استفاده از آکوردهای ساز پیانو با فواصل دیسونانس بر روی تم حر که توسط بادی برنجی ها با همراهی سازهای کوبه ای ارکستر بوجود می آید. پس از این تحول است که حر از جنگیدن با سپاه امام حسین سرباز میزند.

عمر به صحنه می آید و در دشتی میخواند “امروز عرش را به تزلزل در آورم…” ولی حر گویی در عالمی دیگر است و در نوا میخواند “کدام آیه گواه است بر قتال حسین؟! …” عمر شگفت زده با همراهی صدای رعب آور ارکستر که به صورت غیر تونال مینوازد میپرسد “بیان نما ای حر خجسته سیر، چرا تو حرب نکردی؟ بگو به آن سرور” ولی باز حر بدون توجه به عمر با خود زمزمه میکند “بروم عذر بخواهم ز حسین، طلب عفو نمیایم ز حسین”.

در این لحظه برادر حر وارد شده و در مایه شوشتری و بیداد می خواند و میپرسد “… تویی شجاع عرب بهر چیست لرزانی؟” حر پاسخ میدهد “مگر ز روز قیامت هیچ نمیدانی!” بی درنگ پاساژهای زهی ها را میشنویم که باز چهارگاه مینوازند و تنش بین حر و عمر را نشان میدهند ولی با یک آکورد باز مایه گردانی به دشتی صورت میگرد و عمر میخواند “حرب ما ای حر دم دیگر مشخص میشود، پیکرت در خاک و خون آن لحظه غلتان میشود” و حر پاسخ میدهد “رتبه ما و تو در محشر مشخص میشود، داوری در نزد پیغمبر مشخص میشود” به همین شکل دیالوگ عمر و حر ادامه میابد… حر باز با خود در مایه اصفهان میخواند “مگر نه عهد نمودم به خالق یکتا، به راه دوست دهم جان ز روی رضا…”

عبدی در این اپرا به صورت ماهرانه به صورت مداوم به تغییر مد میپردازد و به روش های مختلف تغییر تنالیته میدهد، گاهی بوسیله آکوردها و گاهی بوسیله روشهای مدلاسیون ملودیک.

در ادامه حر و برادرش همصدا علیه یزید ندا سر میدهند… پس از این صحنه ناگهان سکوتی حکم فرما میشود که در پس آکورد ویبرافون که به صورت یک امضا در کارهای مختلف عبدی برای تغییر اتمسفر استفاده شده، شنیده میشود… کرانگله با جملاتی ما را در مایه دشتی برده و ناگهان صدای گروه کر با دوئتی از گروه سوپرانو ها و آلتو ها یکی از تراژیک ترین بخشهای این اپرا را با حزون بی حدی زمزمه میکنند “مژده بادت به جهان ای حر پاکیزه سرشت…”

مجموعه کرالی در این قسمت (و همینطور تکرار همین ملودی را با کر در پرده بعدی) میشنویم که در واقع ندایی آسمانی است به حر یا به عبارتی صدای فرشتگان است.

گاهی وجود تضادها در موسیقی نگاه ما را به اثر چند بعدی میکند، مثلا بسیار شنیده ایم آکوردهای مینور را روی گام ماژور یا آکوردهای ماژور روی مایه دشتی… این تضادها به شرطی که به جا به کار برده شوند میتوانند تاثیر گذاری اثر را دو چندان کنند. در این قسمت ما میشنویم که فرشتگان مژده زندگی بهتر و شادمانی پس از شهادت را در دنیایی دیگر میدهند ولی آکوردها و ملودی شاید غمگین ترین موسیقی بشری را مینوازند، این تضاد ذهن شنونده را به چالش میکشد؛ آیا این ندای داستانی اساطیریست که قهرمانان را به کام مرگ میبرد؟ یا … این موسیقی کرال توانایی چند بعدی شدن و عمق بخشی به لیبرتو را به خوبی نشان میدهد.

باز تم حر با اجرای با شکوه و قدرتمند برنجی ها سکوت را میشکند و حر میخواند “… میروم تا که مرا نامه تقدیر نوشت” با تم حر این طولانی ترین پرده اپرا به پایان میرسد.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است