نگاهی به اپرای عاشورا (V)

بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
پرده هفتم
صدای خوف انگیز بادی چوبی ها با فاصله چند اکتاو از باسها، خبر از ورود ما به دربار یزید میدهد. یزید به عمر ابن سعد، دستور حمله به کاروان حسین میدهد و سلطنت بعد از این پیروزی… عمر هم میخواند “چه کردی ای امیر از مرحمت این لحظه سر دارم، ز اولاد علی یک تن به عالم زنده نگذارم…”

پاساژهای زیر صدا به شکل نامنظمی حرکت میکنند و فضای شیطانی آن صحنه را دوچندان میکنند.

در این هنگام، شمر مست به صحنه می آید و میخواند “… عیش آن زمان خوش است که عباس نامور دست از تنش فتد ز صف کارزار شمر…” صدای گلوکن اشپیل به شکل هوشمندانه ای تخیلات شمر را که در این لیبرتو، شخصیت دو گانه شاعر معاب و خونریز را به صورت همزمان دارد، با نواختن پاساژی نشان میدهد؛ همین یک جمله میتواند توانایی تصویر سازی عبدی را به خوبی به نمایش بگذارد که میتواند با فقط ۸ نت روحیات متناقض یک کاراکتر را تصویرسازی کند.

یک پاساژ سریع، پرده ای در این پرده میگشاید “نامه ای آورده ام از حر آن امیر پرتوان”، صدای حر، گویی با خوانش نامه شنیده میشود “…این کار نیست در خور ما و سپاه ما، بازیچه نیست جنگ به اولاد مصطفی” این قسمت در دستگاه همایون است و با شیوه ملودی سازی موسیقی زورخانه ای ساخته شده که تضاد ذهنی حر و یزیدیان را دو چندان نشان دهد.

یزید با فریاد و خشم میخواهد خواندن نامه قطع شود و در حالی که از خشم در خود میسوزد حر را از شمار یارانش جدا کرده و فرمان جنگ میدهد… همراهی ارکستر در این بخش نیز بسیار همگون با فضا نوشته شده و اوج گیری خشم یزید را به خوبی نشان میدهد.

پس از فرمان یزید، ترمبون و ترمپتها به همراهی پرکاشن ها همچون شیپور جنگی میغرند…

پرده هشتم
با فضایی پر از تشویش آغاز میشود، در این لحظات شمر و عمرابن سعد در حال تقسیم کار جنگ به شکلی کاملا ددمنشانه هستند “خرد کردن بدنش از سم اسبان با تو، کارش اندختن اندر دل میدان با من” … در این قسمت، موسیقی همراهی کننده را شبیه به همان صحنه دربار یزید میشنویم در حالی که ملودی آواز تغییر کرده است. با پایان این تقسیم وحشیانه وظایف، تریل های زهی ها تشویش را دوچندان میکند، سپاه یزید با هم میخوانند و با نوای چهارگاه به میدان جنگ میروند.

شمر و حر در مقابل هم قرار میگیرند، شمر برای آخرین بار وعده های یزید برای سلطنت شهرهای ایران را به حر میدهد و حر پاسخ میدهد “کجا عاقل فروش باغ جنت را به ملک ری” در این قسمت دو خواننده با دو استیل متفاوت ایرانی (حر) و کلاسیک غربی (شمر) با هم به جدال کلامی میپردازند البته خواننده شمر همچون سنت تعزیه که نقشهای منفی اشت و لوم به صورت رچیتاتیو میخواند و همچون خواننده نقش حر، گام مورد استفاده او قابل تشخیص نیست.

حر در گوشه بیداد میخواند “یا صاحب ذوالفقار وقت مدد است…” ریتم به صورت آچلراندو تحرک بیشتری می یابد و تصویری از درگیری و گرد و خاک میدان جنگ را بوجود می آورد… ناگهان همهمه خاموش میشود…

لیبرتو میگوید، حر به زمین افتاده “شکر له لله که ز غم شاد شدم، بندگی کردم و آزاد شدم” در همین مایه (دشتی) باز صدای فرشتگان همچون پرده ششم باز میگردد، فرشتگان حر را با نوای خود از صحنه خارج میکنند.



جنگ ادامه دارد، همچنان ارکستر با افه های موسیقی مدرن فضای حراس آور و شیطانی جنگ را تصویر سازی میکنند؛ در این بخش موسیقی بدون کلام مخصوص اجرای صحنه ای اپرا شنیده میشود. محتشم میخواند، تصویر سازی روی صدایش دشتی از کشته شدگان را تصویر سازی میکند که اتفاقا مایه آن هم دشتی است؛ در این قسمت جمله هایی از آواز محتشم را کلارینتها پاسخ میدهند ولی در این میان با نوانس پیانو زمزمه ای از یک ترمپت شنیده میشود که در بین همهمه ارکستر به گوش میرسد، چیزی شبیه به شیپور لشکری شکست خورده را تداعی میکند! این حس را عبدی به طرز هوشمندانه ای با به کار گیری نت هایی خارج از فواصل دشتی لا بوجود می آورد.

در این میان کدهایی از قسمتهای مختلف اپرا را هم میشنویم ولی به صورتی دفرمه شده. این ترفندهای آهنگسازی، اپرای عاشورا را به عنوان یکی از برجسته ترین آثار حوزه آهنگسازی معاصر مطرح میکند.

پرده نهم
باز موسیقی آشنای پرده دوم شنیده میشود، بارگاه یزید و موسیقی مجلس کیف! جشن پیروزی برپاست و گروه سوپرانو کر میخواند “این زمان شد موسم جشن و سرور…” عمر ابن سعد میخواند “… فرودین گر عید نوروز است بر اهل عجم، کربلا ما را به از نوروز، این بگویم بر یقین” … درباریان همه از پیروزی میگویند ولی آکوردها کم کم با تغییر مد، شنونده را با چهره ای سیاه از این مجلس پر از شادی رهنمون میکنند…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب «نت و تجزیه‌ و تحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه» منتشر شد

انتشارات نارون، کتاب «نت و تجزیه‌وتحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه»، با نت‌نگاری و تجزیه تحلیل مازیار کنعانی و ویرایش و اجرای فایل صوتی حمیدرضا حسن‌پور منتشر کرد. در این کتاب یکی از پیچیده ترین و تکنیکی ترین تکنوازی های تار یحیی زرپنجه، آنالیز و نت نویسی شده است.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

از روزهای گذشته…

افسانه آدمکهای چوبی در معبد

افسانه آدمکهای چوبی در معبد

معبد ، و آدمک ها به دور آن در رقص ، و معبد بر زمین استوار و سر به فلک کشیده ، و زمین که معبد بر آن بنا شده است (۱). که حضور معبد آشکارش ساخته است . که از زمین های دیگر متمایزش کند و از فراموشی نجاتش بخشد . آدمک ، آدمک ، به شادیانه این حضور و آشکارگی در وجد وسماع آمده اند . در این میان بوی دود ، دود عود است که به مشام ، نه ، که به گوش میرسد ، بوی قربان که در فضا میپیچد . بوی گوشت و گیاه سوخته که راه خود را میجوید تا گوشها . چرا که در این افسانه همه چیز برای نیوشیدن است . مگر نه آنکه همه افسانه ها چنین اند .
تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

در شماره قبل گفتیم که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود یعنی اگر این نت “فای دیاپازون” بود، این نی را “فا کوک” می نامیم و به همین ترتیب تمامی نی ها به این صورت نامگذاری می شوند. با این حال می بایست پذیرفت که نامگذاری بر اساس این نوع انگشت گذاری هیچگونه مطابقتی با اصول سازشناسی نداشته و اگر قرار است انگشت گذاری ملاک قرارگیرد، بهتر است حالت دست بسته یعنی حالتی که تمام سوراخها را گرفته ایم (طبق نظر دکتر حسین عمومی) مبنای نامگذاری گردد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

برای این موضوع یک قرینه‌ی روشن در خود کتاب هست؛ مدخل «فلسفه و موسیقی». در حالی که اکثر درایه‌ها شرحی حداکثر در حدود چند صفحه دارند شرح این یکی ۳۲ صفحه به درازا کشیده است. علت به گمان من این است که بابک احمدی در فلسفه متخصص است و درست به همین دلیل بسیاری از متن‌های فلسفی مرتبط با موسیقی و موسیقی‌شناسی را به خوبی می‌شناخته و توضیح‌شان داده است.
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟
تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

استاد همایی در پایان خیامی‏نامه، متن عربی چهار صفحه‏ای منسوب به خیام را از روی نسخه‏ موجود در ترکیه به چاپ رسانیده و احتمال داده است که این چند صفحه، یک فصل یا صفحاتی از شرح خیام بر «کتاب موسیقی» اقلیدس باشد که به دست ما رسیده است.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

اما به غیر از این موضوع در فصلی از کتاب در خصوص ریتم و ارتباطش با افاعیل و اوزان عروضی نکات جالبی مطرح شده است. در متن کتاب، نویسنده به یادداشتی که استاد فقید علی تجویدی در تقدیمیه‌ی کتاب خود «موسیقی ایرانی» به وی نوشته اشاره می‌کند که مرحوم تجویدی کتاب خود را «حاصل یک عمر تلاش عاشقانه» خوانده است. بی‌شک این کتاب فرهاد فخرالدینی نیز اینگونه است و به رشته‌ی تحریر درآمدن این کتاب به جهت اینکه ما و آیندگان بدانند که این استاد چه تلقی‌ای از محتوای موسیقی ایرانی داشته، رخداد مهمی‌ست و بی‌تردید نوشته شدن این کتاب از نوشته‌نشدن‌اش بهتر بوده است.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (II)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (II)

فرض اولیه برای تحقیق در میکروریتم این است که ما ریتم ها را آنگونه که در فرم نت نویسی استاندارد نوشته می شوند نمی توانیم اجرا کنیم. به علاوه، انحراف از مقادیر ریاضی ساده و دقیق نت نویسی به دو دسته تقسیم می شود، اولا اختلافات تصادفی که به دلیل نقص نوازنده یا نقص ساز است و اختلافات سیستماتیک که از لحاظ نوع یا حس ریتمیک حائز اهمیت هستند. در چنین تحقیقی، ممکن است به سطوح ریتمیک مختلفی اشاره شود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

مجموع این رویداد بر روح بس حساس راخمانینوف جوان تاثیر بسیار ناگواری بر جای گذاشت و او را چنان دستخوش ناامیدی و سرخوردگی وحشتناکی کرد که تا دو سال نتوانست از آسیب آن بر کنار بماند. سرانجام دوستانش او را وادار ساختند به نزد دکتر “نیکولای دال” که یکی از پیشروان و متخصصان به نام در رشته روانشناسی و تلقین به نفس بود برود، به امید آنکه درمان شود.
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

در انتخاب قطعات ارکستر نیز به اعتقاد ما، کفه ترازو،” ناعادلانه ” به سمت موسیقی ملی متمایل نشده، بلکه این تمایل، حاصل خط مشی “ملی” این ارکستر به طور کلی و نیم نگاهی به موسیقی کلاسیک به صورت ضمنی است و این حق دموکراتیک هر گروه هنری است که راه خود را بر طبق یک مرام نامه مشخص و بدون در نظر گرفتن سلیقه دیگر افراد انتخاب کند و این ارتباطی به عدالت یا بی عدالتی نخواهد داشت.
روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

روش سوزوکی (قسمت شانزدهم)

بعد از نیمی از سال امتحانات پایان تحصیلی در کنسرواتوار پاریس برگزار شد. کوجی در نهایت تعجب در عرض شش ماه فارغ التحصیل شد! هر کسی که بتواند در این مدت کوتاه از چنین کنسرواتوار معروف و مطرحی درسش را به بایان برساند، دچار شعف و شادی عظیمی میشود ولی برای کوجی این موفقیت اهمیتی نداشت. این برایش اهمیت بسیار داشت که هرچه زودتر بتواند شاگرد انسکو بشود که همینطور هم شد، او تا زمان مرگ انسکو (که دو سال شد) کوجی شاگردش بود.