سان را و فلسفه کیهانی (V)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
بلاونتِ افسرده در ژانویه ۱۹۴۳ از زندان آلاباما در واکر کانتی، جاسپر نامه ای به United States Marshals Service نوشت که در آن از ضعف عصبی ناشی از فشارهای زندان، تمایل به خودکشی و ترس مدام خودا ز مورد تجاوز قرار گرفتن نوشته بود. سرانجام با مورد او موافقت شد و در ژانویه ۱۹۴۳ تا پنسیلوانیا اسکورت شد.

به او اجازه داده شد که روزها به امور جنگلداری بپردازد و شب ها به اجرای پیانو. روانپزشک های زندان بلاونت را اینگونه توصیف کردند «شخصیتی روانی با انحرافات جنسی اما سیاهپوستی روشنفکر و تحصیل کرده».

بلاونت در مارس ۱۹۴۳ به دلیل بیماری فتق از سربازی معاف شد. او با تجربه ها و اوقاتی تلخ به بیرمنگام بازگشت. دوباره گروهی تشکیل داد و به صورت حرفه ای به اجرا پرداخت. با درگذشت خاله مادرش در سال ۱۹۴۵ بلاونت دیگر دلیلی برای ماندن در بیرمنگام نمی دید. در نتیجه گروه را منحل کرد و همراه با موج آفریقایی-آمریکایی های جنوب آمریکا که در طی و پس از جنگ جهانی دوم به شیکاگو نقل مکان کردند به آنجا رفت.

سال های زندگی در شیکاگو (۱۹۴۵-۱۹۶۱)

بلاونت خیلی زود توانست در شیکاگو کار پیدا کند. همکاری او با وینونی هریس (Wynonie Harris)، خواننده بلوز، اهمیت زیادی داشت زیرا با هریس بود که بلاونت نخستین آثارش که دو اثر تک قطعه ای بود را ضبط کرد. این دو اثر “Dig This Boogie/Lightning Struck the Poorhouse” و “My Baby’s Barrelhouse”/”Drinking By Myself” بودند. “Dig This Boogie” اولین تکنوازی پیانوی بلاونت بود که ضبط شد. او همچنین با گروه محلی و موفق Lil Green همکاری کرد و چندین ماه نیز در استریپ کلاب های شهر کلیمت به اجرای موسیقی bump-and-grind پرداخت.

بلاونت در ماه اوت سال ۱۹۴۶ برای مدتی طولانی در باند Club DeLisa به رهبری و با آهنگسازی فلچر هندرسون (Fletcher Henderson) مشغول به کار شد. مدت ها بود که بلاونت هندرسون را تحسین می کرد اما زمانی که با او شروع به همکاری کرد هندرسون داشت بخت و اقبال خود را بیشتر به خاطر عدم ثباتش از دست می داد (موزیسین های گروهش اکنون نوازندگان متوسطی بودند در حالیکه در گذشته ستاره های خوبی را به کار گمارده بود).

هنرسون بلاونت را به عنوان پیانیست و تنظیم کننده و به جای مارل یانگ (Marl Young) استخدام کرد. تنظیم های او در ابتدا نمایانگر حدی از تأثیرپذیری از موسیقی بیپاپ بود. هرچند هندرسون موسیقی جدید را تشویق می کرد اما اعضای گروه در برابر آن مقاومت می کردند.

بلاونت در سال ۱۹۴۸ مدت کوتاهی در گروه سه نفره ای به اجرا پرداخت. اعضای این گروه عبارت بودند از کولمن هاوکینز (Coleman Hawkins)، ساکسیفونیست و استاف اسمیت (Stuff Smith)، ویولونیست که هر دو از موزیسین های برجسته دوره سوئینگ بودند.

هیچ دیسکی از اجرای این گروه در دست نیست. اما دوئتی از بلاونت-اسمیت وجود دارد که در خانه ضبط شده است و به نظر می آید که در سال ۱۹۴۸ یا ۱۹۴۹ ضبط شده باشد. این قطعه را می توان در Sound Sun Pleasure یافت. همچنین یکی از قطعه های سان را که اواخر عمر او ضبط شده بودند نیز در Tribute to Stuff Smith از بیلی بنگ (Billy Bang)، ویولونیست، مورد استفاده قرار گرفته است.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

    You have shed a ray of snsuihne into the forum. Thanks!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (III)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (III)

صداقت کیش ادامه داد: اولین چیزی که به خصوص در تلقی یونانی از دراما با آن مواجه می‌شویم این است که کنش معطوف به میمسیس یا ترجمه عربی بعدی‌اش محاکات یا ترجمه کمی امروزی‌تر و با دقت کم‌ترش، بازنمود است. این چیست؟ وقتی ما از محاکات یک کنش صحبت می‌کنیم یعنی کنش الف تاثیری بر مخاطب بگذارد، تاکید می‌کنم که نه کنش لزوما کنش هنری است و نه مخاطب لزوما مخاطب اثر هنری، که دست‌کم تا حدی مشابه تاثیری باشد که کنش واقعی ب بر مخاطب می‌گذارد.
انیمال

انیمال

در اوایل دهه ۱۹۶۰ یکی از محبوبترین و با اهمیت ترین گروههای R’nB انگلستان یعنی Animals توسط Eric Burdon شکل گرفت. طبق نظر مجله Rolling Stone این گروه دومین گروه تاثیر گذار موسیقی R’nB انگلستان است. اعضای این گروه در اوایل دهه ۱۹۶۰ در شهر New Castle تحت عنوان Kansas City Five گرد هم آمدند.
خلق آهنگ دریا

خلق آهنگ دریا

دبوسی، سیبلیوس و بریت همگی سعی کردند اقیانوس را وارد موسیقی خود کنند. زمان آن رسیده است که به سودمندی این قطعه ها که از آبریزگاه برآمده اند نگاه کنیم. منظره ای بین زمین مسطح ارکنی و صخره های هوی را در نظر بگیرید. ایستاده اید و به یکی از دراماتیک ترین مناظر دریایی انگلستان نگاه می کنید. در این سحرگاه گرگ و میش عجیب، زمانی که هنوز هوا نیمه تاریک و نیمه روشن بود در وسط باد و باران که جزر و مد پرخروش به سرعت در باد می تاخت و طغیان می کرد، مواجه شدن با طبیعت این جزیره حس عجیبی را القا می نمود.
وداع با آقای فاگوت

وداع با آقای فاگوت

۴۰ روز پیش بهمن پورقناد نوازنده فاگوت و مدیر سابق ارکستر سمفونیک تهران و اپرای تهران پس از یک دوره دراز مدت بیماری درگذشت.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار گفت: او در بهار با من رقصید. من احساس می کردم که او رو به راه نیست اما در نگاه اول متوجه نشدم که اوضاع از چه قرار است. او همیشه صبر می کرد تا من وارد قفس شوم و سپس کف آن می نشست انگار که می خواهد برای خود لانه ای بسازد. من با خودم گفتم: خب چرا این کار را نکند؟ روز بعد او را بر روی شاخه ای دیدم در حالی که با تکه ای از شاخه در جنگ بود. او شاخه را با خود حمل کرده و سعی می کرد از در قفس آن را داخل کند. در آخر، موفق به داخل کردن شاخه در قفس شد و از خستگی روی زمین افتاد و نگاهش را به من دوخت. مانده بودم که چه می خواهد بکند.
گفتگو با تیبو (I)

گفتگو با تیبو (I)

ژاک تیبو (Jacques Thibaud)ویولونیستی است که موفق شده با استعداد خود به عنوان یک نوارنده تفسیرگر دوستان و تحسین کنندگان فراوانی را در ایالات متحده آمریکا به خود جذب کند. او در واقع یکی از نمایندگان برجسته مکتب فرانسوی مدرن ویولون نوازی است. او از بیست سالگی به سبک نوازندگی خاص خود دست یافته است. تیبو از پست خود به عنوان کنسرت مستر در ارکستر کلون (Colonne orchestra) استعفا داد تا استعداد خود را صرفا وقف صحنه کنسرت نماید. حتی در سنین جوانی نیز تکنیک او در منابع بسیار موثق مورد تمجید قرار گرفته است. به عنوان مثال در ویرایش آخر کتاب Musik-Lexicon از هوگو ریمن (Hugo Riemann) که نیز در سال ۱۹۱۵ چاپ شد درباره تکنیک تیبو اینگونه آمده است که: «تکنیک او در تمامی جنبه ها به خوبی پیشرفت کرده و شیوه تفسیر او آتشین و شاعرانه است.»
گفتگو با جیمز دپریست (IV)

گفتگو با جیمز دپریست (IV)

از تجارت دوری کنند! مقدار کار زیاد نیست حتی برای ما که سالهاست در آن قرار داریم. واقعا نمی توان به جوانها توصیه ای کرد. اگر بتوانید، آنها دیگر نباید رهبر شوند! من موسیقی دانان فوق العاده با استعدادی را دیده ام که رهبری می کنند اما کار دشوار، پیدا کردن ارکستری است که بتوانند به همراه آن کارهای خوبی ارائه دهند و پایه های حرفه ای خود را بسازند.
گروه کر شهر تهران با آوای آذری

گروه کر شهر تهران با آوای آذری

نام مهدی قاسمی در پایتخت ایران به عنوان پرکارترین و جدی ترین رهبر کر و همچنین پیگیرترین هنرمند این رشته (چه در تربیت خواننده کر و چه در اجرا) شناخته میشود.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

در ارتباط با مطلب اخیر، لازم است به موضوعی که تا حدودی دارای اشتراک با آن است پرداخته‌شود. انتخاب روشِ آوانگاری فنمیک و فنتیک به این‌که آوانگارْ خودیِ آن فرهنگ باشد یا نباشد وابستگی قطعی ندارد، بلکه به مقصود و نوع ارتباطِ آوانگار با آن موسیقی مرتبط است. آوانگاری‌های فنتیکِ بلابارتوک، نمونه‌ی تلاشِ یک فردِ خودیِ فرهنگی در جهت رسیدن به توصیفی کامل از موسیقی‌اش به منظور حفظِ هرآنچه از آن موسیقی می‌شنید بود (نتل ۱۳۹۲: ۱۵۴)، یا به عنوان مثال دیگر، از آوانگاری‌های محمد‌تقی مسعودیه از گونه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در کتابش با عنوانِ مبانی اتنوموزیکولوژی می توان نام برد. از طرف دیگر، نتل(۱۳۶۵: ۸۷) آوانگاری‌های جرج هرتسگ را یکی از بهترین آوانگاری‌های فنمیک معرفی می‌کند.
فواصل خنثی یا میانه (I)

فواصل خنثی یا میانه (I)

دنیای اطراف ما مملو ازصداهایی با فرکانسهای مختلف هستند که به شرط قرار گرفتن درمحدوده شنیداری ۲۰-۲۰۰۰۰ HZ قابل درک می باشند. انسان در این دنیای پرازصدا ودرطول تاریخ فرکانسهایی را ازمحدوده شنیداری انتخاب کرد تا فاصله موسیقایی ایجاد و به بیانی ملودیک دست یابد. فلوتهای استخوانی باقی مانده ازهزاران سال پیش مؤید این مطلب اند. با گذشت قرنها بشر متوجه مفهومی به نام سیستم کوک شد. سیستم کوک روشی است که تئوریسین یا نوازنده به وسیله آن مشخص می کند چه فواصلی را برای اشل صوتی خود انتخاب کند. (Alves 2013:10)