گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (II)

در مقایسه با گفتار، لازم به یاد آورى است که به هنگام گفتار هر جمله یا هر واژه یا هر هجائى داراى حدودى از ارتفاع صورت (زیر یا بمى) است. در واقع هیچ یک از بخش‏هاى یک بافت گفتار طبیعى انسان، بدون استفاده از آهنگ کلام نمى‏تواند باشد.آهنگ گفتار شامل زیر و بمى صورت بنیادین است که از تارهاى صوتى حنجره (تار آواها) ایجاد مى‏شود و این خود نوعى موسیقى محسوب مى‏شود. (۴)

در مقایسه با گفتار، لازم به یاد آورى است که به هنگام گفتار هر جمله یا هر واژه یا هر هجائى داراى حدودى از ارتفاع صورت (زیر یا بمى) است. در واقع هیچ یک از بخش‏هاى یک بافت گفتار طبیعى انسان، بدون استفاده از آهنگ کلام نمى‏تواند باشد.آهنگ گفتار شامل زیر و بمى صورت بنیادین است که از تارهاى صوتى حنجره (تار آواها) ایجاد مى‏شود و این خود نوعى موسیقى محسوب مى‏شود. (۴)

در جریان گفتار یا خواندن یک قطعه نثر یا شعر، بر اثر همخوانى و همسرائى زن و مرد ملاحظه مى‏شود که بسامد صوت بنیادین صداى زن، دو برابر صداى مرد است. این صوت بنیادى که بر اثر ارتعاش تار آواها تولید مى‏شود، در هنگام تولید صوت‏ها و صامت‏ها و صامت‏هاى واگ‏دار گفتار بگوش میرسد.

این فاصله یا بعد را که فاصله اکتاو خواندیم، در موسیقى قدیم «ذوالکل» مى‏نامیدند و در کتابهاى ابو اسحاق کندى و فارابى و ابن سینا و دیگران نیز به همین نام آمده است. این فاصله طبیعى‏ترین و مطبوع‏ترین فاصله‏ها مى‏باشد. بقیه صوتها بین این دو صدا یعنى صداى اوّل و آخر فاصله اکتاو (هنگام) در موسیقى به صورت تدریجى و متصل به هم، بکار نمیروند و تمام صوت‏هاى موجود در محدوده اکتاو (هنگام) کاربرد موسیقایى ندارد، بلکه فقط معدودى صوتهاى معین به صورت غیر پیوسته قرار دادى، پله به پله در موسیقى مطرح مى‏باشد. فاصله اکتاو برحسب واحد موسیقایى سنت به ۱۲۰۰ (سنت) تقسیم مى‏شود، برحسب پله‏هاى بین فاصله اکتاو است که بقیه فاصله‏ها تقسیم‏بندى شده و در اجراى موسیقى مورد استفاده قرار مى‏گیرد.

ابو نصر فارابى در کتاب موسیقى کبیر، کامل‏ترین فاصله‏ها را از نظر همخوانى و خوش آهنگى، فاصله ذو الکل (اکتاو) میداند و بعد از آن به ترتیب فاصله پنجم (ذو الخمس) و فاصله چهارم (ذو الاربع) را مطبوع و خوش آهنگ دانسته است.

قدما براى ثبت نت‏ها یا نغمه‏هاى حاصله از پرده‏هاى ساز، برحسب تقسیم بندى طول تار (وتر) از حروف الفباء استفاده مى‏کردند. این شیوه در دوران باستان توسط هندوان و یونانیان بکار مى‏رفته است. آنها نغمه‏ها و فاصله‏هاى دانگ (ذو الاربع) را با حروف الفبا نشان مى‏دادند. اصول گام موسیقى در بین اقوام آریائى بیشتر بر ذو الاربع یا دانگ (چهار صوت با فواصل معین) قرار داشته است.

دانگ در موسیقى ایران نیز داراى اهمیّت بوده است، در نظام موسیقى هفت دستگاه قرن اخیر ایران نیز دانگ از اهمیّت ویژه‏اى برخوردار است. در بین اصلاحات موسیقى غرب، گام نقش مهمى ایفا مى‏کند {این مورد با این قوت در موسیقی ایرانی} در حال حاضر وجود ندارد، در صورتى که در موسیقى غرب گام نقش مهمى ایفا مى‏کند. در حال حاضر نیز اکثر نوازندگان و اجرا کنندگان موسیقى سنتى ایرانى اطلاعى از گام ندارند.

آهنگ‏ها و ملودى‏هاى موسیقى هفت دستگاه ایرانى، معمولا در محدوده فاصله ساختارى چهارم و به ندرت پنجم حرکت مى‏کند، به این ترتیب که دو حّد این فاصله یعنى نت‏هاى بالا و پائین آن، قطب‏هاى اصلى حوزه تحرک ملودى را تشکیل مى‏دهد. گسترش فضاى تنال همراه است با ترکیب دو یا چند فاصله ساختارى چهارم متصل یا منفصل یا درهم ادغام شده که آن فضاى تنال دستگاه موسیقى یا زیر مجموعه دستگاه (آواز یا گوشه) را تداعى مى‏کند.


پی نوشت:


۴- ساسان سپنتا، آواشناسى فیزیکى زبان فارسى، اصفهان ۱۳۷۷، ه ش:صص ۱۰۸-۱۱۴.

ساسان سپنتا

۱ نظر

بیشتر بحث شده است