یک آلبوم پیانوی سولو

بهداد بهرامی
بهداد بهرامی
آلبوم “آخرین لبخند تو” با آهنگسازی بهداد بهرامی و نوازندگی پیانوی رضا تاجبخش به صورت آلبوم mp3 در سایت آی تیونز منتشر شد. این آلبوم دربردارنده ۱۲ قطعه تکنوازی پیانو در سبکهای لایت کلاسیک و جز است. نیما قهرمانی، منقد موسیقی، در مقاله ای به بررسی این اثر پرداخته که در ادامه می خوانید:

آلبوم پیانوی سولوی بهداد بهرامی، آخرین لبخند تو، یکی از آن مجموعههایی است که گوش دادن به آن، احساس دوگانهای از شادی و دریغ را در شنوندۀ حرفهای موسیقی برمیانگیزد.

شادی از هنوز ساخته و پخش شدن این نوع آثار و دریغ به این دلیل که سالهاست به ندرت شاهد منتشر شدن چنین آثاری در بازار آشفتۀ موسیقی ایرانی هستیم و در زمانهای که هر روز سیل آلبومها و ترانههای ریز و درشت پاپ – که متاسفانه اکثر آنها از حداقل استانداردهای موسیقایی نیز بیبهرهاند- بی وقفه منتشر میشوند، آثار جدی و بی کلامی از نوع این آلبوم، در صورت انتشار هم در میان هیاهوی ابتذال موجود در بازار فرصت عرض اندام نمییابند و به راحتی فراموش میشوند.

این موضوع، به خصوص در مورد آلبومهایی از جنس «آخرین لبخند تو» حسرتبرانگیز و تاسف بار است. زیرا این آلبوم، اثری است که – در صورت معرفی و پخش درست و درخور – شنیدنش، نه فقط برای مخاطبان خاص و حرفهای موسیقی که برای عامۀ مردم نیز میتواند لذتبخش و جالبتوجه باشد.

اولین نکتهای که با نگاهی کلی به قطعات آلبوم جلب نظر میکند، ساختار کاملاً ملودیک قطعات است. تمام قطعههای این آلبوم، بدون استثنا، از رشته ملودیهای به هم پیوستهای تشکیل شده که مجموعۀ چند خط متفاوت آنها، در نهایت یک قطعه را به وجود میآورند و نکتۀ جالب اینجاست که، برخلاف بسیاری از آلبومهای سولو و تکساز که در آنها تنها بخش محدودی – غالباً در قسمتهای آغازین هر قطعه – به ملودی اختصاص دارد و بقیۀ بخشهای قطعه، معمولاً دربردارندۀ قدرتنماییهای تکنیکی آهنگساز و نوازنده است، در این آلبوم، ساختار ملودیک، تقریباً در تمام بخشها و قطعههای کار جریان دارد که این، گوش دادن به قطعهها را به خصوص برای عامۀ مخاطبان که شاید با موسیقی به طور حرفهای و به لحاظ تکنیکی آشنایی نداشته باشند، لذتبخش و دلپذیر میکند.

جنس ملودیهای به کار رفته در این آلبوم هم کاملاً شایستۀ صفت بسیار معروف «سهل و ممتنع»است. ملودیهایی دلنشین و به یادماندنی، (از آن نوع که بسیاری از آنها را با یکی دو بار گوش دادن میتوان به خاطر سپرد و زمزمه کرد) که اما بر خلاف ساختار و صدادهی «به ظاهر»سادهشان، آثاری کاملاً تکنیکی و با ساختار هارمونیکِ به غایت دقیق و حسابشده هستند که نشان از دانش و درک صحیح آهنگساز، در زمینۀ تئوریک و علمی موسیقی دارند و این نکته، بخصوص در قطعههایی – به عنوان مثال قطعۀ «خاکستر زمان»- که در آنها آهنگساز با افزودن آکوردها و هارمونی جز و بلوز و تلفیق آن با گام ماژور معمولی، رنگ و بوی متفاوت و دلپذیری به قطعه بخشیده جلب نظر میکند.

مهمتر اینکه این تلفیق، به درستی و در جهت صدادهی و حال و هوای کلی قطعهها انجام گرفته و به نوعی در تار و پود کار تنیده شده و لطمهای به یکدستی ساختار کلی اثر وارد نیاورده است. نکتهای که در بسیاری از موارد، یکی از آفتهای اصلی آثار تلفیقی ایرانی به شمار میرود.

اما در شکل اجرا و نیز تنظیم قطعات، نکتههای کوچکی وجود دارند که به نظر من، رعایت آنها میتوانست در جهت بهبود کیفیت کار تا حدی موثر باشد. از لحاظ نوازندگی، کار رضا تاجبخش که یکی از نوازندههای شناختهشده و معتبر پیانوی ایران است، در این آلبوم هم قابل قبول و شنیدنی است. اما به نظر میرسد که در بعضی موارد، پایین گرفتن بیش از حد تمپوی قطعات و نیز نواختن با ضرب تقریباً آزاد (freely) قطعه، کمی خسته کننده از کار در آمده و این موضوع، در مورد قطعههایی مانند قطعۀ «از پلههایی که بالا نرفتهام» و «گام های سرد» که قطعات حسیتر و به خودی خود آرامتری هستند، بیشتر به چشم میآید و در این موارد، گاه جای خالی تنظیمهای پر و پیمانتری که جایگزین این نقیصه باشند، احساس میشود.

البته تنظیمهای آهنگساز، به فراخور حال و هوای کلی مجموعه و نیز همان خصیصۀ بارز ملودیک بودن قطعات، تنظیمهای شلوغ و متکی بر قدرتنماییهای تکنیکی نوازندگی نیستند و بیشتر برپایۀ ایجاد یک بستر و پسزمینۀ معقول هارمونیک برای بهتر جلوه کردن ملودیها و به طور کلی هنر «آهنگسازی» استوارند. اما در مورد این قطعات، شاید بهتر آن بود که یا قطعهها با ریتم و سرعت بیشتر و «قویتری» نواخته میشدند و یا در صورت اصرار بر این نوع صدادهی آرام، از طریق تمهیدات دیگری مانند تنظیمهای پر شاخ و برگتر دست چپ پیانو و یا رنگآمیزی قسمتهایی از قطعهها با یکی دو ساز محدود – به عنوان مثال فلوت یا ویولونسل و… – و افزودن خطوط هارمونیک متنوعتر به قطعه از طریق این سازها، رنگ و بوی بهتر و اقناعکنندهتری به آنها داده میشد.

اما به هر حال اینها مسائلی کم و بیش سلیقهای هستند و این آلبوم، در همین شکل فعلی نیز، کار حرفهای، شستهرفته و معقولی است که شنوندۀ علاقمند به موسیقی «جدی» را راضی کرده و مخاطب حرفهای موسیقی را به آیندۀ این نوع آثار در ایران، امیدوار نگاه میدارد و نیز – همانطور که گفته شد- در صورت معرفی صحیح و اصولی، برای مخاطب عام هم خالی از جذابیت نخواهد بود البته اگر در میان سیل آثار پاپ و «مردمپسند»، هنوز جایی برای این نوع موسیقی وجود داشته باشد…

*آلبوم «آخرین لبخند تو» در سایت آی تیونز و از طریق این لینک قابل دسترسی است، همچنین برای دانلود قسمتهایی از آلبوم می توانید به این لینک مراجعه کنید

11 دیدگاه

  • آتنا
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

    قسمتی از آلبوم رو از لینکی که گذاشته بودین دانلود کردم. بسیار زیبا بود. بی نهایت سپاس ،هنرمند باشید.

  • علیرضا
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۴ ب.ظ

    دانلود کردم بسیار زیبا بود … ممنون از معرفی این آلبوم

  • علی
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۹۰ در ۲:۲۱ ق.ظ

    نیمای عزیز سپاس از نگاه لطیف چند وجهی و ریزبینانه ای که در نگارش مقاله نسبت به اثر داشتید.

    خواستم برداشتی کوتاه تو پاورقی اضافه کنم اما هرچی مینویسم احساس میکنم شنیدن قطعاتی بریده بریده و وبرداشت ازشون جدن خیانتی بزرگ به خالق اثر.
    بطور کلی در چند واژه میتونم بگم جنس و بافت اثر سیال عمیق و چندلایست …

    و در آخر آیا این آلبوم در بازار داخل هم پخش خواهد شد؟

    بر قرار باشید

  • کیان
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۹۰ در ۱:۴۷ ب.ظ

    با سلام بسیار نقد زیبایی بود و قطعات آلبوم هم بسیار زیبا و تفکر برانگیز بود. فقط سوالی که برای من پیش اومده اینه که این آلبوم رو از کجا میشه تهیه کرد؟ تویه ایران هم پخش شده؟
    ممنون

  • سيامك
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    ممنون آقای قهرمانی. خوشحالم که هنوز بعضی سایت های با اعتبار وجود دارد.
    ای کاش برای این آلبوم خرید پستی در نظر گرفته می شد.

  • بهداد بهرامی
    ارسال شده در شهریور ۱۲, ۱۳۹۱ در ۶:۰۸ ب.ظ

    این آلبوم به زودی از طریق سایت beeptunes.com در داخل ایران منتشر خواهد شد.

  • mehrdad
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    vaghean site herfei va mofidie.matalebe kamelan amuzande.mamnun

  • مسعود راد
    ارسال شده در آبان ۱۵, ۱۳۹۳ در ۴:۳۵ ق.ظ

    آلبوم تکان دهنده بود. فوق العاده غنی، رویایی و کاملا حرفه ای. بی نظیر.

  • سولماز
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۹۴ در ۶:۱۹ ب.ظ

    با سلام
    قسمتهایی از آلبوم زیباتون رو گوش دادم واقعا قطعات دلنشین هستن. جناب بهرامی آیا امکان دسترسی به نت های این قطعات وجود داره؟ من پیانو میزنم و خیلی از آثار شما خوشم اومد. می خواستم اگر امکان داره نت ها رو هم داشته باشم یا حداقل ۲ تا از آهنگ هاتونو نتشو بتونم تهیه کنم.
    با سپاس فراوان.

  • علی
    ارسال شده در مهر ۱۷, ۱۳۹۴ در ۴:۴۵ ب.ظ

    با سلام من گزینه دانلود رو ندارم چطور باید دانلودش کنم با تشکر فراوان

  • ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۹۴ در ۱۲:۱۰ ق.ظ

    دوست گرامی شما فقط امکان گوش کردن آنلاین را دارید مگر اینکه از برنامه های دانلودر استفاده کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار فروشِ پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

شهرام ناظری و کامکارها پیشگام کمک به زلزله زدگان شدند

شهرام ناظری و گروه موسیقی کامکارها کنسرت خیریه بزرگی را در تالار وزارت کشور برگزار می کنند که تمامی عواید آن به زلزله زدگان کرمانشاه* اختصاص پیدا می کند. شهرام ناظری، خواننده موسیقی مقامی و دستگاهی ایران، ضمن ابراز همدردی با هموطنان و همزبانان کردش، درباره برگزاری این کنسرت خیریه گفت: درست است که ما نمی توانیم همه مشکلات را حل کنیم اما بخشی از آنها را قطعا می‌توانیم. امیدوارم که مسئولین و هنرمندان در این زمینه بیاندیشند و راهکارهای خوبی برای آن پیدا کنند. من شخصا بسیار علاقمندم که در این زمینه با مردم کرد همدردی کنم و از همین روی برنامه ای را به همراه گروه موسیقی کامکارها برای روز ۲۹ آبان ماه است در سالن وزارت کشور تدارک دیده ام.

از روزهای گذشته…

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.
وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

در هنگام مقایسه کلیه آثار پارت پس از ۱۹۷۶، یک تم بنیادین مشترک وجود دارد و آن امر ماورائی و الهی است. رویکرد پارت به مذهب، جلوه خاصی به خلوص و بی آلایشی نگاه هنرمندانه وی بخشیده است. بسیاری موسیقی پارت را گذار شنونده به “لحظه بیرون زمان” تعبیر کرده اند. از برجسته ترین آثار این دوره می توان به Fratres، Cantus In Memoriam Benjamin Britten و Tabula Rasa اشاره کرد.
” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

در ۲۶ ماه مارس سال ۱۹۷۰، فیل اسپکتور (Phil Spector) – تهیه کننده و آهنگساز – ترانه مذکور را برای آلبوم ” Let It Be” مجددا تنظیم نموده و در آن تغییراتی نسبت به نسخه تک آهنگ اعمال نمود. از جمله اینکه دو اجرای مختلف تک نوازی گیتار به طور همزمان در آن گنجانده شد و در انتهای ترانه جمله ” There will be an answer” به جای یک بار دو بار تکرار می گردید. اجرای قدیمی این ترانه در آلبوم Anthology 3 که در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۹۶ روانه بازار شد، مجددا به گوش رسید.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از آن خلاصه‌ای از یک مقاله‌ی دیگر که در کتاب «ویکتوریا الکساندر» آمده، خوانده شد. پیش از خواندن بخش‌هایی از این خلاصه اشاره شد که آن مقاله یک نقد موسیقایی به معنای مرسوم نیست بلکه یک مطالعه‌ی موردیِ جامعه‌شناختی است با این حال مطالعه‌ی آن ازجهت روندها و رویکرد‌ها و نتایج به دست آمده برای کارگاه مفید است:
گیتی خسروی

گیتی خسروی

متولد ۱۳۳۸ تهران خواننده کنتر آلتو gittikhosravi@yahoo.de فوق لیسانس آواز و تدریس آواز از کنسرواتوار هامبورگ ۱۹۹۲
تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

نگارندهء این مقاله با تفحص برای یافتن و استخراج اصطلاحات سی لحن از منظومهء خسرو و شیرین‌ نظامی، ضمن مطالعات خود به بیتی از امیر خسرو دهلوی که در موسیقی هم‌دستی داشته است برخوردم که‌ با توجه به آن و مقایسه با ابیات نظامی می‌توان نام لحن مفقوده را در منظومهء خسرو و شیرین نظامی پیدا کرد و فهرست سی لحن را تکمیل نمود.
ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ (Munich Philharmonic) به همراه ارکستر سمفونیک رادیو باورین و ارکستر باورین، سه ارکستر سمفونی مهم شهر مونیخ می باشند. از سال ۱۹۸۵ این ارکستر در مرکز فرهنگی گاستیگ استقرار یافت. ارکستر فیلارمونیک مونیخ در سال ۱۹۸۳ در شهر مونیخ توسط فرانز کایم (Franz Kaim) به وجود آمد. کایم فرزند کارخانه دار سازنده پیانو بود. در سال ۱۸۹۵ در تالار کنسرت شهر “تونهال”، این ارکستر کنسرتهای خود را برگزار می کرد. فیلارمونیک مونیخ، در میان ارکسترهای اروپایی بلند آوازه و غرق در سنت بود، بدین ترتیب بسیار سریع مورد توجه رهبران برجسته دنیا قرار گرفت همچون: ریچارد استرائوس، هربرت فن کارایان و نیز گوستاو مالر که برای اولین بار ارکستر را در سال ۱۸۹۷ با اجرای سمفونی شماره ۴ و شماره ۹ خود رهبری کرد.
درویش خان در گذار تمدن (I)

درویش خان در گذار تمدن (I)

غلامحسین درویش معروف به درویش خان، بخشی از زندگی خود را در روند دگردیسی یک تمدن گذراند و شاهد دو دوره ی تاریخی ایران- قاجار و پهلوی – بوده است. مشروطه از او انسان دیگری ساخت و زخمه هایش بر تار آهنگی دیگر گرفت. او در میانه های دوره ی قاجار در اولین سال سلطنت ناصرالدین میرزا در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد، با جنبش مشروطه به اوج رسید و به هنگام صدور فرمان تاریخی مشروطه و هم زمان با پیروزی و جشن و پایکوبی مردم، استادی بی مانند شده بود.
«لحظه های بی زمان» (VI)

«لحظه های بی زمان» (VI)

نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.