تصویر تنال (I)

حتما” قطعات سرگئی راخمانینف آهنگساز دوره مدرن را شنیدیده اید. او تمایل زیادی به آهنگسازی به سبک هم نسلانش نداشت و با رنگ و بویی رمانتیک به تصنیف موسیقی می پرداخت. راخمانینف هنوز شیفته موسیقی تنال و پلی تنال بود و با این موسیقی به زیبایی داستان سرایی می کرد.

موسیقی تنال بخاطر وجود نت تنالیته این قابلیت را دارد که فواصل را بخوبی به شنونده انتقال دهد و در ذهن انسان تصویر سازی کند.در این موسیقی موسیقیدان به سادگی می تواند با ذهن شنونده بازی کند و او را تحت تاثیر قرار دهد. به این قطعه یک دقیقه ای از ساخته های علی رحیمیان توجه کنید :

audio file از علی رحیمیان

همچنین در موسیقی تنال، موسیقیدان قادر است با معرفی قواعد این موسیقی به شنونده (چه از لحاظ گام و فرم اجرایی) نمایش خود را آغاز کند! او با استفاده از ترفندهای تکنیکی می تواند شنونده را به هیجان آورد یا با مدلاسیونها می تواند زاویه دید و رنگ آمیزی را تغییر دهد و یا با طرح فضاهای جدید شنونده را مبهوت و مجذوب کند.

به این نمونه موسیقی که ساخته ایرج صهبایی و به یا موریس راول آهنگساز فرانسوی تصنیف شده است، گوش کنید:

audio file به یاد راول

حالا به این موضوع می پردازیم که این تصاویر ذهنی چگونه تجزیه می شوند؛ در موسیقی (مخصوصا” تنال) تصویر بصورت کاملا” محسوس در ذهن شنونده شکل می گیرد. حتی اگر این قالب و فواصل حفظ شود و حتی چند نت بالا یا پائین همین جمله را اجرا کنیم، شنونده چندان متوجه نمی شود! مثلا” شما قطعه ای که در C ماژور نوشته شده را G ماژور اجرا کنید (کمتر شنونده ای احساس می کند قطعه تغییر کرده) پس می توان نتیجه گرفت که مغز ما یک قطعه را به شکل تصویری روی یک محور مختصات در خود رسم می کند (محور سرعت و محور فرکانس) نقطه تنالیته، نقطه صفر است.

وقتی قطعه به پیش می رود ما بصورت ناخوآگاه فرکانس ها را روی این محور رسم می کنیم تا پایان قطعه؛ و اگر قطعه را حفظ کرده باشیم می توانیم به این تابلو نگاهی ذهنی هم بیندازیم!

البته واضح است که اگر یک قطعه موسیقی را نسبت به زیری و بمی و زمان آن روی یک محور مختصات طراحی کنید، ممکن نیست با تماشای آن نمودار احساس آن موسیقی برای شما زنده شود! چرا که تصاویر ذهنی و تصاویر قابل رویت با چشم، تفاوت عمده ای دارند که یکی دقت بالای گوش در برابر چشم است در تشخیص دادن فواصل فرکانسها؛ دیگری پشتوانه های شنیداری ماست که در ادامه به آن میپردازیم.

غیر از نتها ما در این تصویر ذهنی رنگهایی هم داریم که همان رنگ آمیزی سازها در موسیقی است.

همانطور که گفته شد، این رنگ آمیزی ارتباط نزدیکی با زمینه های فکری ما دارد که آن را هم به دو دسته می توان تقسیم کرد: یکی زمینه های غریزی و دومی زمینه هایی که بصورت تجربی به دست می آید.

در موسیقی این دو اکثرا” همزمان ایفای نقش می کنند. مثلا” به این ساخته علی رحیمیان گوش کنید :

audio file از علی رحیمیان

بنظر می رسد بیشتر این موسیقی فضای جنگلی و تقریبا” روشنی را در ذهن ترسیم می کند؛ البته این تصاویر تا حدی در ذهن شنونده های مختلف می تواند متفاوت باشد، اما کلا” این دست موسیقی ها چون از اصوات مشابهشان در طبیعت بهره می برند، تصویر واضح تری نسبت به موسیقیهای تجربی در ذهن ترسیم می کنند مثلا” audio file در این قطعه نصیر شاما (Naseer Shamma ) مستقیما” صدای فضای جنگ و آشوب را با عود اجرا می کند.(در مقاله بعدی در مورد درک موسیقی در حیوانات هم صحبت می کنیم)

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

«لحظه های بی زمان» (V)

«لحظه های بی زمان» (V)

موسیقی آوانگارد، ریشه در تاریخ تراژیک غرب داشت. روندی که از سده های قبل از انقلاب صنعتی شروع شده بود، با دو جنگ جهانی، بحران های اجتماعی و تنش های سیاسی بسیاری عجین بود و بر تمام زمینه های اندیشه و هنر از شعر و ادبیات و فلسفه گرفته تا نقاشی، معماری، موسیقی و حتی زندگی مردم عادی اثر گذاشته بود. اما تجربه های موسیقایی در ایران در مقایسه با فرهنگ غربی، بسیار فقیر تر بود و دستگاه هاضمه فرهنگی ما قابلیت هضم این موسقی غریب را نداشت. نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که با وجود همه نقدهایی که بر موسیقی آوانگارد وارد است، اما یک دستاورد بسیار مهم دارد و آن تجربه افق های صوتی جدید است. نفس این تجربه در آهنگسازی، فارغ از بستر اجتماعی و جغرافیای فرهنگی، بسیار ارزشمند است.
پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (V)

گسترش سبک ها بوسیله طر احی و ترکیب با سایر فرم ها در فرآیند هایی صورت می گیرد که معانی و وابستگی های این فرم ها را، به منظور تولید قابلیت ها و گزینه های جدید برای گسترش خود، برای مثال، حرکت از جهت گیری های دموکراتیک تر و برابری طلب تر سبک پانک به هنر متمایز و فنی متال و مشتقات بی-شمارش، با هم ترکیب می کند. تفکر درباره ی معنی مرد بودن، زن بودن، نوجوان بودن، همجنس گرا بودن، انگلیسی – هندی بودن، کارائیب مقیم لندن بودن، و غیره، همگی می تواند از طریق سر هم بندی های خلاق در قالب اصطلاحات محبوب بیان شوند. و برای افرادی که نگران محیط زیست یا گرفتاری های مردم در مناطق دوردست هستند موسیقی بسازد ،و “موسیقی جهانی ای” بوجود آورد.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

جوزپه تارتینی (۱۷۷۰-۱۶۹۲) نوازنده و آهنگساز ایتالیایی، از مکتب‌آفرینان نوازندگی ویولن تا قبل از پاگانینی است. این موسیقیدان دوره‌ی باروک، با وجود اینکه در طول حیات خود بیش از ۱۴۰ کنسرتو ویولون ساخت، اما امروزه بیشتر با اثری شناخته می‌شود که در سال ۱۷۱۳ و در ۲۱ سالگی پس از دیدن کابوسی آن را ساخته بود. کابوسی که در آن، شیطان بر سر قبض روح آهنگساز با او نزاع دارد و در جایی، از تارتینی می‌خواهد تا ویولون‌اش را به او دهد تا برایش بنوازد.
مستر کلاس های خسرو علمیه برگزار می شود

مستر کلاس های خسرو علمیه برگزار می شود

خسرو علمیه در سال ۱۳۳۳در خانواده ای با فرهنگ در تبریز چشم به جهان گشود. جد پدری ایشان از اولین پایه گذاران صنعت چاپ کشور می باشند. عشق و علاقه به هنر آواز و موسیقی و استعداد شگرف در ایشان از همان دوران کودکی تبلور یافت، بطوریکه در ۵ سالگی در محافل عمومی از جمله مدرسه اردیبهشت تبریز به تشویق مدیر مدرسه خانم تیموری هنر نمایی می نمود.
مصائب اجرای دوباره (IV)

مصائب اجرای دوباره (IV)

به طور کلی در نی نوا نمونه‌های دیگری نیز از فیگورها وجود دارد که تاکیدگذاری یا بیان اجراییشان بر جریان موسیقی (پس از خودشان) تاثیر می‌گذارد. ممکن است بتوان شیوه‌ی بسط مواد موسیقایی را در نی نوا مسئول این قضیه دانست (۹). تکنوازی سازهای مختلف نیز یکی از ویژگی‌های نی نوا است که اجرا را گاه بسیار دشوار می‌کند.
Yesterday چهل ساله می شود

Yesterday چهل ساله می شود

به جرات می توان گفت که ترانه Yesterday از گروه بیتلز از معدود ترانه های پاپ هست که از زمان اجرای آن تا به امروز هنوزهم به کرات از رادیوهای موسیقی سراسر دنیا پخش میشود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
شناخت کالبد گوشه‌ها (II)

شناخت کالبد گوشه‌ها (II)

کتاب تحلیل ردیف یک بخش نوشتاری دارد که مباحث نظری در آن مطرح و خواننده برای ورورد به بخش دوم که بدنهی اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد آماده شده و یک بخش نغمه‌نگاری تحلیلی که کار خاص این پژوهش در آن انجام گرفته است. بخش نوشتاری -که علاوه بر ارتباطش با مطالب بعدی کتاب، خود یک رساله‌ی کوچک یا یک مقاله‌ی نسبتا بزرگ در باب نظریه‌ی موسیقی دستگاهی است (۷)- از یک پیشگفتار و دو بخش زبان موسیقی ایرانی و معرفی علائم و توضیحاتی چند درمورد شیوه‌ی نت‌نویسی تشکیل شده است و از دیدگاه تاریخی دگرگونی در نگاه نظری طلایی و اصطلاح‌شناسی(ترمینولوژی)ای را که در فاصله‌ی میان قدیمی‌ترین و جدیدترین نوشته نظری‌اش به کار گرفته نشان می‌دهد.