نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت چهارم

در میان کتاب‌هایی که هم کاربردی و هم تحلیلی‌اند [۴] نمونه‌ی جالبی است. با وجود این‌که نام کتاب بر کاربردی بودن‌اش دلالت دارد اما مثال‌های موسیقی با قدمت بیشتر و اشارات سبک‌شناسانه‌ی بیشتری نسبت دیگر کتاب‌های هم گروه‌اش دارد. برای مثال جمله‌ی زیر نشان‌دهنده‌ی روش این کتاب است: «یکی از مشخصه‌های بارز موسیقی در دورۀ رنسانس حرکت سلیس و پی‌درپی آکورد‌های معکوس اول به دنبال هم است. به این تکنیک فاوکس بوردون گفته می‌شود.» ص ۵۷٫

[۲] و [۶] حاوی مثال‌هایی از آهنگ‌سازان دیگر نیست یا اگر هست در متن اشاره‌ای به نام آن‌ها یافت نمی‌شود. واضح است که مباحث سبک‌شناسانه یا تحلیلی نیز در این کتاب‌ها مطرح نشده است.

این دو کتاب بیشتر مجموعه‌ای فشرده از دستورات است که هنرجو باید بیاموزد و به نظر نمی‌رسد که نویسندگان‌اش هم قصد ایجاد دید تحلیلی در خوانندهداشته‌اند. به خصوص که نام نیکلای ریمسکی کرساکف به عنوان آهنگسازی نامدار بر یکی از این کتاب‌ها ([۲]) خودنمایی می‌کند. کتاب او بر خلاف ارکستراسیون‌اش که حاوی تازگی‌ها و خلاقیت‌هایی در دوره‌ی خودش بود، یک کتاب معمولی و فشرده‌ی هارمونی است.

[۱]، [۳]، [۴] و [۸] هارمونی فونکسیونل را مورد بحث قرار می‌دهند.[۱]، [۳] و [۸] نشانه‌های معمول هارمونی فونکسیونلرا به کار برده با این تفاوت که علائم اولی بیشتر بر پایه‌ی توسعه‌‌ای از روش اختصار نویسی «ویلهلم مالر» است و دومی و سومی سبک روسی را به کار می‌بندند. [۴] از عدد نویسی رومی استفاده می‌کند. بقیه (به جز [۹] که ترکیبی از علائم را به کار گرفته) باس شیفره را با تغییرات کمی به کار می‌برند. شاید تنها تفاوت قابل توجه علائمی باشد که [۷] برای راهنمایی حرکت باس‌ها به کار گرفته است، علائمی گرافیکی با استفاده از اعداد و جهت‌نماها که به خواننده راهنمایی می‌کند چگونه باس را حرکت دهد.

جهت‌گیری مثال‌ها و نمونه‌های تاریخی که در کتاب‌های مختلف آمده؛ با توجه به اهداف و نگرش نویسنده (در زمان نوشتن نسخه‌ی اصلی کتاب) تعیین شده و به همین علت گرایش‌های جغرافیایی و سبکی زیادی در آن موجود است. برای مثال در توضیح آکورد هفتم نمایان در [۱] ۶ مثال از ۱۴۵۰ تا ۱۶۵۰ برای نشان دادن پیش‌زمینه‌های تاریخی و نحوه‌ی تکوین استفاده از این آکورد و بیش از ۱۰ مثال نیز از «باخ»، «هندل»، «ویوالدی»، «تلمان» از دوره‌ی باروک برای نمایش استفاده‌ی مشخص از این نوع آکورد درج شده است؛ در حالی که در [۳] تنها یک مثال از «شومان» در معرفی و مثال‌هایی از «کالینیکوف»، «هندل»، «آرنسکی»، «چایکوفسکی»، «بتهوون» و «گریک» در مبحث «پرش در حل آکورد دومینانت به تونیک» ص ۱۵۷ دارد. [۴] نمونه‌هایی از شومان، «شوبرت» ویوالدی و چایکوفسکی ص ۹۹ ارائه کرده که کاربرد آکورد‌های هفتم نمایان و روش‌های حل آن‌ها را نشان دهد. [۷] مثال‌هایی از «هایدن»، بتهوون، «موتزارت» و باخ دارد.

همچنین نکته‌ای که در [۷] با دیگران متفاوت است، استفاده‌ی این کتاب از نمونه‌ی «آهنگ‌های عامیانه‌ی» کشورها و فرهنگ‌های گوناگوناست. [۸] نیز پس از هر مبحث بخشی تحت عنوان «نمونه‌هایی از آثار هنری…» که استفاده‌ی حقیقی از دستور یا حل مورد نظر در آثار آهنگسازان می‌پردازد. این کتاب هم مانند[۳] در انتخاب نمونه‌های هنری گرایش آشکاری به آهنگسازان روسی دارد (۵).

یک نگاه ساده به نام آهنگ‌سازانی که آثارشان به عنوان نمونه‌ی قسمت آکوردهای نمایان ارائه شده، مشخص می‌کند که [۱] بیشتر به قصد ریشه‌یابی تاریخی و با نیم‌نگاهی به سبک‌شناسی، [۹] با همین قصد اما با گرایشی عمل‌گرایانه‌تر و با هدف آشنایی هنرجو با آن تفکر موسیقایی البته بل تکیه بر مثال‌های مشهورتر و البته با گرایشی آشکار به آهنگسازان فرانسوی، [۳] با گرایش عملی به موسیقی ملی روس در قرن نوزدهم، [۴] برای نشان دادن حالت‌های مختلفی از دوره‌های آهنگ‌سازی و [۷] تنها با تکیه‌ بر مثال‌هایی از موسیقی استادان بزرگ موسیقی آلمانی،نمونه‌های خود را انتخاب و مرتب کرده‌اند.

مثال‌های [۲] و [۶] چون ترکیب خود مولف است و برای درس هارمونی تالیف شده (و نه ارائه‌ی هنری در یک اثر) کمتر از این نظر قابل بررسی است، هر چند که در همان‌جا هم (به خصوص در نوشته‌های ریمسکی کرساکف که شخصیت آهنگ‌سازی‌اش در کتاب کاملا هویدا است) ردپایی از نگاه تاریخی و جغرافیایی مولف به چشم می‌خورد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

موسیقی پنهان در هندسه (III)

به غیر از پاره خط S1S2 و S1S8 که اضلاع چند ضلعی بوده و قطر نیستند، در چندضلعی ها بین طول ضلع و طول قطرها روابط ریاضی خاصی برقرار می باشد. در مثال بالا که هشت ضلعی منتظم است، بین اقطار و طول ضلع روابط زیر برقرار است:

از روزهای گذشته…

رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

دلیل این انتخاب، تاثیر شگرفی است که حضور وزیری به مثابه یک موسیقیدان موسیقی کلاسیک بر پیکره ی موسیقی ایرانی اواخر پادشاهی قاجار گذاشته و فصل تازه ی پر گفتگویی را به وجود آورده است. مناقشات موجود بر سر تاثیرات جدی و بنیادین حضور این موسیقیدان در موسیقی ایرانی از بدو ورود در این عرصه تا به امروز وجود دارد، که با فرونشستن غبار حاصل از حب و بغض های تاریخی، نیازمند کاووش های جدی و فراوان است. با مطالعه ای که اینجانب بر روی یادداشت های پراکنده و مصاحبه های مختلف موجود در این زمینه داشتم، به این نتیجه رسیدم که مخاطب، با مطالعه ی این یادداشت ها و مصاحبه ها نهایتا نمی تواند به یک تصویر شفاف و روشن از شخصیت موزیکال وزیری و همچنین عملکرد او به عنوان یک مدیر آکادمیک موسیقی رسیده، و موضع صریح و مشخصی در قبال او اتخاذ کند.
جایگاه نوازندگی

جایگاه نوازندگی

بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:”در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است”.
کتابی درباره رضا ورزنده (I)

کتابی درباره رضا ورزنده (I)

برای نخستین بار کتابی درباره رضا ورزنده، نابغۀ صاحب سبک سنتور، منتشر شد. عنوان این کتاب «برگزیدۀ آثار رضا ورزنده (جلد اول)» است که به همراه یک لوح فشردۀ صوتی، با آوانگاری و تنظیم رامین صفایی و مقدمه و توضیحات شهاب مِنا توسط انتشارات «خنیاگر» منتشر شده است.
گفتگوی من و خودم در آینه (III)

گفتگوی من و خودم در آینه (III)

شعرنوازی‌ها را که می‌توان چندنوازی‌هایی در فضای غیرضربی دانست به تلاش‌هایی برای بیرون آمدن از زیر سایه‌ی فنون چندنوازی غربی تصور کرده‌اند بگذار من هم همین‌طور کنم. اینبار حافظه‌ام یاری می‌کند و دو نمونه‌اش را به یاد می‌آورم که قبلا شنیده‌ام و حکم هم نمی‌دهم که تنها همین دو تا است و اولین بوده است. دونوازی‌ای که علیزاده و کلهر در «فریاد» در ابوعطا نواخته‌اند نوع وفادارنه‌اش است و مقدمه‌ای که در «ساز خاموش» بر ترکمن نواخته‌اند نوع کمی آزادترش. حالا راه باز شده است و کسی که از راه می‌رسد مجبور نیست همه‌ی راه را از نو برود می‌تواند ادامه دهد و چیزی هم از خودش باقی بگذارد تا بتواند بگوید ما کاشتیم برای آیندگان. هنوز برایم شکل نگرفته و روشن نیست اما چیزی که می‌شنوم ممکن است در آینده به ادامه این راه منجر شود.
مروری بر آلبوم «عشیران»

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.
فرانک پیتر زیمرمن

فرانک پیتر زیمرمن

فرانک پیتر زیمرمن (Frank Peter Zimmermann) ویلنیست بزرگ آلمانی متولد ۲۷ فوریه ۱۹۶۵ است. زیمرمن از ۵ سالگی نواختن ویلن را آغاز نمود، اولین کنسرت او در ۱۰ سالگی با نواختن کنسرتو سل ماژور موتسارت به همراه ارکستر بود! در سال ۱۹۷۶ جایزه رقابت موسیقیدانان جوان آلمان را از آن خود کرد. استادان او بی شمار بودند: والری گرادوو (Valery Gradov) در هنرستان اسن، ساشکو گاویرلوف (Saschko Gawriloff) در هنرستان برلین و هرمن کربرس (Herman Krebbers) در کلاسهای خصوصی در آمستردام، مهمترین استادان او بدوند.
وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

جدای از مسائل ذکر شده، این سوال ساده برای خواننده باقی می ماند که حتی اگر به فرض محال، نظریه ی «پنج دستگاه و هفت آواز» صحیح باشد، ارتباط آن با کم ارزش دانستن یک نوع موسیقی چیست؟ آیا این قانون جایی تعریف شده که یک نوع موسیقی حتماَ باید از پنج دستگاه فراتر باشد تا آن موسیقی «غیرتکراری» و «غیربسته» باشد؟ با این اوصاف، موسیقی کلاسیک غربی که دست کم برای سه سده تنها با دو گام سر و کار داشته، تکلیفش چیست؟! (بدیهی ست که مفهوم «دستگاه» با «گام» متفاوت است، امّا از آنجایی که آقای احمدی به تئوری ای رجوع کرده که در آن «گام» اصالت دارد، انجام این مقایسه در اینجا مشروع تلقی می شود).
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (I)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (I)

حدود سه دهه ی پیش اولین نوشته‌ی جدی درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند در ایران پدیدار شد و سپس همراه با ناپدید شدن این گونه موسیقی از حیات رسمی موسیقایی، آن بارقه‌ی زودگذر آغازین هم ناپدید گشت. این اولین تلاش در زبان فارسی، مقاله‌ی «مسعود یزدی» (۱)، طرحی جامعه‌شناسانه و وامدار «تئودور آدورنو» و عمیقا تحت تاثیر شرایط زمانه‌ی نگارش است. پس از آن سکوت با فاصله‌ی نزدیک به دو دهه دوباره نوشتارهای تحقیقی درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند به صحنه بازگشتند (و اغلب در حوزه‌هایی جز موسیقی‌شناسی) (۲).
ارکستر سمفونیک ترنتو

ارکستر سمفونیک ترنتو

ارکستر سمفونیک ترنتو (Toronto Symphony Orchestra) در سال ۱۹۲۲ شروع به فعالیت کرد، ترنتوکانونی فرهنگی است که بیش از سه چهارم قرن فعالیت داشته؛ ارکستر سمفونیک ترنتو یا TSO مشهورترین ارکستر سمفونیک کانادا است. TSO هر ساله بیش از ۱۲۵ کنسرت در تالار روی توماسن (Roy Thomson Hall) کانادا به روی صحنه می برند، در عین حال حضور بین المللی آن نیز بسیار چشمگیر است. از موفقیت های بزرگ آن تور فلوریدا در ژانویه ۱۹۹۹ بود که آن اجراها ضبط شد و در فروشگاههای موسیقی دنیا به فروش می رود.