سان را و فلسفه کیهانی (VIII)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
سان را و آبراهام همچنین لیبل مستقلی را در اواسط دهه ۵۰ راه اندازی کردند که در ابتدا نامش El Saturn Records بود اما مانند آرکسترا، این لیبل نیز چند بار تغییر نام داد. تمرکز این لیبل در آغاز سینگل های ۴۵ rpm سان را و دیگر آشنایان هنرمند او بود اما سپس در دهه ۵۰ دو آلبوم کامل به نام های Super-Sonic Jazz را در سال ۱۹۵۷ و Jazz In Silhouette را در سال ۱۹۵۹ منتشر کرد.

تهیه کننده ای به نام تام ویلسون (Tom Wilson) نخستین کسی بود که آلبومی از سان را، را با لیبل مستقل خودش به نام Transition Records در سال ۱۹۵۷ منتشر کرد. نام این آلبوم Jazz by Sun Ra بود.

اواخر دهه ۵۰ بود که سان را و گروهش به پوشیدن لباس های بیگانه مصری یا لباس ها و سراندازهایی با تم های علمی-تخیلی روی آوردند که به همین خاطر هم معروف شدند. این نوع لباس پوشیدن با چند هدف صورت می گرفت:
نشان دهنده تأثیرپذیری و وفاداری سان را به مصر باستان و عصر فضا بود؛ اونیفورم خاص و به یادماندنی برای آرکسترا بود؛ راهی بود برای دستیافتن به هویتی جدید، دست کم بر روی صحنه و از جدیت برنامه می کاست (سان را معتفد بود که موزیسین های آوانگارد معمولا خودشان را بیش از حد جدی می گرفتند.)

آرکسترا با کنسرت هایی که در سال ۱۹۷۰ در فرانسه، آلمان و انگلستان برگزار کرد، موقعیت هایی را برای فعالیت در خارج از ایالات متحده و برای مخاطبانی که تا کنون تنها به آثار ضبط شده او دسترسی داشتند یافت. سان را اجرای کنسرت در اروپا را تا پایان عمرش ادامه داد. با توجه به مدیریت مالی نامتعارف سان را، دنی تامپسونِ ساکسیفونیست عملا مدیریت تورها و کسب و کار او را در این دوره به عهده گرفت. تخصص او، به گفته خودش، «رد سیستم مزخرف پرداخت هزینه پس از دریافت خدمات یا کالا» بود. او ترجیح می داد که پیش از اجرا یا ضبط دستمزد آرکسترا به صورت نقدی پرداخت شود.

سان را در سال ۱۹۷۱ هنرمند ساکن در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی بود و درسی را با عنوان «مرد سیاهپوست در کیهان» را تدریس می کرد. علیرغم اینکه دانشجوهای بسیار کمی برای شرکت در این دوره نام نویسی کردند اما کلاس ها همیشه پر بود از افراد کنجکاو که از اطراف برای حضور در کلاس سان را به برکلی می آمدند.

نیم ساعت از کلاس به درس اختصاص داشت (همراه با توزیع جزوه و تکلیف) و نیم دیگر آن به اجرایی توسط آرکسترا یا تکنوازی کیبورد توسط سان را. کتاب هایی که در لیست مطالعه این کلاس یافت می شد عبارت بودند از آثار مادام بلاوتسکی (Madame Blavatsky) و هنری دوما the Book of the Dead، The Two Babylons اثر الکساندر هیسلوپ،The Book of Oahspe و کتاب هایی طبقه بندی شده درباره هیروگلیف مصری، فولکلور آفریقایی آمریکایی و دیگر موضوعات.

سان را در سال ۱۹۷۱ موفق شد که یکی از دیرینه ترین آرزوهایش یعنی اجرا در اهرام مصر همراه با آرکسترا را جامه عمل بپوشاند.

جان کانی و جیم نیومن، تهیه کنندگان و جاشوا اسمیت، فیلمنامه نویس، شبکه تلوزیونی KQED سان فرانسیسکو، در سال ۱۹۷۲ با همکاری سان را، آرکسترا و آنسامبلی از بازیگرانی که تیم تولید انتخاب کرده بود، فیلمی ۸۵ دقیقه ای به نام Space Is the Place ساختند. فیلمبرداری این فیلم در اکلند و سان فرانسیسکو انجام شد. سان را و آرکسترا در ۲۰ می سال ۱۹۷۸ در برنامه Saturday Night Live شرکت کردند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.
آروو پارت

آروو پارت

یازدهم سپتامبر ۱۹۳۵ در شهر کوچکی بنام پاید (Paide) در نزدیکی پایتخت کشور استونی (Estonia) بدنیا آمد. ۱۹۴۴ سالی بود که استونی شاهد اشغال، توسط نیروهای اتحاد جماهیر شوروی بود. حضور نیروهای اشغالگر در این کشور برای مدت ۵۰ سال ادامه یافت و یقینا” تاثیر بسیاری روی زندگی و موسیقی او گذاشت.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دوره‌ی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافته‌اند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبه‌ی مردم‌نگارانه نگریسته‌ایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامه‌ها، تاریخ‌های عمومی و حتا نگاره‌ها وجود دارد که برای روشن‌تر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

در پایان آوریل سال ۱۸۸۵ بر روی هر تکه کاغذی که دم دستش بود چیزهائی می نوشت و مشخص بود که اثر تازه ای در ذهن او جوانه می زند و آن اثر چیزی به جز سمفونی “مانفرد” نبود که مدتها پیش به “بالاکیرف” وعده ساختنش را داده بود که در این سالها شوق ساختنش را نداشت اما ناگهان این میل در او بیدار شده بود و کم کم به جدیت بدان مشغول شد و پس از مدت زمانی کوتاه چنان مجذوب آن شد که به “نادژدا فون مک” نوشت، در حال حاضر قصد تصنیف اپرای “زن افسونگر” را نخواهد داشت و به جز مانفرد هیچ چیز دیگری در ذهنش نمی گنجد.
مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

ما دنیایی پر ازدحام را چرخیده ایم. دنیایی سرشار از تراژدی های تودرتو و طبیعت همه ی ما را یک جا بلعیده است. گاه یادآوری می کند که به زیستن ادامه دهیم. از نو ببینیم، بشنویم و بخندیم! پس ناگزیر به ماندن ایم. با فراز و نشیب اش، درد و رنج وَ شادی های کوتاه و دل انگیز وَ رنگ های محصور کننده اش.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (IV)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (IV)

در مورد وزیری این امر نه تنها یک ضرورت اخلاقی و تعهد روشنفکرانه برای برپا داشتن چارچوب ترقی بود، بلکه در شالودهٔ اندیشهٔ زیباشناسی‌اش هم نفوذ کرده و آن را به تسخیر خود آورده بود: «بالجمله شرط اعظم و اساس و بنیان هر صنعتی تربیت و تعالی هیئت اجتماع است.»(۱۲)
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IV)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IV)

سال ۱۹۴۶ پیاف با گروه “Les Compagnons de la Chanson” آشنا شد. او با این گروه برایِ حمایت از سربازانِ دور از خانه کنسرت برگزار می کردند. پیاف قطعه ی «سه ناقوس» (Les Trois Cloches) اثر ژان ویار (Jean Villard) را با این گروه اجرا کرد و به موفقیت چشمگیری دست یافت. این ترانه گذرِ زمان را وصف می کند که توسط زنگِ ناقوس هایِ دهکده که رویدادهای مهمِ زندگی: « تولد، ازدواج و مرگ» را اعلام می کند، آهنگین شده است.
کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

اولین کار ضبط شده هربرت فون کارایان متعلق به موتسارت بود: اورتور فلوت سحرآمیز که با شرکت اشتاتسکاپل برلین (Staatskapelle Berlin) در سال ۱۹۳۸ ضبط شد (و اخیرا نیز دویچه گرامافون دوباره آن را منتشر نموده است). کارایان سپس سمفونی های سل مینور هافنر و ژوپیتر را در سال ۱۹۴۲ با ارکستر رادیویی تورین ضبط کرد. یکی از اولین اثر های ضبط شده او پس از جنگ جهانی اول یکی دیگر از سمفونی های موتسارت یعنی سمفونی شماره ۳۳ k 319 در سی بمل بود که با ارکستر فیلارمونیک وین و در سال ۱۹۴۶ ضبط شد.
فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

موسیقی اصیل ایرانی همواره بخشی از هویت فرهنگ و هنر مشرق‌زمین بوده است. پیوند زیبای موسیقی فاخر ایرانی با آداب و سنن و شعر و ادب، میراثی ارزشمند برای مردم ایران‌زمین به ارمغان آورده است. به انگیزه حفظ و انتقال این میراث گرانبها به نسل جدید جامعه و به پاس زحمات بزرگان این عرصه، به لطف پروردگار، دو دوره جشنواره و جایزه موسیقی “نوای خرّم” را به یاد استاد شهیر موسیقی ایران، همایون خرم برگزار کردیم و اینک سومین دوره آن، با هدف ماندگاری و گسترش فرهنگ فاخر موسیقی اصیل ایران زمین، ارتقای بینش فرهنگی و هنری جامعه، ارایه‌ی الگوهای مناسب اخلاقی و حرفه‌ای و شناخت بیشتر هنرجویان نسبت به بزرگان هنری کشور و نیز بررسی میزان تأثیرپذیری آن‌ها از هنر این استادان، به همت “مؤسسه فرهنگی هنری رادنواندیش” و خانواده محترم استاد همایون خرّم، با همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ ۱۵ تا ۱۷ دی ماه ۱۳۹۵ در تالار وحدت برگزار برگزار می‌گردد.