فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فرهاد فخرالدینی
فرهاد فخرالدینی
در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.

کتابخانه ملی به مدرسه دارالفنون نزدیک بود و عضو کتابخانه بودم و تمام کتابهای آقای روح‌الله خالقی را در آنجا خوانده بودم؛ یعنی درس‌های فیزیک و شیمی خود را کنار می‌گذاشتم و شروع به خواندن کتاب‌های موسیقی می‌کردم و آنچنان این کتابها را خوب خوانده بودم که از درس‌های خودم بهتر آن را یاد گرفته بودم؛ این در حالی بود که خودم هم متوجه نبودم چون با احساس درونی ام این کتاب‌ها را می‌خواندم.

یک روز با دوستان از کنار هنرستان عالی موسیقی رد می‌شدیم که دوستانم گفتند این هنرستان برای دوره های عالی هنرجو می‌پذیرد و از من خواستند که شرکت کنم. خلاصه با اینکه قرار بود چند ماه آینده به خارج از کشور بروم ولی با درخواست دوستانم وارد هنرستان موسیقی شدم و در آنجا با ناظم هنرستان آقای گلزاری آشنا شدم.

بالاخره اسم من را هم نوشتند و روزی را مشخص کردند تا امتحان دهم همان روز رفتم و با ناباوری دیدم که قبول شدم؛ البته آنروز هم یادم هست که تا دست به ساز زدم اعضای آنجا گفتند که قبول هستی!

من سال ۱۳۳۹ وارد هنرستان شدم و کمی که گذشت متوجه شدم کلاسی که تشکیل شده است و من وارد آن شده‌ام موزیسین‌های معروف آن زمان در آن کلاس‌ها هستند مانند: حبیب‌الله صالحی که نوازنده تار بود و ۲۰سالی از من بزرگتر بود، آقای فرامرز پایور، نصرت‌الله گلپایگانی که فوت شدند و نوازنده ویولون بودند بودند و بسیاری دیگر از کسانی که در آن سال‌ها در اوج موسیقی بودند و با من همکلاس بودند.

هنوز ترم اول تمام نشده بود و من شاگرد اول آن دوره شدم و باورم نمی‌شد که درس‌هایی را که در کتابخانه ملی می‌خواندم موثر واقع شده است؛ البته ما در هنرستان درس‌های تئوری داشتیم و معلم ما آقای احمد فروتن راد بودند.

در هنرستان با استادان خوبی مثل امانوئل ملیک اصلانیان که از آلمان آمده بودند موسیقی غربی را یاد گرفتم و چهره‌ دوست داشتنی اش هنوز جلوی چشمانم هست که انسان بسیار والایی بودند و در پیشرفت من بسیار موثر بود، دکتر مهدی فروغ و دکتر تاجیک هم دست به دست هم داده بودند تا یک گروه چند نفره را آموزش دهند. من با موفقیت آن دوره را به پایان رساندم و در واقع اولین فارغ‌التحصیل دوره عالی موسیقی هنرستان هستم؛ به این ترتیب شیفته این کار شدم و اصلا متوجه نشدم کی نوازنده رادیو شدم.

در سال ۱۳۳۴ وارد رادیو شدم و در رادیو نوازنده ویولون و ویولا شدم و بیشتر ساز ویولا زدم. من از سال دوم به پیشنهاد آقای حسین دهلوی در هنرستانی که درس می‌خواندم به عنوان معلم استخدام شدم، من گفتم که در حال درس‌خواندن هستم که به من گفتند، مشکلی وجود ندارد، هم می‌توانم درس بخوانم و هم می‌توانم تدریس کنم، در آن زمان حقوق من ۵۰۰ تومان بود و آقای مختار رئیس آنجا بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

بدنبال تهیه مطلب رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران و به منظور آشنا کردن هرچه بیشتر جامعه هنری با هنرمندان بزرگ کشور، با علی رحیمیان موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت چهارم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت چهارم)

هدف از تدوین “برنامه مدون آموزش ویولن”، ایجاد راهکاری برای آموزش منظم، هدفمند و برنامه ریزی شده ویولن در طی چهار ترم می باشد. فراگیری ویولن طی روند پیشنهادی این برنامه، موجب می گردد تا هنرجو با تکنیک های مختلف نوازندگی این ساز آشنا گشته و به سطح استانداردی در زمینه نوازندگی دست یابد.
دیوید اویستراخ (II)

دیوید اویستراخ (II)

هر چند امروز نام اویستراخ یادآور یک ویولنیست بزرگ است، اما نباید ازتوانایی او در رهبری ارکستر غافل بود. او که ابتدا در ارکستر کنسرواتوار به موقعیت رهبری دست یافت، در موقعیت یک رهبر ارکستر، توانست جایگاه شایسته ای را کسب نماید و بسیاری از قطعات معروف آهنگسازان را رهبری نمود.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

یکی از وقایع مهم دوران بهرام گور پیدا شدن گنج جمشید است که به گنج گاوان نیز معروف است و موجب پدید آمدن آهنگی به همین نام است که جزء یکی از الحان باربد است و داستانش به شرح زیر است: می گویند دهقانی مشغول آبیاری زمین خود بود که ناگاه متوجه چاله ای شد که همه ی آبها در آن فرو می رفت. نزدبهرام آمد و موضوع را با او در میان گذاشت، بهرام به آنجا رفت و دستور داد زمین راکندند. مجسمه ی دو گاو میش را پیدا کردند که از طلا ساخته شده بود و چشم هایشان از یاقوت قیمتی پر شده بود و شکم هایشان پر از نار و سیب و میوه های زرین و درون میوه های زرین پر از مروارید بود. در جلوی سر گاو میشها آخوری از طلا بسته شده بود.
پنجمین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران – تیر و مرداد ۸۸

پنجمین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران – تیر و مرداد ۸۸

پنجمین دوره مسابقات گیتار تهران بدون محدودیت سنی (به جز کودک و نوجوان) با عنوان “پنجاه سال گیتار در ایران” به شرح زیر است:
روش سوزوکی (قسمت دوم)

روش سوزوکی (قسمت دوم)

پدری پسرش را برای آموزش ویلن آن زمانها به نزد من آورد. در آن زمان نمی دانستم که چگونه باید چنین کودکی را آموزش داد و چه باید درس بدهم، من چندان تجربه تدریسی نداشتم. چگونه متد ویلونی میتوانست برای کودک چهارساله مناسب باشد؟ در این مورد از صبح تا به شب فکر می کردم.
نمودی از جهان متن اثر (XIX)

نمودی از جهان متن اثر (XIX)

به نظر می‌رسد در این مورد خاص به طور همزمان سه مورد از ایرادهایی که در بالا به آن‌ها اشاره شده وارد است؛ هم زیباشناخت حاکم بر جریان موسیقی تغییر کرده بود (تغییری که بسیار بنیادین و عمیق بود) و هم تئوری موسیقی (۸۶) و علاوه بر این دو مطرح‌ترین روش آنالیز در دوره‌ی مورد بحث آنالیز شنکری بود که قبلا اشاره کردیم توانایی اصلی‌اش در پرداختن به آثار کلاسیک وینی است (۸۷).
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
اصول نوازندگی ویولن (VI)

اصول نوازندگی ویولن (VI)

چگونگی وارد آوردن نیرو: نیروی وارده برای انگشت گذاری، تنها بایستی از طریق سر انگشت بر روی گریف وارد گردد و نبایستی سایر قسمت های دست (به خصوص ناحیه مچ)، درگیر این مسئله شود. برای تمرین می توان بدون بکارگیری آرشه، ویلون را نگاه داشت و با پرتاب انگشتان از فاصله یک الی دو سانتی بر روی گریف و اعمال نیرو تنها از طریق سر انگشت، به تمرین انگشت گذاری پرداخت. در این تمرین لازم است تا نکات زیر رعایت گردد:
جواهری: در ایران مشکل پارت دزدی داریم

جواهری: در ایران مشکل پارت دزدی داریم

به نظر شما انتشار این پارتیتورها چه تاثیری داره در جامعه موسیقی کشور و گروه هایی که کار می کنند؟ و فکر نمی کنید با یک شاخه موسیقی که بداهه نوازی باشه مخالف هست؟