- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

من آرزو کردم کاش قطعات با کلام یا بی‌کلام که آن دوران نوشته بودم را استاد صبا می‌دیدند؛ چون آنها از نظر خودم بسیار بهتر بود اما هیچوقت نتوانستم به استاد صبا بگویم که قطعاتی که قبلا نوشته‌ام را ببیند و نظرشان را بشنوم ولی بعدها پشیمان شدم که چرا این کار را نکردم… استاد صبا مرد بسیار مهربانی بود و بعضی‌ وقت‌ها بیشتر از نیم ساعت از خاطرات خود برای ما تعریف می‌کرد و همینطور فرصت مناسبی برای من بود که کارهایم را به ایشان نشان دهم ولی هیچ وقت چنین اجازه‌ای ندادم که از استادم چنین درخواستی داشته باشم، اگر امروز بود چنین کاری را می‌کردم.

پورقناد: در بین موسیقیدان های آن دوره، تقریبا هیچ کس، رهبری را به صورت حرفه ای نیاموخته و اگر هم بعدا در این زمینه تحصیل کرده اند، ابتدا بدون گذراندن دوره ای در این زمینه چوب رهبری به دست گرفتند؛ چرا شما که با رهبرانی مثل آقای توماس کریستین داووید در ارتباط بودید، هیچوقت به فکرتان نرسید به صورت کلاسیک رهبری را آموزش ببینید؟
– به فکرم رسید، ولی احساس میکردم و میکنم که رهبری موسیقی کلاسیک با موسیقی ایرانی سازگاری ندارد. موسیقی ایران به دور از نمایش‌های خاصی موسیقی‌غربی ا‌ست. موسیقی ایرانی به حال و هوای خاص خودش نیاز دارد. آدم‌های نظیر روح الله خالقی در من اثرات مثبتی گذاشتند. فیگورهای رهبری در درجه اول برای من مهم نبود؛ بلکه منش‌های یک رهبر ارکستر برای من مهم بود. به طور مثال یاد یک خاطره‌ای افتادم که در این زمینه برایتان تعریف می‌کنم؛ یک روز که آقای خالقی ارکستر را رهبری می‌کرد، یکی از نوازندگان گفت: “استاد این قطعه را همانطوری که نوشتید باید بزنم؟” این گفته کمی تعجب آور بود و من منتظر بودم ببینم که استاد خالقی در جوابش چه می‌گوید، استاد خالقی که خودکار دستش بود و با آن رهبری می‌کرد؛ قلم را به سوی این نوازنده پیش برد و گفت: “اگر می‌توانی طور دیگری بنویسی بنویس و ما همانطور می زنیم.”

این درس بزرگی بود برای من که تشنه یادگیری بودم؛ چرا که در چنین شرایطی ممکن است اوضاع ارکستر به کلی بهم بریزد. اگر آقای خالقی می‌گفت که تو سواد این کار را نداری که اظهارنظر کنی، وضعیت ناآرامی به وجود می‌آمد ولی با لحن ملایم و با آن شیوه جواب آن نوازنده را داد که آن نوازنده بسیار شرمنده شد و گفت: “من منظوری نداشتم و یک سوال پرسیدم.”

از این گذشته، به طور کلی موسیقی ایرانی پر از ظرایف است و تزئیناتی دارد که در موسیقی غرب نیست. در موسیقی ایرانی یک ظرایفی وجود دارد که نیاز است حتما در نت نویسی، ظرایف نوشته شود مانند مالش‌هایی که وجود دارد و همه اینها نیازمند دقت خاصی‌ است. اجرای موسیقی ایران یک شناخت لازم دارد؛ یعنی هر نت آن باید با شناخت نواخته شود و اگر این شناخت از موسیقی ایرانی حاصل نشود به هیچ وجه نمی‌توان حالت موسیقی ایرانی را پیدا کند؛ در همین راستا، اگر قوی‌ترین نوازنده ها هم این شناخت را نداشته باشند، سازشان به دل شما نمی‌نشیند… ما همه اینها را امتحان کرده‌ایم!

موسیقی ایرانی دارای ظرایف خاصی خارج از تکنیک غربی ا‌ست که تا اینها را به دست نیاوریم، یک رهبر ارکستر ملی خوب نمی‌شویم.