گفتگوی من و خودم در آینه (II)

به نظرم این نوع موسیقی یک جلوه‌ی جهان چند فرهنگی را به نمایش می‌گذارد و و آن نوعش را که من اشاره می‌کنم نمایشی از کنار هم نشستن موسیقی‌دانان چند فرهنگ مختلف است. آنها می‌خواستند همنوازی کنند پس مجبور شدند از بعضی پیچیدگی‌های زبانشان صرف‌نظر کنند، مانند من که بخواهم برای جمعی که فارسی اندکی می‌دانند حرف بزنم یا بنویسم. مطمئنا نخستین کلماتم این نخواهد بود: «منت خدای را عزوجل».

مانند همه‌ی رسم‌ها و پیشامدهای این جهان، اندکی که از سرآغاز هر چیزی دور می‌شویم ممکن است مبادی‌اش را فراموش کنیم، مثل خود من که حالا دیگر نمی‌دانم چرا این نقد را به خلاف همیشه با حضور خودم در لابه‌لای جمله‌ها نوشته‌ام؟ یا آنوقت که سخنرانی می‌کردم برای ناآشنایان به زبان فارسی و بعد از مدتی فراموش کردم که چرا به جای گفتن آن جمله‌های دشوار تنها از بعضی واژه‌ها بهره می‌گیرم؟

پس اینجا می‌گویم: اتفاقی افتاده است، زبانی به فراخور حالی شکل گرفته اما اکنون نیروهای شکل دهنده دیگر وجود ندارند و در اصطلاح نوعی ته‌نشینی زیباشناسیک رخ داده، یعنی این نحوه‌ی بیان امروز وجود دارد و هنرمندانی مثل حسام اینانلو می‌توانند آن را بسط گسترش بدهند. شاید این را بتوانم با وضعیت موسیقی «جَز» مشابه بدانم، این موسیقی با بردگی سیاهپوستان و … رابطه‌ای در مبدا داشته است، اما آیا امروز من برای اینکه نوازنده یا آهنگساز این نوع موسیقی باشم یا آن را درک کنم باید به عنوان برده در آفتاب نیواورلئان شلاق بخورم؟ فکر نمی‌کنم وگرنه جَز کم طرفدارترین موسیقی دنیا می‌شد.

برگردم و از موضوع زیاد دور نیافتم. آشنازدایی از رنگ‌آمیزی هر چند نه به شکلی افراطی و نه خیلی دور از سلیقه‌ی مرسوم زمان، اما در هر حال انجام شده است.

به گونه‌ای که حالا می‌توانی بگویی این در آینه‌ی اوهام است. گفتم که با به کار گرفتن نام‌های توصیفی مثل آفتاب یا «اوهام» نقش دیگری به موسیقی غیرضربی داده شده، تفاوت‌های برداشت را می‌توان در دو سی‌دی پیاپی اینانلو دید آنجا که خودش زمام کار را در دست داشته و آنجا که همین نام‌های توصیفی («صبح» و «بشارت» از صبح امید) می‌آیند اما محتوا همان محتوای آشناست، دست‌کم به ردیف نزدیک‌تر است، خوب من هم موافقم که آنجا مجید درخشانی نواخته که از نسلی دیگر است و از جهانی دیگر. اگر جز این بخواهم نظر افکنم هم‌آوازی سازها که مشابه است چه در «اوهام» چه در «برداشت».

اشتباه نکنید منظورم این نیست که ملودی‌ها یکی هستند منظورم این است که روش‌ها مشابه‌اند. این حسام اینانلو است که امتداد یافته است. پردازه‌های زیادی هست که به ذهنم خطور می‌کند چون باید بگویم که چه چیزی را جانشین فیگورهای ردیف کرده، اما این کار بدون یک تحلیل درست و حسابی به‌واقع دشوار است فقط می‌خواهم توجه خودم یا شاید شما را به جملات آخر آفتاب جلب کنم که چگونه ملودی جملات اولیه‌ی «بدرود…» از هم باز شده غیرضربی شده و دست‌آویز پردازش گوشه مانند شده است و یا شاید بگویید برعکس است و این جمله‌ها دست‌آویز ساختمان بدرود شده است.

باشد چیزی تغییر نمی‌کند در هر حال روش‌ را نمایش می‌دهد. وارد این بحث نمی‌شوم که دامنه‌ی نغمگی کمتر شده است یا نه؟ محدوده‌ی زمانی یک گوشه می‌توانست برای هشت یا یازده دقیقه گسترش پیدا کند؟

بعد از گشتی که در قطعات غیر ضربی زدیم برمی‌گردم به رنگ‌آمیزی و ساز‌آرایی از آشنا‌زادیی حاصل از صدای رباب که بگذریم، همسنگ شدن سازها به‌خصوص سازهای کوبی و جانشینی‌های جالب‌شان ذهن مرا تحریک می‌کند و وامی‌داردم که چشمم را نبندم و بشنوم که چگونه واخوان‌های ابتدای آفتاب که رباب می‌نوازد همسنگی و مشابهی یافته در ابتدای اوهام زمانی که ساز کوبی آغاز می‌کند. نمی‌دانم که کسی به این موضوع می‌اندیشیده یا نه؟ اما من فکر می‌کنم این طور شنیدنش لذت بخش‌تر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

فخرالدینی: تا صبا زنده بود، شاگردش بودم

فخرالدینی: تا صبا زنده بود، شاگردش بودم

بیشتر از دو سال از به روی صحنه رفتن ارکستر ملی به رهبری فخرالدینی میگذرد و امروز او پس از مدتها سکوت و رکود، عزم خود را جزم کرده تا باز با ارکستری دیگر و ترکیبی دگرگونه روی صحنه برود و موسیقی مورد علاقه خود را که بهره مند از همراهی و همدلی بسیاری از مردمان این سرزمین است را به اجرا بگذارد. فخرالدینی بدون شک یکی از فعال ترین موسیقیدانان ۴۰ سال گذشته موسیقی ایران است، کسی که از ویولون نوازی به سبک ایرانی شروع کرد و به آهنگسازی موسیقی سمفونیک رسید؛ ولی همیشه هر دو فرهنگ را به همراه داشته و دارد. فخرالدینی با اینکه مردی است، گریزان از حواشی معمول نام آوران عرصه موسیقی، ولی همیشه حواشی او را همراهی کرده است، شاید به این خاطر که مدت زیادی از فعالیت های هنری اش را در سطوح حساس هنری گذرانده است.
«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲) با حضور حدود هفتاد نوازنده‌ی سازهای مضرابی و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، «ارکستر بزرگ مضرابی» به رهبری حسین دهلوی تشکیل شد.
آموزش گیتار به کودکان (III)

آموزش گیتار به کودکان (III)

در تئاتر اصطلاحی فرانسوی به نام “میزانسن” وجود دارد که به عناصری همچون طراحی صحنه، نور، دکور و … اطلاق می‌شود. در واقع مناسب‌ترین بستری که بازیگران برای ایفای نقش بر أساس نمایشنامه در آن قرار می‌گیرند تا بهترین بازی و نمایش را از خود ارائه دهند. این موضوع در تمامی أمور حرفه‌ای قابلیت تعمیم دارد. هر چیزی وقتی در جای مناسب قرار بگیرد رشد و شکوفا می‌شود. بنابراین ایجاد یک محیط مناسب برای تمرین موسیقی شاید مهمترین کاری باشد که می‌بایست والدین انجام دهند. قسمتی از اتاق را برای تمرین موسیقی آماده کنید. حتا می‌توانید گوشه‌ای از دیوار را با طرح‌ها و گیتاریست‌های مطرح مزُین کنید. از اشکال فانتزی ِموسیقایی استفاده کنید. در نهایت یک میزانسن “موسیقایی” را ایجاد کرده‌اید.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.
شکوری: همه انسان ها یگانه هستند

شکوری: همه انسان ها یگانه هستند

خلاقیت یه مبحث بزرگ و جالب است، حالا بخواهم کوچک و خلاصه بگویم، اول اینکه جدیت زیاد خلاقیت را از بین می برد یعنی باید حتما یک طنز داشت، یک چیزی باید داشت که در آن سبکی باشد، فکر هنرجو را شلوغ نباید بکنیم، چه آن بچه ای که دارد کار هنری انجام می دهد، چه آن انسان بزرگسال، چون زمانی که شلوغ باشد اصلا فرصت نمی کند چیزی را پیدا کند و خلق کند؛ یکی از کلید اصلی خلاقیت این است که ذهن تان خلوت باشد تا بتوانید کار کنید، بتوانید فکر بکنید به چیزی جدید؛ دوم، شکایت کردن، غر زدن جایز نیست! باید نگاه کنید ببینید چه کاری می توانید بکنید، ببینید که تمام هنرمندانی که در رشته های مختلف در دنیا بوده اند و مردم دوست شان داشته اند، چه چیزی را جابجا کرده اند؛ بیشتر آنها نه از خانواده های مرفه بوده اند، نه از خانواده هایی بوده اند که امکانات تحصیلی و بهترین رفاه را داشته اند…
پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.
رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

سری تلق پلاستیکی صدای نرم ولی کم حجمی را تولید می کند و کوک نی را کمتر از ربع پرده پایین می آورد، اکثر نوازنده ها مجبورند از سری تلقی استفاده کنند، سری برنجی، صدای نسبتا تیز و پر حجمی تولید می کند یعنی شفافیت و حجم صدا را همزمان دارد، جدای از این، تنوع سری ها؛ خود جنس سری در نی باعث اختلاف کوک است مثلا شما یک نی را با سری برنجی و تلق با هم مقایسه کنید، نزدیک به ربع پرده اختلاف کوک دارند و برنجی زیرتر صدا می دهد، در کنار همین مسئله نکته جالب دیگری هم هست که عمق کام نوازنده نی، به نوعی جزئی از طول ساز محسوب می شود و اختلاف کوک دمش نوازنده ها در یک نی ثابت، گاهی اوقات به بیشتر از نیم پرده هم می رسد!
جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

ژاکو پستوریوس (jaco pastorius) را شاید بتوان در زمره آخرین نوازندگان و آهنگسازان جز قرن بیستم به حساب آورد که تاثیر گسترده ای بر دنیای موسیقی داشته اند. در موارد بسیار، از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا آخرین آلبوم های گروههای راک، اجراهای متقاوتی از آثار این هنرمند را می شنویم. بدون شک شان و منزلت او از تمامی القاب مختلفی که در گوشه و کنار به او نسبت داده اند، بالاتر است. در حقیقت ژاکو معنای واقعی جاز را به دوستداران موسیقی نشان داد و به جرات می توان گفت: ” او در نوع خود نوازنده ای بی همتاست.”
کنسرت «ره عشق» و رونمایی از دو لوح فشرده در تالار وحدت

کنسرت «ره عشق» و رونمایی از دو لوح فشرده در تالار وحدت

همزمان با برگزاری کنسرت «ره عشق» به هنرمندی بردیا صدرنوری و علیرضا چراغچی از دو آلبوم «عاشقانه در باران» و «نیایش» در تالار وحدت رونمایی می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آلبوم «عاشقانه در باران» با شعر و دکلمه بابک صدرنوری و موسیقی بردیا صدرنوری و آلبوم بی کلام «نیایش» با تک نوازی پیانو بردیا صدرنوری پنجشنبه اول آذر ماه همزمان با برگزاری کنسرت «ره عشق» به نوازندگی پیانو بردیا صدرنوری و نوازندگی ویولن علیرضا چراغچی در تالار وحدت، به صورت رسمی رونمایی خواهند شد.