لیدی بلانت و مسیح (III)

اما از نظر ظاهری حالت تقاطع سه زه ها در گوشه ها و حتی حالت و فرم خود گوشه ها نیز با یکدیگر متفاوت است. درخشندگی و حالت تازگی در رنگ وجلا و همچنین عدم وجود پتینه، قابلیت بصری ساز را افزایش داده است تا حدی که ریزترین جزئیات و ویژگیهای ساز بارز و آشکار است.

حالت و فرم قوسها که نمونه ای آشکار از اثر مربوط به این دوره از هنر استرادیواری می باشد، کوتاه و کم ارتفاع هستند اما امتداد آرکها تا محدوده لبه صفحه ادامه یافته است.

این نکته یکی از مهم ترین تفاوتهای بارز این ویولن با ویولن مسیح می باشد که قوس جلویی آن مشخصا دارای ارتفاع کمتری می باشد.

بررسی علمی این وضعیت، در همراهی با آن اصول و قواعد عینی که استراد در زمان خود تجربه نموده است، چگونگی انتخاب چنین ترکیبی را در ساختار قوسها ایجاب می نماید، در این باره می توان به توالی منحی های کاربردی استراد در سازهایش اشاره نمود و همچنین در توازی با آن تقسیم بندی ضخامتها در تمامی گستره صفحات زیر و رو و ترکیب بندی آن در انتخاب دو نمونه اصلی برای یک ساز به عنوان مهم ترین بخش ساختمان ویولون.

مهندسی صفحات در آن دوره میان اغلب سازندگان خبره رواج داشته است و این تاثیری بود از آن رو که هنر معماری، نقاشی، مجسمه سازی و سایر رشته های هنری دیگر، در آن زمان سیستم فرهنگی جامعه را تحت تاثیر خود جهت دهی و هدایت می نمود. هر چند که در میان گروه های دیگر که از این جریان به نوعی دورتر قرار می گرفتند، این نیز شاید جلوه ایی تجربی تر را نمود می ساخته است.

مقدار تغییر و تنوع در عرض ها، ناحیه پائین ساز، عرض میانی، عرض بالایی و همچنین راستای طولی صفحه، ارتفاع کلافها در پیرامون محیط صفحات با توجه به کیفیت چوب استفاده شده در این قسمتها، بیانگر ساختار حجمی در ساز است که سازنده ساز را در چهار چوب تعیین شده ای برای چگونگی نحوه اجرای قوسها قرار می دهد.

تفاوت دیگری که قابل توجه است وضعیت دریچه های F می باشد که در ویلن مسیح (messiah) به سمت گوشه های پائینی ساز دوران داشته اند، در صورتی که ویلن لیدی بلانت (Lady Blunt) به طور مشخص دارای دریچه های f با جهت دوران به سمت خط مرکزی ساز می باشد و نسبت به ویلن مسیح از حالت عمودی تری بر خوردار است.

بنا به تعریف دیگری می توان اینگونه تشریح نمود که مشخصا درجه چرخش دریچه های F در جهت ایجاد فاصله بیشتربین حفره های پائین و نزدیکتر شدن حفره های بالایی دریچه ها اعمال شده است.

این تغییرات در ویولون مسیح استراد به خوبی بارز و آشکار است، حال آنکه در لیدی بلانت (Lady Blunt) روشی متفاوت به کاررفته است، نسبتی که حفره های دایره ای شکل پائین دریچه ها به یکدیگر نزدیک شده و بالعکس، حفره های بالایی از یکدیگر دورتر.


چگونه می توان این دو ساز ارزشمند را با چنین تفاوتی آشکار در یکی از اساسی ترین قسمتهای هنر ساخت ویلن، تشریح و توصیف نمود؟ فاصله میان سال ۱۷۱۶ میلادی تا ۱۷۲۱ در محدوده کدامین تغییرات بنیادین هنر استرادیواری است؟

برای پاسخ به انبوهی از سوالات که در این زمینه وجود دارد، یکی از روشها بررسی دقیق تر، الگوهای خطوط محیطی هر دو ساز است که البته استناد الگو ها خود امری بسیار حائز اهمیت می باشد.

حال وقتی دو نمونه را به دقت در سیستم محاسبات هندسی پردازش می کنیم، تفاوتهای جالبی در آنها نمود پیدا میکند، باید توجه داشته باشیم که هم اکنون در ابتدای بررسی علت ها هستیم و در حال حاضر در وضعیت مطالعه هندسه سطح دوبعدی این دو ویولن نکات مربوطه مطرح می گردد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقی‌های انتخابیِ فیلمِ «رضا»

فیلم در شکل مرسوم و مألوف‌اش موسیقی متنِ ساخته شده ندارد اما پر از موسیقی‌ست. موسیقی‌های انتخابیِ کارگردان در فیلمی که نوشته و بازی‌اش نیز کرده، اولین توفیق را از بهره‌گیریِ متناسب از محوریتِ شهر اصفهان در فیلمنامه به دست می‌آورد. اصفهان را نه مکرر و در صورت‌هایی کلیشه‌ای، بلکه در ساکسفونِ تنها در شبهای اصفهانِ امروز و در یک آوازخوانیِ سنتیِ دورهمی زیر پل خواجو می‌بینیم.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (I)

دیدگاه عامه مردم و متخصصان موسیقی نسبت به موسیقی الکترونیک – در مفهوم عام کلمه – چگونه است؟ موسیقی الکترونیک را چقدر جدی می گیریم؟ پس از گذشت حدود یک قرن از تولد موسیقی هایی که به نوعی با کمک علم الکترونیک ساخته می شوند تا چه اندازه به آنها به دیده یک اثر هنری نگاه می کنیم؟ آیا چالش قبول موسیقی الکترونیک به عنوان یک اثر هنری مانند چالش پذیرش عکاسی دیجیتال در کنار عکاسی سنتی ختم به خیر خواهد شد؟

از روزهای گذشته…

هنر از هنر تا جامعه (II)

هنر از هنر تا جامعه (II)

در دهه شصت، بویژه در فرانسه ژان پل سارتر و همپالگی هایش، حتی این نظر را تئوریزه کردند. آنها یکی از نقشهای فرعی و معمول هنر را تبدیل به نقش اصلی و علت وجودی هنری کردند که سرانجام در جهان امروز بصورت عامل سرسام آور جلوه کرده است. بدین ترتیب از مقوله مهم هنر برای هنر تفسیرهای بسیار غلط ارائه شد که در پس آن میتوانستی بسهولت مفهومی بسیار غلط انداز به نام هنر بمثابه وسیله را ردیابی کنی.
Jazz Repertoire

Jazz Repertoire

اگر موسیقی کلاسیک (به معنای عام) کار کرده باشید حتما” متوجه شدید که برای یادگیری سبک و سیاق این موسیقی باید کارهای تعدادی از آهنگسازان این دوره ها را شنیده یا با ساز خود تمرین کرده باشید.
نقدی بر اجرای کنسرت ارکستر ملل (II)

نقدی بر اجرای کنسرت ارکستر ملل (II)

یکی دیگر از قطعات اجرا شده در این برنامه، سمفونی نفت اثر استاد علی نقی وزیری بود که با توجه به سایر آثار ایشان انتظاری شنیدن قطعه جدی تری را داشتم… این قطعه با تکنوازی هنرمند ارزنده تار و سه تار کیوان ساکت اجرا شد که معتقدم اجرای ایشان تحت تاثیر نواخته های اخیرشان با حرف ها و حدیث های فراوانی روبرو بود، چراکه اینجانب در سال ۱۳۶۷ افتخار شاگردی ایشان را داشته ام و سالهاست که با ویژگی های نوازندگی وآهنگسازی آقای ساکت آشنا هستم و از نزدیک شاهد روند کاری و فعالیت های هنری ایشان بوده ام.
الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

از سال ۱۹۴۶ به طور منظم به کار با ارکستر جز فیلارمونیک نورمن گرنز (Norman Granz) پرداخت. گرنز به زودی مدیربرنامه های فیتزجرالد شد. در این دوره تغییری اساسی در آوازخوانی فیتزجرالد ایجاد شده بود.
نگاهی به موسیقی رمانتیک، پیانو

نگاهی به موسیقی رمانتیک، پیانو

قرن نوزدهم قرن پیشرفت در موسیقی پیانو بود. بخصوص که پیانو از لحاظ تکنولوژی ساخت پیشرفت کرده بود و از صدایی غنی و وسعت صوتی گسترده تری برخوردار شده بود.
گفتگو با زوکرمن (II)

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»
موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (I)

موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (I)

اگر کمی به آثار موسیقی سال‌های اخیر گوش بسپاریم نوعی تعیین نشدگی در وضعیت فرم موسیقی ایرانی به چشم می‌خورد. پیش از این، رایج ‌ترین ساختار یک اجرای کامل، توالی گوشه‌ها و ضربی‌ها بود اما این وضعیت اکنون مدتی است که در حال تغییر است، تو گویی در دوره‌ی گذاری به سر می‌بریم. تاثیر این وضعیت بر فرم اجرا در «آب، نان، آواز» (اثر جدید علی قمصری) هم مانند دیگر آثار با کلام قبلی‌اش، به خوبی دیده می‌شود.
گیتار با کوک خودکار

گیتار با کوک خودکار

موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند. این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال (Tronical Gmbh) و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون (Gibson) به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول (Les Paul) گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند.
وقتی همه خوابیم (II)

وقتی همه خوابیم (II)

رهبرانی که بصورت رهبر میهمان در سالهای اخیر سکان ارکستر را به دست گرفتند، نیمی بصورت تجربی رهبری ارکستر را فراگفته بودند (اگر قبول کنیم اصلا فراگیری ای در کار بوده!) این رهبران که حتی نمیتوان عنوان رهبر آماتور را هم برای آنها جایز دانست با اجرایی از آثار خود (که متاسفانه آثارشان هم از کیفیت مطلوبی بهرمند نبود) به هیچ وجه نمیتوانستند حتی برای ارتقا شناخت سبکهای موسیقی هم برای ارکستر مفید باشند. در این میان چند رهبر هم به ارکستر دعوت شدند که دارای توانایی رهبری ارکستر بودند ولی کمبود وقت فقط میتوانستند برای همان کنسرت مفید باشند.
منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.