“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

علی رادمان
علی رادمان
اگر ردیف نبود
پیش از هر چیز اجازه بدهید اشاره کنم که موضوعاتی که در اینجا مطرح میشود، در مورد همۀ قطعات اجرا شده در این کنسرت صدق میکند، به جز آواهای زیگورات که برای پیانوی سولو نوشته شده بود. در مابقی قطعات بدون استثناء، ارکستر یا پیانو یا صداهای الکترونیک پیشتیبان صدای یک یا چند ساز ایرانی تنها شده بود. خوب این به تنهایی هیچ اشکالی ندارد به شرط آنکه نگفته باشیم: “اندیشه نو، یک ضرورت غیر قابل انکار تلقی میشود” (از متن بروشور) و بعد قطعاتی بسازیم که خط ملودیک واضحشان جملات صریحی از ردیف سازی ماست!

این قطعات نه بازخوانی مدرنی از فرم آواز هستند و نه ملودیهای نوآورانۀ ایرانی نوشته شده در قالب گوشه ها، بلکه جز یکی (ملودیهای دیوان) همگی خود ردیف نوازی هستند که بر روی انبوهی از سر و صدای مغشوش سازهای دیگر و یا در بهترین حالت آکوردها و آرپژهای بسیار تکراری که زیر صدای یک متن آوازی با پیانو نواخته میشد.

همۀ اینها آدم را وامیدارد تا از خود بپرسد در این موسیقی نو، معاصر، مدرن اگر ردیفها نبودند و به این شکل کودکانه با نویز یا آکوردها ترکیب نمیشدند، چه چیزی در این موسیقی میماند؟ چه چیزی این قطعات گاهاً طولانی را قابل شنیدن میکرد؟ پشت این سوال دیگری به ذهن میرسد که از آهنگساز باید بپرسیم، آیا این همه ردیف سوار کردن بر بستر مشابه موسیقی آوانگارد اروپایی نوعی رشوه به شنونده نیست؟ آیا این نوعی عوام زدگی نیست که نوگرایی در موسیقی را اینطور تفسیر کنیم؟

این نوگرایی از دید چه کسی نوگرایی است؟ از دید موسیقیدان ایرانی؟ که خوب میدانیم بخش ایرانی این موسیقی برای آنها تازگی ندارد. از دید موسیقی-ساز آوانگارد اروپایی؟ برای او هم بخش نویز و ترکیبات صوتیش تازگی ندارد، تازه اگر بتوانیم بپذیریم که بخش موسیقی ایرانیش برای چنین موسیقیدانی تازه به نظر میرسد.

تنها راه باقی مانده این است که فکر کنیم یک اتفاق “چند فرهنگی” نوگرایی موجود در این موسیقی است. این هم که حالا دیگر چیز زیاد تازه ای نیست و اکثر آهنگسازان یا آن را چندین سال پیش امتحان کرده اند یا امروز دارند امتحان میکنند! شاید نقش این نوع سوءاستفاده از موسیقیهای مختلف مانند دوگانگی شترمرغ باشد! و برای این استفاده شده که اگر از او تقاضای مرغ بودن بکنند بگوید بار میتوانم ببرم و اگر تقاضای بار بردن کنند بگوید تخم میتوانم بگذارم! تکنیکی برای گریختن از داوری و نقد هر دو فرهنگ موسیقایی ممزوج شده و نه برای اختراع حقیقی حیوانی مثل شترمرغ که نه مرغ است و نه شتر.

بعد از اینهمه صغری و کبری چیدن به اینجا میرسیم که شاید آنهمه ردیف نوازی و چه و چه برای این است که هم پرستیژ موسیقی مدرن را داشته باشیم و هم شنونده عام را لبخند به لب از تالار بدرقه کنیم و باز هم سوالات دیگری در ذهن مطرح میشود مانند: ترکیب آنهمه ساز برای چیست؟ این نوع ترکیب خاص برای چیست؟ هر چه بیشتر از خودم این نوع سوالها را می پرسم جوابهای کمتری میگیرم که راضیم کند.

سازبندی نمایشی است! چنگ را در ارکستر میبینم که گویی تنها برای نمایش است و بخشی از نت پیانو را به آن واگذار نموده اند، آنهم به عمد در سکوتی که انگار پروژکتور سالن فقط به روی نوازنده چنگ نور میاندازد. قانون نیز همین طور است، اگر قرار است پنجه-مضراب روی پشت خرکهای قانون بکشند، آنهم در حالی که حداقل چند سنتور در همان نزدیکی دارند صداهای مشابه تولید میکنند، پس باید باور کنیم که حضور قانون، نمایشی از کامل بودن ارکستری است که آهنگساز میتوانسته جمع کند، چون صدای این ساز در چنین وضعیتی اصلا شنیده نمیشود، حتا با کمک تقویت کننده ها و بلندگوها. سه تارها حتا در دید تماشاچی هم نیستند چه برسد به اینکه صدایشان شنیده شود و اصولا وقتی تعداد زیادی ویولن و دف و سنتور ناگهان در دینامیک ffff مینوازند چه امیدی هست که صدای آنها شنیده شود!؟

در قطعه سمینار رنگها که برای گروه کوچکی نوشته شده، به غیر از مقدمه پیانو که مثل قطعه اول جالب توجه بود، چیز زیادی شنیده نمیشد جز کمی پاسکاری برای انتقال بخشهایی از ردیف که بعد به شکل همهمه در هم آمیخته میشد! اگر به نوبت زدن سنتی نوازندگان یک گروه مطرح بوده که راه های بهتری برای این کار هست و اگر نه هم که …

اینکه در تمام مدت نواختن بخشهای آوازی پیانو یک یا دو آرپژ محدود را تکرار کند، نمودار “امکانات گسترده دیگر موسیقی ایرانی، از جمله به ایجاد رنگهای بدیع صوتی، قابلیت وسیع چند صدایی و امکان طراحی ستونهای هارمونی با استفاده از نظم هارمونیکی نغمات” (در متن بروشور) نیست! بلکه به عکس نمودار ناتوانی در آفریدن همۀ این چیزهایی است که ادعا شده است!

باز هم ناچاریم نادیده بگیریم که سنتورهای تکنواز، کوک نبودند و نوازندۀ توانایی مثل آقای روزبه رحیمی زیاد سرحال نبود، مجبوریم نادیده بگیریم که واژه موسیقی معاصر چه معنی میدهد، مجبوریم این همه اشتباه سهوی و عمدی را ندیده بگیریم، مجبوریم چون در شرایطی هستیم که به حداقل ها راضی شده ایم و اصلاً بعید نیست که بشنویم موسیقی به اندازه کافی زیر ضربه هست، شما دیگر بیشتر باعث تضعیفش نشوید!

خیلی وقت است که اینجا مجبوریم همه چیز را ندیده بگیریم و بگذریم از ترس اینکه مبادا همین آب باریکه نیز بخشکد و همین چند موسیقیدان باقی مانده هم قهر کنند. غافل از این که اگر آبراه را لایروبی نکنیم هم ممکن است دیگر آبی به ما نرسد و جوی بخشکد!

6 دیدگاه

  • hooman
    ارسال شده در آبان ۱۶, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۱ ق.ظ

    salam
    chetor mitunam mr radman ro bebinam?shirazan ya mashahd?kasi shomare telephon ya address dare azashun?tnx

  • .
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    salam.ishan ke enghadr az rezome irad gereftan chera khodeshoon hich karnamei az khodeshoon jayi nadaran ke befahmim sathe elmishoon cheghadre ke be khodeshoon enghadr etemad daran ke mitoonan az ostadayi mesle aghaye radman irad begiran va taze dochare azordegi az movaffaghiathaye ishoon beshan.

  • الهام نصیرزاده
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۱ ق.ظ

    راستش من رزومه چندان مهمی ندارم به همین دلیل هم فکر میکنم وقتی چیزی وجود نداره نیازی نیست که بخوام شرحش بدم. توجه کنید من رزومه آقای رادمان ایراد نگرفتم از نحوه ارائه رزومه و اشتباهای احتمالی ایراد گرفتم. چیزی که من بهش اشاره کردم دقیقا همینه که اگر چیزی وجود نداره بهتره گفته نشه. این عادت ماست در ایران که فکر میکنیم کسی که اشکالی میگیره خودش باید حتما از اونی که اشکال ازش گفته بهتر یا بالاتر باشه. اما اصلا اینطوری نیست من چند مورد مشخص رو مطرح کردم و مودبانه اشاره کردم که اینها ممکنه در نوشتن یا چاپ اشتباه شده باشن و یا بر اثر علاقه به اغراق بزرگنمایی به وجود امده باشن. برای اینکه *ثابت* کنید ادعای من درست نمیباشد کافیه در هر مورد نشون بدین که من اشتباه کردم. مثلا وقتی من ایراد گرفتم که در هیچ جا اشاره به نام دانشگاه و استاد ایشون نیست کافیه که کسی در زیر همین مطلب لینک یا مدرکی که حرفهای بروشور رو تایید میکنه بگذاره اونوقت همه میفهمن که من اشتباه کردم، حتی اگر بهترین رزومه رو هم داشته باشم. به نظرم بهتره به جای توجه به این که کی این مقاله رو نوشته به این توجه کنیم که چه اشکالایی گرفته شده و آیا این اشکالا درسته یا نه؟ قوت استدلال و صحت ادعا از نام اشخاص نمیاد.

  • الهام نصیرزاده
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    یادم رفت بگم من اصلا از موفقیت آقای رادمان یا کس دیگه دچار هیچ آزردگی که نمیشم هیچ بلکه بسیار هم خوشحال میشم. آزردگی من از عدم مطابقت موفقیتهای ادعایی با حقایقی بود که بررسی کردم.

  • .
    ارسال شده در آبان ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    shoma amalan chizio barrasi nakardin.inke avale maghale minevisin concerti bar gozar shode bood ke bia o bebin ba ye hamchin jomleye amianei yani bahse elmi vojood nadare balke ye bahse saligheie va ettefaghan khode bahs va barkhorde shoma ammianast na mozooe bahs. va zemnan kheili be sabke jurnalistha shoroo be koochak namayie concert kardin.in ke migin meghdari acord ke roosh radif zade mishod khodesh koochek namayie ke be andazeye bozorgnamayi ke shoma goftin baese azordegi mishe.tabiatan har musighi hamine ke shoma goftin meghdari acord ke roosh melodi zade mishe. amma shoma aslan midoonin oon acordha chi boodan?zemnan kodoom radif? age dar ejra dashti ya abuata zade mishe manash radif nist. hamin neshoon mide ke shoma salahiate enteghade elmni az concert nadashtin.albatte salighe bahse digeiye man nemitoonam begam shoma bayad az concert khoshetoon mioomad.vali salahiate elmi baraye naghd chizie ke lazeme va shoma nadashtin va in kollan az maghalatoon peidast va moteassefane bishtar shabihe ye oghde goshaiye. dar vaghe in naghd az hamoon jomleye aval ke behesh eshare kardam hich jaigahe elmi nadasht va mosallaman dar hich mohite academici in naghd ro be onvane naghd ya maghaleye elmi nemipaziran hatta agar be mavarede dorostiam gahi toosh eshare shode bashe. masalan man ghalathaye emlai ya moshkelate virastarie broshoor ro mipaziram. vali jahatgirie shoma be man ejaze nemide ba shoma ehsase nazdiki konam. chon moshakhase naghde shoma age esme naghd aslan roosh bezarim yek janebast.

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۹۱ در ۸:۱۷ ب.ظ

    من به عنوان یکی از نوازندگان ارکستر از نقد راضی هستم. حقیقت اینه که در بسیاری از قسمت ها قطعه ها چیزی نبودند جز ملودی های ایرانی (مهم نیس ردیف باشه یا نه، ابو عطا یا دشتی) به همراه افکت های صوتی. نو آوری خاصی به نظر نمی اومد. افکت ها هم هیچ الگوی خاصی نداشتند و من به عنوان شخصی که در ارکستر حضور داشتم عملا می دیدم هدف دکتر رادمان ایجاد فضایی متناسب با ملودی ایرانی بود.این قضیه پیشتر بار ها اتفاق افتاده… اما ای کاش توضیحات مبسوطی از سوی خود دکتر رادمان وجود داشت، تا در دفاع از اجرای خودشون بیان کنند. در غیر این صورت با توهین به کسانی که بی پیرایه و منصفانه اجرا را نقد می کنند، نمی توان به دفاع از اثر پرداخت. حقیقتا نوآورانه صفتی نبود که بشه به مجموعه ارکستر و اجرا نسبت داد. هرچند که اجرا همچنان ارزش های خودش رو داره.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (V)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (V)

دوره ی عباسیان را می توان دوره ی احیای مجدد فرهنگ و هنر ایرانی دانست. ایرانیان توانسته بودند به دربار نفوذ کنند و با این نفوذ فرهنگ و آداب رسوم و حتی لباس بومی خود را وارد حکومت عباسیان کردند و اتفاقاً با استقبال خلفای عباسی روبه رو شد. اولین خلیفه ی عباسی ابوالعباس سفاح نام داشت. او به پیروی از پادشاهان ساسانی به ترویج هنر وموسیقی ایرانی پرداخت. موسیقی از دربار پای خود را فراتر گذاشت و به خانه های اشراف و ثروتمندان نیز نفوذ کرد. این نفوذ به حدی بود که داشتن کنیز رامشگر از تجملات زندگی محسوب می شد. درهنگام شب از اکثر خانه ها صدای ساز و رقص و آواز شنیده می شد. حتی گهگاهی بین موسیقیدانان و شاعران رقابتی شکل می گرفت.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

دیبازر ادامه داد: بنظر من در شرایط فعلی همه ی شرایط به گونه ای سخت است که اساسا نباید اثری انتشار پیدا کند؛ انتشار یک اثر دارای مجموعه ای است که کل مجموعه باید مثل پازل کنار هم قرار گیرند تا کار دست انجام شود. خوشبختانه بخشی از پازل که مربوط به آهنگسازان است کار به خوبی انجام می شود و امیدوارم بقیه تکه های پازل ازجمله ناشر، پخش، مخاطب و… کنار هم قرار گیرند و مطمئنم این فعالیت فرهنگی با توجه به امکانات کمی که محیط در اختیارشان گذاشته است و جسارت زیادی که خودشان دارند، قطعا تاثیرات خود را می گذارند و من خیلی خوشحالم که این اثر در این شرایط تولید شد و به رپرتوار پیانویی کشورمان اضافه شد.
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (II)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (II)

اما امروز بعد از گذشت نزدیک به چهل سال، استفاده از این الگوی کلیشه‌ای، به ویژه در قطعات موسیقی بی‌کلام، دیگر توجیهی ندارد و تکرار ساده و هزاران‌باره‌ی آن، خود می‌تواند از نشانه‌های رخوت و رکود فکری موسیقی کلاسیک ما باشد.
عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار گفت: او در بهار با من رقصید. من احساس می کردم که او رو به راه نیست اما در نگاه اول متوجه نشدم که اوضاع از چه قرار است. او همیشه صبر می کرد تا من وارد قفس شوم و سپس کف آن می نشست انگار که می خواهد برای خود لانه ای بسازد. من با خودم گفتم: خب چرا این کار را نکند؟ روز بعد او را بر روی شاخه ای دیدم در حالی که با تکه ای از شاخه در جنگ بود. او شاخه را با خود حمل کرده و سعی می کرد از در قفس آن را داخل کند. در آخر، موفق به داخل کردن شاخه در قفس شد و از خستگی روی زمین افتاد و نگاهش را به من دوخت. مانده بودم که چه می خواهد بکند.
گفتگوی هارمونیک دوازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک دوازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک امسال دوازدهمین سال فعالیت خود را جشن می گیرد. دوازده سال فعالیت گفتگوی هارمونیک نه تنها در فضای مجازی تأثیراتی بر جای گذاشته است بلکه به دنبال این بوده که در تمامی این سال ها با ایجاد معیارهایی برای شناسایی و شناساندن هنر موسیقی، مطالب مفیدی را با خوانندگان خود به اشتراک بگذارد.
“دوستی” با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد …

“دوستی” با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد …

به بهانه اجرای کنسرتو ویلن اثر بهزاد رنجبران با ارکستر سمفونیک ایندیاناپلیس و تکنوازی جوشا بل
یو-تو (II)

یو-تو (II)

U2 در ۲۶ سپتامبر ۱۹۷۶ در دوبلین تشکیل شد. لری مولن جونیور چهارده ساله از اعضای دبیرستان، گروهی در آشپزخانه خود تشکیل داد! پس از مدت زمان کوتاهی به اعضای اصلی گروه، ایوان مک کورمیک و پیتر مارتین که از دوستان مولن بودند اضافه شدند. پس از اولین تمرین جدی مارتین و پس از گذشت چند هفته کورمیک گروه را ترک کردند.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

همسر دوم واگنر کوزیما بعدها نوشته است: “زمانی که نسل آینده به دنبال نیرویی عظیم در این اثر ناب بگردند، ممکن است قادر باشند، اشکها و خون دلهای آهنگساز را به لبخندهایی تبدیل سازند”. در سال ۱۸۶۲ واگنر به طور رسمی از مینا جدا شد، اگرچه تا مرگ مینا در سال ۱۸۶۶ به حمایت مالی او ادامه داد. بین سالهای ۱۸۶۱ و ۱۸۶۴ واگنر سعی کرد اپرای “تریستان و ایزولده” را در وین اجرا کند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VI)

در ارتباط با متر های ترکیبی و افزایشی، لاندن این پرسش را مطرح می کند: چگونه امکان دارد که یک سطح نا هم طول به عنوان سر دسته ی زمانی ساخت دیگر سطوح سلسله مراتب متریک عمل کند؟ جواب این جاست که این کار از طریق حضور تثبیت کننده ی زیرشاخه های هم طول اتفاق می افتد. به عبارت دیگر، برای این که بتوان الگویی از بیت های نا هم طول را اجرا کرد – یا آن ها را دنبال نمود – ما باید ساعتی داشته باشیم که در فواصل زمانی مشخص تیک تیک می کند و بیت ها باید با مضاربی از واحد های ساعت، مطابقت داشته باشند. لاندن این را یکی از اصول عمومی متر خود می داند: