لیدی بلانت و مسیح (IV)

تفاوت در عرض ها، ترکیب آرکها در یکریگر و فرم منحنی های آزاد در سه بخش بالایی، میانی و تحتانی و همچنین ترکیب این ۳ بخش و تشکیل ساختار دو بعدی ویلن، توانسته است دو ویلن را با دو تعریف محیطی بسیار زیبا خلق نماید. آن طور که شواهد و مستندات نشان می دهد نمونه مسیح در عرض ها کمی وسیع تر است و ساختار سطحی ساز کمی بزرگتر از لیدی بلانت به نظر می رسد.

به لحاظ طول به استناد دو سند معتبر نیز الگوی مسیح از ۵ دهم تا ۱ میلی متر بلندتر از لیدی بلانت بوده و این مسئله خود نیز منجر به نمایی خاص میشود زیرا که فرم منحنی های محیطی باید با توجه به طول بیشتر در یکدیگر ترکیب شوند.

هم اکنون باز می گردیم به لحظه نخستین بررسی طرحها، اگر در مقام طراح به تصاویری که در برابرمان است نگاه کنیم با توجه به حالات خاصی که در طرح اعمال نموده ایم پیش فرض ساختار دریچه ها را محاسبه کرده و آن را به صورت نسخه ای آزمایشی ترسیم می کنیم. در این مرحله نیز مجددا با سوالات متعددی مواجه خواهیم شد که برخی از مهم ترین آنها چگونگی فرم دریچه ها و یا درجه دوران آنها به تناسب محاسباتی که در ساختمان کلی ویلن به انجام رسیده است و همچنین محل استقرار مرکزی دریچه های f به تناسب طول ارتعاش و محل قرار گیری bridge و تقسیم بندی و هدایت جریانهای آکوستیکی ساز بر اساس ساختار جرمی و حجمی ساز است.

پرسش اصلی اینجاست که آیا هر دو ساز از الگوی محیطی برابر و یکسان در دریچه های f برخوردار هستند؟
و نکته دیگر اینکه اصولا آیا باید هر دو ساز از الگوی محیطی برابر و یکسان در دریچه های f برخوردار باشند؟
باید گفت که در این دو نمونه به شکلی مرموزانه عمل شده است حفره ها در هر دو نمونه از اندازه تقریبا یکسان برخوردار است و اگر ساختار دریچه های صوتی را به دو قسمت شمالی و جنوبی ویا بالایی و پائینی تفکیک نمائیم، فرم کلی دریچه بالایی در هر دو نمونه شبیه یکدیگر بوده و در نیمه پائینی ساز از شباهت و برابری کمتری برخوردار است، در ضمن نکته ایی دیگر که بیشتر اهمیت دارد تفاوت طول در دو دریچه این دو ساز است که مشخصا جدا از مقدار دوران آن در نمونه مسیح، الگوی دریچه های f در لیدی بلانت کمی بلند تر از الگوی مسیح می باشد (سطح طولی)، اما در مقابل میزان سطح عرضی در بر گرفته شده دریچه های f در ویلن مسیح بیشتر از ویلن لیدی بلانت است.


از زاویه ایی دیگر می توان به انتخاب نوع چوب به کار رفته در هر دو نمونه ساز پرداخت. چوب مصرف شده در ویلن مسیح از ساختار بافتی با درجه تراکم کمتر و در ویلن لیدی بلانت از تراکم بیشتر، این مسئله خود نیز درتشریح سه بعدی کیفیت کاریرد عناصر در سازه نقش بسزایی را ایفا میکند و همانطور که در قبل به آن اشاره کردیم می توان میزان کاهش ارتفاع سطح قوسها و همچنین افزایش آن را با توجه به میزان نیرویی که به سطح چوب و در مجموع به ساختار ویلن وارد می شود را با در نظر گرفتن میزان کیفیت و کمیت مواد مصرفی کنترل نمود که در این دو نمونه با توجه به تراکم متفاوت در نوع چوب استفاده شده در صفحه روی ویلن ها به خوبی می توان ساختار قوسها را توجیه نمود.

همچنین آنگونه که از شواهد موجود به نظر می رسد کیفیت رنگ و جلای مصرفی در هر دو ساز به گونه ایست که در ویلن Lady Blunt به علت نوع و مقدار کاربرد و هم سالم ماندن لایه ها ی افزوده شده به سطح چوب، تراکم و چگالی مواد مصرف شده رنگی، بیشتر از ویلن مسیح می باشد که این نکته خود موضوعی دیگرست که تراکم صفحه روی این دو ساز را از یکدیگر متمایز ساخته است.


همچنین ورنی حساس و رنگ قرمز قهوه ای پر رنگ که با مواد دیگری ترکیب شده است در برخی از نقاط به داخل بافتها و فر های چوب افرا نفوذ کرده و ساختار مکانیکی چوب را منسجم تر و استحکام آنرا افزایش داده است، اما نکته ای که در مبحث رنگ بیش ازهر مسئله ای حائز اهمیت است عدم وجود نشانه های مرمت رنگ و مواد جلا دهنده و اورجینال بودن کیفیت رنگی ساز از ابتدا تا امروز است و هیچ گونه ماده رنگی و جلا دهنده جدیدی بر سطوح آن افزوده نشده است.

31 دیدگاه

  • راغب
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    با تشکر از سعی وافر شما اقای ضیایی
    می خواستم لطف کنید و نام منبع و یا اصل مقاله ای را که این مطلب از آن ترجمه شده است را بیاورید تا بتوان به عکسها و متن بیشتری دست یافت. دست شما را از دور بگرمی میفشارم.

  • ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۹۰ در ۱:۲۸ ب.ظ

    دوست گرامی، بسیاری از مطالبی که با نام نویسندگان در سایت نوشته میشود، ترجمه از یک منبع نیستند و چندین و چند منبع دارند و البته بسیاری از منابع شفاهی و تحقیقات حضوری هستند که با دانش شخص نویسنده ترکیب شده اند. اطلاعات در زمینه ویولون بسیار پراکنده و گاهی بسیار مخفی و مطالب منتشر شده در موارد تخصصی گاهی همراه با پنهانکاری و گفته های غیر صحیح است.
    در مورد ویولون های معروف هم بسیار به اطلاعات ضد و نقیض برخورد میکنید؛ نوشته آقای ضیایی از این موانع گذشته و ایشان اطلاعات مفید را حتی از منابعی که بخشی از آنها برای گم راهی مبهم یا نادرست نوشته شده گلچین کرده و به دست نظر شما میرسانند.

  • راغب
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۶ ب.ظ

    با تشکر از پاسخ شما. لازم به یاد آوری نیست و شما حتما اگاه هستید که اگر مقالات شما بخواهد عنوان مقاله علمی داشته باشد و نه یک اظهار نظر شخصی ,حتما شما باید حتی در قسمت های کوتاهی که از یک کتاب نفل می کنید نام کتاب و سال چاپ آن را قید کنید. این که شما به کتاب های دیگر استادان این رشته جهانی افترای “گم راه کردن ” و “نادرست نوشتن” بزنید جالب نیست چون شما مسئول نوشته آنان نیستید. اما اگر سهو یا اشتباهی در نوشته اقای ضیایی باشد , ممکن است همین انگ ” گمراه کردن ” به ایشان نیز بخورد که خوب نیست. لذا در قسمت های نقل قول خواهش می کنم اصل منبع را قید کنید.
    از طرف دیگر نیز بسیار بعید است که آقای ضیایی ساز لیدی بلانت را دیده باشند که شما از آن به نام “تحقیقات حضوری” یاد کردید,پس چه اصراری در نیاوردن نام کتب مربوطه هست.
    با سپاس مجدد

  • Ramtin
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۹۰ در ۹:۳۷ ب.ظ

    این ساز های قدیمی که خیلی هم استادانه روشون کار شده خیلی خیلی گرون اند و هیچ وقت با هیچ روشی نمی توان ان ها رو به دست اورد پس دونستن و کسب اطلاعات بیشتر جز حسرت به چه دردی میخوره؟؟؟؟

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۲ ب.ظ

    در پاسخ آقا یا خانم راغب
    اولا عجله نکنید! شما باید تا آخرین شماره صبر کنید تا ببینید لینک یا منبعی در شماره آخر معرفی میشود یا نه.
    ثانیا گفته ما درباره این نوشته خاص و ویولون لیدی بلانت نبود و کلی است.

  • ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۹۰ در ۳:۳۵ ب.ظ

    با درود
    متنی که ملاحظه نمودید، مجموعه ای است، تحقیقی که بخش تاریخی آن، بعد از به فروش رسیدن ویلون لیدی بلانت، در مجله استراد به چاپ رسید و بخش تحقیقی و تحلیلی آن توسط بنده بر اساس آنچه که در موزه ها و مراکز ثبت آثار موجود، گرد آوری شده است، به نگارش و اجرا درآمد البته برخی از عکس ها نیز از کتب تخصصی مربوطه وام گرفته شده اند.
    و اما این منابع در شماره پایانی این سری از مقالات درج شده است و همچنین طرح این مطلب ضروری است که نوشته های مربوط و خصوصا آن دسته از مقالات مرتبط با پرو‍‍‍ژه های ساخت ساز بر اساس حداکثر توان موجود در جهت دستیابی به اطلاعات صحیح، همچون مراجعه حضوری به مکان نگهداری آن دسته از سازهایی که موجود هستند ویا بازدید آنها بلامانع است و همچنین اطلاعات مکتوبی که در باب جزئیات آنها با درجات صحت مختلف و متفاوتی که به ثبت رسیده است، مورد بررسی و سنجش قرارگرفته و ارائه می گردد .
    همچنین در باب نادرستی و یا همان گمراهی و سوداگری اطلاعات باید گفت در این مسیر قطعا هر پژوهشگری می تواند در باب یک موضوع با مطالب متنوع و در برخی ضد و نقیض، مواجه گردد که این موضوع را در گذشته و همچنین دردوران معاصر شاهد هستیم ،و افسوس آنکه این تناقضات از مجموعه هایی دیده می شود که خود متولی بسیاری از جریانهای مربوط به دنیای ویلن هستند.
    می توان پیرامون مسائل عنوان شده توضیحات بسیاری را مطرح نمود که شاید در حوصله خواننده نباشد از این رو برای من جای بسی افتخار است که حضورا، بتوانم برای آن گروه از خوانندگانی که به دنبال بررسی بیشتر بوده و جویای حقیقت هستند، فرصتی را فراهم سازم تا امکان تشریح شایسته تری در جهت آگاهی بیشتر به وجود آید.
    به طور حتم این امکان تا کنون فراهم بوده است، برای آنچه که ارزشمند می شمارم، تلاشی در حد اندیشه و توان داشته و همچنان نیز آن را بررسی و آزمون نمایم.
    با سپاس

  • رویا فرح ناک
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۹۰ در ۳:۲۹ ب.ظ

    آقای ضیایی
    چه عامل یا ویژگی باعث شده که شما این دو ویلن را با یکدیگر مقایسه نمایید . چنانکه هر دو ویلن دیگری را نیز می توان با هم مقایسه کرد . شما اگر برخلاف شیوه قبل این سوال را جواب دهید می توانم اشکالات فنی شما را بیشتر توضیح دهم . شما قصد گمراه نمودن خواننده را واقعا ندارید اما آنچه را هم که مطرح می کنید مملو از اشکالات فنی و کاملا غیر حرفه ای است .

  • رضا ضیائی
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۹۰ در ۳:۲۹ ب.ظ

    با درود
    در پاسخ به شما خانم:
    می توانید عامل مقایسه این دو ساز را امری شخصی تلقی کنید همانطور که نوشته اید هر دو سازی را می توان مقایسه نمود. ولی پاسخی که برای شما قانع کننده تر است در متن مقالات نهفته می باشد .(از شما توقع دقت بیشتری را داشتم)
    از شما درخواست دارم به طرح اشکالات فنی و تشخیص حرفه ای خود بپردازید تا که شاید من نیزبتوانم از حضور آشکار شما در عرصه علم و دانش بهره مند باشم،آخر تا کجا و تا چه زمانی می توان در پشت سایه ها پنهان بود؟
    براستی شما تا چه اندازه به مناسبات و وضعیت جاری در دنیای ویلن اشراف دارید ؟
    بر مبنای کدام پایه و اساس علمی و شهودی به خود روا می دانید که درباره اشکالات مملو و کاملا غیر حرفه ایی مطلبی که جزء مسائل روز دنیای ویلن می باشد سخن به میان آورید؟
    اگر به واقع در ادعای خود نسبت به متن درج شده پایبند هستید ،بسیار خوشحال خواهم شد که میتوانید از طریق نوشته ایی مفید و کارآمد و یا از طریق ملاقات و مناظره علنی نیز مطلب خود را طرح نموده تا به ابعاد دیگر آن که شاید از نگاه من پنهان مانده است آگاه شویم.( این موضوعی عجیب نیست )
    در غیر این صورت دوست گرامی، شما را چه سود از چنین نوشته هایی؟

    با سپاس و احترام . . .
    .

  • رویا فرح ناک
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۳ ب.ظ

    من کاملا آماده ام کمی اطلاعات مفیدتری درباره آنچیزهایی که علاقه مند هستید به شما و مخاطبین شما بگویم اما دو پیش شرط دارم و آن این است که سایت نسبتا محترم هارمونی تالک این تضمین را فراهم آورد که نوشته های اینجانب را حذف و یا سانسور نفرمایند و دوم اینکه در صفحه ای جدید بتوانیم گفتگویمان را آغاز کنیم .

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۰ در ۲:۵۸ ق.ظ

    با درود
    در پاسخ به شما خانم:
    بسیار جالب است عملکرد تان ،نوشته هایتان وادعا های طرح شده از سوی شما،پاسخها و توقعات عجیبی که از آن رهیافتی علمی استنتاج نمی گردد.
    در نخست باید متذکر شوم که شما مدعی شده اید که می توانید اشکالات فنی را بیشتر توضیح دهید که من نیز به تفضیل و کامل از درخواستتان استقبال نمودم ،استقبال نمودم تا ادعای خود را ( اشکالات و اشکالات فنی بیشتر) به اثبات برسانید و …
    قرار نبود که شما به قول خودتان ” کمی اطلاعات مفیدتری” { یعنی آنکه اطلاعات مفید بوده است حال شما می خواهید کمی اطلاعات مفیدتری با قید شروطی این چنین ؟!! }بر اساس علاقه من و مخاطبین در اختیار قرار دهید که برای آن دو پیش شرط تعیین کرده و تضمین می خواهید .اگر که خود را انسانی متعهد به اصول اخلاقی می دانید، ملزم، به بیان واقعیات هستید.
    توجه داشته باشید که ادعای شما در بیان و طرح اشکالات فنی “مملو از اشکالات فنی و غیر حرفه ای” با جمله امروز شما ” کمی اطلاعات مفیدتری” تناقض داشته وبه نظر می رسد با نیات شما در جدال است. (ظاهرا شما در مطالعه و نگارش متون به دقت و سیستماتیک عمل نمی نمائید)
    ضمنا به طرح علاقه من اشاره نمودید، باید بگویم بنده با توجه به تنوع روش هایتان در تمام فرصتهایی که یافتید و در زیر مقالات در جهت تخریب و تغییر جهت افکار عمومی قلم زدید ، تجربه احساس کارآمدی را تا کنون از طرف شما دریافت ننموده ام در نتیجه احتیاجی به اطلاعات مفید تر شما نیست چرا که قابل پیش بینی است. بهتر است به دفاع از ادعایتان بپردازید .
    ولطفا به این نکته آگاه باشید که شما در جایگاه تعیین شرط برای سیستم گسترده اتفاقا محترم و ارزشمند سایت HARMONYTALK نیستید که با توجه به حضور دوستان نویسنده و محققین و مترجمینی که عاشقانه و بدون هیچ چشم داشتی در جهت پیشرفت روزافزون هنر و علم گام بر می دارند.جای بسی تاسف است که ترکیب نسبتا محترم را به کار گرفته اید،و آن را به حذف و سانسور نوشته ها نسبت می دهید ،اگر اینگونه بود که بسیاری ازمطلب هم اکنون نباید در معرض دید عمومی قرار می گرفت .
    به طور حتم نوشته های توهین آمیز،مسموم و از این قبیل که آرامش و اصول اخلاقی را متشنج میکند در بخش بررسی و پیگیری کامنت ها کنترل شده و برای حفظ ارزش و احترام نویسندگان و مخاطبین محترم بایگانی خواهد شد که البته در بسیاری از موارد حتی آن دسته نیز در معرض دید عموم قرار گرفته است ،حال این موضوع چه ارتباطی با حذف و سانسور یک متن و نوشته فنی و یا نقد علمی دارد؟
    لطفا کمی دقیق تر باشید اگر شما آنگونه که مدعی شده اید اشکالات را با دقت می توانید کالبد شکافی کنید، اندکی به قالب بندی و نظم و سیستم نگارش خود توجه داشته باشید که در تناقض با ادعاهای بزرگتر نباشد.
    *** نوشته اید سایت هارمونی تالک،کلمه انگلیسی TALK ، تالک خوانده نمی شود آنرا تاک بخوانید ،سایت هارمونی تاک.***
    اگر در جایگاه محکم و مستدلی هستید ،برای شما پیشنهاد بهتری دارم ، شما را دعوت به یک جلسه خبری می نمایم که با معرفی خودتان، تمام نکات و مسائل علمی و حرفه ای خود را مطرح ساخته و تمامی آنچه حاصل دانش بیشتر شما از منظر ادعاهایی که تا کنون داشته اید را بیان دارید. در نهایت حاصل مناظره ما از طریق همین سایت به نگارش درآمده و در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت . فکر میکنم در فضای علمی وهنری اگر هدف حرکتی مفید و عادلانه در راستای ارتقاء سطح دانش و هنر باشد نیازی به پنهان شدن و تردید نیست.
    امیدوارم پاسخ بعدی شما در فضای استدلال و ارائه مستندات ادعاهایی که طرح نمودید خلاصه گردد .
    با سپاس و احترام

  • رویا فرح ناک
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۰ در ۷:۳۳ ب.ظ

    آقای ضیایی
    اگر در فارسی محاوره ای کلمه Analyse آنالیز بیان می شود ( Analise ) دلیل بر غلط بودن نیست چراکه باید می گفتیم آنالایز ولی چنین نیست . بیان صحیح فارسی همان تالک می باشد ولی اشکال ندارد شما هرطور که می خواهید بگویید . من افتخار جلسه خبری را هم به دلیل بعد مسافت از دست می دهم و امیدوارم توضیح اضافه ای در این مورد نخواهید چون مجبور می شوید از طریق اسکای متحمل هزینه زیادی شوید . از همه اینها گذشته کمی اطلاعات مفیدتر به نسبت همه آنچیزهایی است که می تواند مطرح شود اما برای شما کمی از آنها کافی است نه نسبت به همه آنچه شما گفته اید که اگر چلانده شوند ، چیز دندان گیری نصیب خواننده نمی کند . و در آخر من با شخص شما مشکلی ندارم و آنچه از شما می دانم نقل قول از طریق استادم در ایران است که آنها را بسیار منصفانه و بدور از حب و بغض تشخیص داده ام ولی مشکل من با شما اطلاعاتی است که نه مبنای علمی دارد و مملو از گنده گویی و برخواسته از غروری است که در فضای کم سواد ایران در زمینه سازسازی خودنمایی می نماید . من همچنان بر هر دو پیش شرط خودم هستم و پذیرش و شروع بحث راحت تر است تا بهانه گیری های بی مورد .

  • نوربخش
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۰ در ۹:۲۴ ب.ظ

    متاسفانه هر چه بر سطح کمی و کیفی مقالات سایت افزوده می گرددو برای ارتقای سطح دانش عمومی تلاش می گردد، بر میزان حسادت و غرض ورزی ها نیز افزوده می گردد. خانم رویا فرح ناک! شما حتی جرات بیان نام حقیقی خود را هم ندارید! چگونه می خواهید به دیگران دانشی بیاموزید؟ به نظر من این نظرات بی ارزش جز آنکه به تخریب روحیه دوستان نویسنده بیانجامد بیشتر به دنبال جلوگیری از نشر اطلاعات گذاشته می شود(البته با روش تخریب روحیه نویسندگان).

  • ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    خانم رویا فرح ناک، پیش از این نظراتی از شما زیر بعضی از مطالب مربوط به ویولون منتشر شده بود که همگی به انتقاد بی پایه و اساس از نوشته مپرداخت. در هیچ نوشته ای شما به ارائه دلیلی روش برای زیرسئوال بردن مطلب نوشته شده وجود ندارد.
    نمونه آن همین نوشته اخیر شماست که در سه نظری که گذاشتید بارها ادعا میکنید که میخواهید مطلبی کامل تر و جامع تر از نوشته نویسنده ارائه کنید ولی فقط در حد ادعاست و کوچکتری نکته ای هنوز گفته نشده است.
    آیا واقعا مشکل شما بعد مسافت است؟ یعنی واقعا نامی به نام رویا فرح ناک وجود جسمانی دارد یا فقط نامی مستعار است؟!
    … و از همه مهمتر آیا اگر فرض بگیریم مشکل شما بعد مسافت است، چرا درهمین جا مطلب خود را نمی نویسید؟

  • رویا فرح ناک
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۰ در ۲:۴۵ ق.ظ

    آقا سجاد
    چون بعضی از نظرات قبلی بنده از طرف سایت گذاشته نشد واقعا در این فکر هستم که چه تضمینی وجود دارد که دچار گزینش های خاص نگردد و اینکه گفته اید در هیچ نوشته ای شما به ارایه دلیلی روشن برای زیر سوال بردن نوشته نویسنده وجود ندارد اینطور نیست من ( همانطور که روال شروع هر بحثی می باشد ) با طرح سوال می خواهم مطالبم را آغاز کنم ولی این آقای ضیایی بودند که بجای جوابی منصفانه بحث را به بی راهه کشانده و در آخر بنده را به ملاقات و مناظره دعوت نمودند ( خواهش می کنم ترتیب ارایه نظرات را یک بار دیگر مرور فرمایید ) . پس برای آقای ضیایی ارایه نظر زیر نوشته شان کافی نیست و مناظره که فضایی مستقل و کاملی دارد را خواهان و من هم با دو پیش شرط حاضر به بحث شدم . من از شما می خواهم به دوستانتان در سایت بفرمایید که من ، هم حاضرم در ادامه همین مطالب بحثم را آغاز کنم ولی بنحوی که در صفحه اصلی سایت بدرستی اطلاع رسانی شود و هم حاضرم در فضایی مستقل با شیوه توافقی مطالب را ارایه نمایم ( البته باز با قبول شروط اولیه ) . و در پایان بگویم که نام من رویا فرح ناک است و همگی باید یاد بگیریم که در انتقاد کردن و مورد نقد قرار گرفتن جدی باشیم و فضای سازسازی در ایران نیاز واقعی دارد که روشن تر و عمیق تر بیاندیشد و ساحت آن پاک تر از آن است که دو خط پلید موازی ، ادعای اطلاعات و فروش ساز در کنار هم قرار بگیرند .

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۰ در ۳:۳۶ ق.ظ

    با درود
    خانم محترم :در پاسخ به قسمت اول آنچه نوشته اید استدلال شما در راستای کاربرد محاوره ای لغات انگلیسی صحیح نیست بسیاری از واژگان از این روند استدلال شما تبعیت نمی کنند و یا از تنوع مختلفی در نگارش و گویش برخوردار هستند که مخاطب و شنونده را عمدا و یا سهوا دچار اشتباه می کند از این رو بهتر است تا حد امکان و لزوم کلمات را صحیح تلفظ کنیم.
    و اتفاقا اگر در جایی ترکیب هارمونی تالک شنیده شود جدای از تاکید بر تلفظ صحیح واژه، از نظر زیبایی شناسی و حتی حالت بیان، حالت شنیداری و گویایی توام با دشواری خواهد بود از این رو باز هم به لحاظ محاوره، تاک روانتر است.
    اشاره ای به بعد مسافت و عدم حضورتان در مناظره داشته اید، حال جدای از اینکه احتمال عدم صحت دلیل شما وجود دارد اگر برای من اثبات می شد چیزی در چنته دارید و یا اینکه ارزش طی کردن این راه به بهای کسب چیزی براستی ارزشمند و گران بهاست ،مسیری سخت نبود همانطور که تا این لحظه برای یافتن و کسب دانش به کنکاش و جستجو در گوشه و کنار این دنیا سفر کرده ام.
    هنوزاز طرف شما مطلبی ارائه نشده است که بخواهید کمی بیشترش را بازگو سازید،و هنوز توانی هم در بیان مطلب از شما دیده نشده است ، مقدار کفایت آن را هم بگذارید برای زمانی که هویت شما، سطح اطلاعات و پشتوانه علمی شما معرفی شود.
    باید بگویم نیازی به چلاندن مطلب من و سایر اشخاص نیست کافی است از محتوای دانش ساز سازی برخوردار و با دنیای ویلن سرو کاری حرفه ای داشته باشید آنگاه می توانید متن را بدون چلاندن درک کنید البته برای من نوشته شما قابل درک است زیرا توجهتان به نوشته هایی که به صورت دقیق در پاسخ به شما ذکر نموده ام و پاسخهایی که در جواب به نوشته های من درج نموده اید واضح است که چقدر و به چه میزان بر دیدگاه خود دقت و توجه دارید،وبسیار طبیعی است که آن را بهانه بی مورد تلقی نمائید.
    مبنای علمی مطالب در بخش منابعی که از آنها بهره مند بوده ام و تحقیقاتی که درزمینه خانواده ویلن دارم نهفته است،اگر تا این حد اعتماد بنفس دارید وارد میدان شوید تا از شما نیز بیاموزیم .
    طرح کلماتی همچون مملو از گنده گویی و برخواسته از غرور را با ادب و ادبیات شما در تضاد می بینم بیش از این خود راتحت فشار قرار ندهید من ترکیب بهتری را همچون فراتر از شرایط زمان و مکان و استواری آگاهانه و برای کم سواد بودن ،فضای تعصب و تخریب را پیشنهاد میکنم.که طبیعتا حاصل آن مواجه شدن با شخصیتهای سایه نشینی همچون شما خواهد بود که مسبب بحثهای فرسایشی و فرمایشی هستند.
    همچنان بر اساس دانش ، خرد و تجربه کوشش خواهم کرد تا مقالات مفید تری را در ابعاد وسیع تر جدای از پذیرش و یا عدم پذیرش افکار عمومی به انجام برسانم ،حاصل این تحقیقات طبیعتا خلق سازهایی خواهد بود ارزشمند که در روندی طبیعی به دست توانای مونسی دانا نواخته خواهد شد، شما نیز اگردر قالب دانش و خرد به دنبال پیشرفت هنرو شکوفایی دانسته هایتان هستید قلم را به دست گیرید و گامی را در جهت پیشرفتی هر چند اندک بردارید . (این روش بهتری هم برای شما و هم برای دیگران است )
    در پایان باید بگویم که همیشه برایتان احترامی شایسته آنچه از شما می پنداشتم را قائل بوده ام بدون آنکه بدانم هویت شما چیست و در اندیشه تان چه می گذرد،از هر دری که وارد شدید با شما به حوصله و احترام رفتار نمودم و زمانی شایسته رابرای پاسخ به نوشته هایتان اختصاص دادم، اما اکنون بعد از توالی ادعاهای بی اساس شما و بی سبب در شروط بی جهت با توجه به فراهم بودن فضای مناسب برای اظهار نظرهایتان نتیجه ای جزامیدواری درهدایت شما به راه راست نیست.
    بدرود

  • ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۰ در ۷:۵۷ ب.ظ

    سلام
    خانم رویا
    پیش شرط های شما برای سایت مسئله غیر قابل قبولی نخواهد بود در صورتی که مطلب شما از نظر علمی صحیح بوده و ارزش گذاشته شدن روی صفحه اصلی سایت را داشته باشد.
    داوری در مورد کیفیت مطلب شما در دیدگاه جمع بینندگان سایت انجام خواهد شد به این صورت که شما مطلب خود را در همین بخش منتشر میکنید به صورت کامنت های عادی یا لینک یک فایل ورد که قابل باز کردن است.
    با توجه به نوشته هایی که تا به حال داشته اید، گمان من بر این است که ادعا های شما پایه و اساسی ندارد، چراکه هیچ وقت مطلب دندان گیری مطرح نشده از طرف شما و همان یک سئوالی هم که از آقای ضیایی پرسیدید از طرف ایشان پاسخ داده شده است.
    از این لحظه ما تا ۲۴ ساعت منتظر ارائه نظرات شما خواهیم بود، اگر پاسخی از شما دیده نشد، خواهش میکنم، دیگر وقت خود و دست اندر کاران این سایت را نگیرید.
    منتظر خواهیم بود

  • رویا فرح ناک
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۴ ق.ظ

    آقای ضیایی
    من سوال اولم را برای شروع بحث مطرح می کنم و خواهش می کنم دقت فرمایید می پرسم که چه عامل یا ویژگی باعث این انتخاب شده و اما تکرار سوال اولم : چه عامل یا ویژگی باعث شده که شما این دو ویلن را با یکدیگر مقایسه نمایید . چنانکه هر دو ویلن دیگری را نیز می توان با هم مقایسه کرد . مثلاً عوامل تاریخی یا شرایط تهیه یا ساختار درونی باعث بروز ویژگی یا عواملی می شوند که سازنده ای چون شما ضروری می بیند که این دو ساز را بایکدیگر مقایسه نماید . شما این عوامل و ویژگی ها را باید توضیح بدهید . اما اینکه در جواب می گویید امری شخصی باعث این انتخاب شده فکر می کنم پاسخ قانع کننده ای برای مخاطب شما نباشد . از طرف دیگر ساخت کپی انتخاب شده شرایطی دارد که بعید می دانم این شرایط برای مسیح یا لیدی فراهم بوده باشد . هر چند می دانم و فکر می کنم شما هم با من هم عقیده باشید که نقشه های موجود بازاری از آنها و بعضی دیگر ، ما را موفق به ساخت کپی با ارزشی ننمایند . عکس های موجود از آنها هم هر چند کاملا بر ساز عمود نیستند ( که اگر هم باشند ) برداشتی دو بعدی همراه با اغماضی را بدست می دهند که خیلی ارزش ملحوظی برای ساخت آنها نیست . نهایتا چه باید کرد ؟ سازنده هایی که به این حد از اطلاعات موجود در بازار اکتفا می کنند ( چون اطلاعات کامل تر یا فنی تری موجود نیست ) فقط نام کپی سازنده را قید می کنند ، که این روال بازار است مثلا کپی استراد یا کپی گوارنر . اما آنهایی که اصرار دارند ساخته شان کپی مسیح یا دیگر ساخته های اساتید هستند ، بدون شک یا اطلاعی از فضای سازسازی ندارند یا واقعا به چیزی که در ماورای اطلاعات موجود در بازاراست دسترسی دارند . ویوم وقتی مسیح را در اختیار دارد کپی آن را می سازد ( خواهش می کنم این جمله را بخاطر بسپارید ) ولی این ادعا برای ما بسیار خطرناک می باشد . با توجه به پنج مقاله ای که تا اینجا در باره مسیح و لیدی داده اید کاملا محسوس است که شما هم بهتر است اگر آنهارا کپی می نمایید بفرمایید کپی استراد . این عبارت به معنای این است که ما ظاهر را بر مبنای اطلاعات بازار تنظیم کرده ایم و روند ساخت ، مربوط به درک و دریافت های شخصی مان از ویلن می باشد . و اما در پایان من تا کنون ندیده ام برای شخصی که شخص دیگری را به مناظره دعوت می کند ضرب الاجل هم بگذارد . من برای شروع بحث این را هم پذیرفت ام و امیدوارم شروع بحث نشان دهنده صداقتم در آنچه تا بحال گفته ام باشد .

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۰ در ۵:۵۶ ب.ظ

    با درود
    علارغم اینکه دیگر تمایلی به مباحثه و گفتگو با شما ندارم ،حال آنکه هر شخصی باشید در هر سطح و یا در هر گوشه ایی از این جهان، اما برای باری دیگرتوضیحاتی را مطرح می کنم ،و اینکه چرا از عدم تمایل سخن به میان آوردم از این روست که احساس می کنم دقت شما کافی نیست . همانطور که نوشتم به صورت سیستماتیک و منظم به رخدادها نگاه نمی کنید ، اتفاقا مشکل شما شخصی شده است و اتفاقا صداقت لازم را جدای از طرح سوال و یا هر مورد دیگری در نیت خود نداشته و یا به کفایت ندارید. نکته دیگر اینکه یک وضعیت عدم آگاهی از آنچه من می نویسم در شما دیده می شود یعنی اینکه انگار اصلا مطالب را نخوانده اید و یا اصلا به طرز فکر من بر اساس نوشته هایم آگاهی ندارید انگار نوشته هایتان را کسی دیگر برایتان دیکته می کند و یا اصلا کامنتها را نخوانده اید تا پاسخ خود را در آنجا به راحتی دریافت نمائید و یا وقت کشی و جابجا کردن مفاهیم، از جمله اینکه شما همین توضیحات را به همین کیفیت در کامنت اولتان می گذاشتید ( چه اشکال داشت ،حتما باید اینقدر ذهنیت ایجاد شده و آن همه انرژی صرف می شد )و اینکه می گوئید شما مرا به مناظره دعوت نموده اید( لطفا دوباره کامنتها را بخوانید میزان پافشاری من در بیان ادعاهایی که داشتید از زوایای مختلفی دیده می شود،(حدودا ۱۰ بار از شما تقاضای طرح اشکالات و مناظره خبری و رودر رو نمودم) لطفا مغلطه نکنید ،جابجا نکنید، خود را به راه دیگر نزنید آنگونه که انگار نمی دانید) و حتی کم و کیف پرسشهایی که طرح نموده اید اینها همه و همه برای من مضمون دیگری دارد واتفاقا بر عکس شما و آنهایی که مبدع چنین روشهایی هستند و یا اتاق فکر شما را تامین می کنند باید بگویم اصلا شیوه ای منصفانه و عادلانه نیست و قطعا مفید هم نخواهد بود. (این بخش از مطلب را در کمال احترام به عنوان توصیه ای دوستانه و صمیمانه نوشتم.)
    و اما در پاسخ سوالات:
    اتفاقا، حتما فکر کنید که این پاسخ (دلایل شخصی و علاقه فردی یک سازنده ویلن ) قانع کننده است اما در ادامه پاسخم در کامنت اولتان کامل کردم {که اگر به دنبال پاسخی قانع کننده تر هستید در متن مقالات نهفته است} ،لطفا نگوئید که متوجه نشدید ،من بخشی از پاسخم را به قسمتهایی از مقاله اول ارجاع می دهم { در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.}
    این بخش مربوط به نوشته JOHN DILWORTH است که بواسطه احترام و بهره ای که از آن جسته ام تصمیم گرفتم توام با همین قالب بندی مقاله را تکمیل کنم .و ضمنا به این علت که در دوره های مختلفی بر روی کپی های متعددی از ناشرین مختلف و به روایتهای متنوع کار کرده ام و روند کاری و علمی سازندگان دوران طلایی را بررسی می کنم برای این مقطع زمانی چنین انتخابی را بر گزیدم این عمل عجیبی نیست نمونه های دیگری هم در دست تحقیق و ساخت می باشد که آنها نیز ارائه می شوند .براستی برای من واقعا عجیب است که چرا چنین سوالی تا این حد باید برای شما مهم باشد چیزی که احتمالا خودتان آن را می دانید و یا با خواندن مقالات به آن پی می بردید.
    در بخش دوم شما تلاش کرده اید که درباره اصول و و قواعد کپی بنویسید،قطعا آن چه را می دانم برایتان بهتر وبه ترتیب توضیح خواهم داد :بهترین حالت گزینه در کپی سازها این است که ساز مورد نظر دراختیار باشد، حالت کپی ساز با توجه به وجود ساز در دست سازنده بهترین گزینه کپی است و از سویی دیگر صرفا به آن دسته از اطلاعات تجاری موجود در بازار نیزبا در نظر گرفتن سلیقه شخصی نمی توان به حد کفایت رسید اما تکذیب و رد سایراطلاعات ارزشمند و روشهای موجود دیگر که نیازمند پشتکار و جدیت می باشد نیز صحیح نیست ،دقیقا اینجاست که که من متوجه می شوم نوشته های مرا دقیق نمی خوانید ،کامنتها را نمی خوانید و یا اینکه می خوانید و می دانید ولی با نیت دیگری دوباره آن را مطرح می سازید .
    دوست گرامی بخش وسیعی از سرمایه های موجود در زندگی من به لحاظ زمان واقتصاد صرف دسترسی و دستیابی اطلاعات مربوط به این حرفه شده و می شود هزینه و انرژی که شاید درتصور و حیطه ذهنی شما و برخی دیگرنباشد و تا حد ممکن از اعمال نا صحیح نظرات شخصی حذر نموده ام ،در اینجا نیز به گوشه ای دیگر از نوشته هایم در بخش کامنت اشاره میکنم{ طرح این مطلب ضروری است که نوشته های مربوط و خصوصا آن دسته از مقالات مرتبط با پرو‍‍‍ژه های ساخت ساز بر اساس حداکثر توان موجود در جهت دستیابی به اطلاعات صحیح، همچون مراجعه حضوری به مکان نگهداری آن دسته از سازهایی که موجود هستند ویا بازدید آنها بلامانع است و همچنین اطلاعات مکتوبی که در باب جزئیات آنها با درجات صحت مختلف و متفاوتی که به ثبت رسیده است، مورد بررسی و سنجش قرارگرفته و ارائه می گردد. در پاسخ به آقای راغب.} بهتر است اگر که دل پری دارید به سراغ آن دسته از افرادی بروید که از الگوهای شخصی و کاملا بومی شده استفاده می کنند و یا در هر مقطعی از زمان به ابداع و ابتکار می پردازند آنجا قطعا مملو از سوژه های مورد نظر شماست.
    پایه و اساس حرکت من در شیوه ساخت کپی سازهای معروف، الگوهای مختلف ارائه شده ازاشخاص و یا مراکز معتبرتحقیقاتی در درجات متعدد دقت می باشد وهمچنین کتابها ومنابعی که پیرامون آنها مطلبی را ارائه کرده اند، و همچنین اطلاعات برتری که آغشته به شرایط بازارنبوده و یا دقت آن نزدیک به یقین است . معمولا این منابع برتر به راحتی یافت نشده و از طریق ارتباطات داخلی و سایر روشهای موجود امکان پذیر است ،در نهایت باز برای من کافی نیست و آن را در زوایای مختلف با تجربه ایی که تا کنون کسب کرده ام مورد سنجش قرار می دهم با آنکه که تا کنون سازهای بسیاری از این سازندگان را از نزدیک مشاهده نموده ام و یا برای کسب اطلاعات به محل نگهداری آنها مراجعه نمودم و یا تصاویر برداری های شخصی از آن داشته ام ،مجددا نگاهی از سر تحقیق و بررسی مضاعف بر آن دارم و اگر منبع جدیدی بدست آید مجددا آن را مطالعه کرده و لحاظ می کنم، ضمنا بسیاری از این اسناد بصورت نما از ۳ جهت ارائه شده اند که می توان جزئیات بیشتری را در قیاس با سایر اسناد مورد بررسی قرار داد،و همچنین بخش شخصی پردازش آن در نرم افزارهای مهندسی انجام می شود که آن نیز کاری طاقت فرسا و دشوار است و نهایتا طرح برای ساخت آماده می گردد.
    در حال حاضر این نهایت امکانات موجود در حد توانایی من است واگر منصفانه و عادلانه نگاه کنیم کمتر کسی در این کشور با این شیوه عمل می کند و تا آنجا که درتخصص من است خارج از اینجا هم در این باب چندان خبری نبوده و در اختیار گروهی اندک است و باید بگویم همیشه ازپیشنهادات خلاقانه و روشهای برتر استقبال کرده ام ، تعصبی در کار نیست .
    در باب آداب نگارش کپی نوشته بودید، باید بگویم متون مربوط به پروژه های ساخت به وضوح و آشکارا نشان می دهد که در حال ساخت سازی کپی شده از الگوهای مطرح شده است ،اگر دقت کنید در پایان متن مربوط به مقاله شماره ۵ نوشته شده { قابل ذکر است که تا کنون ۱۳ نسخه ازویلن Messiah 1716 و ۲ نسخه از ویلن Lady Blunt در کارگاه سازسازی رضا ضیایی ساخته و به ثبت رسیده است، اما نسخ جدید از جزئیات کامل، دقیق تر و مستند تری برخوردار است که بر اساس آخرین تحقیقات در سال ۲۰۱۱ بدست آمده و به طور همزمان به اجرا خواهد رسید.} که منظور همان کپی متعدد ویلنهای نام برده است و در ضمن در ابتدای مقاله شماره ۱ نام ویلنهای خطاب به استرادیواریوس قید شده است .
    شایان ذکر است که نمی توان هنگامی که از یک الگو معین، به نام شخصی معین، در سالی معین، سازی ساخته می شود فقط به عنوان طرح نام سازنده آن( استراد، گوارنری،…) بسنده نمود،زیرا که سازنده از الگویی معین با مشخصات تاریخی معین تبعیت کرده است در نتیجه صحیح آن است که نام سازنده با ذکر تاریخ آن مدل و حتی نام خاص آن قید شود .در رابطه با من نیز به همین روش بوده است ، به عنوان مثال
    Copy of Antonio Stradivari ” messiah” violin 1716
    در ضمن اینجا برای کسی کیسه ای دوخته نشده است، زندگی من نیز استوار بر خریدو فروش نیست ترجیح می دهم زمان ،عمر و هزینه ها را به خلق یک اثر هنری در نهایت تلاش و کوشش سپری کنم تا پرداختن به تجارت و بازار سازهای متفرقه از این سو و آن سوی دنیا . و برای شما نوشتم{ همچنان بر اساس دانش ، خرد و تجربه کوشش خواهم کرد تا مقالات مفید تری را در ابعاد وسیع تر جدای از پذیرش و یا عدم پذیرش افکار عمومی به انجام برسانم ،حاصل این تحقیقات طبیعتا خلق سازهایی خواهد بود ارزشمند که در روندی طبیعی به دست توانای مونسی دانا نواخته خواهد شد} من مشغول کار خود هستم و مصمم در مسیری که به آن باور دارم ،قطعا انگیزه من برای خلق آگاهانه و هوشیارانه یک اثر هنری ارزشمند، فراتر ازبهای اقتصادی آن است .هرچند که حق اندکی برای پدیده ای این چنین خواهد بود.(لطفا دقت کنید و کلماتی را که بکار می بندید مورد سنجش و ادراک قرار دهید.)
    پاسخ من به شما این بود، برایتان احترامی نه در خور یک منتقد، بلکه یک انسان قائل شدم ،پاسخ به چنین سوالاتی با توجه به آنکه از نیت شما تا حدودی مطلع شده ام، واقعا دراقتضای زمان من نیست، لطفا برای زمان و فرصتهای ارزشمند خود و ما احترام بیشتری قائل شوید.
    با سپاس

  • ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۰ در ۷:۲۰ ب.ظ

    خیلی خنده دار شده مسئله نظرات خانم فرح ناک!
    در اولین نظرشان پرسیدند: چه عاملی باعث شده این دو ساز را انتخاب کنید!
    بلافاصله پاسخ آقای ضیایی منتشر شده که گفته اند برای مقایسه دو ساز هم میشود معیارهای شخصی را در نظر گرفت (که هیچ اشکالی ندارد، حتی دو ساز غیر هم خانواده را هم میشود مقایسه کرد) هم معیارهای علمی که در مورد کیفیت این دو ویولن که به عنوان ارزنده ترین ساخته های استراد مطرح هستند، کاملا طبیعی است.
    خانم فرح ناک مثل اینکه سئوال دیگری به نظرشان نرسیده و بارها و بارها همین را تکرار کردند چراکه نکته دیگری ندارند و احتمالا نام لیدی بلانت را هم همین چند روز پیش از نوشته آقای ضیایی آموخته اند!
    از همه مضحک تر نظر آخر ایشان است که قرار بود در آن به قول خودشان : “من کاملا آماده ام کمی اطلاعات مفیدتری درباره آنچیزهایی که علاقه مند هستید به شما و مخاطبین شما بگویم” ولی به خاطر به کفگیر خوردن اطلاعات برای چندمین بار سئوال اول مطرح شده آن هم دوبار پشت هم!
    “من سوال اولم را برای شروع بحث مطرح می کنم و خواهش می کنم دقت فرمایید می پرسم که چه عامل یا ویژگی باعث این انتخاب شده و اما تکرار سوال اولم : چه عامل یا ویژگی باعث شده که شما این دو ویلن را با یکدیگر مقایسه نمایید .” بعد هم برای اینکه کمی گمراه کننده تر به نظر بیاید این دو سئوال (!) را بیشتر توضیح داده اند که سیاه کردن صفحه به نظر ما مطرح شده اطلاعات جدید آید!
    خانم فرح ناک! لازم است بدانید، همکار محترم سایت وقتشان مفید تر از پرداختن به توهمات کودکانه شما است. شاید شما در جایی که زندگی میکنید، در جمع دوستانتان علاقه مند به گرفتن ژست های عالمانه باشید ولی در جایی که با عالمان سرو کار دارید سعی کنید کمی خودتان را کنترل کرده و به زانوی ادب بنشینید و یاد بگیرید.

  • بهرام اسدی
    ارسال شده در آبان ۱۶, ۱۳۹۰ در ۸:۱۰ ب.ظ

    خانم فرح ناک
    ما منتظر پاسخ تان به آقای ضیایی هستم .

  • بهرام اسدی
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۹۰ در ۳:۲۱ ب.ظ

    جناب آقای پورقناد
    امکان اینکه ایمیل خانم فرحناک را اعلام فرمایید هست ؟ ایشان چرا ادامه ندادند .

  • ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۹۰ در ۵:۰۸ ب.ظ

    ایمیل افراد در این سایت مخفی میماند مگر اینکه خودشان بخواهند کنار نوشته خود آن را نمایش دهند.
    در مورد اینکه چرا خانم فرح ناک مقاله خود را منتشر نکردند جوابی نمیدهم تا خودتان از روی نظرات قبلی که گذاشتند، قضاوت کنید… پاسخ های ایشان کاملا گویاست! البته شاید اینقدر مطالب مفید ایشان زیاد بوده که حوصله تایپ آن را نداشتند!

  • رسول موسوی
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۹۰ در ۲:۰۷ ب.ظ

    با درود بر تما شما عزیزان
    مدت یک سال ونیم می شود که با ساخت ساز آشنا شده ام تا کنون پیشرفت های قابل توجی در این زمینه داشته ام و از محضر استادانی که تاکنون ملاقات کرده ام بهره های زیادی برده ام وخود را بنده تمام افرادی می دانم که حتی یک کلمه در این زمینه به من آموخته اند.من از استاد ضیایی به صورت مستقیم وغیر مستقیم چیزهای زیادی آموختم.اما از ایشان انتاقاداتی هم دارم و باخود ایشان هم گفته ام وایشان منصفانه در بعضی جاها مرا راهنمایی کردند ودر بین سخنانشان در لفافه نکاتی بیان نمودند هر چند به قول ایشان باید مراقب باشم که به بیراهه نروم .اما از جناب استاد که در این دل کویر خساست ساز سازی دست به آبادانی زدند علاوه بر تشکر فراوان انتظارات بیشتری داریم.
    من از این مناظره ها وبحث ها بالا هم گله مندم وهم راضی ازشجاعت هر دو شما سپاس اما بحث ها باید سودمند باشد نه جنبه تخریب داشته باشند بحث ها باید منتهی به دوستی ورفاقت های سودمند گردد .دوستان عزیز من آقای ضیایی را می شناسم با او در ارتباط هستم اما طرف دیگر بحث نیز باید خود را شناسنامه دار معرفی نماید چه بسا اطلاعات او نیز بسیار مفید باشد .بیایید دلیرانه به بحث ادامه دهیم تا انتقاد پذیری و شجاعت انتقاد را داشته باشیم .چیزی که ما ایرانی ها در آن بسیا ضعیف هستیم.
    من از تمام شما عزیزان کمال سپاس را دارم اطلاعات من در زمینه ساز کم است می خواهم بیاموزم و مفید باشم .
    جناب آقای ضیایی استاد عزیز از جواب هایتان به آقا یا خانم رویا سپاس
    آقا یا خانم رویا از نقد شما هم تشکر
    نقد هاو انتقاداتتان را منصفانه با معرفی سایتی از خودتان پر بار تر وشیواتر کنید اگر قصد آگاهی ما تازه کاران را دارید یک سایت زیبا ومفید تر راه اندازیی نمایید .سازندگان ونوازندگان محترم منتقدین عزیز همگی جزئ از این اجتماع هستیم واگر بتوانیم یک صنف یک جامعه هنری سازندگان ونوازندگان ویلون همراه بانقد وپاسخ منطقی داشته باشیم هم به منافع مادی می رسیم هم به منافع ملی .چینی ها واستادان ودلالان از اختلافات ما بهره می گیرند و ما خود سبب بد نامی می شویم . با تشکر سید رسول موسوی rraassooll @yahoo.co 09139093079

  • رسول موسوی
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۹۰ در ۳:۲۳ ب.ظ

    باعرض پوزش در خط اول کلمه تمام صحیح است ودر خط ۱۶ کلمه بسیار و منظور از استادان در سطر آخر بعضی از به ظاهر استادان سودجو می باشد .

  • امیر دریا دلان
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۹۲ در ۸:۴۷ ب.ظ

    مدیریت محترم سایت هارمونی تاک
    بنده با مطالعه دقیق آنچه در این سری نوشته ها آمده، فکر میکنم شما آخرین پیام های خانم فرحناک را در اینجا قرار نداده اید. به نظر بنده خانم فرح ناک سوال بسیار دقیقی را مطرح نموده اند که در ظاهر ممکن است به نحو دیگری استنباط شود. البته از این متن مدتهاست که میگذرد اما برای احقاق حق خانم فرح ناک که به احتمال بسیار زیاد پیامهای آخر ایشان به هر دلیلی دیده نمی شود، خواستم مطلبی نوشته باشم و با ایشان و نظر ایشان را صحیح و محترم دانسته باشم.

  • ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۹۲ در ۹:۲۳ ب.ظ

    دوست گرامی، اگر جوابی به دست ما رسیده بود حتما منتشر می کردیم و دلیلی نداشته که بحث را نیمه کاره رها کنیم و نظر کسی را حذف کنیم. خانم فرح ناک اگر پاسخی داشتند می نوشتند.

  • امیر دریا دلان
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۲ در ۳:۳۰ ق.ظ

    با سلام و عرض معذرت
    بنده فقط میخواهم بدان خانم فرح ناک کیست و اگر امکان دارد ایمیل ایشان را برایم ارسال فرمایید.
    ببینید روز چهاردهم خانم فرح ناک مطلبی را ارایه داده اند ( قوی و ضعیف آن مهم نیست ) در آن هیچگونه بی احترامی دیده نمی شود و ایشان با کمال احترام شروع بحث را اعلام میکند. همان روز آقای ضیایی پاسخ میدهند. پاسخ ایشان به خانم فرحناک به احتمال بسیار قوی جواب خانم فرحناک را به دنبال داشته است چراکه آقای سجاد در روز هفدهم گفته اند در مورد اینکه چرا خانم فرحناک مقاله خود را منتشر نکردند جوابی نمی دهم. پس اگر خانم فرحناک مقاله ای نفرستاده ، خوب آقا سجاد میتونست بگه مقاله ای فرستاده نشده، نه اینکه بگوید جوابی نمی دهم. از اینجا بنده این استنباط برایم محرز شده که جواب ایشان ارسال شده و شما آنرا در اینجا نیاورده اید. مرسی

  • ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    آقای دریادلان شما مثل اینکه درست متوجه منظور بنده نشدید!
    عرض کردم نظرات را بخوانید تا بفهمید مشکل چه بوده
    جوابی هم که حاوی مطلبی در مورد موضوع باشد را ما از ایشان دریافت نکردیم. ضمن اینکه از طرف ایشان تقلب های بسیاری در بخش نظرات وجود دارد که در سایت محفوظ است؛ این تقلب ها شامل استفاده ایشان از نامهای مختلف برای ایجاد آشوب در زیر مطالب آقای ضیایی بوده است. در مورد ایمیل ایشان هم قبلا در بخش نظرات توضیح داده شده است. لطفا اول مطالعاتتان را تکمیل کنید بعدا درخواستی را مطرح کنید.

  • امیر دریا دلان
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۸ ب.ظ

    آقا سجاد ممنون از اینکه قبول کردید خانم فرح ناک مطالبی را فرستاده اند. اما خوب به زعم شما مطلبی درخور، نبوده است. به عنوان کسی که بحثها را کنترل میکنید این حق شماست. حالا اگر ایمیل ایشان را به ایمیل بنده بفرستید چه اشکالی دارد؟ بسیار بسیار از شما ممنون خواهم شد. با تشکر

  • ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۹۲ در ۳:۲۸ ب.ظ

    آقای دریادلان لطفا مغلطه نفرمایید! خانم فرح ناک هیچ مطلبی (منظور کامنت های عادی مثل این نیست) برای ما نه ایمیل کرده اند و نه کامنت گذاشته اند. پر گویی های عادی بوده که نمونه اش را همینجا می بینید. ضمنا درخواست شما هم برای دریافت ایمیل از این طریق بی فایده است. شما می توانید ایشان را از طریق فیس بوک به راحتی بیابید.

  • امیر دریا دلان
    ارسال شده در مرداد ۲۹, ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    آقا سجاد
    ممنون و ایشان را پیدا کردم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

سال ۱۹۵۳ پیاف یک دوره ی ترک اعتیاد را گذراند و تبدیل به ستاره ی موزیک هال در غرب و به ویژه در ایالات متحده گردید. سال ۱۹۵۶ در کارنِگی هالِ (Carnegie Hall) نیویورک به موفقیت چشم گیری دست یافت و به مدت دو سال در آن جا برنامه های دائمی اجرا کرد.
نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

می توان گفت در موسیقی افکار چایکفسکی (Tchaikovsky) را دنبال می کرد و با وجود اینکه زندگی مرفهی در قرن بیستم بدست آورد، جزو موسیقیدانان محافظه کار و سنت گرا بود. علاقه بسیاری به موسیقی شوئنبرگ (Schoenberg) و استراوینسکی (Stravinsky) داشت، گوش دادن به کارهای آنها وی را از دنیای رومانتیک بیرون می آورد. در اول آوریل ۱۸۷۳ در اسمیونوو (Semyonove) در روسیه متولد شد، دروس موسیقی را در کنسرواتوآرهای مسکو و سنت پترزبورگ طی کرد و در تمام مراحل جزو شاگران ممتاز بود. خیلی زود توانست عنوان آهنگساز، رهبر و یک نوازنده جوان را برای خود تهیه کند.
موسیقی دهه پنجاه (II)

موسیقی دهه پنجاه (II)

تعطیلی هنری تابستان پنجاه و پنج که به سر آمد، قطعی شد که اجرای سنفونی نهم، برای اولین بار در ایران، در برنامه فصل هنری بعد جا دارد. بعضی از جوان‌ترها اجرای چند سال پیش این سنفونی به رهبری رهبری را اولین بار نوشته‌اند و گفته‌اند بارها. گناه ندارند. سنشان اقتضا نمی‌کند اجرای مشکوه را بدانند. اما این که خود صاحب مجلس هرگز تلاش نکرده در رفع این اشتباه، قدری حیرت آور است.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (IV)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (IV)

زمانی که گلاس به شهرت رسیده بود، به خاطر نیاز مالی و امرار معاش، بر می گردد به سر کار اولش – تاکسی رانی – او خاطره ای از آن دوران را بیان می کند: «کمی از حادثه ی متروپولیتن گذشته بود که روزی خانمی خوش پوش سوار تاکسی من شد. پس از دیدن اسم راننده … به جلو خم شد وگفت: مرد جوان، آیا می دانی که هم اسم یکی از آهنگسازان بسیار مشهور هستی؟» گلاس به توضیح این مکالمه می پردازد: «خوب فیلیپ، کارت خیلی جالب بود. نظرت راجع به نوشتن یک اپرای واقعی چیست؟» منظور او از یک اپرای واقعی چه بود؟ «شاید بتوانی چیزی برای ارکستر، گروه کر و سولیست های من بنویسی. آن ها تحت آموزش خواندن به روش اپرای سنتی بوده اند و به همان شیوه تمرین کرده اند». در ابتدا گلاس دچار تردید شد.
نگاهی به «اینک از امید» (VI)

نگاهی به «اینک از امید» (VI)

سهل انگاری بیش از حدی که مخصوصا در تنظیم قطعاتی که برای ارکستر ایرانی نوشته می شود، به خاطر سنت اونیسون نوازی ارکسترهایی است که شامل شاگردان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی می شد. این سنت باعث شده که ارکسترهایی که پس از انقلاب روی کار آمدند، به کمترین میزان چندصدایی رضایت داشته باشند زیرا وضعیت تنظیم شان را با ارکسترهای اونیسون می سنجیدند و همین مقدار چندصدایی مختصر را نسبت به تکصدایی آنها، کافی می دانستند. این اتفاق در حالی می افتاد که اولین ارکستر سازهای ملی که توسط فرامرز پایور تاسیس شده بود و قدمتی بیشتر از ارکستر های مرکز حفظ و اشاعه داشت، از روشی سنجیده و محاسبه شده برای چندصدایی کردن موسیقی ایرانی بهره می برده است که متاسفانه به مرور زمان این روش مورد فراموشی اهالی موسیقی ایرانی قرار می گیرد. آلبوم «اینک از امید» نیز از زمره آثاری است که تحت تاثیر همان جو کلی موسیقی ایرانی قرار گرفته است و به همین خاطر چندصدایی قابل توجهی ندارد.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

جدای از مسائل ذکر شده، این سوال ساده برای خواننده باقی می ماند که حتی اگر به فرض محال، نظریه ی «پنج دستگاه و هفت آواز» صحیح باشد، ارتباط آن با کم ارزش دانستن یک نوع موسیقی چیست؟ آیا این قانون جایی تعریف شده که یک نوع موسیقی حتماَ باید از پنج دستگاه فراتر باشد تا آن موسیقی «غیرتکراری» و «غیربسته» باشد؟ با این اوصاف، موسیقی کلاسیک غربی که دست کم برای سه سده تنها با دو گام سر و کار داشته، تکلیفش چیست؟! (بدیهی ست که مفهوم «دستگاه» با «گام» متفاوت است، امّا از آنجایی که آقای احمدی به تئوری ای رجوع کرده که در آن «گام» اصالت دارد، انجام این مقایسه در اینجا مشروع تلقی می شود).
مروری بر آلبوم «نغمه‌های مرکب»

مروری بر آلبوم «نغمه‌های مرکب»

شگفت نیست اگر موضوع هر گرایشی به امر کلاسیک توازن و تعادل و تناسب باشد، دست‌کم با نیم نگاهی به تجربه‌های تاریخی. در آلبوم «کنسرت نغمه‌های مرکب» نقطه‌ی تمرکز توجه همین است، چنان‌که حتا دفترچه‌ی آلبوم نیز به قلم ساسان فاطمی بیانیه‌وار بر آن انگشت می‌گذارد و بارزش می‌سازد. تنها چیزِ دور از میانه خودِ زمینه‌ای است که اثر بر آن بنا شده و این پرسش که نگاه به سایه‌های موسیقی تیموری و چنین محافظه‌کاری گذشته‌گرایی چگونه امروز می‌تواند روی دهد. دراین‌باره و همه‌ی چالش‌های سر راهش، از ناممکنی امروزین یک نظریه‌ی همه‌شمول تا نقش تخیل در بازخوانی امروزی امور دیروزی و …، بسیار گفته‌ام و گفته‌اند (شاید حتا بسی بیش از آن که گنجایش ذاتی چنین جریانی باشد).
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

تاثیر این ذهنیت را در یکی از موثرترین لحظات عملش در تحلیل «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» «حسین دهلوی» می‌بینیم، همانجا که نویسنده فرم کلی این کنسرتوی کوچک را مشابه یک نوبت یا مجلس دستگاهی، مرکب از پیش‌درآمد-آواز-چهارمضراب-آواز-تصنیف-رنگ می‌بیند و بر آن اساس تحلیل می‌کند (ص۴۶)؛ امری که با توجه به مکتب موسیقایی آهنگساز قدری دور از ذهن به نظر می‌رسد. افزون بر آن به‌کارگیری نمونه‌هایی از تئوری فواصل موسیقی ایرانی -که در یک سده‌ی اخیر دست‌کم دو بار دستخوش تغییرات بنیادی شده- برای تحلیل آهنگسازانی که نه از نظر سبکی به آن نوع نگاه وابسته‌اند و نه در دوره‌ی ساخت این آثارشان نظریه‌های مورد بحث هنوز وجود داشته است (مانند برگزیدن کتاب «کتاب مبانی نظری و ساختاری موسیقی ایران» که یک کتاب تئوری جدید است برای تحلیل «همایون» «لمر») (۶).
مصطفی کسروی درگذشت

مصطفی کسروی درگذشت

«حیف شد…» عبارتی که در چند ماه گذشته بارها برای از دست دادن هنرمندان موسیقی ایران به زبان ما آمد؛ و اما اینبار، «حیف شد» برای مصطفی کسروی، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ایرانی است. سازنده «اورتور شوشتری»، «سرود درختکاری»، «گفتگو کن، جستجو کن» و …
مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

موتسارت افسانه‌ای، دردانه‌ی دنیای موسیقی را با نبوغ خارق‌العاده‌اش می‌شناسیم. حتا آنها که موسیقی‌اش را هم نشنیده‌اند احتمالا چیزکی از استعداد شگرف او به گوششان خورده. تصور ما را از این استعداد شگرف (و نیز خودِ مفهومِ نابغه‌ی درک نشده توسط مردم هم‌عصرش) زندگی‌نامه‌های رومانتیک قرن نوزدهمی و دنباله‌های قرن بیستمی‌شان به وجود آوردند و شاخ و برگ دادند. کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه» نوشته‌ی «نوربرت الیاس»، جامعه‌شناس برجسته اما راهی دیگر در واکاوی زندگی موتسارت در پیش می‌گیرد؛ پرسش جامعه‌شناسانه از نبوغ.