لیدی بلانت و مسیح (V)

در نمونه ویلن مسیح نیمه پائینی دریچه در محدوده ای با تراکم کمتر در چوب واقع شده است در صورتی که کاملا در جهت عکس در نمونه لیدی بلانت نیمه پائینی دریچه ها در محدوده متراکم تری در حیطه عرضی چوب قرار گرفته است که این موضوع خود نیز به تنهایی از جهات مختلفی قابل بررسی است که ما به بخش مختصری دراین میان اشاره نمودیم.

اما بخش اصلی ساختار بدنه در نمای دو بعدی تعیین مکان bridge می باشد که با توجه به قسمت مهم دیگری از ساز که neck می باشد در نظر گرفته می شود. کیفیت و کمیت محل استقرار خرک در این دو نمونه ساز چگونه است؟

در بخشهای قبلی این مطلب عنوان شد که دسته این ساز بعدها تعویض شده و طول آن افزایش یافته است که البته این موضوع در ارتباط با ویلن مسیح استراد نیز رخ داده است (طول دسته در هر دو ساز افزایش یافته است).

اطلاعات دقیقی در دست نیست که طول اضافه شده در دسته های هر دو ساز چقدر می باشد اما به طور حتم در محدوده نزدیکی به میزان اسانداردهای امروزیست که بیشتر بر مبنای طول ارتعاش و یا همان طول موثره سیم مطرح می گردد که ما اگر آن را به طور دقیق داشته باشیم وهمچنین با در نظر گرفتن مکان خرک بر روی صفحه می توانیم با کمی کوشش و دقت طول دسته را محاسبه کنیم.

با توجه به ۲ نسخه اصلی هیل و Oxford در ارتباط با طول ارتعاش سیم در ویلن مسیح با تضاد مواجه هستیم حال آنکه هر دو مجموعه بسیار معتبر بوده وقابل استناد هستند ولی آنگونه که به نظر می رسد سوداگری اطلاعات در زمینه معرفی آثار تاریخی ارزشمند و همچنین ادغام شدن آن با دنیای تجارت پیش از هر چیز مورد توجه این گونه مجموعه هاست.

در هر صورت بعد از طی این مراحل و بررسی های دیگر به این نتیجه می رسیم که طول ارتعاش سیم در ویلن مسیح کمی بیشتر از لیدی بلانت بوده و با اختلافی در حدود۲ میلی متر افزایش محاسبه گردیده است که این موضوع خود سوالات بیشتری را تولید می نماید.

از جمله اینکه این کاهش مربوط به طول دسته ویلن لیدی بلانت است؟ و یا اینکه محل استقرار دریچه های اف و در ادامه آن محل قرار گیری خرک ها در دو ساز متفاوت می باشد؟

و یا اینکه زاویه اتصال دسته به بدنه و همزمان با آن ارتفاع قوس صفحات این دو ویلن موجبات این اختلاف در اندازه ها را ایجاب نموده است؟

پاسخ دقیق به تمام این سوالات و حتی پرسشهای بسیارس دیگر در گرو امکان تشریح دقیق علمی و کلاسیک است اما اگر بخواهیم به صورت نظری و کوتاه جواب دهیم باید گفت هر کدام از این حالت ها به تنهای و یا حتی در اشتراک با یکدیگر می تواند مسبب این اختلاف باشد که در شکل کلی تر باید گفت مجموعه ایی از تمام این موارد است که چنین اختلافی را باعث می شد.اما به طور مشخص ما اختلافی واضح را در صورت قطعی بودن اسناد Oxford و Hill مشاهده می کنیم که در ارتباط با تفاوت محل استقرار Bridge در هر دو ویلن می باشد.

این مطالب بخش کوچکی بود از دنیایی از اطلاعات مربوط به این این دو ویلن ارزشمند Messiah 1716 و Lady Blunt 1721 که ما با در نظر گرفتن آنچه در اختیار داریم و دیگر اطلاعاتی را که می توانیم محاسبه کنیم اقدام به ساخت نمودیم وبه صورت همزمان برای یافتن دانسته هایی بیشتر و سنجش شرایط فیزیکی و آکوستیکی آنها ترجیحا با همان ویژگی های قابل درک از مطالعات مربوط به این دو ویلن، مواد مورد استفاده در این دو ساز را هر بیشتر برابر با نمونه های اصلی به کار خواهیم برد.

قابل ذکر است که تا کنون ۱۳ نسخه ازویلن Messiah 1716 و ۲ نسخه از ویلن Lady Blunt در کارگاه سازسازی رضا ضیایی ساخته و به ثبت رسیده است، اما نسخ جدید از جزئیات کامل، دقیق تر و مستند تری برخوردار است که بر اساس آخرین تحقیقات در سال ۲۰۱۱ بدست آمده و به طور همزمان به اجرا خواهد رسید.

منابع


THE STRAD – JOHN DILWORTH 2011

PHOTOS:
THE STRAD – JOHN DILWORTH 2011
ITALIAN VIOLIN MAKER – KAREL JALOVEC ,1958 & 1964
Plane of Hill & Sons copyright 1980
The violin Forms of Antonio Stradivari By STEWART POLLENS 1992
THE METROPOLITAN MUSEUM OF ART, NEW YORK
STRADIVARI MUSEUM, CREMONA
ASHMOLEAN MUSEUM , OXFORD

11 دیدگاه

  • راغب
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    دوست عزیز سلام
    من بدنبال مطلب روی اینترنت رفتم و متوجه شدم احتمالا این مقاله در مجله the strad در لندن چاپ شده است و در انتظارم که اصل ان را کسی برایم بیاورد چون برای من جالب است که ببینم جناب ضیایی چه چیزی را از متن ” گمراه کننده ” یافته اند که با تغییر ترجمه کرده اند.
    به علاوه فارسی متون نوشته شده اقای ضیایی عمدا با سهوا بسیار پیچیده و بلکه نارساست . یک پیشنهاد این است که کار ترجمه را به شخص دیگر و متبحری واگذار نمایند و فقط قسمت های فنی را بررسی و کلمات فنی را اصلاح نمایند.
    در ضمن نام نویسنده مقاله dilworth صحیح است .
    نام نویسنده کتاب دیگر نیز jalvoek غلط نوشته شده و jalvoec صحیح است.
    با تشکر

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۹۰ در ۳:۳۳ ق.ظ

    با درود
    در ابتدا باید بگویم از دقت نظر شما سپاسگزارم
    اما:
    در نوشته شما نکاتی به نظر می رسد که جدای از نقد، احساس تعمدی را در پیش دارد .
    به اختصار متذکر می شوم:
    متن شما را خواندم برای بارها زیرا که به عنوان مخاطب قابل احترام هستید ،اما احساس نادیده انگاری در پاسخ شما حس می شود ،و در عین احترام سیاست گونه ایی که در سلسله نوشته های خود بکار بسته اید، به گمراهی جهت گونه ایی که مطابق میل شماست و نه آن گونه که من تشریح نمودم ، از جانب من اصرار دارید.
    دوستانه از شما تقاضا دارم به خوانده ها و نوشته هایمان در قالب اصول انسانی متعهد باشیم وآن گونه که از شخصیت خود معرفی نمودایم ،تبعیت نمائیم.
    ۱:در قسمت اول نوشته شما :( احتمالا این مقاله در مجله the strad در لندن چاپ شده است) زیبا نیست چنین نوشته ایی زیرا که هم در پاسخ شما در کامنت مقاله شماره ۴ به استناد از این مبحث اشاره نمودم و هم در بخش منابع ثبت گردیده است.بنابراین کاربرد واژه احتمال به فضای مسالمت آمیز کمکی نخواهد کرد.
    ۲:برای شما و سایرین نوشتم دوست گرامی اگر به توضیح بیشتری نیاز هست صمیمانه و حضورا استقبال خواهم نمود ،اگر جویای حقیقت هستید بخش تاریخی متن the strad را می توانم در اختیار شما قرار دهم تا مطالعه نموده تا جدای از اطلاع رسانی عمومی ، مرا نیز از تحلیل خود بهره مند سازید.(بنابراین شاید نیازی به آوردن متن از لندن نباشد.){در هر صورت هرآنگونه که مایلید.}
    ۳:در جایی تغییر در ترجمه قید نشده است، این خود ترکیبی است گمراه کننده که برای شما زیبا نیست (ترکیب جمله با تغییرترجمه نمودن برای من قابل درک نبوده و مستند نیست) من خود تحلیلی بر متن و مستندات موجود داشتم همانطور که اشاره کردم از بخش تاریخی the stradبهره جسته ام و بخش تحقیقی و تحلیلی آن را بر اساس بررسی های انجام شده به نگارش در آورده ام ،در نتیجه بسیار واضح و آشکار است که این متن از چه بخشهایی و با چه مشخصاتی بر خوردار است.
    ۴:در بخش تشریح چگونگی گمراهی و سوداگری اطلاعات موجود نیز مجددا باید متدکر شوم در خدمت شما و سایر هم رزمانتان هستم و هر آینه نیاز به اثبات باشد ،حضور خواهم داشت و آمادگی خود را اعلام می دارم .در ضمن برایم بسیار مسرت بخش خواهد بود اگر که از شما خلاف آن را به شکلی مستدل و محکمه پسند کسب نموده و به کار بندم زیرا که جویای حقیقتم :و آماده اصلاحات و تغییرات واقعی.
    ۵:به شما پیشنهاد می کنم متن را دوباره خوانده ،و نوشته اخیر مرا در بخش کامنت شماره ۴ این سری از مقالات ملاحظه نمائید ،به صراحت بیان و دقت ملزوم شما، واضح خواهد بود آنچه را که تقاضا نمودید و آنچه را که دریافت نمودید ،کاش شما نیز به عنوان مخاطبی دلسوز گامی در این راه نهاده و دست یاری بسپارید.
    ۶ :نوشته اید که نوشته من یعنی همان به قول خودتان ترجمه تغییر یافته عمدا و یا سهوا پیچیده بلکه نارسا است ،متاسفم که نمی توانم بیش از این برایتان سهل نموده و آشکار نمایم . اشاره ای دارم به پاسخ خود به کامنت شما در شماره پیشین برای تعیین فرصتی در حوصله مخاطب در جهت پاسخ به سایر پرسشهای احتمالی ،که در آن باب از شما حرکتی مشاهده نشد ، لطفا اگر مقدور است بخشها و قسمتهای پیچیده و نارسا را طرح نمائید تا در حد توان پاسخ شما را اعلام نمایم.
    ۷:از پیشنهاد شما صمیمانه سپاسگذارم ،بنده در حد توان و بضاعت بخش تاریخی متن موجود را به شخصی کارآمد سپرده ام. در عین حال با کمال میل از پیشنهاد شما استقبال نموده و حاضرم به فراخوان شما جامه عمل پوشانده وبا خود شما و یا شخصی که شما پیشنهاد می نمائید همکاری نمایم .
    برای تمام پیشنهادات و نوشته های شما جدای از هر آن که هستید و هر آنچه در اندیشه دارید ممنونم .
    با احترام و سپاس

  • رسول
    ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۹۰ در ۸:۲۸ ب.ظ

    با درود از مقالات زیبای شما سپاس گزارم

    از اینکه بعضی کار شکنی می
    کنند بسیار ناراحت هستم اما از شما بخاطر شجاعت و توانتان تقدیر می کنم
    .به هر حال باید از شخصیت وبزگ منشی و سخاوت افرادی که در زمینه ساخت ساز
    در این کشور بخیل پروراطلاعاتی نادر که هیچ کس حتی حاظر به بیان یک کلمه آن
    نیست به ما می دهند تشکر کرد

  • یحیی اسماعیلی
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۹۰ در ۲:۱۷ ق.ظ

    با سلام و عرض “خـــــسته نباشید”
    والا من داشتم ازین اطراف رد می‌شدم که دیدم نوشته‌ی شما به کرات مشلکات نوشتاری داره و مفهوم رو درست به خواننده منتقل نمی‌کنه

    من نمیدونم سایت “گفتگوی هارمونیک” برای ویراستاری نوشته‌ها کسی رو استخدام کرده و داره یا نه ولی در هر صورت بسیار ضروری بنظر میاد، لازم میدونم یه سری اشتباهاتی که گذری به چشمم خورد رو ذکر کنم:
    “دسته این ساز بعدها تعویض شده و طول آن افزایش یافته است که البته این موضوع در ارتباط با ویلن مسیح استراد نیز رخ داده است ”
    این جمله رو بسیار راحت تر و بدون دشوار نویسی میتوان اینجوری گفت که:
    “دسته این ساز هم مانند ویلن مسیح بعدها عوض شده‌و طول آن افزایش یافته” ترکیباتی مثل “این موضوع” “رخ داده” “در ارتباط با” تنها به پیچیدگی زبانی می‌افزاید و مطلب را روشن‌تر نمی‌کند.

    یا مثلن در این قسمت
    با آوردن کلمات مشابه و تقریبن هم معنی آنهم همراه با صفات مختلف برای هرکدام (با در نظر گرفتن اینکه این یک متن فلسفی نیست) به زیاده‌گویی پرداخته‌اید:
    “که ما با در نظر گرفتن آنچه در اختیار داریم و دیگر اطلاعاتی را که می توانیم محاسبه کنیم اقدام به ساخت نمودیم وبه صورت همزمان برای یافتن دانسته هایی بیشتر و سنجش شرایط فیزیکی و آکوستیکی آنها ترجیحا با همان ویژگی های قابل درک از مطالعات مربوط به این دو ویلن، مواد مورد استفاده در این دو ساز را هر بیشتر برابر با نمونه های اصلی به کار خواهیم برد.”

  • Mani Hamidi
    ارسال شده در آذر ۵, ۱۳۹۰ در ۷:۵۰ ق.ظ

    Dear Mr Ziaei

    At the first I want to say sorry because my comment is not in Farsi language.
    I have read many of your articles and I have found them really useful.Further more, in the present situation there is lack of academic information in the field that you are expert in, the information you present is really helpful .
    As I read many comments which have written by unknown writers ,I understood that there are some people who want to lessen the value of your articles or in another word your distroy personality . All in all, I want to say thank you because your knowledgeable information. I know that you get no money because of these articles and these are just for your admire to improve people’s knowledge.

    Many Thanks & regards
    Mani Hamidi

  • پريا
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    بسیار نیکو است که اشتباهات را (البته بدون بزرگ‌نمایی) به هم یادآوری کنیم. اما این حاشیه‌ها، در مقابل بزرگی کار انجام شده، کوچک می‌نماید.
    اینجا فرهنگستان زبان فارسی نیست؛ فضای تشنه دانش است، که افراد اندکی با تلاش خود، بی‌هیچ چشمداشت و بی اندک فخر و غرور، تلاش می‌کنند آن را پربارتر کنند.
    با این وجود، به نظر من، در متن از آن پیچیدگی که مد نظر دوستان است، خبری نیست.
    شاد و پیروز باشید.

  • a.a
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۹۰ در ۳:۲۰ ب.ظ

    با سلام و تحیت
    با تشکر از خدمات ارزنده و زمانی که در راه این هنر ارائه میدهید.
    سوالی است که بنده بارها از سازنده های مختلف ساز مخصوصا سازندگان ویولن داشته
    خوشحال میشوم اگر در این رابطه از شما نیز جوابی داشته باشم.
    آیا استراد و گوارنری ویا آماتی واقعا برای هر سازی که در حال ساخت داشته اند، یک طراحی بنا به شرایط چوب و مواد مصرفی به کار میبردند یا اینکه شکل و قوسهای صفحه بنا بر تجربه و یا سلیقه شخصی آنهاو صورت میگرفت؟

  • حسين
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۹۰ در ۳:۳۹ ب.ظ

    سلام
    در یکی از مطلب های شما خواندم که ۱۳ عدد از نمونه سازهای استراد در کارگاه شما سخته شده به عنوان نوازنده سوالی از محضر عالی دارم وآن این است:
    چگونه میتوان نسخه مشابهی از یک ساز ساخت در حالی که به هیچ وجه امکان پیدا کردن دو چوب مشابه هم، هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت و همچنیین چرا ساز مسیح؟ سازی که هرگز به عنوان یک ساز اجرایی در هیچ صحنه ای حضور نداشته و تنها زیبای ظاهری آن است که همگان را خیره خود میگرداند و این درحالی است که خیلی از نوازندگان جهانی و حتی خود من سازهایی از همان سازنده(استراد) میشناسم که از نظر کیفیت صدایی بارها قویتر و زیباتر از آن ساز (مسیح) میباشد؟

  • رضا ضيايي
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۰ در ۶:۴۵ ب.ظ

    با مراجعه مجدد و دقیق به متن این سری مقالات و کامنت ها به پاسخ خود دست خواهید یافت.

  • رضا ضیایی
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۰ در ۷:۴۴ ب.ظ

    پاسخ به کامنت ۷ / (a,a)
    اینگونه به نظر می رسد که ابتدا هدف سازندگان بررسی شده و در مرحله بعد چگونگی رسیدن به آن از طریق امکانات و عوامل موجود.
    این مجموعه از شرایط تاریخی و اندیشه خالق اثر گرفته تا مراحل طراحی و ترسیم، مشخصات مواد مصرفی و همچنین تکنیکهای مختلف در ساخت با توجه به میزان آگاهی ،دانش و تجربه سازنده به کار گرفته شده است.

  • shahbazi
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۳ در ۴:۲۷ ب.ظ

    سلام . من الگوی صفحه ویولن رو می خوام امکان داره کمکم کنید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

موسیقی وزیری (III)

موسیقی وزیری (III)

علی نقی خان وقتی روح مرا تکان میدهد که کاسه تار را مثل‏ طفل عزیزی در آغوش گرفته و پیشانی هوشمند او بر روی آن خم شده‏ و سر انگشتان او مثل اطفال بیخیال بر روی دسته تار پشت سرهم میدوند. آن وقت، وزیری هم همه امواج دریا، ضجّه آبشار، زمزمه جویبار، ناله گرد بادها، آهنگ معاشقه نسیم با شاخسارها را به گوش شما میرساند. با مضراب‏ بر روی سیمهای تار، همان حکایتهائی را که آبهای کف‏آلود به صخره‏های‏ رودخانه و بادها بر برگهای سبز خوانده‏اند برای شما میسراید. چشم‏ شما چیزی نمی‏بیند: بر روی کاسه تار، دستی مثل قلب مضطرب عاشق در ضربان
نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

پرده دهم که «یاران جاهل» نام دارد، با آکورد خوف انگیز زهی ها در بخش بم آغاز شده و به افه های تکنیکی پیکولو میرسد. حرکت خاص پیکولو در این لحظه، نمایانگر نحوست فضاست؛ همانطور که در اپرای عاشورا نیز عبدی برای تداعی چنین فضایی از این تکنیک استفاده کرده است. در صحنه می بینیم که یاران و مریدان سابق مولانا، هنوز مشغول نصیحت اویند و امید تغییر در او و دست کشیدنش از شمس را در سر دارند.
ویکتور ووتون

ویکتور ووتون

ویکتور ووتن (Victor Lemonte Wooten) نوازنده گیتار بیس در ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۶۴ در ویرجینیا آمریکا متولد شد. او را به عنوان یکی از تکنیکالترین نوازندگان گیتار بس میشناسند و همچنین جدا از مهارت در نوازندگی در زمینه آهنگسازی، ترانه سرایی، تهیه کنندگی نیز فعالیت چشمگیری دارد.
استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن (Stanley Jordan) نوازنده آمریکایی و صاحب نام در سبکهای jazz و jazz fusion میباشد و شناخته شده ترین نوازنده در جهان بدلیل داشتن تکنیک مخصوص بخود و آنهم نوازندگی با انگشتان دست راست بدون استفاده از مضراب (تکنیکی که باید وی را بنیانگذارش در این سبک دانست) این تکنیک معروف به touch technique میباشد.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

آثاری که تحت عنوان نظریه‌پردازی و پژوهش از وی در کتاب سال شیدا منتشر شده حول دو محور اصلی متمرکز است. این دومحور که هر دو به گفته‌ی خودش در سال‌های دهه‌ی ۱۳۵۰ (۲) شکل گرفته نوشته‌های وی را به دو قسمت تقسیم کردهاست هر چند که جهان‌بینی لطفی در هر دوی آن‌ها به یک شکل خودنمایی می‌کند. یکی از دو محور اصلی توصیف-تشریح متفکرانه‌ی بخش‌هایی از موسیقی دستگاهی است که پیش از نوشته شدن مقالاتش در فرهنگ شفاهی در مورد آن‌ها نکاتی وجود داشته اما به دقت مورد بررسی قرار نگرفته بود (۳) و دیگری پرداخت نظریه‌ای برای توضیح روابط موسیقی دستگاهی است.
میکرو تنالیته (II)

میکرو تنالیته (II)

کاربرد میکروتن به عنوان فواصل کوچکتر از نیم پرده و پرده که هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میکروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا کم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند.
کارلا بلی

کارلا بلی

کارلا بلی نی بورگ (Carla Bley, née Borg)، متولد یازدهم ماه می سال ۱۹۳۸ آمریکا، آهنگساز جز، پیانیست، نوازنده ارگ و یکی از رهبران بزرگ ارکسترهای جز است.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (II)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (II)

آنچه که در این ساختمان و ساختار «نگرشی نو»، جالب، و علمی است، و برای اولین بار در تئوری پردازیِ موسیقی ایرانی مطرح شده است، « ساختار مقامی دستگاها و آوازهایی است که ردیف بر آنها بنا شده است.» ؛ که در مقدمه این نوشته هم اشاره کردم، یعنی تفکیک آگاهانه سیستم ردیف ( آهنگ ها یا ملودی ها) از سیستم مقام ها. این یک قدم اساسی است در راه رسیدن به یک گفتمان علمی و تئوری پردازی در موسیقی ایرانی. در این ساختار «دستگاه» مجموعه ای از گوشه ها که هریک ملودی های خاصی دارند، نیست؛ بلکه یک سیستم پیچیده صوتی است که از چندین مقامِ مرتبط با هم ساخته شده است.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.
چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور در تاریخ ۱۹ آبان ۹۰ در رده سنی ۷ تا ۲۷ سال با حمایت محمود عالیشوندی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد یزد در تالار فرهنگ برگزار شد. در بخش اول این فستیوال نجمه جعفری ۱۱ ساله نوازنده برتر نوجوان کشور با اجرای قطعاتی از آثار چپ کوک سنتور فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان رتبه برتر، زهرا ستون زاده با اجرای قطعاتی از فرامرز پایور رتبه اول و سینا عقدایی و محمد حسین جلیلی رتبه های دوم و سوم را از آن خود کردند.