ادیت در ویولن (VIII)

در ادامه به بررسی انگشت گذاری هفت دسته جمله سه نتی سه لا چنگ (از لا بکار تا می بمل) می پردازیم. اجرای لا بکار در پوزیسیون سوم سیم می و با انگشت اول انجام می پذیرد، در اینجا اولین انتخاب مهم انگشت گذاری در نت فا دیز (اولین نت سه لا چنگ بعد از لا بکار) انجام می پذیرد. برای جلوگیری از جابجایی اضافه طولی بر روی گریف و نیز جلوگیری از انجام تغییر پوزیسیون های اضافه، فادیز همچنان در پوزیسیون سوم سیم دوم اجرا می گردد و برای اجرای لا بکار در جهت جلوگیری از ناچار شدن نوازنده در دو بار تغییر سیم در اجرای یک جمله سه نتی می توان این نت را با انگشت چهارم نواخت.

نظر به فاصله طولی بسیار ناچیز نت فادیز انگشت سوم با لا بکار انگشت چهارم در سیم می، این شکل اجرای جمله سه نتی به سادگی و سرعت قابل اجراست. همچنین در این رابطه باید توجه داشت که برای اجرای لا بکار با انگشت چهارم نیازی به تغییر پوزیسیون و یا جابجایی انگشت چهارم نبوده و تنها با بیشتر باز نمودن شکل هلالی این انگشت، این نت اجرا می گردد.

در اینجا بر خلاف توصیه اکثر نسخ ادیت شده چاپی، برای اجرای نت می بمل نیاز به استفاده از انگشت دوم نیست. بلکه می توان این نت با انگشت اول پوزیسیون چهارم نواخت.

در اینجا دو نکته مهم، امتیاز این انتخاب است:
اول، جابجایی طولی بسیار ناچیز و نزدیک انگشت اول از نت لا بکار در پوزیسیون سوم سیم می که پیشتر بر این سیم اجرا شده و بر روی گریف باقی مانده است به نت می بمل در سیم مجاور و دوم؛ اجرای فا دیز با انگشت سوم که با توجه به نواخته شدن این نت توسط همین انگشت در جمله سه نتی قبلی، این انگشت آمادگی لازم را در جهت اجرای سریع نت داراست.

با فرا رسیدن نت دو بکار دوباره نوبت به انتخاب مجددی می رسد. اجرای این نت در پوزیسیون های اول یا دوم سیم لا و یا خودداری از تغییر پوزیسیون با جهش بزرگ بر روی گریف. در راهکار دوم بایستی برای اجرای نت دو بکار، از چهارمین پوزیسیون سیم ر و توسط انگشت سوم بهره جست.

انتخاب این پوزیسیون در سیم ر باعث می گردد تا حداقل جابجایی طولی بر روی گریف در اجرای نت توسط انگشت سوم صورت پذیرد. سومین انگشت با جابجایی بسیار کوچک و نزدیک و سریع بر روی گریف از سیم لا بر سیم ر منتقل می گردد.

همچنان که نوازنده از دو جمله قبل تر سابقه ذهنی دارد و در بالا تشریح شد؛ می توان می بمل را که در فاصله نزدیکی از دو بکار اجرا شده با سومین انگشت دارد، با انگشت چهارم نواخت (بدون جابه جایی دست و بدون تغییر پوزیسیون)

وجود دو الگوی تکرار شونده انگشتان “اول، سوم، اول” و نیز “سوم، چهارم، سوم” در انگشت گذاری علاوه بر آنکه با بهره گیری از انگشتی مشترک در دو جمله بر سرعت کلی اجرا می افزاید، باعث می گردد نوازنده الگویی تکرار شونده را سهل تردر ذهن به خاطر سپارد و به مورد تحلیل و اجرا گذارد.

با تکیه بر این منطق، اجرای لا بکار با انگشت اول در سیم ر و فا دیز با انگشت سوم بر سیم سل انجام می پذیرد. حال اگر با بهره گیری از الگوی تشریح شده پیشنهادی در این مقاله، از بالا نگاهی بر روی گریف در اجرای این هفت دسته جمله سه نتی بیندازیم؛ شاهد موارد ذیل خواهیم بود:
۱- حداقل جابجایی های طولی بر روی گریف در زمان اجرای تغییر پوزیسیون های جملات سه نتی
۲- نزدیکی و ناچیزبودن فاصله عرضی انگشتان در دو نوع الگوی انتخابی در هنگام تغییر سیم ها (به عنوان مثال انگشت اول برای اجرای نت های لا بکار سیم می، می بمل سیم لا، لا بکار سیم ر به شکل نیم پرده- نیم پرده بر روی سیم ها جا به جا گشته است)
۳- جلوگیری از باز شدن های نامتعارف طولی انگشتان نسبت به یکدیگر
۴- نواختن آسان تر و سریع تر جمله در اثر بهره گیری از شیوه های تشریح شده در بالا
۵- حفظ الگوی کلی در زمینه پیوستگی صوتی جمله

viol.ir

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

صداسازی در آواز (II)

صداسازی در آواز (II)

هدف از این نوشتار، ارائه الگویی کامل و بی نقص از صداسازی نمی باشد؛ زیرا چنین الگویی معمولا برای هر کس تجسم متفاوتی دارد و با توجه به اینکه در اینجا بیشتر سعی بر این بوده که روی جنبه های ذهنی و انتزاعی تمرکز شود بالطبع توصیف آن هم می تواند تا حد زیادی مبتنی بر سلیقه شخصی باشد.
اشتین وی و پسران

اشتین وی و پسران

هنری انگل هارد اشتین وی (Henry Engelhard Steinway) در سال ۱۸۵۳ در فضای کوچک زیر شیروانی در محله منهتن آمریکا، یکی از بهترین کارخانه های سازنده پیانو را تاسیس کرد. او در اصل یک سازنده کابینت های چوبی بود و تا قبل از تاسیس Steinway & Sons به تعداد ۴۸۲ پیانو در آلمان ساخته بود، به همین دلیل اولین پیانو Steinway & Sons با شماره سریال ۴۸۳ در آمریکا تولید شد و به قیمت ۵۰۰ دلار به فروش رفت. این پیانو در حال حاضر در موزه هنر نیویورک قرار دارد.
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

در تاریخ پر بار هنر جهان، از دیر باز تا کنون، نقش نقد و منتقد به عنوان نقشی مستقیم و نه حاشیه ای در روند شکل گیری نهضت های عظیم هنری مطرح بوده است. چنانکه در مورد برخی مکتب های هنری قرن بیستم، این منتقدان بودند که نهضتی نو را به راه انداختند. نمونه بارز آن مکتب نقاشی action painting است.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IV)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IV)

در خرمشهر این مراسم رو به «گِرگِشون و گِرگِشون» معروف بود که در شب ۱۵ رمضان بچه ها محله دور هم جمع می شدیم و در حالی که با ریتم خاصی دست می زدیم این اشعار رو می خواندیم:
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

این نکته را نیز باید در نظر داشت که موسیقی اندازه گیری شده در این دو مقاله از لحاظ کشش نت ها و کشش و فشرده سازی تمپو، درهم و برهم نیست. بالعکس هر دو مقاله روی ژانر های کار کرده اند که تمپوی مشخص و دقیق از اهمیت و ارزش زیادی برخودار است؛ نمونه ی نروژی موسیقی رقص است. به هر حال باید به یاد داشت که تفاوت بین تمپو ها در سطح زیرشاخه ها اهمیت چندانی ندارد البته تا زمانی که مقادیر به صورت نسبی اندازه گیری شده اند و نه به صورت مطلق.
آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

اشنیتکه کنسرتو گروسوی شماره یک خود را در سال ۱۹۹۷ به پایان رساند، این اثر در تاریخ ۲۱ مارس همان سال توسط ارکستر مجلسی لنینگراد (Leningrad Chamber) اجرا شد. در ارکستر فوق گیدون کرمر (Gidon Kremer) و تاتیانا گریدنکو (Tatiana Gridenko) تک نوازی ویولن و یوری اسمیرنوف (Yuri Smirnov) نوازندگی پیانو را بر عهده داشتند.
مارتا خادم- میثاق، جوانترین عضو خانواده خادم- میثاق

مارتا خادم- میثاق، جوانترین عضو خانواده خادم- میثاق

نوازنده جوان و چیره دست ویولن – مارتا خادم میثاق – در ماه نوامبر سال ۱۹۷۹ در اتریش متولد شده، نوازندگی را از سه سالگی آغاز نموده و اولین اجرای عمومی اش را در سن نه سالگی به عنوان تک نواز ویولن به همراه ارکستر ارائه نموده است.
نور، دوربین  (II)

نور، دوربین (II)

تشکیل آنسامبل همگن (۴) یکی از هدف‌های گروه سنتورنوازان بوده است. این‌گونه گروه‌ها و ترکیب‌ها در اخیرا زیادتر از قبل شده‌اند. بعضی از گروه‌هایی که با ترکیب همگن تشکیل می‌شوند از لحاظ تعداد نوازندگان بسیار بزرگ‌اند و این پدیده‌ای است که در چند سال گذشته در حال رشد بوده (۵). در گروه سنتور نوازان ترکیب‌بندی گروه از یک سو حاصل تجربه‌ی نسبتا طولانی گروه و از سوی دیگر نیم‌ نگاهی به آنسامبل‌های مشابه در موسیقی غرب است (جایی که تجربه‌ی همنوازی قدمتی طولانی دارد).
باکت هد

باکت هد

موسیقی این گیتاریست همانقدر شگفت و تازه است که کاراکتر وی… در این نوشته بیشتر سعی بر این است که به جای بیوگرافی و شرح احوال به خصوصیات مهم و جالب توجه موسیقی این گیتاریست معروف پرداخته شود لذا فقط مختصری جهت آشنایی نوشته می شود. باکت هد (Buckethead) در سال ۱۹۶۹ در امریکا متولد شد و در ۱۷ سالگی شروع به نواختن گیتار نمود و در ابتدا به صورت خود آموز و بعدا با استفاده از نوازندگانی چون شاون لین و پل گیلبرت به یادگیری ادامه داد و تقریبا همزمان با شروع کار هنری از یک ماسک بر روی صورت و پاکت های زباله ی معروف کنتاکی به جای کلاه بر سر استفاده میکند و این ظاهر به علاوه ی حرکات روبوتیک، رقص های ترنس و بریک و بعضا اجرای نمایش های رزمی بر روی استیج از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته است.
امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!