۳۵ سال در کنار هم

ZZ Top با بیش از 35 سال فعالیت
ZZ Top با بیش از 35 سال فعالیت
در میان گروههای Rock و Blues، گروه ZZ Top از معدود گروهایی است که از سال ۱۹۶۹ تا به حال بدون تغییر در اعضای گروه همچنان پا برجا به فعالیت خود ادامه می دهد.

این گروه یکی از قوی ترین گروههای Rock-Blues آمریکایی است که فعالیت خود را در سالهای اوج گیری راک یعنی اواخر دهه ۶۰ بصورت یک گروه Trio (متشکل از ۳ نوازنده) آغاز کرد.

Billy Gibbons نوانده گیتار از گروه Moving side walk و نوازنده گیتار باس، Dusty Hill و درامر Frank Beard که هر دو از گروه American Blues جدا شده بودند در سال ۱۹۶۹ به یکدیگر پیوسته و اولین آلبوم خود را ساختند.

دو آلبوم اول آنها یعنی First Album و Rio Grand Mud بازتابی قوی از تاثیر Texas Blues بود، به طوری که می توان آنها را نمونه هایی بارز از این سبک دانست. آلبوم سوم آنها Tres Hombres با آهنگ “La Grange” که متشکل از Riff هایی بر مبنای “Boogie Chillen” از John Lee Hooker است، توانست به شهرتی جهانی دست پیدا کند. به قسمت انتهایی از این قطعه گوش کنید :

audio fileLa Grange

پس از این سه آلبوم گروه اقدام به برگزاری یک تور جهانی ۳ ساله کرد، تحمل فشار سخت این ۳ سال علاوه بر تور ماحصل دیگری نیز داشت و آن آلبومهای Tejas و Fandango بود. آنها سپس با آلبومهای Deguello و El Loco به صحنه بازگشتند. این دو آلبوم مقدمه ای بر Eliminator بود که بطور سرسام آوری با استقبال مواجه شد و جلوه دیگری از سیمای ZZ Top را به طرفداران موسیقی راک ارائه کرد.

در آلبوم بعدی یعنی After Burner با اضافه کردن Synthesizer، موسیقی ZZ Top به یک سبک مجزا و مخصوص به خود در میان هم عصرانشان تبدیل شده بود. اینک آنها با ریش بلند، عینکهای مشکی، لباسهای پر زرق و برق و گیتارهای عجیب ظاهر می شدند و از این رو می توان آنها را یک گروه Grunge نیز دانست. Hill و Gibbons همواره با ریش بلند و ظاهری شبیه به هم ظاهر می شدند. جالب اینکه Beard هیچگاه ریش ندلشت، با وجود اینکه Beard به معنی ریش است.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

سیاست فرهنگی و موسیقی مردم پسند: موسیقی استرادا در ازبکستان

سیاست فرهنگی و موسیقی مردم پسند: موسیقی استرادا در ازبکستان

دکتر کریستسن کلنکه، استاد اتنوموزیکولوژی دانشگاه فرانکفورت آلمان، چهاردهم آبان ماه سال جاری، در ساعت ۱۶ درباره موسیقی استرادا در ازبکستان در محل موزه موسیقی تهران به سخنرانی می پردازد. ورود برای عموم آزاد می باشد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

این مطلب چکیده پروژه پایانی دوره کارشناسی موسیقی ایرانی نگارنده، با راهنمایی دکتر ساسان فاطمی است که در اسفندماه ۱۳۸۴ به پایان رسیده است. از آنجا که این مطلب در سال ۱۳۸۴ نوشته شده حاوی منابع و نگرش من تا آن زمان است که امروز به معدودی از این مطالب، نوع دیگری نگاه میکنم؛ در اینجا بر خود لازم می دانم نسبت به استاد راهنمای این پروژه نهایت سپاس را ابراز دارم.
درباره علیرضا فرهنگ

درباره علیرضا فرهنگ

با توجه به عمر کم موسیقی پیشرو و علمی در ایران، هرگاه سخن از این موسیقی در کشورمان می آید ذهن کثیری از افراد به سوی آهنگسازانی با نام هایی آشنا همچون علیرضا مشایخی، شاهرخ خواجه نوری، کیاوش صاحب نسق و عده ای دیگر از این عزیزان معطوف میشود. در حالی که آهنگسازان دیگری هستند که هم در داخل و هم در خارج از کشور (اروپا و امریکا) مشغول تحصیل و یا فعالیت های خود هستند و متاسفانه حتی نام آنها را یک دانشجوی موسیقی هم نشنیده است و یا افراد اندکی آنها را می شناسند که این مساله می تواند نویدی از بی توجهی مسئولان، رسانه ها و نهاد های داخل کشور به موسیقی فاخر ( بالاخص موسیقی پیشرو و علمی) باشد.
از نقد علمی تا نقد هنری (I)

از نقد علمی تا نقد هنری (I)

نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست تعریف کرد، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است. پدیدارها اما در دو ساحت برای ما آشکار میشوند. اینان همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود. از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست. ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم، اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

دگرگونی بسیار با اهمیتی در موسیقی جان کیج به ناچار او را به این نقطه رسانده بود. همان طور که پیش‌تر هم اشاره شد، جان کیج صدای غیرموسیقایی را به متن موسیقی خود راه داد و آن را با صدای موسیقایی برابر کرد. بدین ترتیب دست‌کم از زمان ساخته شدن قطعات برای پیانوی دستکاری شده کیج باید دریافته باشد که تنها راه ارتباط عمودی صداهای غیرموسیقایی با موسیقایی عاملی است که در هر دو مشترک باشد.
دورژاک، آهنگسازی از چک (I)

دورژاک، آهنگسازی از چک (I)

آنتونین لئوپولد دورژاک، آهنگساز بزرگ اهل کشور چک از در دوره رومانتیک است. او کسی است که موسیقی و ملودیهای قومی موراویا (Moravia) و بوهمیا (Bohemia) را به شایستگی به خدمت گرفت. آثار او شامل؛ اپرا، سمفونی، کنسرتو، موسیقی های مجلسی و … است. از بهترین آثار وی می توان به؛ “سمفونی دنیای نو”، “رقصهای اسلاوی”، کوارتت زهی “آمریکایی” و “کنسرتوی ویولن سل در مینور B” اشاره کرد.
نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

تاریخ نه لزوماً تکرار می‌شود نه می‌توان همواره از آن درس گرفت. تاریخ ممکن است یکسره با حال بیگانه باشد و خواندنش دست‌کم مستقیماً هیچ کارکردی برای جامعه‌ی کنونی دربرنداشته باشد. این مسأله وقتی پای به دنیای تاریخ‌نگاری هنر می‌گذارد، آزاردهنده‌تر می‌شود: دانستن اینکه فلان موسیقی‌‌دان در فلان قطعه‌اش چه مضرابی به‌کار برده را چه به آنی که در قرن بیست‌و‌یکم آهنگسازی می‌کند؟
مدرسه موسیقی سلطنتی ارتش (RMSM)

مدرسه موسیقی سلطنتی ارتش (RMSM)

مدرسه موسیقی سلطنتی ارتش در توئیکنهام در غرب لندن به تعلیم نوازندگان برای گروه های ۲۹ گانه موسیقی ارتش انگلیس می پردازد. این مدرسه بخشی از سپاه موسیقی ارتش است که مکان آن نلر هال (Kneller Hall) می باشد که قبلا اقامتگاه روستایی گارفری نلر، نقاش درباری، بوده و در سال ۱۸۴۸ پس از آتش سوزی بازسازی شده است.
دیکته‌ی نانوشته غلط ندارد

دیکته‌ی نانوشته غلط ندارد

این ضرب‌المثل را وقتی به کار می‌برند که از چیزی خرده بگیریم. با گفتنش می‌خواهند به یادمان بیاورند که هیچ کاری مصون از اشتباه نیست، حتا نیمچه‌ هشداری هم می‌دهند که «خود نویسنده هم!». پندی اخلاقی و در عین حال بدیهی است، حتا شاید توضیح واضحات به نظر برسد. همه این را در ناخودآگاهمان می‌دانیم -بگذریم که گاهی خودآگاهانه نادیده‌اش می‌گیریم. اما آیا این پند بدیهی اخلاقی خارج از حوزه‌ی عمومی، مثلاً نقد موسیقی، هم کاربردی دارد؟ برای این که بتوانیم پاسخ درست را بیابیم باید کمی در معنای جمله دقیق‌ شویم.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.