- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

بحیرایی: صدا و سیما در معضل خواننده سالاری نقش داشته

آیا دستمزد امروزی خوانندگان را نسبت به نوازندگان منصفانه میبینید؟


این سوال شما برمیگردد به یک معضل بزرگ به نام خواننده سالاری که ما متاسفانه سالهاست، با آن دست به گریبان هستیم. من خودم به عنوان یک خواننده، به هیچ وجه از این قضیه خوشنود نیستم و اصلا دوست ندارم که اثری را که با زحمت شبانه روزی آهنگساز شکل گرفته، به نام خواننده بشناسند و در نتیجه، خواننده دستمزد بیشتری را نسبت به آهنگساز اثر و یا حتی نوازندگان آن اثر دریافت کند. این مسله تنها مربوط به آلبومهای موسیقی نیست و ما متاسفانه شاهد هستیم که خوانندگان عزیز در خیلی از موارد، برای کنسرتها هم دستمزد بسیار بالاتری را از بقیه اعضای گروه دریافت میکنند که این واقعا دور از انصاف است.

شاید نگاه خیلی از خوانندگان عزیز به این صورت باشد که اصولا چون کشش مخاطب عام به سوی صدا و آواز بیشتر است و از طرفی این آواز است که به یک اثر زینت میبخشد، این انتظار بوجود آمده که دستمزد خواننده نسبت به سایر اعضا گروه باید بیشتر باشد، در صورتی که به نظر من این ویژگی که آواز دارد به هیچ وجه نباید باعث شود که جایگاهی خلاف واقع و غیر منطقی برای خواننده بوجود بیاید و خوانندگان عزیز، خود را تافته ای جدا بافته نسبت به بقیه اعضای گروه ببینند.

البته یک مسئله دیگر هم که باعث دامن زدن به مشکل خواننده سالاری در موسیقی ایران شده، این است که معمولا خوانندگان نزد عامه مردم معروف تر از نوازندگان هستند ولی آیا واقعا مقام هنری اساتیدی مانند دهلوی، خالقی، وزیری پایور و دهها استاد موزیسین را میتوان با خیلی از اساتید آواز مقایسه کرد؟ شاید از یک نظر مقایسه اصولا درست نباشد ولی زمانی که خواننده یک اثر دستمزد بیشتری از پدید آورنده آن دریافت میکند، میشود گفت که در بسیاری از موارد متاسفانه، به خواننده یک اثر ارزش و بهای بیشتری داده میشود تا سایر افرادی که نقش اساسی داشتند در شکل گیری آن اثر. در بسیاری از موارد، خوانندگان نه تنها جایگاه بالاتری نسبت به پدید آورنده اثر و نوازندگان آن ندارند بلکه حتی پایین تر هم هستند.


این روش را خودتان در مورد حرفه تان هم پیگیری کرده اید؟


من تنها شرطم برای قبول کردن به همکاری در یک اثر، در وهله اول این است که کار مورد پسندم قرار بگیرد و با سلیقه ام سازگار باشد و بعد از آن روحیات اعضای گروه به روحیات من نزدیک باشد. تمام دوستانی هم که من افتخار همکاری با آنها را داشته ام، میدانند که من به هیچ وجه حاضر نیستم، دستمزدی را بالاتر از بقیه اعضای گروه دریافت کنم. به نظر من در یک گروه بیشترین دستمزد باید به پدید آورنده اثر و آهنگساز تعلق بگیرد.


با توجه به اینکه پس از انقلاب، نمایش ساز از تلویزیون ممنوع شد و فقط تصویر خوانندگان پخش شد آیا گمان نمیکنید این عامل باعث رواج بیشتر خواننده سالاری شده است؟


بی شک این مسئله هم تاثیر زیادی داشته است بر رواج پدیده خواننده سالاری در ایران. اصولا این اتفاق، مشکل امروز موسیقی ما نیست و در تاریخ ایران این قضیه بارها تکرار شده و خیلی مواقع، بنا به ملاحظات بعضا، مذهبی نواختن ساز و حرفه نوازندگی، کاری خلاف شرع و حتی ممنوع بوده که این محدودیت در مورد آواز بسیار کمتر لحاظ شده و همین امر باعث شده که مخاطب عام نتواند آنقدر که با آواز و خوانندگان ارتباط برقرار میکنند با نوازندگان در ارتباط باشند.

الان هم که مشاهده میکنیم در صدا و سیما، فقط خواننده حضور دارد و اثری از نوازنده و آهنگساز کار دیده نمیشود. در بسیاری از موارد هم به جای اینکه با پدید آورنده اثر در مورد کار صحبت بشود، از خواننده در مورد ظرایف آهنگسازی کار سوال میشود!

خوب حالا شما در نظر بگیرید که یک مخاطب عام که پای تلویزیون نشسته و این صحنه را میبیند، چطور میتواند با نوازندگان و یا آهنگساز آن اثر ارتباط برقرار کند و یا اصلا در خاطرش بماند که این مثلا تصنیف را چه کسی ساخته؟! و این میشود که آن کار را تنها به نام خواننده اثر میشناسند.