جیمی اسمیت

Jimmy Smith , 1925 –  2005
Jimmy Smith , 1925 – 2005
درگذشت جیمی اسمیت، از بزرگترین نوآوران و بدعت گذاران استفاده از ارگ های هموند (Hammond) در موسیقی Jazz ، ضایعه بزرگی برای جهان هنر بود. او که به عنوان ” بزرگترین نوازنده ارگ جز جهان” شناخته شده بود، روز ۸ فوریه، در سن ۷۶ سالگی در گذشت.

هرچند که جیمی اسمیت اولین کسی نبود که در موسیقی جاز از ارگ هاموند B3 استفاده میکرد، اما استعداد و ذوق نوازندگی او برای این ساز و توانایی بینظیر او در ادغام ترجیع بندها و ملودیهای موسیقی کلیسایی، بلوز و R&B در بداهه نوازیهای الهام گرفته از موسیقی بی باپ (bebop)، او را در کنار چارلی پارکر (Charlie Parker)، آرت تاتوم (Art Tatum) و جان کولترین (John Coltrane) و دیگر پیشگامان موسیقی جاز قرار داد. این هنرمندان با دگرگون کردن شیوه نواختن ساز تخصصی خود، انقلابی در اجرا و تنظیم موسیقی جاز و روش کار نوازندگان دیگر به وجود آوردند.

audio.gif Hammond Organ Solo

جیمز اسکار اسمیت ۸ دسامبر ۱۹۲۵، در پنسیلوانیا متولد شد و در سال ۱۹۴۸کار هنری خود را به عنوان پیانیست آغاز کرده بود، در ۱۹۵۱ به نواختن ارگ هاموند B3 پرداخت و در فیلادلفیا شهرتی به دست آورد که منجر به سفر او به نیویورک شد. اسمیت در نیویورک توجه آلفرد لاینز (Alfred Lions) و فرانسیس ولف (Francis Wolff)، بنیانگذاران کمپانی ضبط صفحه (Blue Note) را به خود جلب کرد.

قدمهای بزرگ
جیمی در سال ۱۹۵۶ با آلبوم A New Sound, A New Star: Jimmy Smith at the Organ, vol. 1 برای کمپانی Blue Note، موفق شد پیشگام حرکت soul-jazz در عالم موسیقی باشد. بدعت گذاران کهنه کارتری چون فتس والر (Fats Waller) و کنت بیسی (Count Basie) هم تجربیات مختصری با ارگ داشتند اما اسمیت با شیوه نواختن بی نظیر خود و ترکیبهای زیبایی که به وجود می آورد، قدمهای بزرگی در به کارگیری ارگ در موسیقی جاز برداشت. موسیقی او، یک موسیقی غنی، مطابق سلیقه روز و پر از ریزه کاری بود.

audio.gif The Cat

آلبومهایی که اسمیت در طی ده سال کار با کمپانی Blue Note منتشر کرد، امروز به کتاب راهنمای نوازندگان جاز مبدل شده است. آلبومهایی نظیر (The Sermon (1958)، Prayer Meetin’ (۱۹۶۰ و Back at the Chicken Shack (1960) همه به موسیقی محبوب روز مبدل شدند و در جعبه های موسیقی اتوماتیک (jukebox) پخش میشدند و این اتفاقی نادر در موسیقی جاز بوده است.

اسمیت پس از کمپانی Blue Note به کمپانی Verve رفت و در آنجا به تهیه آثاری با ارکستراسیون بزرگتر مشغول شد. از آثار این دوره او میتوان به (Who’s Afraid of Virginia Woolf (1964)، The Cat (1964 و (Peter and the Wolf (1966 اشاره کرد که همگی از آثار کلاسیک جاز محسوب میشوند.

Acid-Jazz
هنگامی که سبک اسید جاز در سال ۱۹۸۷ در لندن متولد شد، اسمیت دچار یکی از بزرگترین تحولات هنری خود شد. آثار دههای ۵۰ و ۶۰ او همچنان توسط DJ ها و خوانندگان سبک رپ استفاده میشد و کمپانی Verve دوباره به سراغ او آمد.

در ۱۹۹۵ آلبوم پر حرارت Damn! اسمیت را منتشر کرد که با آلبوم ملایم تر Angel Eyes: Ballads & Slow Jams در همان سال دنبال شد. آخرین CD اسمیت برای Verve، Dot com Blues در سال ۲۰۰۱ بود.

audio.gif Funky Broadway

در اوایل سال ۲۰۰۵، اسمیت جایزه مهم Jazz Masters Fellowship را دریافت کرد. در فوریه امسال نیزآلبوم Legacy محصول مشترک اسمیت و جویی دوفرانچسکو Joey DeFrancesco، دوست ارگ نوازش به بازار خواهد آمد. دوفرانچسکو در باره اسمیت گفته است: ” جیمی یکی از بزرگترین و نوآورترین موسیقی دانان دوران ما بود. من او و موسیقی او را بسیار دوست داشتم. اسمیت الگوی من، مربی من و دوست من بود.”

گفتگوی هارمونیک

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

قانون، سازی زنانه؟!

قانون، سازی زنانه؟!

در فرهنگ موسیقی جهانی سازهایی هستند که به صورت سنتی متعلق به جنسیتی خاص تلقی می شده است؛ در این باره مقالاتی نیز در سایت زنان موسیقی به انتشار رسیده ولی اینکه تا چه حد دلایل این انتخاب ها منطقی و علمی بوده، جای بحث مفصل وجود دارد. مجموعه ای از سازهای بادی به دلیل این که گمان می رود، -به اصطلاح- نیاز به نفس زیاد دارند و تصور عامه چنین است که نوازندگان مرد، از نظر تنفس به بانوان برتری دارند، بیشتر در انحصار مردان درآمده ولی ساز هارپ زنانه تلقی می شود، چراکه گمان عامه چنین است که بانوان از اجرای نوانس ها و تکنیک های ظریف آن به دلیل برخورداری از انگشتانی ظریف تر، بهتر بر می آیند.
جاشوا بل، ویولونیست سنت شکن

جاشوا بل، ویولونیست سنت شکن

همان طور که پیشتر در “گفتگوی هارمونیک” خوانده اید، بهزاد رنجبران آهنگساز برجسته ایرانی، کنسرتو ویولونی را به جاشوا بل تقدیم کرده که بارها با نوازندگی او به اجرا رسیده است. هرچند چندان این اتفاق تاریخی در رسانه های جمعی ایران بازتابی نداشت و به علت نامعلومی، بیشتر صحبت از سمفونی های سفارشی ای میشود که هر هفته به بازار می آید! امیدواریم دوستان خبرنگار، با خواندن این مطلب بیشتر با جایگاه این دو هنرمند آشنا شوند.
از نقد علمی تا نقد هنری (I)

از نقد علمی تا نقد هنری (I)

نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست تعریف کرد، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است. پدیدارها اما در دو ساحت برای ما آشکار میشوند. اینان همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود. از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست. ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم، اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد.
نی هفت بند و شیو های نوازندگی آن (I)

نی هفت بند و شیو های نوازندگی آن (I)

در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و… تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند.
گفتگو با زوکرمن (I)

گفتگو با زوکرمن (I)

درست است که زوکرمن تازه شصت ساله شده اما این نوازنده بین المللی در اعماق وجودش همچنان همان نوازنده مشتاقِ آتش افروزیست که مخاطبان در تمام نقاط دنیا از سال ۱۹۶۱، پس از اولین اجرایش به عنوان یک ویولونیست نابغه، شناخته اند و تحسین می کنند. او اکنون دارد لندن را نیز از این شور و اشتیاق بهره مند می کند.
فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

متاسفانه به خاطر یک سری ناهماهنگی ها نتوانستیم با کر فلوت در زمان مقرر در شیراز کنسرت داشته باشیم ولی به زودی امیدوارم هماهنگی های لازم برای برگزاری این کنسرت انجام شود.
خالقى از زبان خالقی (II)

خالقى از زبان خالقی (II)

در اوایل زمستان ۱۳۰۲روزی آگهی افتتاح مدرسه عالی موسیقی را در روزنامه خواندم و بی درنگ برای اسم نویسی به کوچه آقا قاسم شیروانی واقع در خیابان نادری رفتم. علی نقی خان در اطاق، پشت میز نشسته بود.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

گذشته از موارد پیشین، مدت زمان تأکید بر این دانگ در گوشه چندان زیاد نیست و می‌توان از نقش دانگِ مورد بحث تاحد زیادی چشم‌پوشی کرد و آن را جزو پیکربندی اصلی گوشه ندانست. بااین‌حال، برای احتیاط بیشتر بهتر است که به نقش آن، هرچند کوتاه، توجه شود.
زود یاد بگیرید (I)

زود یاد بگیرید (I)

مطلبی که پیش رو دارید، نوشته ای است از خانم سارا فریبرزی از مجله “strings” که ترجمه آن را می خوانید:سال گذشته قصد اجرای مجموعه ای از آثار موسیقی مجلسی را داشتیم و من تریوی هلن تافه سیویلیش (۱۹۸۰) را پیشنهاد کردم. به نظر ایده جالبی می آمد، اما زمانی که مشغول یادگیری آن شدیم، تازه فهمیدیم که کار بسیار سختی است. آثار دیگری برای جایگزینی داشتیم، اما فرصتمان بسیار کوتاه بود. درست یک هفته بعد از اولین تمرین کنسرت داشتیم و این قطعه برای همه ما جدید و سخت بود. باری سرعت بخشیدن به فرآیند یادگیری نمی توانستیم از آثار ضبط شده استفاده کنیم، چون سی دی این اثر هنوز منتشر نشده بود. هدف نهایی ما اجرای موسیقی تاثیرگذار در کنسرت بود، بنابراین ناچار بودیم بی وقفه کار کنیم.
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

در آن زمان، واشنگتون شهر نژاد پرستی بود و اجرای یک هنرمند سیاه پوست در این تالار مشهور در حالی که تماشاگران هم رنگ او مجبور به نشستن در صندلیهای ردیف آخر بودند، برای آنان مشکل ساز می شد. “انجمن زنان آمریکا” هیچ گاه سازمانی سیاسی نبود و برای اجتناب از این درگیری، برنامه اجرای او را لغو کرد. در پی این اتفاق، ماریان خود به طور مستقل برای شش بار در محوطه خارجی تالار، کنسرتهایی ترتیب داد.