گفتگو با پولینی (I)

موریتزیو پولینی
موریتزیو پولینی
۵۰ سال از زمانی که پلینی ۱۸ ساله جایزه مسابقه بین المللی پیانو شوپن را در ورشو دریافت کرد می گذرد. ناظران این مسابقه که هر پنج سال یک بار برگزار می شود، هم برندگان و هم بازندگان آنند. برندگانی مانند مارتا آرگریش (Martha Argerich) و کریستین زیمرمن (Krystian Zimerman) که اکنون پلینی نیز یکی از آنهاست و از بازندگان این رقابت موسیقیایی کسانی ولادمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) و میتسوکو اوچیدا (Mitsuko Uchida) به عنوان کسانی که به جایگاه دوم دست یافتند حضور دارند.

پلینی که در سال ۱۹۶۰ در این رقابت شرکت کرد، از بین ۸۹ شرکت کننده جوانترین پیانیست بود.

در هیئت داوران کسانی مانند نادیا بولانژه و آرتور روبنشتاین به عنوان رئیس هیئت به چشم می خوردند. نتیجه گیری داوران از این قرار بود که: «این پسر بچه از تمامی اعضای هیئت داوران بهتر می نوازد.» در حالی که کامیابی پلینی بر ابعاد استعداد در حال ظهور او صحه گذاشت اما واکنش او به این موفقیت بود که چهره تعیین کننده حرفه او را در آینده به تصویر کشید.

خلوت نشینی، عصبی شدن و تمایل پلینی به کنسل کردن برنامه ها پس از پیروزیش در این رقابت، به بخشی از افسانه او تبدیل شده است. پلینی تا اواخر دهه شصت به طور نامنظم بر روی صحنه ظاهر می شود. او دوباره زمانی به اجرا پرداخت که شور و حال و تعهدش به حرفه ای گری خشک و جسورانه ای تبدیل شده بود.

به درستی رفتار خوددارانه پلینی بر روی صحنه و رفتار محافظه کارانه او در پشت صحنه، حاکی از بی تفاوتی نسبت به موفقیتش است. اما به هر حال پلینی به هیچ عنوان “یک ماشین حساب موسیقیایی” نیست (پیشتر پلینی را اینگونه توصیف کرده بودند.) پلینی با موهای خاکستری رنگ براق و چهره و بینی عقاب مانندش با کت شلوار خاکستری رنگ، بیشتر به مدیران اجرایی کارخانه فیات شبیه است! اما آنگونه که از تاریخ سیاسی او بر می آید، پلینی به یک پایه گذار عادی اتحادیه کارخانه فیات شبیه تر است!

او پیوسته در جیب کت های گران قیمت خود، به دنبال شکار سیگارهایی است که به نظر می رسد تمامی ندارند. هنوز یک چهارم یک نخ را بیشتر نکشیده که آن را خاموش می کند و سیگار دیگری را روشن می کند.

این مصاحبه در سوئیت او در هتلی در لندن انجام شده است. پلینی از سوئیت کناری تنها برای تمرین کردن با مینی پیانوی خود استفاده می کند. او فردی اجتماعی، آرام و علاقه مند به خبرهای تجاری و اخبار موزیسین های کلاسیک سطح بالاست.

پلینی درباره آنچه پس از برنده شدن در مسابقه ورشو اتفاق افتاد، اینگونه توضیح می دهد که: «طبیعتا پس از به دست آوردن آن جایزه باید پشت سر هم کنسرت می دادم. درست است که من تمایل نداشتم که متخصص موسیقی شوپن شوم اما اینکه می گویند من گوشه نشین شده بودم، هم کمی اغراق آمیز است. من در آن زمان بسیار جوان بودم و فکر می کردم که به زمان بیشتری برای پرورش علایق موسیقیایی و دستیابی به رپرتوار گسترده تری نیاز دارم. می خواستم هنر ها و کارهای دیگر را نیز تجربه کنم.»

«پس به مدت یک سال و نیم از کنسرت دادن امتناع کردم و وقتی هم به اجرا پرداختم خودم را درگیر کنسرت های بی شمار نکردم اما همیشه از کنسرت دادن لذت برده ام و اولین اجرایم را در سال ۱۹۶۳ در شهر لندن برگزار کردم. تا اواخر دهه شصت برنامه کنسرت هایم کمی عادی تر شده بود. درباره پیشرفتم به عنوان یک نوازنده هم قضاوت را به عهده مخاطبان می گذارم اما فکر می کنم که در آن مرحله از فعالیت یک موزیسین، برخی پیشرفت ها و تغییرات به نردت غیر طبیعی هستند.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

از دانشگاه تهران تا صفحه فروشی بتهون در خیابان پهلوی آن روز ولیعصر این روز، برای ما که جوان بودیم و مشتاق دست‌یابی به موسیقی خوب راه درازی نبود. سال ۱۳۵۱ بود، یعنی سی و اندی سال پیش، عاشق موسیقی کلاسیک بودیم. در آن زمان‌ها تهران، دو صفحه فروشی داشت که آثار کلاسیک را عرضه می کردند، یکی همین صفحه فروشی بتهون بود کمی پایین‌تر تخت‌جمشید قدیم و طالقانی امروز که در خیابان ولیعصر واقع شده بود و دیگری صفحه فروشی کارناوال در میدان فردوسی بود که صفحه‌های روسی می‌آورد و آثار اجرایی رهبران و نوازندگان روسی و اروپای شرقی را عرضه می‌کرد.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (III)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (III)

گوگسل باکتاگیر (Baktagir Göksel) هم نوازنده ی بسیار عالی و نیز آهنگساز فوق العاده خوبی است. همچنین افرادی مثل آیتاچ دوگان (Doğan Aytaç) (که شیوه و سبک متفاوت خود را در نوازندگی آرپژ ها و نحوه ی بازی کردن با مضراب دارد( از دیگر قانون نوازان برجسته‌ی ترک می توان از هلیل کارادومان (Halil Karaduman)، طاهیر آیدوغدو (TahirAydoğdu) و هاکان گنگور (hakangüngör) نام برد.
تدارک ارکستر (II)

تدارک ارکستر (II)

در قرن بیستم این احساس بوجود آمد که موسیقی نیازمند یک تحول اساسی و ورود به دورانی جدید است و از طرفی هم این تصور قوت گرفت که میتوان با یک تغییر جدی در حیطه موسیقی کلاسیک، آهنگهای جدیدتری را خلق کرد. لذا با دگرگون شدن سیستم قدیمی که برای گامها و هارمونی بکار گرفته میشد، سیستم جدیدی به نام “دوازده صدایی” (Twelve Tone) وارد موسیقی گردید.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

غالب انقلابیون بدین نکته باور داشتند که هنر، خود غایت نیست، وسیله ای است برای تبلیغ و تهییج. گاه «برای حفظ جبهه خودی ها از گزند طعنه های بدخواهانی که جوانان انقلابی را فاقد هر گونه هنری می دانند.» با این همه، آثار انگشت شماری نیز در آن اتمسفر ضد ساختار گرا (anti-structuralism) پدیدار شدند که سوای پرسوناژ انقلابی، ارزش هنری و تکنیکی خود را نیز از کف ندادند.
والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

تا سال ۲۰۰۰ وقتی من روی آوازهای محلی کار میکردم، اساس موسیقی غرب بوده، مثل کارهایی که میدانم بسیاری از موسیقیدانان ایران می کردند. خیلی از موسیقیدانان چین و کره هم که مهاجر بودند، به این سبک کار میکردند که زیر بنا سیستم موسیقی غرب است، یعنی گام تعدیل شده باخ و استیلهای مختلفی که از موسیقی غرب آمده، سیستم هارمونی و پلی فنی غربی و در روبنا ملودی ها و نغمه های موسیقی محلی است. من از موسیقی محلی به این خاطر استفاده می کردم که از این موسیقی به عنوان ماده خام به خوبی می شود استفاده کرد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

«فرهنگ های شرقی در حوزه فلسفه و تفکر مشترکات بیشتری داشتند تا در حوزه زیبایی شناختی. به اعتباری، تمدن های بزرگ آسیایی بنیادهای نسبتاً مشترک فکری و مبانی نسبتاً متفاوت زیبایی شناختی در هنرها داشتند. این تفاوت معیارهای زیبایی شناختی در میان فرهنگ ها و تمدن های بزرگ آسیایی، نه تنها باعث گسیختگی آنها نمی شد بلکه امکان ظهور و بروز دیدگاه های مشترک و متنوع بسیاری را نیز فراهم می کرد‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۱۳).
آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک (Armik Dashchi) را میتوان یکی از محبوبترین گیتاریست های جهان دانست. نوازنده ای که آثارش توانسته است جایگاه بسیار مناسبی را در میان علاقمندان عام و خاص بدست آورد و همچنین از نظر تجاری آثار وی جز پرفروشترین آلبومها در سبک New Age نیست. آثار وی مخلوطی است از موسیقی ملل مختلف، اما نمیتوان از علاقه وی به سبک فلامنکو چشم پوشی نمود که منجر شده است، در بسیاری از آثارش، از تکنیک ها و فرمهای دستگاهی این سبک استفاده نماید اما سبک وی فلامنکو نمیباشد بلکه باید به آن عنوان تجاری Nuevo Flamenco (سبکی که فلامنکو اصیل نمیباشد اما از بسیاری از خصوصیات این سبک در اجرا استفاده میشود بالاخص تکنیک ها و دستگاههای مردمی چون رومبا.)
کارنگی هال

کارنگی هال

یکی از مهمترین عواملی که باعث پیشرفت موسیقی در یک جامعه میشود، اهمیت و بنا نهادن مکانهایی است که در آن هر هنرمندی بدون محدودیت بتواند هنر خویش را ابراز نماید، اینبار به سراغ بنای مشهور کارنگی هال میرویم. یکی از مشهورترین ساختمان های جهان که مخصوص به اجرای موسیقی میباشد و اجرا در آن مورد توجه تمامی موزیسین ها میباشد، تالار بزرگ موسیقی کارنگی (Carnegie Hall) میباشد.
به زبان ایرانی (II)

به زبان ایرانی (II)

در این که ملودی در موسیقی ایرانی (و شاید موسیقی‌های شبیه آن) اهمیتی به‌سزا دارد شکی نیست اما در نحوه‌ی استفاده از این جایگاه خاص برای حل شدن در متن ساختار موسیقایی دیگر، و به‌کارگیری آن برای آفریدن زبان موسیقایی سمفونیکی که مختص این فرهنگ باشد ابهامات فراوانی هست.
هلن گریمود (II)

هلن گریمود (II)

هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.۳ بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال ۲۰۰۵ دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال ۲۰۰۶). هر دوی این آثار در سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه شدند.