گفتگو با پولینی (IV)

موریتزیو پولینی
موریتزیو پولینی
به اعتقاد پلینی در حالیکه اشتوکهاوزن و بولز «کاملا جا افتاده هستند اما هنوز آثارشان فقط گاهی اوقات اجرا می شود. از نظر من آنها فوق العاده اند و آثارشان از جمله قطعات کلاسیک رپرتوار است. اکنون برای ما استراوینسکی، دبوسی، راول و بارتوک بخش عادی رپرتوار به حساب می آیند. من برگ را نیز به این لیست اضافه می کنم و به نظرم شوئنبرگ و وبرن نیز تا حدودی در آن جای می گیرند. آهنگسازان بزرگ نیمه دوم قرن بیستم (بولز، اشتوکهاوزن، بریو، نونو، لیگتی) تا حدودی از عامه مردم دورند و نمی توان قطعات آن ها را برای یک کنسرت عادی در برنامه قرار داد.»

آشنایی پلینی با لوئیجی نونو، آهنگساز آوانگارد مارکسیست، در اواسط دهه شصت و رابطه اش با او یکی از مهم ترین رابطه های کاریش بوده است. «من شدیدا به آهنگ های او علاقه مند شدم و از او خواستم که آهنگی برای پیانو بسازد. این کار جرأت زیادی می خواست زیرا در آن زمان نونو به پیانو علاقه ای نداشت.» نونو که در آن زمان اثری در مذمت حضور آمریکا در جنگ ویتنام نوشته بود، دو قطعه نیز برای پلینی ساخت که یکی از آن ها برای پیانو، صدا و تیپ بود که به یاد یک انقلابی شیلیایی که کشته شده بود، ساخته شده بود.

بدین ترتیب، درگیر شدن پلینی با موسیقی جدید از سیاست دو قطبی زمان خودش جدا نبود. پلینی، نونو و کلادیو آبادو (Claudio Abbado)، دوست رهبرشان، آثار رادیکالی را در سراسر ایتالیا اجرا کردند و مخاطبان جدید را به سالن های قدیمی کشاندند (پلینی با رهبری آبادو چندین کنسرت را با بزرگترین ارکسترهای دنیا اجرا نموده است.) پلینی می گوید: «ما از اینجا شروع کردیم که هنر برای همه است.»

« در لا اسکالا کسی بود که با شورای محلی کارخانه ها ارتباط داشت. این شورا اتحادیه صنفی نبود بلکه توسط کارگران اداره می شد. با استفاده از همین ارتباطات همراه با آبادو در لا اسکالا یک دوره کنسرت برای دانش آموزان/جویان و کارگران برگزار کردیم. این کار تلاشی بود برای شکل دهی به افکار عامه مردم و کار بسیار مثبت و جالبی بود اما برنامه ها ادامه پیدا نکرد و پیشرفتی در این زمینه حاصل نشد.»

پلینی در سال ۱۹۶۸ ازدواج کرد و یک فرزند پسر دارد. هرچند او در دهه هفتاد در حزب رادیکال چپ بود اما خودش می گوید که وقتی نداشت که برای انقلابی های خشن آن دهه در ایتالیا صرف کند. «حزب های میانه رو و راست کاملا فاسد بودند اما حزب چپ انقلابی بسیار تأثیرگذار بود و در واقع باعث شد که راستی ها به قدرت بیشتری دست پیدا کنند. بمب گذاری و ترورها اتفاق می افتادند و تا امروز هم تردید زیادی درباره دسیسه های حزب راست و اینکه چه کسی چه کاری را انجام می داد و از چه چیزی اطلاع داشت وجود دارد. اما در نهایت “این آدم های مزخرف حزب چپ” نشان دادند که خیلی به درد راستی ها خورده اند.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

آوازهای تلخ سرزمین من  (II)

آوازهای تلخ سرزمین من (II)

او که بسیار به موسیقی محلی ایران علاقمند بود، در سال ۱۳۳۸، به ضبط هشت ترانه ی محلی ایران پرداخت که در کشور فرانسه جایزه ی اول “شارل کروس” را دریافت نمود. وکیلی پیش از این به تحقیق در مورد شیوه ی اجرای این ترانه های روستایی در مناطق مختلف ایران پرداخته بود.
صداسازی در آواز (II)

صداسازی در آواز (II)

هدف از این نوشتار، ارائه الگویی کامل و بی نقص از صداسازی نمی باشد؛ زیرا چنین الگویی معمولا برای هر کس تجسم متفاوتی دارد و با توجه به اینکه در اینجا بیشتر سعی بر این بوده که روی جنبه های ذهنی و انتزاعی تمرکز شود بالطبع توصیف آن هم می تواند تا حد زیادی مبتنی بر سلیقه شخصی باشد.
مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» برگزار می شود

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» برگزار می شود

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب، منتشرشده توسط نشر خنیاگر، روز جمعه، ۱۲ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۷ در «شهر کتاب دانشگاه»، واقع در خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش بزرگمهر (تلفن ۶۶۹۸۰۸۲۸) برگزار می‌شود.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

هم‌دوره‌های ما که الان خیلی پیر هستند امّا از شاگردهای ما آقای کامبیز نوایی و کامبیز حاج‌قاسمی بودند که دوستانِ هم نیز بودند که کتابی هم راجع به معماری ایران نوشتند. هنوز هم با هم هستند و با هم دفتر دارند و فکر می‌کنم هنوز هم درس می‌دهند. آقای [علی‌اکبر] زرگر و آقای هادی ندیمی هم جزو شاگردان من بودند و آقای هادی ندیمی رئیس دانشگاه ملّی شد. من در این سال‌ها می‌آیم و می‌روم؛ امّا بیشتر ارتباط من با اهالی موسیقی است تا معماری. از سال ۱۹۸۴ که از ایران خارج شدم هم برای گذران زندگی کار معماری می‌کردم و هم موسیقی درس می‌دادم. بخشی وابسته به دانشگاه سوربن وجود داشت که مرکز مطالعات موسیقی شرقی نام داشت و من را برای تدریس به آن‌جا دعوت کردند و من برای مدّتی بسیار طولانی در آنجا تدریس می‌کردم.
بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

توضیح این مسأله خیلی سخت است. همه‌ی بچه ها تک تک سلول‌هاشان پر از فانتزی و ایده است. منتها این ویژگی در مورد هر کدام از ما کاربرد متفاوتی پیدا کرده است. مثلن ارسلان بیست سال است که مایستر ارکستر سمفونیک است و با وجود اینکه به لحاظ تئوری به علم موسیقی اشراف دارد ولی چیزی که به او جرأت خلق می‌دهد حضورش در ارکستر است. ارسلان بیست سال است که هارمونی می شنود. آهنگی که مثلن من چند هفته باید کار کنم تا برایش هارمونی بنویسم و ارکستراسیون اش را تنظیم کنم، ارسلان یک شبه می نویسد.
موسیقی آفریقای جنوبی (III)

موسیقی آفریقای جنوبی (III)

یکی از شاخه های مارابی، کوئلاست که موسیقی آفریقای جنوبی را در دهه پنجاه قرن بیستم به جایگاهی جهانی رساند. موسیقی کوئلا نام خود را از کلمه ای به زبان زولو (قبیله ای در آفریقای جنوبی) به معنی «بالا رفتن» گرفته است و همچنین اشاره ای است به ماشین های ون پلیس که کوئلا-کوئلا نامیده می شدند. این نوع موسیقی مورد استقبال نوازندگان خیابانی در شهرهای آلونک نشین قرار گرفت. سازِ موسیقی کوئلا، نی لبک (Penny Whistle) بود که هم ارزان قیمت و ساده بود و هم می توانست به صورت سولو یا در آنسامبل نواخته شود.
قطعاتی برای آموزش موسیقی

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

این انگشت باید تا حدِ امکان مورب، آرنج تا حد امکان بالا و شست باید روبرویِ انگشتِ یکم باشد. هنگامِ نواختن با انگشتِ یکم در این حالت، در مقایسه با روش انگشت‌گذاری کاملاً عمود، شما قادر به ایجاد تعادل بیشتری در دست‌تان خواهید بود.
مستر کلاس پروفسور فروغ کریمی در تهران

مستر کلاس پروفسور فروغ کریمی در تهران

پروفسور فروغ کریمی، سولیست فلوت و کینوزولوگ در دانشگاه هنرهای زیبای وین اتریش در سفری به ایران به برگزاری مستر کلاس می پردازد. این کلاسها در شاخه های آموزش فلوت، موزیک کینزولوژی، اجرای صحنه برای تمام سازها و مستر کلاس برای همنوازی موسیقی مجلسی خواهد بود.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).