گفتگو با پولینی (III)

موریتزیو پولینی
موریتزیو پولینی
سال ۲۰۱۱ فرصتی است تا بخش بزرگی از فعالیت های پلینی مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا در این سال پلینی ۵ کنسرت را در ۵ ماه در فصل سالن جشنواره سلطنتی بر روی صحنه برد که هم فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن تاریخ موسیقی پیانو و هم بیانگر رابطه اش بود با این موسیقی. او با کنسرت آثار باخ در ماه ژانویه برنامه خود را آغاز نمود. سپس آخرین سونات های بتهوون و شوبرت را اجرا میکند. پس از آن نیز در برنامه ای فرانسوی به اجرای شوپن، دبوسی و بولز می پردازد و در پایان نیز در ماه می اجرایی از آثار شومان، لیست و اشتوکهاوزن خواهد داشت.

پلینی می گوید: «تقریبا هر سال در لندن رسیتالی را اجرا کرده ام و رابطه ای بسیار قوی با مخاطبان لندنی خود دارم. من شیوه موسیقی گوش دادن آنها و علاقه عمیقشان به موسیقی را دوست دارم، پس فکر کردم که می توان کنسرتی بزرگ تر و متفاوت تر برگزار کرد. من این آثار را بارها اجرا کرده ام و همه آنها از آن دسته آثار بسیار مهم برای پیانو هستند. وقتی همه آنها در کنار یکدیگر قرار می گیرند، دنباله ای را تشکیل می دهند که بخشی از داستان موسیقی پیانو است اما این دنباله، متحجر و محدود نیست. این آثار با من و علایق موسیقیایی من پیوند خورده اند، پیوندی بسیار نزدیک. در نتیجه این دنباله به نوعی راه شخصی و داستان شخصی من نیز هست.»

پلینی در سال ۱۹۴۲ در میلان به دنیا آمد. پدرش، جینو پلینی، معمار شناخته شده ای بود. در واقع او از اولین کسانی بود که در دهه سی، معماری مدرن را در ایتالیا معرفی کرد. او همچنین موزیسینی آماتور اما مشتاق بود. مادرش پیانیست و خواننده بود و داییش فاستو ملوتی مجسمه ساز مدرن بزرگی بود. «من در خانواده ای اهل هنر و هنرمند بزرگ شدم. آثار قدیمی و جدید در کنار یکدیگر و به عنوان بخشی از زندگی به چشم می خوردند و این نکته کاملا عیان بود.»

استعداد موسیقیایی پلینی خیلی زود کشف شد و در ۶ سالگی فراگیری پیانو را آغاز کرد. او به خاطر می آورد که پس از عمل لوزه هایش صفحه کنسرتوهای براندنبورگ را به او هدیه دادند و او را به کنسرت توسکانی نی در لا اسکالا بردند. در ۱۵ سالگی پس از اجرای رسیتال اتودهای شوپن، روزنامه های ایتالیا نقدهای فراوانی درباره او نوشتند. علیرغم اینکه پلینی به کنسرواتوار میلان می رفت ، تحصیل در مدرسه عادی را در کنار موسیقی ادامه داد. «من به موضوعات مختلف علاقه داشتم و تنها همین اواخر بود که فقط بر پیانو متمرکز شدم. البته اینطور نبودم که نخواهم خودم را وقف موسیقی کنم بلکه برعکس. مسئله این بود که زیاد به آینده ام فکر نمی کردم. هرچند وقتی به گذشته نگاه می کنم به این نتیجه می رسم که هیچ سبک زندگی دیگر نبود که واقعا بتوانم به جای این زندگی کنونی انتخاب کنم.»

علیرغم ادعاهای پلینی فعالیت های او پس از موفقیتش در ورشو خیلی هم بدون درد سر نبوده است. تور آمریکای او کنسل شد و اولین کنسرتش در لندن در سال ۱۹۶۳ که در آن همراه با ارکستر سمفونیک لندن به اجرای کنسرتو پیانو سوم بتهوون پرداخت توسط روزنامه تایمز «کاری عجله ای» توصیف شد که در آن تنها هدف پیانیست «نواختن نت ها و تمام کردن اثر بود.»

پلینی مدت کوتاهی شاگرد آرتورو بندتی میکل آنجل بود و پس از آنکه رپرتوار خود را با آثار برجسته کلاسیک و رمانتیک گسترش داد، عمیقا به موسیقی معاصر پرداخت. پلینی در دهه ۶۰ با موسیقی اشتاکهاوزن و بولز ارتباط گرفت که کنسرتو پیانوی دوم بولز به امضای پلینی تبدیل شده است. پلینی این قطعه را در آوریل در سالن جشنواره سلطنتی به اجرا درآورد. «این قطعه همه چیز را در بر می گیرد، شاهکار است! آن جنبه احساسی که در آثار درخشان گذشتگان بسیار ارزشمند است به خوبی در این قطعه به چشم می خورد. این قطعه باید خیلی بیش از این مورد توجه مردم قرار بگیرد و مردم باید آن را خیلی بهتر از این درک کنند.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

سید برت (Syd Barrett) گیتاریست و بنیانگذار گروه پینک فلوید که بعدها گروه و موسیقی را کنار گذاشته تصمیم گرفت زندگی را در آرامش و انزوا سپری کند در سن شصت سالگی زندگی را بدرود گفت.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

دکتر حسین عمومی، در فضای موسیقی دستگاهی ایران چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده است. او نی‌نواز و ردیف‌دانی است که سبکش را در ادامۀ سبکِ بزرگانی چون نایب‌اسدلله و حسن کسایی، از نوازندگان و موسیقی‌دانان مکتب اصفهان، می‌دانند. علاوه بر این، او در زمینۀ پژوهش و نیز طرّاحی و اصلاح ساختار دو ساز تنبک و نی فعالیّت‌هایی داشته که با بازخوردهایی مثبت از سوی جامعۀ موسیقی مواجه شده است.
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

در سال ۵۹ یا۶۰ بود که در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواندم در آن زمان آقای کامبیز روشن روان برای اجرای قطعه «جمعه خونین» احتیاج به چند نوازنده کمکی داشت؛ به همین خاطر من به همراه چند نوازنده دیگر برای اجرای این قطعه به ارکستر سمفونیک دعوت شدیم، در آن زمان مایستر ارکستر یک نوازنده آمریکایی بود. من از جو ارکستر خوشم آمد و بعد از سه چهار ماه امتحان دادم و در ارکستر ماندگار شدم.
فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره فعالیت های این موسیقیدان جوان، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (III)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (III)

توسکانینی برای داشتن ریتمی سخت و خشن مورد انتقاد بوده و او را به نوعی دشمن آوازهای ایتالیایی و غارتگر هنرغزلخوانی در خوانندگی می دانستند! از دیگر انتقادات به وی، عدم توجه کافی توسکانینی به آثار مدرن، یعنی آهنگسازان قرن بیستم، بوده است. در اواسط سالهای فعالیتش، به دلیل کیفیت ضبطهای خود به ویژه آنهایی که در استودیوی NBC 8-H ضبط شده بود، مورد انتقاد قرار گرفت مبنی بر آنکه: “این استودیو تنها مناسب پخشهای تلویزیونی و رادیویی است نه یک سالن کنسرت”. آکوستیک خشک آنجا ارتعاش کمی داشت در حالی که بسیار مناسب پخش بود اما برای ضبط کنسرتهای سمفونیک و اپرا مناسب نبود.
تور کنسرت های موسیقی هادی سپهری به مناسبت نوروز

تور کنسرت های موسیقی هادی سپهری به مناسبت نوروز

تور کنسرت های موسیقی «هادی سپهری» به مناسبت نوروز در چند شهر از کشور ترکیه برگزار خواهد شد. هادی سپهری سرپرست گروه موسیقی تلفیقی آواز (گروه مشترک بین ایران و ترکیه) این بار همزمان با عید نوروز در شهرهای کارص (سه شب)، ازمیر (سه شب) و آنکارا (یک شب) همراه با «سپیده شایان راد» نوازنده ی ضربی به اجرای موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی مردمی ترکیه خواهند پرداخت.
درباره علیرضا میرعلینقی

درباره علیرضا میرعلینقی

۸ اردیبهشت ماه علیرضا میرعلینقی به مرز ۴۰ سالی میرسد. سید علیرضا میرعلینقی همان کسی است که اکثر هنرجویان نسل جوان به واسطه او، با نام و سوابق و تصاویر هنرمندان قدیمی آشنا هستند. هرچند به دلیل وسیع بودن دایره فعالیت میرعلی نقی، صحبت در مورد ای شخص عملی دشوار است ولی اینجا به گوشه هایی از فعالیتها و خدمات او می پردازم.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
فیلیپ گلس (III)

فیلیپ گلس (III)

گلس ، به خصوص از اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، با ساختن اپرا و موسیقی برای تئاتر به طور فزاینده ای به نوشتن موسیقی برای ترکیبهای اجرایی قابل دسترس مانند کوارتت زهی و ارکستر سمفونیک پرداخت و در واقع به سمت ریشه های ادبی دوران تحصیل خود بازگشت.