تصویر تنال (II)

همانطور که گفته شد (در اینجا) موسیقی تجربی، موسیقی است که طی دوران زندگی فراگرفته می شود و درک آن برای کسی که روی این موسیقی شناختی ندارد، ممکن نیست. همین مسئله باعث می شود که کودکان به بعضی از انواع موسیقی علاقه نشان ندهند.

این می تواند خود دو علت داشته باشد؛ یکی نداشتن تجربه زندگی (با پستی و بلندیهای آن که می تواند در یک اثر موسیقی نمود داشته باشد) و دیگری ندانستن قواعد خاص آن موسیقی.

همانطور که یک کودک با دیدن بعضی از حیوانات درنده، بصورت ناخودآگاه دچار وحشت می شود ولی مثلا” با دیدن سیم برق، هیچ عکس العملی نشان نمی دهد! در موسیقی هم این موضوع قابل لمس است. حتما” شما آثار متعددی را شنیده اید که بار اول چندان جذاب نبوده، ولی با گذر زمان موسیقی دلخواهتان شده.

دوستی می گفت، “فقط بار اول که موسیقی را می شنویم می توانیم راجع به کیفیت آن اظهار نظر کنیم، چون دفعات بعد به این موسیقی عادت کرده ایم.” اگرتنها موسیقی غریزی را، موسیقی بدانیم، این گفته می تواند صحیح باشد.

شاید تصویر شما از موسیقی تجربی خالص، موسیقیهای آتنالی باشد که از موسیقیدانهای دوره مدرن، شنیدید؛ ولی در آثار آهنگسازان مدرن هم به وفور موسیقی های غریزی می توان شنید. آثاری که بلابارتوک برای ویلن و ویلا تصنیف کرده، نمونه خوبی در این زمینه است. البته همانطور که گفته شد در بیشتر مواقع این دو موسیقی به صورت همزمان مورد استفاده قرار می گیرد و موسیقیدان عمدتا” بطور ناخودآگاه از این شگردها استفاده می کند.

نوازندگان به دلیل تمرینهای مداوم نوازندگی به حرکاتی روی سازعادت می کنند که به مرور زمان بخشی جداناشدنی از موسیقی آنها می شود. در موسیقی ایرانی دیدیم که این عادتها گاهی نوازندگی موسیقیدانی را چنان تغییر داده که تغییرات بنیانی در نوزندگی آن ساز ایجاد کرده. تارنوازی علی اکبر خان شهنازی با ریزهای سریع، چپهای قوی، ویبره های روی خرک و… مجموعه ای را تشکیل داده که مانند یک پردازشگر، قطعه ای را می گرفت و موسیقی علی اکبر خانی بیرون می داد! نوازندگی علی اکبر شهنازی نمونه کاملی از موسیقی تجربیست و کمتر نوازنده مبتدی از دلیل این حرکات که ظاهرا” عصبی به نظر می رسد مطلع می شود؛ ولی کم کم طی زمان هنرجو مفهوم تغییر تمپو روی پاساژها و بمهای همراه با ویبره روی خرک را می شناسد، این اتفاق در تمامی سازها کم و بیش روی می دهد و اگر نوازنده آن ساز آهنگساز هم باشد تاثیر زیادی در نوع تنظیم موسیقی آن می گذارد از همینجاست که بعضی از رهبران ماهر ساز تخصصی آهنگساز اثر را با دیدن پارتیتور آن تشخیص می دهند. اوژن ایزائی Eugene Ysayeنوازنده و آهنگساز برجسته بلژیکی هم قطعات متعددی برای ویلن تصنیف کرده که نمونه ای عالی از موسیقی تجربیست.

به این دو نمونه از موسیقی ایزایی توجه کنید :

audio fileYsaye1

audio fileYsaye2

شاید درک این موسیقی برای کسی که با رپرتوار ویلن کلاسیک آشنا نیست کمی مشکل باشد.

آهنگسازان زیادی موسیقی تجربی را در حد بسیار پیشرفته دنبال می کنند و به موسیقیی دست می یابند که برای افرادی که در این زمینه از موسیقی شناخت لازم را ندارند قابل درک نیست. همین عامل باعث شده عده ای موسیقیدان از لذت بیشتر خود که باعث دوری مخاطب از موسیقی آنها می شود، بپرهیزند و اندکی قابل فهمتر به تصنیف موسیقی بپردازند؛ این دسته آهنگسازان اعتقاد دارند که اجرای موسیقی بدون مخاطب بی معناست.

اما موسیقی غریزی از کودکی همراه ماست، حتی در حیوانات هم نشانه هایی از آن را می توان دید؛ مثلا” شما همانطور که از حالت چشم انسان یا حیوان متوجه عصبانیت او می شوید، از صدای حیوانات هم می توانید نمونه هایی ناب از موسیقی غریزی را بشنوید. مثلا” ریتم صدای مرغ هنگام خطر تندتر می شود و به طرف نتهای زیرتر می رود، این حالت باعث هیجان می شود (جالب اینجاست که آکسانهایی هم که بصورت کشیده با اختلاف چند نت بالاتر می خواند موجب افزایش این هیجان می شود) همین حیوان در حالت عادی مخصوصا” هنگام خوردن غذا ریتمی ثابت و صدایی با نتهای بمتر از حالتی که ذکر شد می خواند که تداعی کننده نوعی نوای آرام بخش است.

حیوانات دیگری مانند گربه و سگ که گاهی در شهر می بینیم، با کمی دقت در رفتار آنها می توانیم پی به ارتباطمان با آنها ببریم. زبان مشترکی بین ما و آنها برقرار است که با اینکه بسیار ابتدایی و محدود است ولی گویاست.

شما بدون آموزش، از حالت صورت و صدای حیوانات، تا حدی می توانید متوجه وضعیت آن حیوان شوید. استفاده حیوانات از ریتم و فرکانس نشانه ایست از هماهنگی آنها و شاید دلیلی دیگر برای نظریه تکامل!

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «سایه‌وار»

مروری بر آلبوم «سایه‌وار»

سبک‌شناسیِ سه‌تار همواره دل‌مشغولی شعاری بوده و کندوکاوهایش در این خصوص، زمانی با برگزاری کارگاه‌ها و کنسرت‌های پژوهشی (از اواخر دهه هفتاد) و بعدها در کنار ترجمه‌ی قطعات اغلب ویولونیِ ابوالحسن صبا به زبان سه‌تار، در «شباهنگ» یا «کاروان صبا» و انتشار آوانگاری‌هایشان عینیت یافت.
منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

صحبتهایی بود که سروش به صورت یک سری و در چند آلبوم آثار تولید شده در سه سال فعالیت انجمن را منتشر کند. من و دکتر ریاحی و مزدا انصاری و امیر بکان و کاظم داوودیان هیأت موسس آن انجمن بودیم. آقایان دهلوی و روشن روان و مرحوم بیگلری پور و بنده و دکتر ریاحی هم شورای آموزش و پژوهش بودیم که به کارها نظارت داشتیم. زمانی هم گروه موسیقی دانشکده صدا و سیما را تأسیس کردیم که بنده هم جزء هیأت ژوری بودم و در تدوین اساسنامه اش هم بودم و خلاصه چه عرض کنم… رسیدیم به اینجایی که مشاهده می کنید. در مورد انتشار آلبوم هم پروسه سختی شده که سراغش نرفتم.
فقط تصور کن! (I)

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

رشد این رشته‌ی علمی در شرایطی که ارتباط با جهان خارج روزبه‌روز کم‌تر می‌شد (به ویژه در دوره‌ی استالین) یک مسیر منحصر به فرد را رقم زد، به ویژه که در دیگر حوزه‌های اندیشه مثل نشانه‌شناسی، نقد ادبی فرمالیست‌های روسی و … نیز خطوط تفکر متمایزی بود که روی نظریه‌پردازان موسیقی تاثیر می‌گذاشت. شرایط بسته، شاید شبه‌گل‌خانه‌ای، موجب رشد مجموعه‌ای از مفاهیم، حوزه‌های مورد علاقه و روشمندی‌های پژوهش موسیقایی شد که یا به‌کلی مختص موسیقی‌شناسی روسی‌اند (موزیکوودینیا) یا اگر در موسیقی‌شناسی غیر روسی هم معادل‌هایی دارند؛ در موزیکوودینیا به معنایی کاملا متفاوت یا در جایگاه‌هایی دیگر به‌کار می‌روند (۶).
بوطیقای ریتم (III)

بوطیقای ریتم (III)

حال ببینیم وقتی شنونده‌ی اجرای حقیقی موسیقی هستیم –و نه بیننده‌ی تصویر گرافیکی موسیقی حبس شده در کاغذ-چه چیز به ما می‌گوید کدام‌یک از این دوسیستم مختصاتی درست است؟ چگونه می‌فهمیم به ازاء هر سه نت یک بار دست بزنیم یا به ازاء هر دو تا؟ روشن است، تاکیدگذاری (Accentuation) موجود در متن قطعه این موضوع را به ما دیکته می‌کند. پیش از آن باید بپرسیم چه چیزی چنین تاکیدگذاری‌ای را می‌سازد؟ ساختار تاکیدی یک خط ملودی از کجا می‌آید؟ پاسخ به این پرسش را نیز به پیروی از کامبوروپولوس (Combouropoulos) به مشخص شدن محدوده‌ی یک ملودی از طریق هویت و مشابهت واگذار می‌کنیم. به این معنی که ساختار تاکیدی به طور خودکار برآمده از گروه‌بندی است.
کنسرت مارک نافلر در دبی

کنسرت مارک نافلر در دبی

نوازنده افسانه ای و صاحب سبک گیتار، مردی که یکی از بهترین آلبوم های راک در تاریخ موسیقی را ارائه کرد در حال اجاری تور کنسرت در گوشه کنار دنیا می باشد و قرار است بزودی در پنج شنبه همین هفته یعنی سوم مارچ در مدیا سیتی دبی (Media City, Dubai) اجرای کنسرت داشته باشد.
نظر من، نظر شما، نظر او

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

جوزپه تارتینی (۱۷۷۰-۱۶۹۲) نوازنده و آهنگساز ایتالیایی، از مکتب‌آفرینان نوازندگی ویولن تا قبل از پاگانینی است. این موسیقیدان دوره‌ی باروک، با وجود اینکه در طول حیات خود بیش از ۱۴۰ کنسرتو ویولون ساخت، اما امروزه بیشتر با اثری شناخته می‌شود که در سال ۱۷۱۳ و در ۲۱ سالگی پس از دیدن کابوسی آن را ساخته بود. کابوسی که در آن، شیطان بر سر قبض روح آهنگساز با او نزاع دارد و در جایی، از تارتینی می‌خواهد تا ویولون‌اش را به او دهد تا برایش بنوازد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

آنها چنین تصوری را هم به خود راه نمی‌دادند که من برازنده حضور در این جمع نیستم، رفتارشان با من صمیمانه بود و به من این اطمینان خاطر را می‌دادند که خودم را در بین شان خوب احساس کنم و رفتاری با ملاحظه با من داشتند. تلاش می‌کردند که مرا در گفتگوهایشان وارد کنند و اطمینان خاطری برای رسیدن به چنین هماهنگی در من ایجاد می‌کرند تا اینکه این روابط به چنین درک متقابلی برسد و چقدر فوق العاده است که انسان بتواند چنین انعطاف و لطافتی را دارا باشد. فقط در چنین وضعیتی می‌شود به هماهنگی دست یافت، این درس ها را من از اینشتین و دوستانش که به خانه اش می‌آمدند می آموختم.
سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

بله، سوال شما سوال مهمی است و اینکه چرا “نامبرده، حسین سرشار”؟ من زمانیکه میخواستم این کتاب را جمع آوری بکنم، این اطلاعات را در واقع، از آقای فرید مصطفوی که یکی از دوستان خوب من در زمینه کار سینما هستند خواستم که اگر چیزی در رابطه با حسین سرشار میدانند در اختیارم بگذارند. لطف کردند و صفحاتی از ماهنامه سینمایی “فیلم” را که آقای گلمکانی -همانطور که الان در ماهنامه سینمایی فیلم کار می کنند آن موقع هم کار میکردند- صفحاتی در اختیار من گذاشتند.