لورنس هموند : اختراع کافی نیست

Laurens Hammond , 1895 – 1973
Laurens Hammond , 1895 – 1973
کمتر کسی است که امروز نام ارگ های هموند (Hammond) را نشنیده باشد و باید به جرات گفت که در سراسر جهان از این نوع ارگ های الکترونیک به نیکی یاد شده و همواره مورد ستایش قرار می گیرند. داستان ارگ های هموند به اطاق زیر شیروانی یک خواربار فروشی کوچک بر می گردد، به آن موقعی که حتی ایده داشتن ارگ الکترونیکی هنوز یک رویا بود.

شاید هرگز هنگامی که حدود ۷۰ سال پیش شخصی بنام دونالد ساوی (Donald R. Sauvey ) به عنوان مدیر شرکت هموند با کمک تیم فنی خودش توانست اولین ارگ هموند را درست کند، نمی دانست روزی در سراسر دنیا ارگ های هموند طرفداران بسیاری پیدا خواهد کرد و یا صدای آن توسط سایر تولید کنندگان ارگ تقلید خواهد شد.

دونالد به دلیل دید بسیار خوب اقتصادی که داشت تصمیم گرفته بود ارگی را تولید کند که هر فردی که دانش و تجربه موسیقی متوسطی داشته باشد بتواند با بودجه معقول یک دستگاه ارگ داشته باشد. او به آینده روشن نگاه می کرد و به راهی که طی می کرد امیدوار بود، بطوری که بعد از سالها هموند بعنوان یک پیشتاز در صنعت موسیقی مطرح شد.

بخصوص هنگامی که هموند با شرکتهای “Gibbs Manufacturing and Research” و “Electro Music” تحت نام “Accutronics” شروع به همکاری کرد و به تولید دستگاه های انعکاس صدا (Reverb) و بلندگو های “Leslie” پرداخت.

لورنس هموند (Laurens Hammond) مخترع ارگهای هموند و تاسیس کننده شرکت هموند در یازدهم ژانویه سال ۱۸۹۵ در ایلینویز (Illinois ) ایالات متحده بدنیا آمد. دقیقا” همان سالی که یک دانشمند آلمانی در هامبورگ موفق به ساخت یک ساعت الکترونیک شده بود که با استفاده از تغییر فاز موتور سنکرون یک نیروگاه برق، زمان را به دقت نگاه می داشت.

شاید باور نکنید اما این دو اتفاق به ظاهر ساده یکی در اروپا و یکی در آمریکا ریشه پیدایش ارگ های هموند بود. بعدها لورنس موفق به ساخت ساعت هایی شد که عینا” مانند ساعتی که راجع به آن گفتیم کار می کرد و به نوعی جزء جدایی ناپذیر ارگ های هموند شد.

لورنس جوان به همراه مادر و سه خواهر خود پس از مرگ پدر در سال ۱۸۹۸ به اروپا رفتند. مادر او یک نقاش بود و احتمال می داد که با این مهاجرت آنها بتوانند درآمد بهتری برای گذران زندگی داشته باشند، لذا پاریس را به عنوان مقصد انتخاب کردند.

با وجود آنکه از کودکی با موسیقی آشنا بود و مدتی هم دستیار یک کشیش در کلیسا بود اما همواره معتقد بود که توانایی کوک کردن و خوب نواختن سازهای موسیقی را ندارد، بیشتر فکر او بیشتر مشغول مهندسی، علم و اختراع بود. هنگامی که در پاریس زندگی می کردند تشویق مادر باعث شد تا در سن ۱۴ سالگی، ایده خود برای یک سیستم انتقال صوت برای اتومبیل را که به ثبت رسانده بود به یک کمپانی اجاره اتومبیل بفروشد.

در سن شانزده سالگی طرح برای بهبود کیفیت کاری دستگاه های فشارسنچ (Barometer) ارائه کرد و آنرا به قیمت یک دلار فروخت. این دستگاه امکان اندازگیری اختلاف فشار را با دقت بالا داشت بگونه ای که اختلاف فشار میان کف اطاق و روی میز را بسادگی محاسبه می کرد. او در کل توانست از این اختراع ۳۰۰ دلار درآمد بدست آورد، چیزی نبود اما یک درس بزرگ از آن گرفت و آن اینکه “دانش و اختراع کافی نیست باید بازار فروش پیدا کرد”.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

طلایه‌دار تلفیق (III)

طلایه‌دار تلفیق (III)

نکته قابل توجه در این ارکستر استفاده از ساز جاز (درامز) بود که در آن ایام کاری کاملاً نامتعارف می‌نمود. ترکیب این سازهای نامتجانس بهترین نمود ذهن پیشرو و جسور عباس شاپوری بود؛ چرا که تا آن زمان کسی تار و ترومپت را کنار هم ننشانده بود. شاید به سبب همین رویکردهای نامعمول بود که تصمیم‌گیران کلان برنامه گلها که در آن زمان موسیقی‌دانان کلاسیک‌گرایی چون داوود پیرنیا و روح‌الله خالقی بودند، روی خوشی به اجرای آثار شاپوری در برنامه‌های رسمی نشان نمی‌دادند. با این حال، در گزارش مجله موزیک ایران (شماره ۶۴، شهریور ۱۳۳۶)، ارکستر شماره ۴ به رهبری شاپوری به لحاظ هماهنگی «تمیزترین» ارکستر رادیو معرفی شد.
یکصد سال گمنامی

یکصد سال گمنامی

شاید جالب باشد اگر بدانید که تا یک صد سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ هیچ کس وی را بعنوان یک موسیقی دان بزرگ نمی شناخت!
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.
نوازنده و تمرین (VIII)

نوازنده و تمرین (VIII)

روش تمرین و استراحت که پیشتر در مقاله نوازنده و تمرین شماره یک، مورد بررسی قرار گرفت مبتنی بر بهره گیری از کوچکترین فرصت های روزانه برای تمرین نمودن و تقسیم کردن تمرین روزانه به بخش های مختلف و مجزا است.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

میدانیم که آسیا از دیرباز سرزمین جشن ها و سرورها و آیین های گوناگون از جمله کهنترین شیوه های نمایشی جهان بوده است. سنت موسیقیایی ایران را نباید با موسیقی ملی ایران یکی گرفت. سنت موسیقی ایران، یا موسیقی سنتی -که اصطلاح اشتباهی است- آیینی است. همین آیینی بودن آن باعث می شود که جوان ایرانی راه خود را در این سنت پیدا کند. این راه چه در نوازندگی و چه در خوانندگی از این نقطه نظر فرقی ندارد.
اطلاعیه نهایی مگتان ۱۳ (شهریور ۹۷)

اطلاعیه نهایی مگتان ۱۳ (شهریور ۹۷)

سیزدهمین دوره مسابقات گیتار تهران مطابق دوره گذشته به صورت اینترنتی برگزار می شود؛ دبیری این جشنواره را کیوان میرهادی به عهده دارد. داوران این مسابقه دکتر سیمون آیوازیان (سرداور )، دکتر هنریک آیوازیان، حامد ثابت، بهرام آقاخان، رحیم جعفری، سینا خلج، بابک ولی پور. (داور ناظر: کیوان میرهادی)
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVII)

بعد از «پیش درآمد» های درویش خان، «آهنگ سازی» در موسیقی ایرانی با ساخته های وزیری به مرحله ای تازه و بدیعی پا گذاشت. «آهنگ سازی» سوای تصنیف و ترانه سازی، مقوله ای است که در موسیقی ایرانی، متاسفانه بعد از وزیری آنچنان که با ید دنبال نشده و عقیم مانده است. از طرف دیگر آموزش موسیقی در مکتب وزیری با تربیت اخلاقی و اجتماعی هنرجویان همراه بود و به جای یاددادن فوت و فن مطربی، در صدد بود که شخصیت هنری ایشان را تقویت کند. چنین بود که تار نوازی بعد از وزیری وجهه ای بهتر پیدا کرد و از جرگه «مطربی» خاص آن دوران بیرون آمد و اگر امروز استادان تار نوازی همپایه هنرمندان دیگر جامعه، نویسندگان و شعرای طراز اول هستند، از نتایج آن کوشش ها و تغییرات ناشی از آنها است.
شبی با هارپ (I)

شبی با هارپ (I)

در دو هفته‌ی گذشته در تهران و شیراز کنسرت شبی با هارپ اجرا شد. هارپ سازی است که دستکم بعد از انقلاب در ایران تنها در بعضی اجراهای معدود ارکستر سمفونیک حضوری کمرنگ داشته است. در برنامه‌ای با عنوان «شبی با هارپ» که به همت فتانه شاهین و با کمک انجمن موسیقی ایران و شعبه‌ی استان فارس این انجمن برپا شده بود این ساز رویایی به نوا درآمد.
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (III)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (III)

نکته ای که برای شنونده سخنان حسین علیزاده پرسش برانگیز بود، این بود که طرح موارد فوق چه ارتباطی با این مراسم داشت و آیا علیزاده تاکنون تریبونی برای بیان منویات خود نداشته؟ نکته دیگر این که چرا لحن و شیوه پرداخت کلامی شخص حسین علیزاده آن هم در چنین مراسمی، عامیانه بود و نه تناسبی با خود ایشان و نه داریوش طلایی و نه حاضرین سالن داشت؟
ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

این موضوع را قبول دارم که بعضی مواقع صدای ساز‌های بادی یا برنجی خوب نبوده‌اند ولی در کل صدای ارکستر بد نیست اما واقعیت این است که بعضی از نوازنده های ارکستر بی‌خیال هستند. به فرض مثال زمانی که من قرار است یک میزان را سلوی ویلن را بزنم اینقدر باید تمرین ‌کنم که یک نت بالا و پایین نشود و اگر این اتفاق نیفتد از خجالت آب می‌شوم. اما شاهدیم که بعضی از نوازنده‌های سلو بی خیالند و اصلا دلهره ندارند. به همین دلیل برای یک اجرای تمیز و شفاف علاوه بر همت نوازنده باید رهبر ارکستر نیز سخت‌گیر باشد.