- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

لورنس هموند : اختراع کافی نیست

کمتر کسی است که امروز نام ارگ های هموند (Hammond) را نشنیده باشد و باید به جرات گفت که در سراسر جهان از این نوع ارگ های الکترونیک به نیکی یاد شده و همواره مورد ستایش قرار می گیرند. داستان ارگ های هموند به اطاق زیر شیروانی یک خواربار فروشی کوچک بر می گردد، به آن موقعی که حتی ایده داشتن ارگ الکترونیکی هنوز یک رویا بود.

شاید هرگز هنگامی که حدود ۷۰ سال پیش شخصی بنام دونالد ساوی (Donald R. Sauvey ) به عنوان مدیر شرکت هموند با کمک تیم فنی خودش توانست اولین ارگ هموند را درست کند، نمی دانست روزی در سراسر دنیا ارگ های هموند طرفداران بسیاری پیدا خواهد کرد و یا صدای آن توسط سایر تولید کنندگان ارگ تقلید خواهد شد.

دونالد به دلیل دید بسیار خوب اقتصادی که داشت تصمیم گرفته بود ارگی را تولید کند که هر فردی که دانش و تجربه موسیقی متوسطی داشته باشد بتواند با بودجه معقول یک دستگاه ارگ داشته باشد. او به آینده روشن نگاه می کرد و به راهی که طی می کرد امیدوار بود، بطوری که بعد از سالها هموند بعنوان یک پیشتاز در صنعت موسیقی مطرح شد.

بخصوص هنگامی که هموند با شرکتهای “Gibbs Manufacturing and Research” و “Electro Music” تحت نام “Accutronics” شروع به همکاری کرد و به تولید دستگاه های انعکاس صدا (Reverb) و بلندگو های “Leslie” پرداخت.

لورنس هموند (Laurens Hammond) مخترع ارگهای هموند و تاسیس کننده شرکت هموند در یازدهم ژانویه سال ۱۸۹۵ در ایلینویز (Illinois ) ایالات متحده بدنیا آمد. دقیقا” همان سالی که یک دانشمند آلمانی در هامبورگ موفق به ساخت یک ساعت الکترونیک شده بود که با استفاده از تغییر فاز موتور سنکرون یک نیروگاه برق، زمان را به دقت نگاه می داشت.

شاید باور نکنید اما این دو اتفاق به ظاهر ساده یکی در اروپا و یکی در آمریکا ریشه پیدایش ارگ های هموند بود. بعدها لورنس موفق به ساخت ساعت هایی شد که عینا” مانند ساعتی که راجع به آن گفتیم کار می کرد و به نوعی جزء جدایی ناپذیر ارگ های هموند شد.

لورنس جوان به همراه مادر و سه خواهر خود پس از مرگ پدر در سال ۱۸۹۸ به اروپا رفتند. مادر او یک نقاش بود و احتمال می داد که با این مهاجرت آنها بتوانند درآمد بهتری برای گذران زندگی داشته باشند، لذا پاریس را به عنوان مقصد انتخاب کردند.

با وجود آنکه از کودکی با موسیقی آشنا بود و مدتی هم دستیار یک کشیش در کلیسا بود اما همواره معتقد بود که توانایی کوک کردن و خوب نواختن سازهای موسیقی را ندارد، بیشتر فکر او بیشتر مشغول مهندسی، علم و اختراع بود. هنگامی که در پاریس زندگی می کردند تشویق مادر باعث شد تا در سن ۱۴ سالگی، ایده خود برای یک سیستم انتقال صوت برای اتومبیل را که به ثبت رسانده بود به یک کمپانی اجاره اتومبیل بفروشد.

در سن شانزده سالگی طرح برای بهبود کیفیت کاری دستگاه های فشارسنچ (Barometer) ارائه کرد و آنرا به قیمت یک دلار فروخت. این دستگاه امکان اندازگیری اختلاف فشار را با دقت بالا داشت بگونه ای که اختلاف فشار میان کف اطاق و روی میز را بسادگی محاسبه می کرد. او در کل توانست از این اختراع ۳۰۰ دلار درآمد بدست آورد، چیزی نبود اما یک درس بزرگ از آن گرفت و آن اینکه “دانش و اختراع کافی نیست باید بازار فروش پیدا کرد”.