بوطیقای ریتم (III)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
حال ببینیم وقتی شنونده‌ی اجرای حقیقی موسیقی هستیم –و نه بیننده‌ی تصویر گرافیکی موسیقی حبس شده در کاغذ-چه چیز به ما می‌گوید کدام‌یک از این دوسیستم مختصاتی درست است؟ چگونه می‌فهمیم به ازاء هر سه نت یک بار دست بزنیم یا به ازاء هر دو تا؟ روشن است، تاکیدگذاری (Accentuation) موجود در متن قطعه این موضوع را به ما دیکته می‌کند. پیش از آن باید بپرسیم چه چیزی چنین تاکیدگذاری‌ای را می‌سازد؟ ساختار تاکیدی یک خط ملودی از کجا می‌آید؟ پاسخ به این پرسش را نیز به پیروی از کامبوروپولوس (Combouropoulos) به مشخص شدن محدوده‌ی یک ملودی از طریق هویت و مشابهت واگذار می‌کنیم. به این معنی که ساختار تاکیدی به طور خودکار برآمده از گروه‌بندی است.

به این ترتیب ساده‌ترین حالت یکی از واژه‌هایی را که برای مقصود این مقاله نیازمند تعریف‌اند نشان داده‌ایم؛ «متر» (Meter). بنابرآن‌چه گفته شد متر از نظرگاه مقاله‌ی حاضر به مفهوم «یک سیستم مختصات برروی محور زمان است که شنونده به یاری آن خود را با جریان زمان در قطعه‌ی موسیقی هم‌زمان (Synchronous) می‌کند». به پیروی از «جاستین لندن» (Justin London) این رویه را اتخاذ کرده و مشابه نظر «لردال» (Lerdahl) و «جکنداف» (Jackendoff) و کامبوروپولوس این سیستم مختصاتی را ساخته‌ی تاکیدگذاری می‌گیریم. ممکن است این پرسش پیش بیاید که آیا هر تاکیدی سازنده‌ی متر است؟ پاسخ این است که: در این نظریه‌ها خیر. سه نوع تاکید‌ از یکدیگر قابل تفکیک هستند: «تاکید عارضی» (Phenomenal Accent) که ناگهان بر یک نغمه‌ حادث می‌شود که آن را پیش‌بینی نمی‌کنیم (مثلا تغییر در شدت‌وری، رجیستر و . . . )، «تاکید ساختاری» (Structural Accent) که تاکیدی است مرتبط با ویژگی نقش هر یک از نغمات در نظریه‌ی موسیقی یا یک قطعه‌ یا گروهی از قطعات مانند تاکیدی که در موسیقی غربی بر دوتایی تونیک-دومینانت وجود دارد (مانند تاکیدی که در فرود‌ها هست)، «تاکید متریک» (Metric Accent) که برای یکی از نغمات رخ می‌دهد که مرتبط با زمینه‌ی متریک قطعه قاعدتا باید اهمیت بیشتری داشته باشد مانند تاکید نوازنده درست بر همان نغمه‌ای که ما هنگام رسیدن به آن دست می‌زنیم. شکل ۱:


قطعات موسیقی علاوه بر این سیستم مختصاتی که در مورد آن بحث شد رفتار حرکتی دیگری نیز از خود بروز می‌دهند که آشکار کردن آن به مراتب دشوارتر از اولی است. اگر از خود بپرسیم کشش‌ها و سکوت‌‌ها (زمان‌های موسیقایی) چگونه بر روی چنین مختصاتی پهن شده‌اند به حضور مبهم این مولفه‌ی دوم سیستم زمانی یک قطعه پی خواهیم برد. آن را معمولا تحت عنوان ریتم می‌شناسیم. درک دیرندها(Durations) و الگوسازی دیرندی (Durational Patterning) را به طور کلی تحت عنوان درک ریتم می‌گیریم. به این معنی استفاده‌ای که در این‌جااز واژه‌ی ریتم شده عام است. برای نشان دادن بارمعنایی متفاوتی که کلمه‌ی ریتم می‌تواند بگیرد، توجه کنید وقتی از فقدان ریتم صحبت می‌کنیم گاه داریم می‌گوییم که الگوی دیرندی موجود در قطعه «باقاعده» (Regular) نیست و در حقیقت بیش از آن که گفتارمان در مورد خود ریتم باشد در مورد صفت آن یعنی باقاعدگی است (Rhythmic Regularity).

بنابراین به آن معنی که ریتم از این پس به کار برده می‌شود تصور قطعه‌ی بدون ریتم اگر ناممکن نباشد حتما بسیار دشوار است.

حال که تکلیف‌مان را تا حدی با دو مولفه‌ی اصلی ویژگی زمانی موسیقی (ریتم و متر) مشخص شد، بد نیست به این موضوع نیز اشاره شود که از این منظر که به موضوع می‌نگریم ریتم از متر متمایز است. از سوی دیگر چون متر را به معنای مختصات شکل گرفته از تاکیدها و ریتم را به مثابه الگوی دیرندی جاری در زمان گرفتیم، از لحاظ معنایی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند. یکی ساخته‌ی ذهن ما است و دیگری تا آن‌جا که به موسیقی مربوط است عینیت دارد. جدا از این تمایز و تقابل فلسفی و این که یادآوری کنم که بعضی پژوهشگران مانند «کریستوفر هستی» (Christopher Hasty) و کامبوروپولوس به این دلیل که «متر تنها یک پدیده‌ی مصنوعی ساخته‌ی ذهن نیست بلکه یک هستی خودمختار روان‌شاختی دارد که در یک زمینه‌ی فرهنگی پرورش یافته و به‌طور کاری روش اجرا و درک موسیقی را تحت تاثیر قرار می‌دهد» چنین تمایزی را نمی‌پذیرند، به نظرمی‌رسد که در واقعیت این دو در حال برهم‌کنش (interaction) با هم هستند و همین برهم‌کنش است که «ویژگی زمانی» قطعه را می‌سازد.

یک دیدگاه

  • امیرحسین
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۰ در ۸:۳۰ ق.ظ

    ضمن تشکر از مقاله
    زبان متن اندکی گنگ بود
    سپاس

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

«دستور تار» اولین کتاب تئوری موسیقی نوین و علمی ایران است. با بررسی آن می توان به علت عدم موفقیت مکتب وزیری که با امیدواری زیادی شروع شده بود، پی برد. یک اشکال اساسی در همان مقدمه ای که او بر دستور تار نوشته آشکار می شود:

از روزهای گذشته…

فیلیپ گلس (III)

فیلیپ گلس (III)

گلس ، به خصوص از اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، با ساختن اپرا و موسیقی برای تئاتر به طور فزاینده ای به نوشتن موسیقی برای ترکیبهای اجرایی قابل دسترس مانند کوارتت زهی و ارکستر سمفونیک پرداخت و در واقع به سمت ریشه های ادبی دوران تحصیل خود بازگشت.
آوازهای نا تمام

آوازهای نا تمام

در زن عنصری است (ژوییسانس) که تن به نمادسازی نمی دهد. با اشاره به این سطر، می کوشیم تا از روایت دگرجنس خواهانه، خود را رها سازیم و در این رهایی از اختگی و حسرت قضیب که همانا تلقی ای فرویدی است، نیز دست کشیم و بکوشیم تا زن بیرونی موسیقی ایران را در برابر زنِ درون آن قرار داده و خودجانشینی برون زن از درون اش را به فهم واقعی نزدیک کنیم. آیا مواجه با تجلی چهره ای از تمامیتِ شخصیتِ زنِ دنیای موسیقی خواهیم شد؟ آیا آن را به غلط تجربه کرده ایم؟
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقف‌اند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام می‌گیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود می‌کند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج می‌داند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
عبدالکریم مهرافشان درگذشت

عبدالکریم مهرافشان درگذشت

عبدالکریم مهرافشان از آهنگسازان و نوازندگان پیشکسوت موسیقی ایرانی بعد از مدت ها مبارزه با بیماری شنبه ۵ اسفند ماه درگذشت. آثار مهرافشان در دوره اول فعالیت های ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی چندین بار به روی صحنه رفته بود.
ز صبا رحمتی از روی بداعت آمد

ز صبا رحمتی از روی بداعت آمد

صبا کوچولوی دهه ­های سی – چهل حال دیگر خود صبای زمانه و براستی صدایی از جنس زمان شده است. صبا و صدای زمانه ما «رحمت­اله بدیعی» است که اکنون بهارانه­وار هفتاد بهار را به چشمان هنرمند خویش دیده است. صبا کوچلو اکنون بقول «افلاطون» چنان بر شانه غول­ها، پیکره موسیقی [ما] را با آرشه­های با صلابت و سلامتش نقش داده که هر آیینه با بزرگان هنر این سرزمین هماورد می ­کند.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

پس از گفتن این نکات اولیه، «نقد تکوینی» به‌عنوان اولین شیوه‌ی مورد اشاره، معرفی شد. نقد تکوینی که یکی از اصلی‌ترین منابع آن در فارسی کتابی با همین نام (نامی است که مترجم فارسی به گزیده‌ی مقالات گلدمن- گلچین شده از چند منبع مختلف- داده است)، نوشته‌ی «لوسین گلدمن» و برگردان «محمدتقی غیاثی» (۱۳۶۹) است، شیوه‌ای است که در جریان اعتراض فضای اندیشه‌ورانه‌ی اروپایی (به ویژه فرانسوی) به ساختارگرایی بسیار افراطی و همزمان با افول آن پدیدار شد.
پرلود

پرلود

پرلود یکی از فرم های آهنگ سازی است که انگیزه اصلی ایجاد آن از سازهای کلاویه ای غیر از ارگ الهام گرفته شده است. شما با ارگ میتوانید یک آکورد را برای مدت دلخواه ثابت نگه دارید اما در سازهایی مثل هارپسی کورد یا پیانو این امکان کمتر است چرا که صدای تولید شده به تدریج کاهش پیدا می کند.
رساله ابن خردادبه (III)

رساله ابن خردادبه (III)

شاعر گوید: نغمه‌ایست که چون بگوش رسد آرامش بخشد… و همچنانکه برای ایرانیها خواب‌آور است ما را نیز به خواب می‌برد. کسری (‌۲۲) گوید: عود عالی‌ترین‌ سازهاست و من حاضرم برای اصلاح و تکمیل این ساز صد هزار درهم اعطا کنم. ایرانیان سازی دارند بنام ونج (۲۳) که هفت تار (سیم) دارد و نواختن آن شبیه صنج است و اهالی‌ خراسان و توابع آنرا در عمل آورند.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (III)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (III)

نگاه هنری تدسکو را به خوبی در این نقل قول می توان ردیابی کرد:”هیچ وقت به مدرنیسم یا نئوکلاسیسم یا هر “ایسم” دیگری معتقد نبوده ام. معتقدم موسیقی یک فرم زبانی است که قادر به پیشرفت و بازسازی است. با این وجود موسیقی نباید آنچه را که توسط نسل های پیشین عرضه شده، کنار بگذارد. هر ابزار بیانی به شرطی که در موقعیت مناسب و به جا استفاده شود، می تواند مفید باشد (بنا به ضرورت نهادی ، نه میل و هوس یا مد روز). ساده ترین ابزارها معمولا بهترین آنها هستند. آنچه من درطول دوران تکامل هنری ام جستجو کرده ام، بیان شخصی با ابزارهایی هرچه ساده تر و مستقیم تر، در درون زبانی هرچه شفاف تر و دقیق تر بوده است.”
هایدن و مراسمی برای سالگردش (V)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (V)

هایدن بعضی از اپراهای خود را به سمفونی بدل کرده که به او کمک کرد حرفه خود را به عنوان آهنگساز سمفونی در دوران پر فشار ادامه دهد. در سال ۱۷۷۹ تغییر مهمی که در قرارداد کاری او شکل گرفت به او اجازه داد تا آهنگهای خود را بدون نیاز به هیچ گونه اجازه از کارفرمای خویش به چاپ رساند.