بوطیقای ریتم (IV)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
حال باز می‌گردیم به موضوع مشکاتیان و آثارش، و پرسش‌مان که حالا مجبوریم بگوییم درباره‌ی ویژگی‌های زمانی قطعات او بوده است. چه چیزی موجب می‌شود که وقتی به آثارش گوش می‌سپاریم او را متفاوت از دیگران بدانیم؟ آیا متر قطعات‌اش متفاوت از دیگران است؟ آیا الگوهای متریک متعدد در یک قطعه شکل می‌گیرد؟ الگوی تاکیدی نامتعارفی دارد؟ الگوی دیرندی یا ریتمیک بدیعی آفریده است؟ یا برهم‌کنش میان متر و ریتم در قطعات او به نوعی تازگی دارد؟ رابطه‌ی واحدهای خُردِ سازنده‌ی ریتم برای شکل دادن جمله‌ها («گروه‌سازی» Grouping) متفاوت است؟

در طول قطعه الگوی ریتمیک عوض می‌شود یا یکسان باقی می‌ماند یا با وجود ثابت بودن، رفتارش نسبت به متر تغییر می‌کند؟ الگوی دیرندی و الگوی تاکیدی به شکل تناوبی ظاهر می‌شوند و به اصطلاح نوعی نظم ساده را تحت عنوان باقاعدگی در ذهن شنونده تداعی می‌کنند یا سامان این الگوها پیچیده‌تر است و نوعی بی‌قاعدگی و رفتار غیر تناوبی را در ذهن شنونده بیدار می‌کند؟ الگوها، اعم از متریک و ریتمیک مبهم‌اند و شنونده برای یافتن‌شان به سختی می‌افتد؟ چه نوع ابهامی در این الگوها به چشم می‌خورد؟ بازی هنرمندانه‌ی میان ابهام و رفع ابهام در قطعات صورت گرفته یا ابهام تا پایان یکنواخت می‌ماند؟

با بررسی آثار مشکاتیان به ترتیب تاریخی و دنبال کردن روند کار هم‌دوره‌هایش (به‌خصوص آن‌ها که در کانون چاووش بودند) گرایشی نسبتا تازه برای به‌کارگیری مترهای لَنگ دیده می‌شود و به نظر می‌رسد که این آغاز ماجرا باشد. این گونه الگوهای متریک نامتقارن که تا اوایل دهه‌ی ۱۳۵۰ در قطعات از پیش ساخته‌ شده‌ی موسیقی ایرانی به ندرت اجرا می‌شد با تصنیف «الا ای پیر فرزانه» در نوا به جهان موسیقی ایرانی معرفی شدند.

الگوهای متریک فوق که در موسیقی قدیم ایران به شکل‌های مختلف وجود داشته است از ابتدای قرن حاضر تا میانه‌ی دهه‌ی ۵۰ کمتر در قطعات آهنگسازی شده برای ساز مرسوم بود -هر چند که مدتی در دهه‌ی ۱۳۳۰ بحث‌هایی پیرامون آن در گرفت (برای مثال در مقاله‌ی ابوالحسن صبا)- و می‌توان گفت در موسیقی دستگاهی ما تقریبا فراموش شده بود. بررسی نظری و معرفی این گونه وزن‌ها در اواخر دهه‌ی ۱۳۴۰ با مقاله‌ی «ریتم در موسیقی ایران» فرهاد فخرالدینی (فهرست منابع را ببینید) و کلاس‌های او در اوائل دهه‌ی ۱۳۵۰ رونق بیشتری یافت.

در جریان مطالعات فکری و تدریسالگوهایی به هنرجویان معرفی شد که در آن روزگار در موسیقی ایرانی کاربردی نداشتندو بعد به شکل مستقیم و غیر مستقیم در آثار هنرجویان آن روز ظاهر شد، به عنوان مثالی روشن می‌توان به ساختار هشت ضربی (۳+۳+۲) مورد استفاده در قطعه‌ی خزان مشکاتیان اشاره کرد که احتمالا از همین الگوهاست.

چاووشیان این نوع الگوها را ابتدا برای برخورد با وزن شعر فارسی و بعددر قطعات سازی به کار گرفتند. اگر چه نمونه‌هایی از این دست در آثار مشکاتیان زیاد نیست (نسبت به کل آثارش) اما همان اندک شمار هم بسیار اثر گذار است. در نظر شنوندگان چنین قطعه‌ای به سادگی به رفتار حرکتی ساده تن نمی‌دهد و برای هماهنگی با آن رفتار حرکتی پیچیده‌تری لازم است.

الگوهای مذکور از طریقهمین تفاوت در رفتار حرکتی بر شنوندگان آن دوره که کمتر با آن‌ها مانوس بودند تاثیر می‌گذاشتند. احتمالا برخی از موسیقی‌دان‌ها هم در آن دوران در لحظه‌ی روبرو شدن با چنین ساختاری از تاکیدها که به متر نامتقارن منجر می‌شد احساس غریبگی می‌کردند. به شکل ۲ که از قطعه‌ی پیروزی انتخاب شده توجه کنید؛ متر ۸/۱۰ با تقسیمات درونی ۳+۴+۳ توجه را جلب می‌کند. این الگو با توجه به این‌که احتمالا سال‌های ۵۶ تا ۵۸ (سال انتشار) ساخته شده بسیار نو بوده است.

با این حال اگر از منظری تنها آماری به قطعات او بنگریم نتیجه این خواهد شد که: بهره‌گیری از الگوهای نامتقارن تاثیر کمی در معرفی توانایی‌های او به جامعه‌ی هنری داشته است، چرا که پاره‌ی کوچکی از آثار وی چنین روشی را در پیش می‌گیرند. اما از زاویه‌ی اهمیت و تاثیرگذاری برخی از مهم‌ترین آثار وی از این دسته هستند مانند: تصنیف «شیدایی»، «مرا عاشق»، «پیروزی» و . . . و شاید به همین دلیل باشد که چنین در خاطرها مانده‌اند.

شکل ۲٫ پیروزی میزان‌های ۱ تا ۹

بدین ترتیب اگر اولین و ساده‌ترین طرح برای توضیح همه‌ی ویژگی‌های زمانی آثار او چندان موفق نیست، بهتر است ببینیم چرا او حتا زمانی که قطعه‌اش متری معمولی دارد همچنان توانا و شگفت‌انگیز باقی می‌ماند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

گفت و گو با جان کیج (IX)

شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

از روزهای گذشته…

آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

کلودیو آبادو با ضبط و ارائه بیش از ۳۰ اثر موسیقی کلاسیک اعم از کنسرتو ویلن های چایکوفسکی و شوستاکویچ (SK 68338) و کنسرتو پیانو روبرت شومان( Robert Schumann) با پیانو مورری پرایا (Murray Perahia) مقام خود را در بالاترین رده رهبران امروز دنیا تثبیت کرده و با تکیه بر ظرایف موسیقی و برنامه ریزی خلاقانه جهت اجرای رپرتوارهایی که دیگر رهبران از آنها غافل ماندند٬ اثبات نمود که موسیقی کلاسیک عصر رومنتیک و موسیقی معاصر هردو به یک میزان خوش آیند و روح نوازند.
گفتگو با تیبو (IV)

گفتگو با تیبو (IV)

«درست است که سارازات کل رپرتوار استاندارد، باخ، بتهوون و غیره را می نواخت اما من هیچ گاه نمی توانم اجراهای بدیع او از آثار مدرن را فراموش کنم، مخصوصا اجرای ساخته کوتاهی از راف (Raff) به نام La Fèe d’Amour. او نخستین کسی بود که ویولون کنسرتوهای سن سان، لالو و ماکس بروخ را اجرا کرد. تمام آنها برای سارازات نوشته شده بودند. نمی دانم اگر سارازت نبود تا آنها را اجرا کند این آهنگسازان هیچ گاه این آثار را می ساختند یا نه! قطعا سارازات در موسیقی اسپانیایی خود رقیبی نداشت. یک مکتب کامل ویولون نوازی با او زاده شد و از دنیا رفت!»
موسیقی های آشنا از دو هنرمند

موسیقی های آشنا از دو هنرمند

بنا به درخواست چند نفر از دوستان اقدام به بررسی فعالیت های هنری Richard Clyderman، نحوه گرایش او به موسیقی، سبک خاصی که دنبال می کند و … خواهیم داشت. قبل از شروع این مباحث مناسب دیدیم تا راجع به دو تن از همکاران کلایدرمن یعنی Paul de Senneville و Olivier Toussaint صحبت کنیم. قبل از آن به این قطعه زیبا ساخته پاول سنویل که توسط کلایدرمن اجرا شده توجه کنید، قطعه دارای Vocal نیز می باشد.
گفتگوی هارمونیک ده ساله شد

گفتگوی هارمونیک ده ساله شد

امروز هجدهم فروردین ۱۳۹۳ سایت گفتگوی هارمونیک وارد اولین دهه فعالیت خود شد… در این یک ده سال تلاش بی وقفه، تنها دلگرمی ما، همراهی صمیمانه شما بود. در مدت یک دهه فعالیت، توانستیم بیش از ۳۷۰۰ شماره، مطلب را به انتشار برسانیم که از این تعداد نوشته، شاخه موسیقی کلاسیک ایرانی با ۱,۴۹۶ شماره و شاخه موسیقی کلاسیک غربی با ۱,۰۶۰ شماره، پرمطلب ترین شاخه ها بودند.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
گاه های گمشده (VIII)

گاه های گمشده (VIII)

مرتضی حنانه در تحقیقات خود، وجود یک گام به عنوان واسط و ارتباط دهنده بین گام ها و مقام های موسیقی ایرانی را ضروری می داند. از این رو با بیان اینکه «نت برجسته پایه به شاهد گام دیگری اشاره دارد»، گام راست را معرفی و با این توضیح عنوان می کند که «گام راست بم ترین گام یا مقام موسیقی ایران است» (صفحه ۹۱)
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

پدیده صدا در قالب آواز می تواند ریتم درونی کودک را بیدار کند و در شکل حرکات بدنی صورت بپذیرد. یعنی عامل ریتم در آواز نهفته است. آوازها یک فرآیند موسیقایی ناخودآگاه هستند که در آموزش موسیقی بیشترین اهمیت را دارند. آواز استعدادهای موسیقایی کودک (ذاتی یا گاهی ارثی) مانند حس ریتم، سرعت، تقسیمات دوتایی، سه تایی، فواصل ملودیگ و گام ها و آکوردها، حس تنال و مدال وارزش نهفه در کلام و حس شعری را بیدار می سازد.
گفتگو با زوکرمن (III)

گفتگو با زوکرمن (III)

برای خود زوکرمن هم جالب است که علیرغم سابقه تحصیلی لکه دارش، امروز آدم سخت گیری شده که از شاگردانش می خواهد که بسیار منظم باشند و آنها نیز اینگونه اند. «چند سال پیش یکی از معلم هایم، خانم نرینس، را دیدم. او ناگهان در یکی از کنسرت ها ظاهر شد و از من پرسید: من را به خاطر می آوری؟ گفتم: اوه خدای من! خانم نرینس! او گفت: می بینم که بدون کمک من به جای خیلی خوبی رسیده ای».
درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

گونه‌شناسی و تحلیل زیباشناختی امکانات تفسیری نماهنگ را چنان که تاکنون از سر گذشت به روی نقد می‌گشاید. با در دست داشتن این آغازگاه‌ها لایه‌های بنیادی تفسیر درون-سو میسر می‌شود و شالوده‌ای فراهم می‌گردد حتا برای آن‌گونه از تفسیرها که یکسره به مسایل انسانی-اخلاقی فراتر از خود نماهنگ می‌پردازند. با وجود این همه آغازگاه‌های تفسیری، هنوز یک ساحت از نقد ناگشوده می‌ماند و آن ارزیابی است. با آنچه تاکنون به‌دست داده شد (به‌ویژه به آن روش تحلیل نسبتا خنثا) نمی‌توان نوری بر ارزیابی تاباند مگر آن‌که به ترتیبی برای گونه‌های بازشناخته مراتب ارزش ذاتی در نظر بگیریم. برای مثال با پیچیده‌تر شدن گونه‌ها از لحاظ ربط نوعی شاءن و اعتبار به مصداق‌هایشان داده شود، که یعنی پیچیدگی عامل برتری است (و می‌دانیم که به سختی می‌توان دفاعی موثر از این ادعا کرد). اما این چاره‌ی کار نیست. مساله‌ی ارزش نماهنگ‌ها تنها با تعیین یک معیار فروگشایی نمی‌شود بلکه معضلات بس پیچیده‌تری را پیش روی می‌گذارد.
پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

با گذشت پنج دهه از آغاز آموزش گیتار کلاسیک در ایران و تلاش نسل‌های مختلف در معرفی و رشد این ساز به مرحله‌ای رسیده‌ایم که نیازمند وسعت بخشیدن به دانش نوازندگی و توانایی‌های تکنیکی نوازندگان هستیم. هرچند این نیاز در طول تاریخ گیتار کشورمان همواره پاسخ‌هایی را به واسطه‌ کلاس‌های متعدد از سوی دست‌اندرکاران دریافت کرده است اما برآنیم تا با تمرکز بر جنبه‌های مهم از کار نوازندگی و مباحث موسیقایی در این مسیر همراه نوازندگان باشیم و آنطور که بایسته است در ارائه‌ی دقیق و هدفمند مباحث مربوط بکوشیم. به این منظور با دعوت از مدرسان محترم و برنامه‌ریزی دقیق بر اساس نیازها و اولویتهای گیتار ایران مسترکلاسهایی را به صورت ماهانه برگزار خواهیم کرد. هر ماه میزبان یکی از مدرسان گیتار خواهیم بود به طوری که علاقه‌مندان بتوانند با حضور در این پروژه از رویکردها و ایده‌های مختلف بهره ببرند.