بوطیقای ریتم (V)

آیا او می‌تواند در همان متر متقارن معمولی که تاکنون بسیاری اجرا کرده‌اند ایده‌ی ریتمیک و تاکیدی جدید را جای دهد که کسی پیش از او به آن نپرداخته است؟ بله، و به گمان من یکی از رازهای زیبایی قطعات او در همین امر نهفته است. نگاهی کوتاه به میزان‌های اولیه‌ی قطعه‌ی کاروانیان موضوع را روشن می‌کند (شکل ۳). قطعه در متر ۴/۴ نوشته شده، اما الگویی که آهنگساز برای شروع انتخاب کرده بسیار بدیع است؛ الگوی سنکوپ‌دار (چه زمانی که در سکوت شنیده می‌شود و چه زمانی که واخوان‌ها نقش همان سکوت را به خود می‌گیرند) که به تاکیدی در انتها می‌رسد. چیزی که به سختی شمردن چهار ضربه را در ذهن شنونده تثبیت خواهد کرد.

در این‌جا تنها یک اشکال کمی ذهن را می‌آزارد و آن این‌که بر آن دسته از آثار که توسط خود مشکاتیان نغمه‌نگاری نشده (به‌ویژه گردآوری‌های جواهری)، نقدهایی وارد است. گاه ممکن است استدلال‌های مربوط به نامتعارف بودن متر متاثر از انتخاب میزان‌نمای نادرست برای نغمه‌نگاری قطعه باشد.

محمدرضا فیاض نیز در مقاله‌ی اخیرش به موردی مشابه اشاره کرده است (فهرست منابع را ببینید). شکل ۳٫ کاروانیان میزان‌های ۱ تا ۵

یا از آن هم مشخص‌ترقطعاتی که در وزن دوتایی ترکیبی با تمپویی سریع اجرا کرده و همگی نوعی تازش به سوی میانه‌ی الگو (که حاصل ترکیب دو میزان با یکدیگر است) دارد و نوعی موتیف کوتاه به دست می‌دهد. این موتیف یا دگره‌هایش را در آثار مشکاتیان فراوان می‌توان یافت چنان که برخی این را از علامت‌های او می‌دانند. به میزان‌های اولیه‌ی «سماع آوا» در شکل ۴ توجه کنید. این گونه موتیف پیش از او مرسوم نبود. مشخص است که لازم نیست حتما الگوی نامتقارنی را به کار گیرد تا کارش تازگی پیدا کند.

گونه‌های دیگری از این موتیف مخصوص وی- که از لحاظ تکنیک اجرایی سنتور نیز صاحب شخصیت متمایزی است- در «پگاه»، «سرانداز»، «کرد بیات»، «خسرو شیرین»، «چوپانی» و دیگر قطعات دیده می‌شود. در مقابل دو نمونه‌ی ساده‌ از انواع موتیف‌هایی را که پیش از وی نیز در متر دو ضربی ترکیبی سریع قرار می‌گرفت می‌توان در «شکسته» و «غم‌انگیز» دید. به شکل ۵ که از غم‌انگیز انتخاب شده توجه کنید.

همان‌طور که متوجه شده‌اید حتا موتیف‌هایی که به او نسبت می‌دهیم پیشاز وی به شکل ساده شده و با تاکید‌های دیگری در موسیقی ایرانی (به خصوص قطعات برای سه‌تار) وجود داشته‌اند. نکته‌ای که آن‌ها را تازه می‌کند دگرگون کردن الگوی تاکیدی‌شان و ترجمان آن‌ها برای ساز سنتور است. شکل ۴٫ سماع‌آوا میزان‌های ۱ تا ۹

شکل ۵٫ غم‌انگیز میزان‌های ۱ تا ۴

ابهام متریک به معنای تمهیداتی که موجب شود شنونده نتواند به راحتی سیستم مختصات مربوط به قطعه را دریابد نیز در آثار وی به چشم می‌خورد. جابه‌جایی الگوی تاکیدی، گروه‌سازی باالگوهای تاکیدی کوتاه (به خصوص پیوستن دو میزان به یکدیگر) به شکلی روشن باعث ابهام می‌گردند. یکی از نمونه‌های بارز این پدیده در قطعه‌ی «طلوع» دیده می‌شود (شکل ۶ را ببینید). چند نکته هم‌زمان باعث ابهام و تیرگی متریک غامضی در این قطعه شده‌اند؛ اول گنجاندن چهار کشش برابر در یک میزان، که در میزان‌های ۸/۶ کمتر دیده می‌شود، دوم تاکیدهایی که در میزان اول روی کشش‌های زوج قرار دارند در میزان دوم روی کشش‌های فرد قرار گرفته و گویی که خط میزان را نادیده انگاشته باشند دومیزان را یکی می‌کنند (به فلش‌ها در شکل توجه کنید) و بالاخره شروع میزان با ضربه‌ای که مانند واخوان، نقش سکوت دارد یعنی سنکوپ‌دار کردن یک میزان سنگین، همه و همه باعث پیچیده شدن این قطعه از دید متریک می‌شوند.

از سوی دیگر وقتی چنین الگویی از تاکیدها و کشش‌ها در طول یک قطعه شکل گرفته لاجرم موجب می‌شود که الگویی تازه و بدیع نیز بر بستر متری شناخته شده شکل بگیرد؛ برای مثال نوعی دو ضربی ترکیبی در قالب ۸/۶ که کسی تاکنون نساخته است. لازم است اشاره‌ای هم بکنیم به اهمیتی که بعضی از صاحب‌نظران برای نقش همکاران وی در تکمیل این ایده‌های ریتمیک-متریک تازه قائلند. این صاحب‌نظران معتقدند که به‌ویژه تاثیر «ناصر فرهنگ‌فر» را نباید کم‌اهمیت انگاشت. آن‌ها اغلب اوقات به عنوان نمونه‌ای در تایید این موضوع به لحظات آغازین تصنیف شیدایی اشاره می‌کنند.
شکل ۶٫ طلوع میزان‌های ۱ تا ۸

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱:۰۹ ق.ظ

    mataleb khoondani va ali bod

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

Chansons یا ترانه های فرانسوی

Chansons یا ترانه های فرانسوی

تقریبا همه علاقمندان موسیقی در ایران با آثار چند خواننده، گروه یا نوازنده انگلیسی زبان آشنا هستند حتا اگر خواننده آن غیر انگلیسی زبان (لاتین، ایتالیایی یا اسپانیایی) باشد.
محسن نامجو و راز موفقیتش

محسن نامجو و راز موفقیتش

شاید دیدن چنین تیتری در این مجله برای خوانندگان قدیمی آن تا حد زیادی غیر منتظره باشد، چراکه تا امروز در این مجله به این دست آثار موسیقایی تولید شده در ایران نپرداخته ایم؛ امروز هم قصد نداریم به صحبت درباره این دست آثار بپردازیم، بلکه صرفا به این خاطر، موسیقی و نظریات محسن نامجو را بررسی می کنیم که به زعم خودش و عده زیادی از هوادارانش، موسیقی او جدیست و میتوان آنرا با دیگر آثار موسیقی کلاسیک ایران قابل قیاس دانست.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.
کلاف سردرگم (IV)

کلاف سردرگم (IV)

جشنواره‌های متعدد استانی با موضوعات مختلف و گستره‌های گوناگون را نیز نباید از نظر دور داشت هر چند که به دلیل جریان مرکزگرای موجود در جامعه‌ی ایران، آن‌ها هم مانند همتایان تهرانی‌شان بودند با همان سردرگمی و گرفتاری‌هایی که شرح داده شد. از جمله‌ی این جشنواره‌ها به برگزاری جشنواره موسیقی استانی و شب‌های موسیقی ایران در شیراز، جشنواره‌ی موسیقی نواحی در کرمان اشاره کرد.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ی نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. اما شنبه شب، ۱۲ ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ی آن بود.
کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی استاد تنبور و اولاش اوزدمیر نوازنده ارزنده ترک در محل کانون فرهنگی پرسپولیس در مادرید برگزار شد. در بخش اول این برنامه مرادی به تکنوازی تنبور پرداخت و قطعاتی را براساس مقام “الله ولی” و “هجرانی” اجرا کرد و اشعاری به زبان کردی خواند.
کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (III)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (III)

آلبوم بعدی X&Y در جون ۲۰۰۵ به بازار آمد؛ نام X&Y اشاره به فراز و نشیب های زندگی روزمره دارد و کاور آن ترکیبی از رنگها و تکه هاست که نشان دهنده ی کد های بودات (کدهای تلگراف) است. X&Y پس از ورود به بازار در صدر آلبوم های برتر بریتانیا قرار گرفت و در لیست ۲۰ آلبوم برتر قرن ۲۱ بریتانیا رتبه ی نهم را کسب کرد. در آمریکا به شماره ی ۱ بیلبورد چارت رسید و دومین آلبوم پرفروش سال ۲۰۰۵ آمریکا شد. فروش این آلبوم تنها در آمریکا ۳ میلیون نسخه و در سراسر جهان بیش از ۱۰ میلیون نسخه بوده است که آن را تبدیل به پر فروش ترین آلبوم سال در سراسر جهان کرد!
ساز به ساز (III)

ساز به ساز (III)

هر قطعه ی موسیقی سازی علاوه بر ملودی و ریتم (و احتمالا بافت چند صدایی) هویت خود را از رنگ و ویژگی های تکنیکی سازی که برای آن ساخته شده (ساختار صوتی اش بر آن استوار شده) نیز کسب می کند. همرکلاویه بدون پیانو، ترکمن بدون سه تار و دریا بدون سنتور به سختی تصورپذیرند. بنابراین قطعه ی موسیقی (اغلب) همه ی عناصر نامبرده هست به علاوه ی رنگ-ویژگی سازی اش. با وجود این به نظر می رسد که درجه ی وابستگی به این عامل از قطعه ای به قطعه ی دیگر تفاوت می کند. این تفاوت آنقدر است که قطعاتی را می یابیم که انتقالشان از یک ساز به ساز دیگر هویتشان را به کل سلب نمی کند.
تندرلی

تندرلی

نسیم عصر با لطافت و نرمی درخت ها را نوازش میدهد، درختها در حال رقصیدن، نسیم را در آغوش خود میگیرند …