نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
در پایان پارتیتور دهلوی نیز نت نوشته سولوی ویولون صبا و همینطور بخش بعدی که آواز زندانیان بوده، همراه با شعر لری آن، به چاپ رسیده است و این گفته و نت، می تواند فرض قبلی را مبنی بر ساخته شدن این اثر بر مبنای یک ضربی با شعر “مارو کجا می برید؟” رد کند.

باری… ابوالحسن صبا این قطعه را برای ویولون تصنیف کرد و به انتشار نت آن همت گمارد. سالها «به زندان» توسط صبا آموزش داده شد و یکی از محبوب ترین قطعات ساخته شده توسط او برای ویولونیست ها بود، چراکه بهره گیری او از پایه های با سیم آزاد، اجرای آن را هم برای نوازندگان سهل الوصول و هم برای شنوندگان جذاب کرده بود.

عنوان «چهار مضراب» برای «به زندان»
در بسیاری از منابع از «به زندان» با عنوان «چهار مضراب به زندان» یاد می شود ولی آیا به راستی این قطعه را میتوان یک چهارمضراب دانست؟ در اینجا لازم است به تعاریفی که از چهارمضراب وجود دارد بپردازیم.

یکی از مهمترین تعاریف چهارمضراب را روح الله خالقی اینگونه شرح میدهد که: «ساختار چهارمضراب بر پایه استوار است.»

پایه در موسیقی ایرانی اصلاحی است که بیشتر برای «پایه های ریتمیک» به کار میرود به این معنی که یک ساز بوسیله اجرای یک فاصله حداقل چهارم (بیشتر در منطقه صوتی بم) فیگورهای ریتمیک مختلفی را اجرا می کند که بیشتر تداعی گر همراهی ریتمیک یک ساز پرکاشن است تا نتی از مجموعه ملودی قطعه؛ پس وقتی برای سازی مثل تار، یک ملودی مثلا در میزان ۸/۶ داریم، ممکن است فیگورهایی مختلف ریتمیک روی سیم بم این ساز با ریتم ۸/۶ بشنویم که همچون یک ساز مجزای ریتمیک ملودی ما را همراهی می کند.

در بعضی از روایتهای قدیمی، نام چهارمضراب را برگرفته از اجرای چهارمضراب روی سیم های واخوان ساز در هنگام همراهی با ملودی مینامیدند. محمد بهارلو در این باره مینویسد: «برخى گفته‌اند چهارمضراب از روى نوعى آهنگ ضربى که استادان قدیم ایران با تار می نواختند، به وجود آمده است. این نوع ضربیها ابتدا با چهار نواخت مضراب شروع می‌شده که نواخت یکم و دوم به سیمهاى سفید و نواخت سوم به سیمهاى زرد و نواخت چهارم به سیمهاى بم اصابت می‌کرده و پایه لحن (ملودى) محسوب می‌شده است» (۳)

این کنتراست نتی و اجرای سیم آزاد در «به زندان» دیده می شود ولی ریتم خاصی روی سیم آزاد زده نمی شود.

در جای دیگر میخوانیم: «در نغمه‌نگارى چهارمضرابها به شیوه اروپایى، مترهاى متنوعى را در نظر گرفته‌اند که در این میان بیشتر چهارمضرابها با متر ۸/۶ و ۱۶/۶ نزدیک تشخیص داده شده‌اند» با این تعریف دیگر کاملا قرار دادن این قطعه در شاخه چهارمضراب را میتوان رد کرد ولی با گفته ای دیگر از علیرضا میرعلی نقی باز موضوع وارد چالش جدیدی می شود: «با این همه، به‌ویژه در سى سال اخیر، چهارمضرابهایى با مترهاى مختلط چون ۸/۷ و ۸/۱۰ ساخته شده که برخى ساخته‌هاى حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان نمونه‌هایى از آنهاست.» (۴)

با اضافه شدن این تعریف آیا می توان گفت، هر قطعه ای که پایه ریتمیک داشته باشد چهارمضراب است؟! قطعا اینطور نیست، چراکه اساتید نام برده هم قطعات زیادی با ریتم های غیر ۶ ضربی دارند که پایه ریتمیک روی سیم های بم دارد ولی عنوان چهارمضراب را برایش در نظر نگرفته اند.

با نگاهی به قطعاتی که چهارمضراب نام گرفته ولی ریتم های غیر ۶ ضربی داشته است میتوان پی برد که در ۹۰% این قطعات، با وجود ریتم غیر ۶ ضربی، پایه ها به گونه ای است که چند مضراب به مضراب سنتی ۶ ضربی چهارمضراب اضافه شده و ریتم را تغییر داده ولی باز پایه های قدیمی مورد استفاده قرار میگرند.


تصویر شماره ۱
با توجه به این فرض، نمیتوان «به زندان» را یک چهارمضراب دانست به صرف اینکه فقط یک نت روی سیم آزاد برای نمود ریتمیک قطعه دارد. هر چند دور از انتظار نیست که شنونده، این دو میزان (تصویر شماره ۱) که چند بار در طول قطعه شنیده می شود را پایه فرض کند ولی این فرض هم نمی تواند چندان درست باشد، چراکه هر جا این دو میزان شنیده شده در واقع تکرار میزان قبلی و در راستای حرکت ملودی بوده است نه، تنها حفظ ریتم.



پی نوشت

۱- خالقی، روح الله، سرگذشت موسیقی ایران، انتشارات صفی علی شاه، چاپ اول سال ۱۳۳۳
۲- خضرائى، بابک، «نگاهى به ساختار و نقش ’چهارمضراب‘ در موسیقى ایرانى»، فصلنامه‌ى موسیقى ماهور، ش ۲۴ (تابستان ۱۳۸۳)
۳- بهارلو، محمد، «چهارمضراب»، موزیک ایران، دوره ۱۱، ش ۴ (مرداد ۱۳۴۲)
۴- میرعلی نقی، علیرضا، «چهارمضراب»، بنیاد دایره المعارف اسلامی جلد ۱۲

2 دیدگاه

  • سينا حسيني
    ارسال شده در دی ۲۵, ۱۳۹۰ در ۴:۵۶ ب.ظ

    با سلام
    در این مورد یک نکته ای وجود و اون هم اینکه قطعاتی در موسیقی ما موجود هستند که نوع ملودی و ریتم اون ها دقیقا مثل قطعه به زندان هست (یعنی به شکل تصویر شماره ۱ بالا) که به اونها “سه مضراب” اطلاق شده. مثلا سه مضراب زابل در ردیف سنتور مرحوم استاد صبا. یا مثلا دوباره در ردیف ویولن استاد صبا در ابوعطا(راست کوک) چنین فرمی به صورت متر آزاد نوشته شده و نامی هم بر اون نوشته نشده. (و یا چندین مثال دیگه) با این توجه شاید بشه گفت به زندان به فرم سه مضراب ها نزدیک باشه. حتی اصلا شاید این فرم و اسم سه مضراب از ابتکارات خود مرحوم استاد صبا باشه.
    البته من در این مورد نظری ندارم، یعنی اصلا وارد به این امور نیستم. بررسی این موضوع کار محققین و منتقدین هست (مثل شما و آقای صداقت کیش و …) فقط بنده خواستم ذکر موضوع کنم.

  • ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۹۰ در ۴:۲۳ ب.ظ

    دوست عزیز آقای حسینی
    فرمایش شما صحیح است، غیر از اصطلاح چهارمضراب از اصطلاحات دیگری هم همانطور که شما فرمودید، بعضی از اساتید استفاده کرده اند، حتی اصطلاح عجیب چند مضراب که البته گاهی این عنوان های بیشتر مقصود استعاری داشته تا علمی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

سلطانی در ادامه می گوید: “وامداران این دو گروه (نیما و شهریار) نیز هرکدام سمت و سویی یافتند، ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.” اینکه ادامه دهندگان شعر نو در ابتدا پیرو نیما بودند درست است اما اینکه بگوییم پیروان نیما فقط به شعر اعتراضی روی آوردند جای بحث دارد. در صورت پذیرش این مطلب باید سهراب را نادیده گرفت زیرا در بیان سهراب عاشق پیشگی و عشق به طبیعت و زندگی فوران می کند.
شهرام ناظری و حسین علیزاده آماده آغاز تور اروپایی

شهرام ناظری و حسین علیزاده آماده آغاز تور اروپایی

مادرید، ۱۶ ماه می، نوید آن می رسد که شهرام ناظری و حسین علیزاده دو تن از نام آوران موسیقی ایران، کارهای تازه ای در قالب یک تور اروپایی اجرا خواهند کرد. چند تن از نوازندگان برجسته همانند محمد فیروزی (بربت)، پژمان حدادی و بهنام سامانی (نوازندگان سازهای کوبه ای)، سینا جهان آبادی (کمانچه) و سیامک جهانگیری (نی)، نیز ناظری و علیزاده را در این کنسرتها همراهی می کنند.
سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

تابستان سال ۱۳۸۶، با تلفن دکتر سیف الله وحیدنیا به دیداری فراخوانده شدم. برادر زاده وحید دستگردی، تنها یک نشانی داد و گفت شما را جای بدی نمی برم. حق با دکتر وحیدنیاست. بسیاری از شخصیت های بی مانند زمان حاضر را تا آنجا که فرصتمان اجازه می داده است با لطف او و با هم دیدار کرده ایم. ساعت ۵ عصر زنگ خانه بزرگی در زعفرانیه را به صدا در می آورم. خودم را معرفی می کنم و در باز می شود. دکتر سیف الله وحیدنیا بر پلکان آن سوی حیاط پر گل و پر درخت ایستاده است. چاق سلامتی که می کنیم می گوید: “اینجا خانه نسیم اردکانی است” می گویم: “بله ولی ایشان از شاگردان وحید است، من گمان می کردم که ایشان درگذشته باشند” حیرتا و شگفتا.
کنترباس (II)

کنترباس (II)

اگر بخواهیم یکی از بزرگترین نوازندگان دوبل باس کلاسیک را نام ببریم بدون شک باید از جیووانی بوتسینی نوازنده مشهور ایتالیایی (۱۸۲۱-۱۸۸۹) نام برد. او که نزد بسیاری از منتقدین موسیقی به پاگانینی کنترباس مشهور است قطعات بسیار زیبایی را از جمله چندین کنسرتو برای این ساز نوشته است. زیبایی کارهای او به قدری است که به هیچوجه نمی توان آنها را با سایر کارهای سولو برای این ساز مقایسه کرد.
سرزمین پدری

سرزمین پدری

از زیباترین کارهای اسمتانا موسیقیدان اهل چک میتوان به قطعه سرزمین پدری اشاره کرد که یکی از تم های بسیار زیبای این قطعه برای بسیاری مردم آشنا و گوش نواز است.
شانون کرفمن، ستاره نوظهور گیتار الکتریک

شانون کرفمن، ستاره نوظهور گیتار الکتریک

شانون کرفمن(Shannon Curfman )، گیتاریست و خواننده آمریکای سبک بلوز و راک متولد ۳۱ جولای ۱۹۸۵ در Fargo واقع در North Dakota است. وی در سال ۱۹۹۹ اولین آلبوم خود را با نام Loud Guitars, Big Suspicions منتشر کرد. آلبوم او با استقبال روبه رو شد نه به دلیل آنکه او یک گیتاریست و خواننده راک زن بود بلکه او فقط ۱۳ سال داشت! صدای گیرا و توانای بالای او در نواختن گیتار الکتریک بسیاری از شنوندگان آثار او را متحیر کرد، زیرا قبول کردن این اجرا در سن او خیلی مشکل بود. در سن ۱۴ سالگی برای اشعار، صدای گیرا و با احساس و اجرای آتشین با گیتار جایزه گرفت.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

اینکه هدف استاد شجریان چه بوده از خلق این ساز، باید عرض کنم ایشان می خواستند سازی بوجود بیاورند که چهره ی ایرانی و صدایی نزدیک به کمانچه و قیچک داشته باشد تا در ارکسترهای ایرانی یک نوازنده ویلن بتواند آنرا براحتی بنوازد و برای همکاری با ارکستر موسیقی سنتی مجبور به یادگیری کمانچه نشود.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بدین‌ترتیب، می‌توان دانگ‌های ماهور را ادامه داد و دانگ سومی را نیز برای آن متصور بود و بسیاری از گوشه‌های ماهور با تأکید بر این دانگ سوم شکل گرفته است. در این میان، برخی این دانگ را دانگ دوم و دانگ سل‌ـ دو روی سیم زرد تار و سه‌تار را پیش‌دانگ می‌دانند (توکلی ۱۳۸۸: ۲۸). نکته‌ای که در این میان مغفول مانده این است که پیش‌دانگِ تعریف‌شده‌ی وی برای ماهور به‌هیچ‌وجه، از نظر نقش و کاربرد، همچون پیش‌دانگ دستگاهی چون همایون نیست، بلکه خود دانگ سلـ دوِ سیم زرد، با تمامی نت‌هایش، در عمل نیز نقش نسبتاً پررنگتری در مقایسه با پیشدانگ دستگاههای دیگر دارد.
ریکاردو چایلی

ریکاردو چایلی

رهبر ایتالیایی؛ ریکاردو چایلی (Riccardo Chailly) در خانواده ای مملو از موسیقی در ۲۰ فوریه ۱۹۵۳ در شهر میلان به دنیا آمد. وی آهنگسازی را از پدرش لوچیانو چایلی (Luciano Chailly) آموخت و در کنسرواتوار موسیقی در شهرهای پروجو و میلان به تحصیل پرداخت. پس از آن در کلاسهای تابستانی سیئنا (Siena) از فرانکو فرارا (Franco Ferrara) معلم برجسته رهبری درسهای رهبری آموخت. جالب اینجاست که او در دوران جوانی در گروه ریتم و بلوز (rhythm-and-blues) درام نواز بود.
‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.