گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

نگاه گیهانی، و هَپَروت عرفانی
از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.

مهم‌ترین نقدی که غیر چپ‌گراها به قطعات این دوره‌ی وی وارد کردند تقریبا مشابه نقدی است که از استراوینسکی در قسمت قبل آوردیم. او به عنوان پایه نوعی تفکر «غیرخردگرا» را بر می‌گزیند اما موسیقی‌اش را با تمرکز کامل بر روش‌های خردگرایانه می‌سازد و کار را در این مورد حتا به افراط می‌کشاند. «پل گریفیث» این وضعیت را به شکل زیر نشان می‌دهد: «در یادداشت‌های برنامه‌ی مانترا و اشتیمونگ نوشته‌هایی در مورد ارتباط با سطوح بالاتری از خودآگاهی، وداها و اوپانیشادها، می‌یابیم اما دوباره وقتی او مانترا را پیش از اجرا معرفی می‌کند، چیزی از این معنی نمی‌شنویم، بلکه به جای آن تجزیه و تحلیل فنی ۲۰ دقیقه‌ای [اثر ارائه می‌شود].» (۱۲) در حقیقت این تناقضی است که به نظر گریفیث میان اشتوکهاوزن آهنگساز و اشتوکهاوزن راهب هندی رخ می‌دهد. همین تناقض را هانس کلر، منتقد دیگر نیز با به کار بردن ترکیب متناقض «خردگرای عرفانی» برای او و «زناکیس» آشکار می‌سازد.

منتقدان اصلی وی در این دوره اکثرا به وجود این تناقض میان ابزار تکنیکی و بنیان تخیلی که او بر روی آن قطعاتش را می‌ساخت اشاره کرده‌اند. ابزار وی در حد افراط ریاضی‌وار بود و مطالب پیرامون قطعاتش به همان اندازه دور از تفکر منطقی. شاید هم توجه افراطی ویدر حقیقت به دنبال برطرف کردن یکنواختی و تصلبی بود که زیر نفوذ سریالیسم همه جانبه و استفاده از ابزار الکترونیک و بعدها کامپیوتر ممکن بود برای موسیقی پیش آید.

دوباره سوی چپ؛ تخدیر
منتقدان چپ‌گرای اشتوکهاوزن هم متوجه گرایش مذکور شدند اما از دید آنها تناقض‌های زیباشناختی-فنی‌ای که میان روش‌های آهنگسازی و زمینه‌های به‌وجود آمدن یک اثر موسیقایی پدیدار می‌شود چندان اهمیتی نداشت، بلکه باز هم مطابق معمول نظرات وی را از دیدگاه‌های سیاسی-اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دادند. مهم‌ترین نقد این دوره بر کارهای اشتوکهاوزن گفته‌ها و نوشته‌های کسی است که مدتی دستیار اشتوکهازن بوده و به قدری استعداد موسیقایی و توانایی‌هایش مورد توجه قرار داشت که اشتوکهاوزن اجازه داده بود در تصنیف قطعات دخالت کند، همچنین اجرای بسیاری از قطعاتش را به وی می‌سپرد.

«کورنلیوس کاردیو» نزدیک به سه سال دستیار اشتوکهاوزن در رادیوی کلن بود که خودش پس از گرایش به مائویسم آن را دوره‌ی «بورژوایی» آهنگسازی‌اش می‌داند. کاردیو پس از مدتی از رادیو کلن جدا شد و بعدها در یک سخنرانی رادیویی با عنوان «اشتوکهاوزن به امپریالیسم خدمت می‌کند» تندترین نقدهای چپ‌گرای آن دوره را علیه اشتوکهاوزن اقامه کرد.

پی نوشت
۱۰- گرایش به ذن، به گفته‌های «کریشنا مورتی»، فرهنگ هندو، و …
۱۱- برای مثال آهنگ ساختن با امواج گیهانی.
۱۲- Griffiths, Paul. 2005. Writing about Music. NY: University Of Rochester Press. P. 237.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

از روزهای گذشته…

قطعه افسانه ای از آلبنیز – قسمت اول

قطعه افسانه ای از آلبنیز – قسمت اول

شاید گزاف نباشد که بگوییم جوهر موسیقی اسپانیایی را بطور کامل می توان در قطعه آستوریاس (Asturias) از ایزاک آلبنیز (Isaac Albeniz ,1860 – 1909) دریافت کرد. قطعه ای که همواره مورد علاقه آندره سگوویا (Andrés Segovia , 1893 -1987) و کلیه نوازندگان گیتاری که از او پیروی می کنند بوده و خواهد بود.
پیدایش سازهای زهی در یونان باستان

پیدایش سازهای زهی در یونان باستان

سازهای زهی قدمت بسیار زیادی دارند و به روایتی برای اولین بار ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در تمدن بین النهرین مشاهده شدند و به تدریج با شکل گیری تمدن یونان این سازها با سرعت بیشتری تکامل پیدا کردند.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ همه چیز زیر پوست آرامش ظاهری جامعه در حال بازگشت به گذشته بود، بازگشت به بنیادهایی که هویت خوانده می‌شد. بنیادگرایی به معنای نسبت با یک نص صریح یا متن مرجع سرعت بیشتری می‌گرفت و شاخ و برگ‌هایش که گسترش می‌یافت بر ریشه‌هایی استوار بود که دست‌کم از یک دهه قبل در سپهر اندیشه‌ی ما رسوخ کرده بودند. بازگشتن به اصل یا همان بنیادها در یکایک افق‌های زیست فکری جامعه معادلی عملی می‌یافت. بدین معنی آینده‌ی پیش رو همان گذشته بود و حرکت قطار زمان اراده‌ی مردمان معکوس روز و ماه و سال شتاب می‌گرفت.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی، هم مبنای آوازی دارد و هم مبنای سازی. اما ویژگی‌های مبنای سازی دارای معانی متفاوتی ا‌ست. در این خصوص، عود که از سازهای موسیقی سنتی ترکیه است، نقش مهمی در اجرای موسیقی دارد. تأثیر متقابلی که نوازندگی ساز عود در موسیقی ترکیه و انواع دیگر موسیقی‌ها در طی قرن‌ها بر یکدیگر نهاده‌اند، اهمیت بسیاری دارد.
علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت سوم این مصاحبه را می خوانیم.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (II)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (II)

«روزی به کارگاه یحیی تارساز (آوانس آبکاریان) می رود و تاری را به قصد امتحان کردن برمی دارد اما استاد تارساز که همنام او بود دستش را می گیرد و می گوید: آخر چنان مضراب به سیم می زنی که پوست را پاره می کنی. اما زرپنجه هنگام نواختن با سازهای لطیف و ظریف و خوش صدا این گونه نبود، هیچگاه به ساز فشار نمی آورد بلکه قدرت و ورزیدگی خود را در سریع نوازی و به خصوص ریزهای آبشار مانندش به کار می گرفت».
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

در چنین وضعیتی کتابی روانه‌ی بازار می‌شود با عنوان «هشت گفتار درباره‌ی فلسفه‌‌ی موسیقی» با این ادعا که اولین کتاب مستقل درباره‌ی این موضوع در زبان فارسی است. ناشر در متنی که در پشت جلد کتاب آورده می‌نویسد: «…دکتر «صفوت» با استفاده‌ی آگاهانه از فرصت‌های مغتنم، به توجیه پاره‌ای از وجوه بنیادین فلسفه‌ی موسیقی پرداخته است.» همان‌طور که از این نوشته پیدا است، خواننده منتظر است که کتابی در مورد بنیادی‌ترین مسایل فلسفه‌ی موسیقی پیش رو ببیند و از منظر آن به دل این عنوان دور از دسترس و جذاب رخنه‌ کند.
سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال پیش در همین روزها بود که فرزانه نوایی، بزرگترین چنگ‌نواز ایرانی، از بین ما رفت. فرزانه نوایی ۴۸ سال داشت و پس از هشت سال پیکار با بیماری سرطان، در اتریش، کشوری که در سال‌های پس از انقلاب در آن زندگی می‌کرد درگذشت.
آنها برای بردن من می آیند

آنها برای بردن من می آیند

ترانه نوآورانه یا novelty record اصطلاحی است که برای موسیقی همراه با نوآوری در اجرا و استفاده خلاقانه از فنون صدابرداری، به طوری که این نوآوری به یک روش محبوب اجرا و ضبط بدل شود، به کار میرود. در طی سالیان، ترانه هایی نوآورانه اجرا و ضبط شده اند که عجیب ترین و موفق ترین آنها، اثری از ناپلئون چهاردهم Napoleon XIV به نام : “They’re Coming to Take Me Away, Ha-Haaa!” (آنها برای بردن من می آیند، ها هااا) است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارز ترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ایست کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.