ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت

ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت
ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت
ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت (BGSO) یکی از ارکستر های جوان و برجسته در ترکیه است. نوازندگان این ارکستر همگی موزیسین های جوانی هستند که تحصیلات خود را در موسیقی، از سنین پایین و در مدرسه ابتدایی دانشگاه موسیقی و هنرهای اجرایی آغاز کردند. ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت در سال ۱۹۹۴ به عنوان یک گروه مجلسی و با مدیریت ماهیر چاکار (Mahir Çakar) پایه ریزی شد.

از آن زمان تا کنون اعضای این ارکستر به ۱۱۰ نفر افزایش یافته است که باعث شده این ارکستر به دنیای سمفونیک نیز راه بیابد. ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت که در سالن ها و جشنواره های مهمی در ترکیه و خارج از این کشور به اجرا پرداخته است، به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از پر متقاضی ترین ارکستر هاست.

این ارکستر در سال ۲۰۰۰ به جشنواره بین المللی ارکسترهای جوان “Murcia” در اسپانیا دعوت شد. ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت، با رپرتواری متمایز و کامل، تا کنون دو آلبوم را ضبط نموده است که آثار موتسارت، وبر، شوبرت، واگنر و مالر را در بر می گیرند. این ارکستر در سال ۲۰۰۱ با همکاری اپرای جوانان بیلکنت «دیدو و آنئاس» اثر پورسل را اجرا کردند.

از فعالیت های شاخص فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵ این ارکستر می توان به یازده کنسرت به نفع «کمیته ملی یونیسف ترکیه» و کنسرت آغازین چهارمین جشنواره موتسارت استانبول در ماه می ۲۰۰۵ نام برد. در این جشنواره بود که این ارکستر، ایگور ایستراخ و آیلا اردوران را همراهی کردند. در ماه آگوست سال ۲۰۰۷ ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت به ارکستر بین المللی جوانان پیوست که اعضای آن دانشجویان کشورهای مختلف از ۱۶ مؤسسه معتبر بودند. در این سال این ارکستر در آنکارا، بودرم، استانبول و جشنواره های کسل و “Berlin Young Euro” در آلمان به اجرا پرداخت.

در این کنسرت ها رهبری ارکستر را ایشین متین (Işın Metin) و دمیانو گیورانا (Damiano Giuranna) به عهده داشتند و گولسین انی (Gülsin Onay) و آلیسون بالسوم (Alison Balsom) هم سولیست های برنامه ها بودند.

ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت به رهبری ایشین متین و ارهوم ارهن، کنسرت هایی را در اکتبر ۲۰۰۷ در دانشگاه مالاتیا اننو و شهر باستای پر در آدیامان برگزار کردند. «ارکستر جوانان ترکیه – یونان» که با مشارکت موزیسین های جوان یونانی تشکیل شده است، در دو سال پیاپی، یعنی ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، تورهای کنسرتی را در یونان و ترکیه برگزار نموده اند.

رهبری ارکستر در این کنسرت ها به عهده رهبر افتخاری ارکستر ولادمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) و رهبرانی چون ایشین متین و آناستازیوس سیمئونیدیس (Anastasios Symeonidis) و همراهی سولیست هایی مانند گولسین انی، واسیلیس تسابروپولس (Vassilis Tsabropoulos)، ایلیا گرینگولتس (Ilya Gringolts) و سرگیو ناستاسا (Sergiu Nastasa) بوده است. ارکستر جوانان ترکیه – یونان با داشتن رپرتواری جامع که نه تنها آثار آهنگسازان بین المللی بلکه آثار موزیسن های ترکیه و یونان را نیز در خود دارد، در جشنواره های هلنیک (آتن)، پاتراس و الیمپوس شرکت نموده اند.

bso.bilkent.edu.tr

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.
نگاهی به سبکهای موسیقی – رمانتیک

نگاهی به سبکهای موسیقی – رمانتیک

هنرمندان این دوره هنری اغلب در درگیریهای زندگی خصوصی خودشون غرق می شدند و به جایی میرسیدند که به رویا و خیال پناه می آوردند و در این میان هنری که از آنها خلق می شد هنری بود که واقعی نبود و به دنیای رویاها تعلق داشت.
بازار خرید موسیقی دیجیتال

بازار خرید موسیقی دیجیتال

شرکت Ipsos که پروژه های تحقیق و بررسی در بازار را انجام می دهد، پانزدهم دسامبر اعلام کرد که در حال حاضر در بازار موسیقی دیجیتال تنها دو رقیب سرسخت یعنی iTunes (از شرکت اپل) و Napster 2.0 بعنوان بازیگران اصلی در بازار فروش موسیقی دیجیتال مطرح هستند.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IV)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IV)

از دیدگاه انتقادی، در حالیکه در مناطق محروم جهان، بسیاری از مردم تنها کنترل محدودی بر زندگی خود دارند، در بخش های توسعه یافته تر جهان محدوده های انتخاب ها و فرصت ها به صورت قابل توجهی متنوع تر است. در جهان غرب می توانید انتخاب کنید که در چه فضای موسیقایی ای می خواهید شرکت کنید، و اغلب، انتخاب ها وابسته به چنین دسته بندی های ظاهراً منسوخی مانند موسیقی مردمی، هنری و مردم پسند، صورت می گیرد. در واقع بسیاری از مردم به فهم فضایِ موسیقی هنری (و هنرهای والا به صورت کلی) به صورتی نخبه گرایانه ادامه می دهند. اعتبار آنها قطعاً به واسطه حمایت نهادی قوی با بودجه های قابل توجه برای حمایت از ارکسترهای دولتی، کنسرواتورها، سالن های کنسرت، موزه ها و…، تأمین می شود. دولتی که چنین نقشی را بر عهده دارد، هنرهای والا را به عنوان ابزاری برای پیشبرد “فرآیند متمدن سازی”، با افزایش تدرجی سطح “فرهنگ” مردم به عنوان یک کل، قلمداد می کند.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

مقدمه: نوشتاری که امروز مشاهده میکنید، قسمتی از خاطرات نگارنده است که صریح و بی حاشیه به یکی از مهمترین پایگاه های به اصطلاح موسیقی مدرن ایران میپردازد. در این نوشتار نام شخصی برده نمیشود و قصد این نوشته بی تکلف، فقط هوشیار کردن هنردوستان و جوانانی است که فریفته تبلیغات این افراد میشوند و نیز “احتمالا” تاثیر گذاری روی سرشاخه های این گروه ها که بیش از این آبرو و اعتبار اجتماعی خود را زیر سئوال نبرند و هنر مظلوم مدرن را بیش از این تحقیر نکنند.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت سوم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت سوم

کتاب‌های نام‌برده به غیر از یکی همگی ترجمه است، بنابراین کیفیت ترجمه‌ نیز می‌تواند یکی از عوامل مقایسه باشد. هر چند این موضوع دقیقا جزیی از کیفیت مطلب را تشکیل نمی‌دهد، اما چون خوانندگان فارسی زبان (احتمالا) تنها از طریق همین ترجمه‌ها به کتاب دسترسی دارند، باید آن را نیز بررسی کرد.
گفتگو با آن سوفی موتر (I)

گفتگو با آن سوفی موتر (I)

تنها با در نظر گرفتن فعالیت های آن سوفی موتر (Anne-Sophie Mutter)، ویولونیست، نیز می توان به راحتی تحت تأثیر قرار گرفت چه برسد به تماشای نوازندگی او. موتر در دهه چهل زندگیش دیسک گرافی شگفت آوری دارد: در سی سال گذشته با ۳۵ آهنگساز در بیش از ۳۰ اثر ضبط شده همکاری کرده است. وقتی که موتر تازه شروع به کار کرده بود نامش همیشه با نام هربرت فون کارایان همراه بود. اما موتر از آن زمان به بعد با بیش تر رهبران و موزیسین های سرشناس اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم همکاری کرده است.
سعیدی: از دوران آشوریان قانون وجود داشته است

سعیدی: از دوران آشوریان قانون وجود داشته است

بدون شک مهمترین مروج ساز قانون در مجامع آکادمیک ملیحه سعیدی است؛ او با تمرکز بر روی موسیقی ایرانی و سعی در مطابقت دادن آن با تکنیک های قانون، توانست تا حد زیادی جامعه ناسیونالیست موسیقی ایرانی در سه دهه اخیر را مجاب کند که این سبک قانون نوازی دیگر عربی نیست و قابلیت مطابقت با فرهنگ موسیقی ایرانی و رپرتوار آن را دارد. این حرکت بزرگ، تنها نقطه قوت ملیحه سعیدی نبود، وی توانست با تلاش خود و همفکری اساتید فن، روی رپرتوار، تکنیک ها و حتی ساختار ساز قانون نیز تجربیات جدیدی کسب کند که در گفتگو با او، به این دستاوردها پرداخته ایم:
عصیان ِ کلیدر (I)

عصیان ِ کلیدر (I)

با گذشت دو هفته از برگزاری کنسرت ارکستر زهی کیف در تهران به رهبری ولادمیر سیرنکو، هنوز بازار نقد این کنسرت داغ است و در سایت هر خبرگزاری، چند تیتر مربوط به این کنسرت وجود دارد. عطا نویدی، از همکاران سایت “گفتگوی هارمونیک” که در این کنسرت حضور داشته، در این مطلب سعی داشته، غیر از جمع آوری گفته های مختلف در خبر گزاری ها با موسیقیدانان دیگری هم به تبادل نظر بپردازد که بخش اول این مطلب شش قسمتی را میخوانید:
درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

اگر توجه کنید هر کدام از این قطعات اسامی منحصر به فرد و خاص خود را دارند. این امر برای من بسیار مهم و قابل توجه است. اول این که بسیار معقول است که اسم یک کار از اسامی دیگر کارها متفاوت و مجزا باشد، دوم اینکه یک توضیح است زیرا برای شنونده بسیار پیچیده و غیرقابل هضم است که ناگهان با یک موسیقی سازی مواجه شود. یک عنوان خوب و موفق به شنونده کمک می‌کند تا قبل از شنیدن قطعه از مضمون آن، ایده‌هایی دریافت کند. برای نمونه عنوانی مانند موسیقی در خاطره‌ی یک دوست یا موسیقی تابستانی کوچک نکاتی را به شنونده ارائه می‌دهند تا در هنگام اجرای کار تنها نماند و متوجه ‌شود که باید در چه سمت و سویی بنگرد.»