بوطیقای ریتم (VI)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
گونه‌ی دیگری از به کارگیری هنرمندانه‌ی ابهام متریک زمانی است که دوگانی ابهام-رفع ابهام به کار گرفته شود. یک خط ملودی که ذهن شنونده چند سیستم مختصاتی متریک مختلف برای آن پیشنهاد می‌کند «مبهم» است حال اگر ناگاه الگوهای تاکیدی و گروه‌بندی به گونه‌ای تغییر کنند که یکی از پیشنهادها برازندگی بیشتری بیابد متر دیگر مبهم نیست.

هر چند که چنین روشی زیاد در آثار پرویز مشکاتیان به چشم نمی‌خورد، اما شاید بتوان لحظات آغازین بیداد را از این نوع قلمداد کرد؛ زمانی که چهار ضربه‌ی نخست شنیده می‌شود، به سختی می‌توان مختصات متریکی را برایش در ذهن تثبیت کرد و درست پس از شروع شدن بخش اصلی ملودی است که شنونده از این ابهام رها می‌شود.

با وجود همه‌ی این‌ها به نظر می‌رسد که او به تغییر دادن و آفریدن الگوهایی نو به کمک جابه‌جایی تاکیدهای متریک بیشتر مایل است تا استفاده از کشش‌های متفاوت. این موضوع را به خصوص در قطعات سریع وی بهتر می‌توان دید. آن‌چه گفتیم به این معنی است که او موفق می‌شود بخشِ مرتبط با مترِ درک زمانمندی ذهن شنوندگان را تحریک کند.

اما بداعت‌های ریتمیک آثار او به همین‌جا ختم نمی‌شود. تا این‌جا دیدیم که او از مترهای نامتقارن، دگرگون کردن تاکیدهای متریک و بر آن پایه ابهام متریک بهره می‌جوید، حال ببینیم گروه‌های بزرگ‌تر از یک دوره‌ی متریک قطعه در آثارش چگونه سازمان یافته‌اند. اولا چنان‌که پیش از این اشاره شد او یک موتیف را در دو (یا بیشتر) دوره‌ی متریک می‌گنجاند انگار دو دوره‌ی متریک روی هم تناوب وی را کامل می‌کند.

افزون بر این او قادر است، الگوهای تاکیدی را در طول دوره‌های طولانی‌تری از آن‌چه قبلا توضیح دادیم به کار گیرد تا در همان محدوده‌ی متر اولیه دگرگونی‌هایی به‌وجود آورد یا ایده‌ها و موتیف‌های ریتمیک را یکی پس از دیگری عوض کند یا این‌که به‌طور کلی از آن خارج شود و نوعی چندگانگی متر را بسازد، در حقیقت برای او متر سیال‌تر از آن است که مانعی برای جریان یافتن تاکیدها در طول جمله‌ی ریتمیک شود.

شکل ۷ بخش‌هایی از «دل‌انگیزان» را نشان می‌دهد. الگوی اولیه‌ی این قطعه همان الگوی شناخته‌شده‌ی مشکاتیان است و چیز نامتعارفی از این نظر همراه خود ندارد. جملات میان دو الگوی پیاپی که در شکل ۷ و ۸ از دو قسمت مختلف قطعه انتخاب شده به خوبی گویای یکی از نمود‌های سیالیت است. در شکل ۷ تاکیدها که با فلش مشخص شده بر تاکیدهای متریک الگوی پیش گفته انطباق دارد اما در شکل ۸ ضمن پر شدن بافت با تریوله‌ها جابه‌جایی ناگهانی تاکیدها به شکلی که جمله‌ی ریتمیک سنکوپ‌داری ایجاد شود قابل توجه است.
شکل ۷٫ دل انگیزان میزان‌های ۴۱ تا ۵۰

شکل ۸٫ دل انگیزان میزان‌های ۵۱ تا ۵۹

گونه‌ی دیگری از این نوع تغییرات را در چوپانی می‌بینیم (شکل ۹). در این‌جا حتا آماده‌سازی قبلی هم صورت نگرفته، تاکیدهای دیگرگونه (به آکسان‌ها توجه کنید) چنان جمله‌ی ریتمیک متفاوتی را رقم می‌‌زند که حس متریک به هنگام شنیدن آن به سختی دستخوش تزلزل می‌شود.
شکل ۹٫ چوپانی میزان‌های ۴۳ تا ۵۶

گاهی اوقات هم این سیالیت به گونه‌ای است که دیگر نمی‌توان آن را با جابه‌جایی آکسان‌ها در دل یک الگوی متر جا داد و او مجبور می‌شود پیاپی الگوهای متریک را با یکدیگر ترکیب کند (Metric Combination). البته مشکاتیان این نوع تغییرات را در قطعات‌اش کمتر به کار می‌گیرد. از جمله‌ی موفق‌ترین قطعات‌اش «بیداد»، چنین تغییرات پیاپی‌ای را به نمایش می‌گذارد. هر چند که در آن قطعه، دو بخشی که از لحاظ حس متریک از یکدیگر متمایز می‌شوند به لحاظ فرمال هم در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند.

به دلیل این‌که متر در بخش‌های بزرگی از قطعه ثابت می‌ماند زیاد تفاوت‌ها مشخص نشده الا آن‌جا که یک دو ضربی پیش از یک چهار ضربی می‌آید (شکل ۱۰). نمونه‌ی دیگر و غنی‌تری از این پدیده را در قطعه‌ی جدیدترش، سماع‌آیین به خوبی می‌توان دید. در این قطعه افزون بر ساختار متریک پیچیده و نامتعارف ۱۶/۱۸ و تغییرات زیرمتریک آن (به شکل ۶+۶+۶ و ۴+۴+۴+۳+۳) با کاهش طول واحد متریک به اندازه‌ی ۳/۲ و ۳/۱، یعنی مترهای ۱۶/۱۲ و ۱۶/۶ مواجه هستیم، البته بی‌آن‌که روانی جریان موسیقی دچار اشکال گردد (شکل ۱۱).
شکل ۱۰٫ بیداد ۱ تا ۱۱

شکل ۱۱٫ بخش‌هایی از سماع آیین

ادامه‌ی همین راه موجب می‌شود ساختاری سلسله مراتبی (Hierarchical Structure) از پایین به بالا در مورد پیچیدگی‌های زمانی موسیقی مشکاتیان در ذهن ما مجسم شود که حالا در میانه‌ی راه رو به بالای آن هستیم. همان‌طور که تاکنون شاهد بودید از تازگی در کوچکترین واحد‌های سازنده راه را آغاز کردیم و با جابه‌جایی تاکیدها، ابهام متریک وپیامدی و ترکیب واحدهای متریک مختلف در اثر پیچیده‌تر شدن تاکیدهای متریک قطعه ادامه دادیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

نمودی از جهان متن اثر (III)

نمودی از جهان متن اثر (III)

حال بیایید بدون هر گونه «پیش‌زمینه‌ی ذهنی» آنچه را که در (شکل ۱) می‌بینیم با توجه به تعریف‌های [۱] و [۲] «آنالیز» کنیم. نتیجه مشخص است؛ اگر حقیقتاً بدون پیش‌زمینه‌ی ذهنی یا هر چیز دیگر شبیه آن وارد این گود شده باشید تا این لحظه دو قسمت عمده از تعاریفی که گفته شد گرفتارتان کرده است: «هدف اصلی مطالعه با تمرکز بر بررسی ساختار داخلی اثر [است.]» و «معین کردن عناصر ساختاری» و این یعنی نتوانسته‌ایم حتی مرحله‌ی اول را از سر بگذرانیم؛ مواد لازم برای شروع آزمایش فراهم نشده است. در این مرحله شاید کسی بگوید علت این ناکامی آن است که معنای اصطلاحاتی مانند «ساختار داخلی» و «عناصر ساختاری» را نمی‌دانیم.
رامین صدیقی: کاری می کنم که قابل دفاع باشد

رامین صدیقی: کاری می کنم که قابل دفاع باشد

حتی با تیم آقای نوربخش هم. من مطمئن نبودم که آقای نوربخش می تواند اینقدر اختیار داشته باشد که مرزهایش را در این زمان محدود ببندد. من ترجیح می دهم اگر کار می‏ خواهم بکنم بتوانم از سرتا ته آن دفاع کنم. نه اینکه بگویم اینقدر را من کرده ام و بقیه به دستور فلانی بوده و این مساله تقصیر من نبود و فلانی سفارش کرده بود.
پرآرایش و رامش و خواسته (II)

پرآرایش و رامش و خواسته (II)

در چند سال اخیر، انتشار آثاری چون “اپرای عاشورا”، “اپرای مولوی”، “سِفرِ عسرت” و “سیمرغ” این مساله را به روشنی نمایانده که موسیقی دستگاهی ایرانی علی رغم دیدگاه های رایج که آن را فاقد توانایی های دراماتیک و بیانی گسترده می داند، دارای ظرفیت های بالقوه ی فراوانی است. نوعی از این احساس نیاز به بیان احساسات نو در اثری آوانگارد مانند “سفر عسرت” بروز می یابد و شکل دیگر آن در اثر نوجویانه ی دیگری مانند “سیمرغ” (هر چند در این میان، هستند کسانی که این نیازها را به شکلی سطحی تر پاسخ می دهند). بدین ترتیب، می توان چنین نتیجه گیری کرد که توصیف احساسات وسیع موجود در اشعار شاهنامه و چگونگی تصویر کردن این احساسات و خود صحنه های موجود در داستان های شاهنامه توسط موسیقی ایرانی که دارای پیشینه ی متفاوتی – دست کم در صد و پنجاه سال اخیر – است، یکی از چالش هایی است که کمتر کسی خود را در حد رویایی با آن دیده است.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

اگر چه تقاضا برای موسیقی معاصر در مقایسه با دوره های قبل بسیار کم شده است، اما بسیاری از آهنگ سازان با استعداد در پنجاه سال گذشته به محبوبیت گسترده ای دست یافته اند، یکی از آن گروه ها مینی مالیست ها هستند.
تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل (Tommy Emmanuel) یکی از نوازندگان برجسته گیتار -fingerpicking- میباشد، وی بیشتر بخاطر اجراهای پرهیجان و همچنین استفاده از افکت های تصادفی در اجراهایش مشهور میباشد. در ۳۱ می سال ۱۹۵۵ در شهر New South Wales استرالیا بدنیا آمد.
گفتگوی هارمونیک هشت ساله شد

گفتگوی هارمونیک هشت ساله شد

با همیاری و همراهی شما علاقمندان موسیقی، به هشتمین سالگرد تولد سایت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم. در مدت هشت سال فعالیت در زمینه موسیقی جز و بلوز ۲۲۷ شماره، در زمینه موسیقی راک ۱۴۹ شماره، در زمینه فیزیک و مهندسی موسیقی ۱۰۱ شماره، در زمینه موسیقی فیلم ۶۱ شماره، در زمینه موسیقی ملل ۸۳ شماره، در زمینه موسیقی معاصر ۲۱۲، در زمینه موسیقی کلاسیک غربی ۹۱۹ شماره، در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی ۹۶۹ شماره، در زمینه مبانی نظری موسیقی کلاسیک ۷۰ شماره، در زمینه مصاحبه و گفتگو ۱۱۵ شماره، در زمینه مطالب عمومی ۳۹۰ شماره، در زمینه نقد و بررسی ۳۵۱ شماره، در زمینه اخبار موسیقی ۱۹۳ شماره، در زمینه مبانی نظری موسیقی جز ۷۷ شماره، در زمینه دانستی های موسیقی ۲۵۶ شماره و در زمینه ساز و نوازندگی ۳۹۰ شماره مطلب و در کل ۲۹۵۱ مطلب تقدیم نمودیم.
گوشهای دقیق باخ

گوشهای دقیق باخ

معروف است که Bach بزرگ، دارای گوشهای بسیار تیز و حساسی بود بگونه ای که کوچکترین اختلاف در pitch یا فرکانس یک نت موسیقی را میتوانست تشخیص دهد. این بود که در زمان حیاتش وی تنها کسی بود که برای آزمایش سازهای جدید انتخاب میشد.
نگاهی به اپرای مولوی (XVIII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVIII)

این پرده که دیدار نام دارد و با همان ملودی «پرده ششم» (که به عنوان موسیقی آرم این اپرا هم در دی وی دی آن در نظر گرفته شده)‌ آغاز می شود ولی اینبار کر بدون کلام نمی خواند و به اجرای مثنوی مشهور مولوی که با نام نی نامه مشهور است می پردازند: « بشنو از نِی چُون حکایت می‌کند، از جُدایی‌ها شکایت می‌کند…» فرشتگان با شمعی به دست رقصان این بخش را اجرا می کنند و شمس و مولوی را در حال سماع می بینیم.
گفتگویی با جولیان بریم (II)

گفتگویی با جولیان بریم (II)

خیلی خوب یادم هست که استرس بسیاری داشتم. اما به محض اینکه شروع به اجرا کردم و اشتیاق مردم را دیدم به خودم مسلط شدم و خیلی از کار خودم لذت بردم. من قطعات خیلی مشکلی را برای اجرایم آماده کرده بودم. خوب یادم می آید که از پونس(Ponce)، سونات کلاسیک (Sonata Classica) را اجرا کردم که یک سونات بسیار مشکل با ۴ موومان است و چند قطعه از تورینا (Turina) و کمی هم از باخ، که الان یادم نمی آید که چه قطعاتی بود. یک برنامه خیلی متنوع ازقطعات مختلف بود.
متبسم: موسیقی باید شما را متاثر کند نه متحیر!

متبسم: موسیقی باید شما را متاثر کند نه متحیر!

من در دانشسرای هنر (روزانه) و هنرستان ملی موسیقی (شبانه) درس موسیقی خواندم، مدرسه غیر رسمی دیگر نظیر خانه مان، چاووش، دستان و غیره … نیز زیاد دیده ام که تاثیرش بسیار بیشتر از رسمی هایش بود.