صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (IV)

آفرینش گوشه‌های جدید البته کمتر از آفرینش یک دستگاه جدید خارج از حوزه‌ی آفرینش هنری قرار دارد و شواهدی اندک از چنین فعالیتی در تاریخ موسیقی ما باقی مانده است. برای مثال گوشه‌ای هست که به نام «محمد صادق‌ خان» (سرورالملک) ثبت شده است؛ یا در مورد افزوده شدن «گرایلی شستی» توسط آقاحسینقلی روایت‌هایی نقل می‌شود.

رابطه‌ی این گوشه‌ها با آن استادان بزرگ از دیدگاه امروز ما «منسوب بودن» است. ممکن است در اینجا بیاندیشیم که علت کمبود شواهد آفرینش گوشه‌های جدید و افزودنشان به ردیف،فقدان اطلاعات تاریخی در طول دوره‌ی تغییر و تثبیت سیستم دستگاهی امروزی است.

شاید این موضوع تا اندازه‌ای درست باشد اما یک بررسی بر آثار دیگر هم‌عصران صبا نشان می‌دهد که اگر هم تغییر و تبدیلی در متن ردیف قائل شده‌اند و به اصطلاح «ردیفِ خودشان» را داشته‌اند، تغییرات متن بیشتر و اول از همه در حوزه‌ی پرداخت جملات یک گوشه، بعد در جابجایی گوشه‌ها در یک دستگاه یا در میان دستگاه‌ها و پس از آن در نقل گوشه‌هایی از روایت‌های دیگر (گاه مهجور) ظاهر شده است.

کار صبا از این دیدگاه که در جریان افزودن چند گوشه به ردیفش مرجع تعلق ساختار مقامی و ملودی‌های مدل را به طور مشخص به آهنگساز می‌سپارد، بسیار مهم جلوه می‌کند. در موسیقی ایرانی آن دوره راه بروز خلاقیت موسیقایی، جز ساختن قطعات، نواختن بر اساس ساختارهای دستگاهی بود که به معنای نواختن در حوزه‌ای نسبتا پیش آموخته و حدودی از وفاداری به یک روند شناخته شده است. در این شرایط آفرینشگر موسیقی می‌تواند در درون مرزهای یک گوشه حرکت کرده و ملودی‌هایی مرتبط با آن بیافریند (۳).

اکنون نکته‌ی پراهمیت در کار صبا روشن می‌شود؛ به عنوان یک پدیده‌ی نادر (در میان آنها که ثبت شده) او روش‌های ممکن خلق در موسیقی بر اساس ردیف را از آزادی حرکتی درون مرزهای شناخته شده‌ی یک گوشه، به تاسیسِ خودِ گوشه‌ها گسترش داد و به جای اینکه تنها به تولید براساس نقشه بسنده کند خودِ نقشه‌های تولید را افزود.

این عمل او همچنین شامل دگرگونی منبع توسعه از «نقل» به «خلق»-اگرچه با الهام از موسیقی دیگری- است. ما دقیقا رابطه‌ی این چند گوشه را با آنچه صبا در مسافرت‌هایش شنیده بود نمی‌دانیم اما این را می‌دانیم که صبا هرگز ادعا نکرده که برای مثال گوشه‌ی امیری را از یک استاد یا نوازنده‌ی مازندرانی آموخته و در ردیفش نقل کرده است.

برای آنکه مشخص شود اهمیت داده شده به این عمل صبا واقعا درخور آن است یا نه؟ و اندازه‌ی این اهمیت به درستی معین گردد، دو مورد هست که نباید از نظر دور داشت:
نخست اینکه آیا با گوشه‌هایی که او افزود (برای مثال امیری، دیلمان و کوهستانی) نوازندگان همان طور رفتار می‌کنند که با دیگر گوشه‌ها؟ یعنی آیا این گوشه‌ها قابلیت داشتند که مبنای آفرینش موسیقایی قرار گیرند یا تنها می‌شد آنها را به همان شکل که صبا تثبیت کرده اجرا کرد؟ اگر می‌توانستیم پاسخ قطعی به این پرسش بدهیم ممکن بود زاویه‌ی دیگری از نحوه‌ی نگرش موسیقی‌دانان به این نوع آفرینش موسیقایی گشوده شود.

متاسفانه پاسخ به این سوال به دلیل اندک بودن شمار گوشه‌های افزوده شده چندان آسان نیست. اگر اجراهای صورت گرفته بر اساس آنها را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که دیلمان بیشتر به شکل یک قطعه‌ی ساخته شده و با تغییرات بسیار کم اجرا می‌شود و امیری قابلیت بسط و گسترش بیشتری دارد و بر همین پایه نمی‌توان تمایز روشنی میان گوشه‌های خلق شده و دیگر گوشه‌ها که مرجع تعلقشان نامعلوم است قائل شد.

پی نوشت
۳- اینکه میزان آزادی نوازنده تا چه حد است از بحث ناگشوده‌ی موسیقی ایرانی است و تا اینجا تنها می‌توان اظهار نظر کرد که این آزادی تا جایی است که شناسایی یک ساختار موسیقایی به عنوان «مرتبط با»/«براساس»/«خود» یک گوشه‌ی مشخص را مختل نکند. چنین بازشناسی را احتمالا می‌توان با طیفی از عوامل بنا شده برپایه‌ی ویژگی‌های نغمگی و هویت ملودیک پیوند زد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (IX)

شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

رمضانیان: انتقاد مثلِ آتشی به سایر نقاط زبانه می‌کشد

وقایع روزها و ما‌ه‌های گذشته، هم‌چنین سانحه‌‌ی اسف‌بار سقوط پرواز شماره ۷۵۲ اوکراین باعث شده تا برخی از فعالان عرصه‌های مختلف هنری اعم از سینما، موسیقی، و هنرهای تجسمی طی روزهای اخیر واکنش‌های متفاوتی به این وقایع داشته باشند. در همین راستا برخی از هنرمندان، برگزاری کنسرت‌هایشان را لغو کرده‌اند و عده‌ای دیگر از حضور در رویدادهای هنری پیش‌رو انصراف داده‌اند. این رویه البته انتقادهایی را هم ازسوی مردم و برخی از فعالان در پی داشته است. در این میان به تازگی برگزیدگان «جشنواره موسیقی دانشجویی صبا» نیز از حضور در جشنواره موسیقی فجر انصراف داده‌اند. جشنواره‌ی موسیقی «صبا» که دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر برگزارکننده‌ی آن بود، یکی از رویدادهای نوپای دانشجویی است که امسال دومین دوره‌ی آن در مقیاسی بزرگ در قالب ۱۸ رویداد و طی دو هفته، به‌ دبیری پوریا رمضانیان برگزار شد و مورد استقبال جامعه‌ی موسیقی واقع شد.

از روزهای گذشته…

بارکلی جیمز هاروست – II

بارکلی جیمز هاروست – II

مدتی بعد در سال ۱۹۷۳، گروه قراردادی با کمپانی پولیدور (Polydor) منعقد کرد که نتیجه آن بتدریج از راه رسیدن بخت مساعد بود. اولین آلبوم آنها برای پولیدور Everyone Is Everybody Else نام داشت که به نظر امیدبخش میرسید.
گاه های گمشده (III)

گاه های گمشده (III)

در ردیف هایی که ثبت و ضبط شده اند و امروزه در دسترس هستند به اسامی مرکب با واژه «گاه» بر می خوریم: دوگاه، سه گاه، چهارگاه و پنجگاه. دوگاه گوشه ای در آواز بیات ترک (از متعلقات دستگاه شور)، سه گاه و چهارگاه دستگاه هایی مستقل و پنجگاه گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه است. این اسامی مرکب با اعداد ترتیبی، منشاء بررسی های مرتضی حنانه بوده است.
حنانه: هارمونی مدال ایرانی باید از بطن این موسیقی درآید

حنانه: هارمونی مدال ایرانی باید از بطن این موسیقی درآید

خوب آقای آهنگ، به نظرم شما می خواهید من را یک نفره با هزاران هنرمندی که به این صورت کار می کنند، به جان هم بیاندازید! اول باید بگویم که هارمونی به خودی خود علم بازی اصوات است، به همین سبب هر جا که بازی صورت بگیرد، در آنجا قوانین فیزیکی حاکم است، پس هارمونی که من کار می کنم نیز دارای قوانین فیزیکی خاص خودش است و منطق خود را دارد.
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

در اینجا به مورد سوم یعنی انسان می رسیم، قابل توجه است که این قسمت و موضوع چهارم آن که خود ساز می باشد جز مهمترین بخشها هستند زیرا هماهنگی و تعامل بین این دو عامل واثرگذاری مستقیمی که بر هم دارند، به نتایجی از آن حاصل می شود که بهتر است برای ایجاد ترتیب و توصیفی مفید تر از مسائل مربوط به ساز آغاز کرده و در مرحله بعد وارد مجموعه وسیعی همچون انسان و خصوصیات آن شویم.
چارلی ورنون، نوازنده ترومبون باس

چارلی ورنون، نوازنده ترومبون باس

چارلز “چارلی” ورنون (Charles “Charlie” Vernon) نوازنده بزرگ آمریکایی ترومبون باس در ارکستر سمفونی شیکاگو است. ترومبون‌های رایج عملاً ترومبون‌های تنور و باس هستند. ترومبون از دوره رنسانس در موسیقی مذهبی کلیساها بکار می‌رفته ولی در آثار ارکستری چندان رایج نبود. بتهوون با استفاده از این ساز در موومان آخر سمفونی پنجم خود آن را رایج کرد و تحت تاثیر وی بود که بسیاری از آهنگسازان بعد از او، به ترومبون نقشی در آثار خود دادند.
به یاد و احترام نواب صفا

به یاد و احترام نواب صفا

حکایت هشتاد سال زندگی در میان غزل و ترانه های ناب، در مجالی این چنین در چند صفحه و چند سطر نمی گنجد. چه می توان گفت در نگاهی گذرا از نسلی که به یکباره در شعر وادب و موسیقی خوش درخشید؟ چه می توان گفت از نسلی که درخشانترین چهره های شعر و موسیقی را در خود داشته و هر چه می نگری نغمه است و ترانه و ترّنم. نغمه هائی که در روح و جان مردم این سامان جای گرفته و سالیانی است بس دراز و دورکه عاشقانه این نغمه ها را واژگویه میکنند و می خوانند.
درسی از استاد ایوان گالامیان

درسی از استاد ایوان گالامیان

در مطالب قبلی به اختصار به این موضوع پرداختیم که داشتن علم ادیت برای هر نوازنده اهمیت بالایی دارد که حتی میتوان گفت، نیاز آن برای نوازنده به اندازه داشتن تکنیک روی ساز است. نوازندگان زیادی هستند که به دلیل عدم شناخت روی ادیت ساز خود، اجراهایی بی احساس را به نمایش میگذارند و حتی گاهی مشکلات تکنیکی پیدا می کنند.
موسیقی شناسی فمنیستی (V)

موسیقی شناسی فمنیستی (V)

اعتقاد بر این است که کاچینی یک آهنگساز سریع و پر کار است که دردربار با موزیسن های مرد برابری می کرد. مقدار بسیار کمی از موسیقی های او به جا مانده است. بیشتر قطعات ساخته او برای اجرا با تاتر کمدی در سالهای ۱۶۱۳، ۱۶۱۴ و ۱۶۱۹ تنظیم شده بودند. در سال ۱۶۱۸ مجموعه ای از ۳۶ قطعه منتشرکرد. این قطعات دوئت باس و سوپرانو بودند با مضامینی از خطرات عشق و آهنگهای شاد ایتالیایی و متون مقدس لاتین. در زمستان ۱۶۲۵ فرانچسکا اپرا کمدی باله آزادی روگیرو را به افتخار شاهزاده لهستان به روی صحنه برد.
انتظار از تحصیلکرده ها

انتظار از تحصیلکرده ها

در دوره رنسانس یعنی سالهای ۱۴۵۰ تا ۱۶۰۰ موسیقی نیز همانند سایر هنرها شاهد تغییرات، گسترش و پیشرفت چشمگیری بود، بخصوص اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ در سال ۱۴۳۶ کمک شایانی به توسعه و رواج موسیقی کرد.