صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (III)

ابوالحسن صبا
ابوالحسن صبا
مطالعه‌ی آثار و منش موسیقایی صبا نشان می‌دهد تا آنجا که مسائلی بنیادی‌ مانند لزوم تحول و دنیاپسند شدن موسیقی مطرح باشد او تحت تاثیر وزیری بوده و تنها در شدت گرایش با او متفاوت است. اما اگر از این سطح -که بعید است کسی را یارای مخالفت با آن در سال‌های اول سده‌ی حاضر بوده باشد- بگذریم چند ویژگی در آثار و روش او ظاهر می‌شود که آشکارا نکاتی زیباشناسانه‌اند و گاه به خوبی نیز شرح‌شان داده است.

اینها را می‌توان در سه محور گردآورد:۱- منبع الهام ساخت قطعه‌ی موسیقی و به تبع آن تغییر در محتوای موسیقایی و ویژگی ارتباطی آن؛۲- تغییر بسیار شجاعانه و عملی در مساله‌ی تعلق گوشه‌های ردیف؛۳- برخورد تحلیلی اولیه با مفاهیمی مانند پیوستگی و انسجام موسیقایی دستگاهی.

در آن دوره موسیقی ایرانی -تا آنجا که به گواه اسناد صوتی باقی‌مانده می‌دانیم- قطعات از پیش ساخته شده‌ی کمی داشته که خیلی از آنها هم تصنیف بوده‌اند و احتمالا رابطه‌ی احساسی‌شان در وقت ساخت با آهنگساز از طریق کلام و ساختمان انتزاعی ملودی برقرار می‌شده است. با وجود اسامی توصیفی‌ای که گاه به گاه میان گوشه‌های ردیف و تصانیف به چشم می‌خورد به نظر نمی‌رسد که ارتباط آن نواخته‌ها با شنوندگانشان از طریق انتظار انتقال چنین احساساتی شکل می‌گرفته است. درست در همین جا است که صبا ویژگی خاصی می‌یابد.

او قطعات زیادی نساخته اما درمورد اکثر آنها توضیحاتی وجود دارد که دال بر نوعی تاثیرپذیری طبیعت‌گرایانه است. نمی‌توان ادعا کرد که تنها صبا چنین برخوردی با ساخت قطعات داشته، در حقیقت این برخورد احتمالا با وزیری شروع شد اما در مقایسه با او منابع صبا بیشتر متعلق به طبیعت هستند و توضیحات شفاف‌تر و صمیمی‌تری برای شنوندگانش دارند.

گاهی مستقیما از موسیقی محلی چیزی یافته و بر اساس آن قطعه‌ای می‌سازد. به این ترتیب منابع تخیل آهنگسازانه بر پایه‌ی قطعاتی که از او به یادگار مانده، نزدیکی‌ای با پدیده‌های بسیار کوچک اطراف دارد مانند غژغژ کردن یک در، پریدن یک پرنده در قفس، زنگ دسته‌ای سینه زن، عبور دسته‌ای زندانی و … . در زمانی که او قطعه‌ی زرد ملیجه را ساخت (احتمالا ۱۳۰۶) چنین نگرشی تازه بود.

هر چند که هرگز نشنیده‌ایم صبا تلاش کرده باشد شنوندگانش را وادارد این قطعات را همان‌طور بشنوند که نامش می‌گوید اما همین که تلاش کرده تا از ابزار موسیقی برای حمل یک تخیل یا تصویر بیرونی استفاده کند پدیده‌ای است که در زمان خودش کمیاب و وجه طبیعت‌گرایش هم به احتمال قوی نایاب بوده است.

به درستی نمی‌دانیم که علت این گرایش او چه بوده، اما به احتمال زیاد می‌توان از یک سو ترکیبی از گرایش‌های اولیه‌ی مکتب وزیری به آهنگسازی توصیفی و از سوی دیگر تماس و تاثیرپذیری مستقیم از موسیقی محلی (که خود رابطه‌ای نزدیک با محرک‌های موجود در طبیعت دارد) را در شکل‌گیری این امر موثر دانست.

بی‌شک صبا هر کاری که در موسیقی ایرانی کرده باشد، از نقطه نظر مورد بررسی در نوشتار حاضر، مهم‌ترین و جسورانه‌ترین کارش را باید اضافه کردن چند گوشه به ردیف دانست.

می‌دانیم که در دوره‌ی زندگی صبا مفهوم ردیف تشابه کمتری با یک متن متصلب شده‌ی امروزی داشته است اما سیال بودن این مفهوم حتا در آن دوره هم به ندرت شامل افزودن گوشه‌ها می‌شد؛ به صورتی که مرجع تعلقشان یک آهنگساز مشخص باشد. در موسیقی ایرانی مواردی هست که اگر هم روزی «خلق» شده‌اند دست‌کم امروزه دیگر «خلق» نمی‌شوند برای مثال کسی یک دستگاه جدید نمی‌سازد. به بیان دیگر این موضوعات از دید زیباشناسی موسیقی ایرانی در دایره‌ی فعالیت خلاقانه قرار نمی‌گیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

از روزهای گذشته…

جایگاه رهبر (I)

جایگاه رهبر (I)

دو سال پیش، وقتی ارکستر سمفونیک تهران هنوز از داشتن رهبر دائم محروم بود و در حالتی مشوش و سردرگم به سر میبرد، مطلبی با عنوان”ارکستر بی رهبر” چاپ شد که این مقاله در مورد ارکستری صحبت میکرد که بدون رهبر کار میکند و در سطح مطلوبی به فعالیت میپردازد.
گفتگو با یوگنی کیسین

گفتگو با یوگنی کیسین

در سال ۱۹۸۴ در روسیه نوازنده ای به جهان معرفی شد که در اجرای خود کنسرتو پیانوهای شوپن را به نحو احسن نواخت نکته مهم در این قضیه این بود که این اجرا توجه نوجوانی ۱۲ ساله به وقوع پیوست و تا به امروز توانسته است با مهارت خویش دنیای موسیقی را معطوف به خود نماید.
کادانس ها (II)

کادانس ها (II)

این کادانس بیشتر در آخر جملات دیده می شود اما آخرین آکورد به جای تونیک V می باشد و احساسی بی نهایت و نا تمام را ایجاد می کند.
ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.
میشل کامیلو

میشل کامیلو

میشل کامیلو (Michel Camilo) را میتوان یکی از فعالترین نوازندگان پیانو در سبک جز دانست. نوازنده ای که همواره به دنبال کسب تجربیات جدید در دنیای موسیقی و همکاری با نوازندگان دیگر سبک ها میباشد. وی در ۴ آوریل سال ۱۹۵۴ درSanto Domingo،Dominican Republic بدنیا آمد. او را به عنوان یک نوازنده پیانو در سبکهای لاتین، جز، کلاسیک می شناسند و همچنین تکنیک فوق العاده او نیز به کارهایش را متمایز از سایرین نموده است و این جز با دانش بالا در زمینه موسیقی و سبکهای مختلف بدست نیامده است.
“نگرش کلاسیک به هارمونی و پیانوی جَز” منتشر شد

“نگرش کلاسیک به هارمونی و پیانوی جَز” منتشر شد

به طور کلی منابع موجود به زبان فارسی برای علاقمندان موسیقی جَز (Jazz) بسیار ناچیز بوده و کتابهایی که در این زمینه در دسترس می باشند عمدتاً به بررسی اجمالی تاریخچه، سبکها و یا ویژگیهای کلی این نوع موسیقی می پردازند.
به بهانه معرفی آثار چند صدایی آهنگسازان ایران و ترکیه (I)

به بهانه معرفی آثار چند صدایی آهنگسازان ایران و ترکیه (I)

بیست و چهارم دیماه گذشته، فستیوال سه گاه در پیستبورگ-پنسیلوانیای آمریکا میزبان نوازندگی لیلا رمضان بود. در این برنامه لیلا رمضان قطعاتی از آهنگسازان معاصر ایران و ترکیه شامل: نصیل کاظم اکسس (Necil Kazim Akses)، اوندر ازکک (Önder Özkoç)، ییگیت کلت (Yigit Kolat)، فوزیه مجد، علیرضا مشایخی، بهزاد رنجبران و ایرج صهبایی را در قالب یک رسیتال پیانو بر روی صحنه برد. در این فستیوال که با همکاری دانشگاه کارنگی ملون پیتسبورگ (Carneigie Mellon University-Pittsburgh) و مرکز موسیقی ایران (Center for Iranian music) و انجمن دانشجویان اهل ترکیه در پیتسبورگ به مدت سه روز برگزار شد، از کیان سلطانی و اسماعیل لومانوسکی (Ismail Lumanovsky) هم به عنوان سولیست دعوت شده بود و قطعات “دوبل کنسرتو برای نی و کمانچه ” از رضا والی و “کنسرتو برای کلارینت و آنسامبل” از اربرک اریلماز (Erberk Eryilmaz) اجرای نخست شدند.
بهترین های Jazz در این هفته

بهترین های Jazz در این هفته

دومین ترانه به نام Dance Me To The End Of Love از آلبوم Careless Love با صدای مادلین پرو Madeleine Peyroux (نام فامیل او مانند کشور پرو تلفظ میشود) خواننده جوان آمریکایی است، مادلین پرو را بیلی هالیدی سالهای نود نامیده اند.
چیستا غریب: استاد باید بتواند شاگرد را بشناسد

چیستا غریب: استاد باید بتواند شاگرد را بشناسد

بله، شاگرد هایی اینچنینی در دانشگاه زیاد داشته ام مثل آقای سعید خرمشاهی و آقای رضا تفضلی. الان آقای خرمشاهی، سلفژ را در همان دانشگاه تدریس می کنند؛ آقای رضا تفضلی که از موزسین های خوب هستند الان هارمونی، کنترپوان و فرم را در دانشگاه تدریس می کنند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

چندی پیش به بهانه انتشار یک فایل تصویری از اجرای موسیقی ایرانی با سازی ابداعی («دل و دل» طراحی شده توسط محمدرضا شجریان)، بحثی در یکی از صفحه های فیس بوک پیش آمد که تبدیل به گفت و شنودی طولانی شد. پس از اتمام این بحث بعضی از دوستان تقاضا کردند که این نوشته در سایت باز نشر شود و امروز اولین قسمت این گفت و شنود را که پس از تغییرات و ویرایشی کلی آماده شده است می خوانید. به دلیل اجازه نداشتن از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند و انتشار خصوصی این نوشته در جمع دوستان در یک صفحه شخصی، نام هیچ کدام از طرف های گفتگو در این نوشته نمی آید و تنها به جای نام دوستان «الف» و «ب» نوشته می شود و بخشهایی از نوشته های دوستان که به دلیل انتشار در سایت تغییر یافته است در (…) و “” نمایش داده می شود. برای مشخص تر شدن دو طرف بحث، نوشته های دوستان بر زمینه خاکستری و نوشته های نگارنده، در زمینه سفید نمایش پیدا می کند.