اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

کارلهاین اشتوکهاوزن
کارلهاین اشتوکهاوزن
به گفته اشتوکهاوزن «در اواسط قرن … تمایلی برای کناره گیری از بشریت شکل گرفت. انسان بار دیگر به ستاره ها چشم دوخت و به حساب کتاب های جدیدی پرداخت.» در عکس های مدرسه تابستانی موسیقی در دارمشتات (Darmstadt)، اشتوکهاوزن را در کسوت یکی از آهنگسازان جوان، لاغر، بینوا و ایده آلیست در می یابیم که عمیقا تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است و مصمم است تا دوباره و از ابتدا، بر زبان موسیقی کار کند.

این دسته آهنگسازان همگی اعتماد به نفس داشتند و در برابر آهنگسازان بزرگتر از خودشان بردبار نبوده و آن ها را سرزنش می کردند.

آنها تنها دو آهنگساز بزرگتر از خودشان را از این قضیه مستثنی کردند که یکی از آنها آنتون وبرن و به خاطر فرم دشوار موسیقی سریالیش بود که بعدها الهام بخش آنها شد. البته وبرن توسط یکی از نیروهای اشغالگر در وین اشتباهی کشته شده بود! آهنگساز دیگر الیویه مسیان بود که بسیاری از این آهنگسازان در کلاس او در کنسرواتوار پاریس با یکدیگر آشنا شده بودند.

در واقع تجربه های مسیان در گسترش فرم های ریاضی ساختار و فراتر رفتن از زیر و بمی صدا به طوری که ریتم، زنگ صدا و دینامیک آن را در بر بگیرد، تأییدکننده مسیری بود که اشتوکهازون برای پیشروی انتخاب کرده بود. اما اشتوکهاوزن در سال های بعد ایده های سریالی را در حوزه های کاملا جدیدی به کار گرفت.

اشتوکهاوزن نیز مانند لیگتی و بولز، فاز نقطه نگاری (“pointillist”) را پشت سر گذاشت و مانند آنها خیلی زود از این فاز ناراضی شد و بیرون آمد. منظور از این فاز این است که آهنگساز متن را به نت های تشکیل دهنده اش تجزیه می کند.

چندین اثر مهم دهه ۵۰ که همگی تا کنون موسیقی کلاسیک قرن بیستم شناخته به حساب می آیند به شیوه جدیدی از ایده سریالی بهره گرفتند، بدین ترتیب که عنصری که باید مرتب می شدند «نقطه» نبودند بلکه گروهایی با طول های متفاوت بودند که همگی توسط ویژگی های خاص و مشخصی مانند سرعت، تراکم و گستره، تعریف می شدند. عنوان معروف ترین قطعه اشتوکهاوزن (که به عقیده ی برخی بهترین قطعه او نیز هست) گروپن (گروه ها) است که کثرت شگفت انگیزی را در خود دارد که در آن فانتزی و سرسختی با هم در ستیزند.

در این زمان بود که اشتوکهاوزن به رهبر شناخته شده در عرصه نو ظهور موسیقی الکترونیکی تبدیل شده بود. اشتوکهاوزن در استودیوی رنگ و رو رفته ی کالج فنی پاریس، آرزوی جدیدی در سر می پروراند: «من ساختاری می خواستم که در اتودی تحقق یابد که قبلا در ابعاد کوچک یک صدای تک کار شده بود، به طوریکه در هر لحظه، هر چند کوتاه، اصل ایده من خود را نشان دهد.» اشتوکهاوزن با سرسختی تمام روی این ایده کار کرد.

پیر شفر، مدیر استودیو، به خاطر می آورد که: «او کاملا از پیروی کردن از نصیحت من سر باز زد … اصلا به آن احتیاجی نداشت. چیزی که به خاطر می آورم، مرد جوان و دوشت داشتنی است که می شد او را در تبادل نظری جالب درگیر نمود، در عین حال به هیچ عنوان به دیدگاه های منطقی من اهمیتی نمی داد و تنها با حس جاه طلبی به جایش، به مطالعه روی یک صدا می پرداخت (Study on One Sound)». این مطلب، در نقد رویکرد اشتوکهاوزن، نادرست است. در واقع، مشکل اصلی اشتوکهاوزن این نیست که رویکردش غیر منطقی است، بلکه مشکل اصلی او این است که رویکردش زیادی عقلانی و منطقی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

موسیقی و طنز (قسمت دوم)

موسیقی و طنز (قسمت دوم)

مقصود اینکه به جز مثال های بسیار استثنایی، به دشواری بتوانیم پیدا کنیم، قطعات با کلامی را که نقش طنز پردازنه آنها، یکسان به دوش واژگان و به دوش صداها گذشاته باشد. در اکثریت قریب بااتفاق آنها، فقط کلام است که نقش طنز آمیز دارد و موسیقی یا خنثی است یا اصلا احساسات دیگری را تداعی می کند و یا حداکثر در حکم وسیله تزئینی به کار گرفته شده است.
ویلنسل (II)

ویلنسل (II)

بدنه: ویولنسل معمولا از چوب ساخته می شود، گرچه ممکن است مواد دیگری همچون فیبرکربن و آلومینیوم نیز برای ساخت آن بکار گرفته شود. صفحه رویی یک ویولنسل سنتی از چوب صنوبر و پشت، کناره ها و دسته ساز از چوب افرا ساخته می شود. گاهی از چوب درختان دیگری همچون سپیدار و بید برای پشت و کناره های ساز استفاده می شود.
سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

رپرتوارهایی که اینجا برای کر فلوت بود، قبلا بسیار کم بود و آدم مجبور بود خودش آرانژمان انجام بدهد برای چنین ویزیت سانگی ولی الان این کر ها، بینهایت زیاد شده اند یعنی بخصوص از نظر رپرتوار، در موسسه های انتشاراتی مجله های نت موسیقی در آمریکا، شما هر قطعه ای که فکر کنید، تنظیم اش وجود دارد و بینهایت زیاد هستند. از نظر رپرتوار ما هیچگونه در مضیقه نیستیم و بی نهایت زیاد است.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XI)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XI)

در دوران نا به سامانی زندگی می کرد و چون شیفته ی هنرهای زیبا بود رساله ی الشرفیه فی نسب التالیفیه را در پنج فصل به زبان عربی در باب هنرهای زیبا نوشت. کتاب الادوار را صفی الدین در سنین جوانی نوشت که در آن به شرح اصول پرده بندی عود، فواصل موسیقی، ؛آموزش خوانندگی… پرداخته است.
وضعیت اجتماعی تنبک نوازان

وضعیت اجتماعی تنبک نوازان

در سالیان پیش هنر نواختن تنبک به شکل تکنوازی نگریسته نمیشده است. توضیح آنکه خوانندگان دو گونه بودند، یکی آوازخوانان که بر پایه ردیف موسیقی اصیل خوانندگی میکردند و دیگری تصنیف خوانها که تصنیف ها (ترکیب های ریتمیک موسیقی آوازی) را اجرا میکردند.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سال ۱۳۶۸ با مرگ پدرم مرتضی حنانه، حشمت سنجری نیز از این سمت کناره گیری کرد. به یاد دارم که آثار پدرم را به همراه پیانوی من در آذر ماه ۱۳۶۸ با ارکستر نواختیم و از آن پس ایشان نیز کناره گرفت و در سال ۱۳۶۹با زنده یاد فریدون ناصری در بزرگداشت پدرم کنسرتی را به روی صحنه بردیم که شامل روندو کاپریچوزو و هزاردستان بود و در بخش های دیگر این کنسرت آثار دیگری از پدرم اجرا شد.
گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (I)

گفتگو با هانس زیمر آهنگساز کال آف دیوتی (I)

هانس زیمر (Hans Zimmer) برنده جایزه اسکار برای آهنگسازی فیلم شیر شاه (The Lion King) است و پنج بار نیز برای فیلم های گوناگون از جمله گلادیاتور نامزد دریافت جایزه شده است. اما موسیقی متن بسیار معروف او موسیقی بازی کال آف دیوتی ۲ (ندای وظیفه ۲) است. زیمر میگوید: “تجربه بسیار لذت بخشی بود. خیلی برایم هیجان انگیز است که با کسانی کار کنم که داستان هایشان را به شیوه هایی کاملا متفاوت ارائه می کنند.” در اینجا با او درباره این تجربه اش گفتگو می کنیم.
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (V)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (V)

با توجه به نقص سیستم فیثاغورثی ٬ برای انجام مدولاسیون به تمام کلیدها در طول تاریخ راههای مختلفی طی شد که اعتدال مساوی Equal temperament یکی از آنها است. در سیستم ۱۲ قسمتی مساوی (۱۲-Equal divisions of octave) یا ۱۲-EDO که همان گام ۱۲ نیم پرده مساوی و نوعی اعتدال مساوی است تمام پنجمها یکسان و مساوی ۷۰۰ سنت می باشند. از طرفی مجموع فواصل در چرخه ۱۲ درجه ای پنجمها ۸۴۰۰ سنت =۱۲*۷۰۰ است.
دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری دمیتریویچ شوستاگویچ آهنگساز روسی، یکی از نامدارترین آهنگسازان قرن بیستم است. او با تاثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید، به عنوان مثال در اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” (Lady Macbeth of the Mtsensk District) در سال ۱۹۳۴، یک اثر مجزا را با دو روش در کنار هم آفرید، هارمونی نئوکلاسیک (با تاثیر از استراوینسکی) و پست رومانتیک (شیوه پس از مالر). دست یابی منحصر به فرد شوستاکویچ به تونالیته شامل تضاد و کنتراستی بی قاعده و جذاب است. شوستاکوویچ به سمفونی های خویش بسیار مفتخر بود، او مهارتش در تکنیک را بیشتر مدیون مالر می دانست. مشهورترین آثارش ۱۵ سمفونی و ۱۵ کوارتت زهی است.