نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (III)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
آهنگسازی بر اساس «به زندان» و تولد شوشتری برای ویولون و ارکستر
ابوالحسن صبا در کلاس درس ویولون خود شاگردان متعددی داشت که او در اواخر عمرش موفقیت ها و ترقیات آنها را دیده بود ولی یک شاگرد او که بیشتر علاقه اش آهنگسازی تا نوازندگی بود، همیشه مورد توجه و علاقه اش بود؛ این شخص همان شاگرد آهنگسازی حسین ناصحی بود که آنروزها به عنوان یک موزیسین جوان و مستعد شناخته شده بود؛ حسین دهلوی بسیار مورد اطمینان صبا در زمینه کاری موسیقی بود و کسی بود که هنگام تاسیس ارکستر شماره یک هنرهای زیبا، آسیستان او و همکارش در تنظیم قطعه برای این ارکستر بود.

متاسفانه عمر کوتاه صبا و مرگ زود هنگامش اجازه شنیده شدن تنظیم چندین اثر از ساخته هایش توسط شاگرد مستعد او حسین دهلوی را نداد… در سال ۱۳۳۷ یک سال پس از درگذشت صبا، دهلوی که رهبری ارکستر شماره یک را به جای صبا به دست گرفته بود و نام ارکستر را نیز به احترام او ارکستر صبا گذاشته بود، دست به ساخت قطعه ای بر اساس «به زندان» زد و برای اولین بار در کنسرتی رسمی آن را با ویولون بهترین مجری سبک نوازندگی صبا یعنی رحمت الله بدیعی به روی صحنه برد.

دهلوی به خاطر تغییر نگاه اثر و همینطور دردناک بودن نام «به زندان»، تنها در عنوان قطعه به مشخصات موسیقایی آن اشاره کرده و نام این اثر را «شوشتری برای ویولون و ارکستر» گذاشت.

پس از بارها اجرا شدن این قطعه به رهبری دهلوی و شاگردانش، دهلوی پس از انقلاب با نوازنده مستعد و جوان ویولون، ارسلان کامکار «شوشتری برای ویولون و ارکستر» را ضبط کرد.

انتشار پارتیتور «شوشتری برای ویولون و ارکستر»
در سال ۱۳۶۵ حسین دهلوی به انتشار پارتیتور «شوشتری برای ویولون و ارکستر» پرداخت که در پایان کتاب نسخه ای از نت ملودی «به زندان» ابوالحسن صبا ضمیمه شده بود. در توضیحات پارتیتور این اثر به دو نکته اشاره شده که یکی نحوه نوشتن واژه «ویولون» به این شکل به زبان فارسی است و دیگری امکان اجرای این اثر بدون استفاده از فواصل ایرانی است که در واقع مایه آن را از شوشتری به مینور تغییر میدهد.

در واقع پس از انتشار این اثر توسط دهلوی بود که ارکسترهای مختلف به اجرای این اثر پرداختند و باعث ترویج بیشتر آن شدند.

نگاهی به ضبطهای «شوشتری برای ویولون و ارکستر»
امروز تنها ضبطی که از این اثر قابل دسترس و با کیفت بالا است مربوط به همکاری دهلوی و ارسلان کامکار است؛ اجرای ارسلان کامکار با رهبری دهلوی در کاستی به نام «آثار حسین دهلوی شماره ۱» به انتشار رسید و با استقبال خوبی مواجه شد، هرچند ارسلان کامکار در مصاحبه ای (۵) عنوان کرده بود که به دلیل تمرین نداشتن و در آوردن این قطعه در استودیو، نتوانسته نهایت مهارت خود را برای اجرای این قطعه به کار گیرد.

در نمونه صوتی ارسلان کامکار این اثر به مدت تقریبی ۶:۵۵ دقیقه به اجرا در آمده که مطابق با پارتیتور منتشر شده از این اثر است و کادانس ندارد.

یک نمونه صوتی کمیاب با کیفیتی وضوح بسیار نازل نیز از این اثر با اجرای ویولون علی رهبری و رهبری حسین دهلوی وجود دارد که به دلیل ذکر شده چندان قابل بررسی نیست ولی خصوصیت مهمی که این ضبط دارد، طول زمانی بیشتر این قطعه نسبت به اجرای ارسلان کامکار است که مشخص می کند که آهنگساز بعداً قسمتهایی از اثر را حذف کرده است.

پی نوشت
۵- پورقناد، سجاد، گفتگو با ارسلان کامکار، روزنامه آرمان، ۱۲ خرداد ۱۳۹۰

3 دیدگاه

  • امین
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۹۰ در ۲:۲۰ ق.ظ

    سلام.
    تصور می کنم در خط ششم به جای نام استاد دهلوی،از زنده یاد استاد حسین ناصحی نام برده اید.

  • ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۸ ب.ظ

    دوست عزیز، بنده به استاد دیگر آقای دهلوی اشاره کردم که جناب ناصحی هستند.

  • امین
    ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۹۰ در ۷:۳۸ ب.ظ

    سلام.
    حق با شماست.من بی دقتی کردم.عذرخواهی می کنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) همچنین رهبر میهمان اصلی اپراهای بسیاری بوده: اپرا سن فرنسیسکو از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، اپرا متروپولیتن نیویورک (که اولین اجرایش با آنان در سال ۱۹۷۲ از “ارفئو” اثر گلوک بوده)، اپرای وین، اپراهای زوریخ و ژنو، خانه اپرای رویال (جایی که اجراهایی منحصر به فردی از رومئو و ژولیت اثر گونود، سمله از هاندل و روسالکای دئورژاک رهبری نمود.) در بازگشایی مجدد تئاتر شهر پراگ در سال ۱۹۹۱ کنسرتی را رهبری نمود. مکرس مدال شوالیه انگلستان را در سال ۱۹۷۴ دریافت نمود، در سال ۱۹۷۹ برای خدمتش در عرصه موسیقی جهانی از او تقدیر شد، در پایان سال ۱۹۹۶ مدال افتخار جمهوری چک را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۸ هنرمند منتخب استرالیا شناخته شد.
آیا ملودی هویت یک قطعه موسیقی است؟

آیا ملودی هویت یک قطعه موسیقی است؟

بسیاری از ما موسیقی را معادل ملودی میدانیم و در عین حال نمی دانیم ملودی واقعا” چیست! همه ما دانسته یا ندانسته هنگام رانندگی، هنگام راه رفتن در خیابان، در محل کار و … اصواتی را زمزمه میکنیم که به آنها ملودی گفته میشود.
کومپینگ جلوتر از هارمونی

کومپینگ جلوتر از هارمونی

کومپینگ (Comping) خلاصه شده لغت آکومپانینگ (Accompanying) در موسیقی است که به معنای همراهی با نوازنده یا خواننده سولیست بکار برده می شود. وظیفه شخصی که عمل همراهی را انجام می دهد آن است که از زوایای ریتم و هارمونی، ملودی اصلی را حمایت کند و در مواقع لزوم پاساژها و ملودی های زینتی را اجرا کند تا موسیقی زیبا و قوی تر اجرا شود.
نقدی بر هارمونی زوج (IV)

نقدی بر هارمونی زوج (IV)

معمولا وقتی در نوشته ای نام گام دورین می آید و به دوره ای ویژه اشاره نمی شود، منظور “گام دورین سده های میانه” است که هنوز در موسیقی جاز و پاپ نیز مورد استفاده است مانند: آهنگ معروف «بیلی جین» از مایکل جکسون و «الینور ریگبی» از بیتل ها.
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (II)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (II)

آشنایی نیچه با موسیقی به دوران کودکی او بر می گردد. او دوستی داشت که خانه آنها مرکز فعالیت موسیقی بود و مندلسون آهنگساز بسیار به آنجا رفت وآمد داشت. دوستی نیچه با این پسر اولین رویارویی او با موسیقی را پدید آورد. نیچه تا قبل از دوران جوانی نوازنده ای ماهر در پیانو بود و آهنگسازی نیز می نمود. در همین دوران او قطعه ای برای ارکستر و گروه کر نوشت که شعر آنرا سالومه، دختر دلخواهش سروده بود. می شود گفت اولین فعالیت خلاقانه نیچه در موسیقی ظهور کرد و این فعالیت تا ۱۹۰۰ که در اثر سیفلیس درگذشت همراه او بود چرا که در سالهای واپسین عمر خود که به طرز مشهودی درگیر جنون شده بود باز هم با اشتیاق و انرژی بسیار با پیانو بداهه نوازی می کرد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

نمودار ۲ نشان دهنده طیف های بدست آمده از نواختن یک قطعه با استفاده از هر سی ساز است.
آستور  پیازولا آهنگساز برجسته  nuevo tango (قسمت اول)

آستور پیازولا آهنگساز برجسته nuevo tango (قسمت اول)

نام پیازولا برای دوستداران موسیقی کلاسیک یاد آور مردی است که نه تنها سنت این موسیقی را دگرگون کرد، بلکه با نشان دادن توانایی های ساز خود و موسیقی کشور خود، باز نشان داد که موسیقی کلاسیک به نژاد و ابزار موسیقایی وابسته نیست.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.
گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (III)

گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (III)

نشست پژوهشی نی کلید دار و تنبک کوکی در تاریخ سوم دی ماه، در کنسرواتوار تهران برگزار شد. در این برنامه دکتر حسین عمومی نوازنده نی و استاد دانشگاه ارواین آمریکا، درباره ساخت و نحوه نوازندگی این سازها به سخنرانی پرداخت. در ادامه این برنامه شاهین مهاجری محقق و نوازنده تنبک به سخنرانی درباره تاریخچه و فیزیک ساز تنبک و بعضی از سازهای کوبه ای جهان پرداخت که در این نوشته قسمت سوم متن این سخنرانی را می خوانید.
روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

آگاهی و معرفت به چه کار می‌آید؟ صبح یکی از روزها در سال ۱۹۵۳ یک خبرنگاری به من تلفن کرد که مرا مطلع کند که ژاک تی باود (Jackues Thibaud) در هواپیمائی بر فراز کوه های آلپ جزو سرنشینان بوده سقوط کرده و او مرده است!