مصاحبه با راجر واترز (I)

“Amused to Death” یکی از زیباترین کارهای راجر واترز می باشد که با وجود شباهت هایی که از لحاظ ساختاری به برخی از کارهای قبلی وی دارد؛ به مراتب از آنها پیچیده تر و سنگین تر می باشد.

فرم موسیقی و ملودی های خواننده، تنظیم قطعات، مفهوم ترانه ها و نحوه کنار هم گذاشتن قطعات در آلبوم، همه و همه نشان دهنده نبوغ واترز در موسیقی و نگاه دقیق و عمیق او به مسائل اجتماعی و سیاسی روز دارد.

راجع به تک تک قطعات این آلبوم می توان ساعتها در زمینه های مختلف بحث کرد، اما آنچه در نظر اول می توان گفت این است که با ارائه این آلبوم، واترز توانست نام Pink Floyd را دوباره زنده کند و بر سر زبانها بیندازد. مقایسه این آلبوم با The Wall یا Dark Side of the Moon کاری بسیار دشوار است چرا که با وجود شباهت هایی که با این دو آلبوم دارد فرسنگ ها با آنها فاصله دارد. بقول برخی از منتقدان هنری Amused to Death نهایت یک کار استادانه در موسیقی Rock می باشد.

به قسمت اول از مصاحبه مطبوعاتی با راجر واترز در رابطه با این آلبوم که در سپتامبر ۱۹۹۲ انجام شده توجه کنید.

Q : عنوان آلبوم شبیه یکی از کتابهای نیل پوستمن (Neil Postman) هست، آیا ایده ای از این کتاب گرفته شده است؟
A : حقیقتا” نام آلبوم بله، چرا که من شخصا” این عنوان را دوست دارم، همچنین خود کتاب را، اما نه، هیچ ایده خاصی از کتاب گرفته نشد. راستش چون از این عنوان خوشم می آمد آنرا برداشتم.

Q : خب پس ایده اصلی آلبوم از کجا گرفته شد؟
A : بله، این فکر که یک میمون در حال تماشا کردن تلویزیون باشد؛ بیشتر یک حالت استعاره است برای آدمهایی که در دنیا به رقابت و جنگ می پردازند و این آلبوم پاسخ شخص من به نزاع آنهاست که طی سالها در تلویزیون مشاهده کردم

Q : بنابراین شما گه گاه به تلویزیون نگاه میکنید؟
A : حقیقش در حال حاضر نه، اما قدیم عادت داشتم که گه گاه تلویزیون نگاه کنم. الان هشت، نه ماه هست که در آمریکا هستم و به جرات می تونم بگم که تلویزیون نگاه نکردم، چند بار بخاطر این فوتبال آمریکایی که جنجال بپا میکنه تلویزیون رو روشن کردم اما واقعا” ورزش خشن و …. هست و بنظر من دیدنی نیست!

ایده اصلی آلبوم از تعدای از آهنگ هایی بود که بنظر من پایه اصلی آلبوم بودند مثل آهنگ Audio File Perfect sense part 1 که از فیلم ادیسه فضایی ساخته استنلی کوبریک الهام گرفتم، همون جایی که اون شامپانزه وارد می شد … که البته در اونجا یک انسان اولیه بود … یک استخوان پیدا میکنه و از اون بجای اسلحه استفاده میکنه … بنظر من همین یک صحنه خلاصه ای هست از رقابت و جنگ میان انسانها …

Q : این یک ایده خیلی مفهومی هست؛ شما اصولا” به اینگونه آلبوم ها – ی مفهومی – علاقه دارید؟
A : بله این سبک کاری من هست (با حالتی عصبی).

Q : آیا این خسته کننده نیست که آهنگ های یک آلبوم به این بزرگی را یکی یکی انتخاب می کنید و بعد درست کنید؟ دلیل خاصی برای اینکار دارید؟
A : مطمئن نیستم اینطور که شما فکر می کنید باشه، بذارید توضیح بدم. ما آهنگ ها رو دونه بدونه انتخاب نمی کنیم، بلکه برعکس این کارها هستند که ما رو انتخاب می کنند. در واقع وقتی یک نفر یک آهنگ می سازه یا یک نقاشی میکشه که جالب و زیباست، دلیلش این هست که با اون ایده هنری ارتباط برقرار کرده و اون هست که هنرمند رو جذب کرده. اگر الان به من بگن یک آهنگ راجع به جنگ خلیج – فارس – درست کن، واقعا” برای من خسته کننده و عذاب آور هست، متوجه هستید. بنابراین برای حداقل من ساده تر و جذاب تر این هست که راجع به ایده ای که مرا جذب خود کرده یک سری کار موسیقی انجام بدم، کارهایی که به هم ارتباط فکری و معنوی دارند.

Q : قسمتهای جالبی و به نوعی عجیب در آهنگ Audio File Watching TV هست، موضوع اونها چیست؟
A : درسته … یک گروه موسیقی دانهای چینی هستند که به The Peking Brothers معروف هستند، فکر کنم تا چند سال پیش در لندن بودند … خب می بینید واسه همین در اونجا ما یک عود داشتیم و … و یک دختر هم می خوند به زبان چینی البته؛ تقریبا” در وسطهای کار اونجایی که خواننده میگه “I grieve for my sister” (من نگران خواهرم هستم) … بله، دختر میگه “مردم در چین هرگز بچه هایی رو که برای شما مردند فراموش نمی کنند، زنده باد جمهوری”

Q : شما این ترانه را تنها نخوندید بلکه با Don Henley اجرا شد، چرا اینکار رو کردید؟ آیا باهم دوست هستید؟
A : نه اون دوست دوست من هست، یکی از همکارانم در Radio Kaos ایشون رو به من معرفی کرد و گفت که شما دو تا هم فکر هستید میتونید با هم کار کنید. من هم فکر میکردم این آهنگ باید با دوصدای مرد خوانده بشه بعد همونجا آهنگ رو زدم و اون خوشش آمد، یک تمرین کوچک کردیم و رفتیم استودیو و در یک جلسه ضبط کردیم؛ جالبه می بینید چگونه است …

Q : درسته، این آلبوم شما بعد از گذشت ۵ سال از آلبوم “Kaos” تهیه شد؛ آیا در تمام این مدت روی اون کار میکردید؟
A : مشخصا” نه؛ من کارهای دیگری در دست داشتم. یک سری اپرا راجع به انقلاب فرانسه شاید بشه گفت بعد از این اپراها کار جدی من همین آلبوم بود.

Q : اصلا” چگونه آلبوم درست میکنید؟ اول متن بعد موسیقی یا برعکس ؟
A : بستگی داره، اخیرا” روش دیگه ای استفاده میکنم. اول یک ایده برای یک آهنگ در ذهنم درست میکنم بعد یک نسخه ساده (demo) از اون درست میکنم، بعد اونقدر صبر میکنم تا احساسام روی اون آهنگ بارور بشه و ترانه به ذهنم خطور کنه. به استودیو میرم و هدفون رو به گوشم میگذارم و آهنگ رو گوش می دم، آهنگ رو می خونم بدون اینکه نوشته ای از پیش داشته باشم! سه بار، چهار بار، پنج بار حتی شش بار اینکار رو تکرار میکنم. خب یقینا” بعضی از اونها دور انداختنی هست اما بعضی قابل فکر کردن.

بهترین اونها را بر میدارم و می رم بیرون از استودیو. تا موقعی که دیگه تو ذهنم آهنگ بطور کامل پرورده بشه؛ دوباره میرم استودیو و بین نیم ساعت تا سه ربع طول میکشه که آهنگ رو ضبط میکنم؛ بنظر خودم بازدهی این روش خیلی بالاست بخصوص که ارتباط آهنگ ساز با آهنگ بیشتر هست.

Q : واقعا” چقدر طول میکشه که شما یک آلبوم رو در استودیو ضبط کنید، با اون صداهای عجیب و غریب … باید خیلی زمان لازم باشه، نه؟
A : اووووو، بله. من این کار رو در سال ۱۹۹۰ تمام کردم. میدونید وقتی تمومش می کنید زمانی می رسه که می نشینید و می خواهید اونو گوش کنید. تازه ممکن کلی تغییرات درش بدید؛ که البته در این آلبوم من تغییر خاصی ندادم. در این زمان نوبت به یک همکار برای تولید میرسه (co-producer) که باید پیداش کنی، من با خیلی ها صحبت کردم در نهایت با “Pat Leonard” و “Nick Griffiths” ساعتها روی آلبوم کار کردیم و سعی کردیم به درک مشترک از احساسات درون آلبوم برسیم … معذرت می خوام دیگه دیر شده اگه ممکنه ادامه صحبت برای فرصت دیگه ای باشه …

The Pink Floyd Fan Club

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

طلایه‌دار تلفیق (IV)

طلایه‌دار تلفیق (IV)

پیشگامی او در ساخت ترانه‌هایی که آن روزها به جاز و امروز به پاپ معروف است، بخشی دیگر از سابقه مغفول‌مانده اوست. بی‌شک بسیاری از ما ترانه معروف «ای دختر صحرا نیلوفر» را با شعر اسماعیل نواب صفا و صدای خوانندگان مختلف شنیده و گاه زمزمه کرده‌ایم، اما هرگز نمی‌دانسته‌ایم که آهنگ گیرای آن را عباس شاپوری ساخته و از این راه الگوی بسیاری از ترانه‌سازان پس از خود شده است. او شعر بعضی ترانه‌هایش را هم خود می‌سرود که «گلی‌جان» و «آرزو» از آن جمله‌اند.
والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.
گفت و گو با جان کیج (I)

گفت و گو با جان کیج (I)

نوشته که پیش رو دارید، یکی از مهمترین گفتگوهای جان کیج است که در آن به توضیح نظریات خود می پردازد. مصاحبه کنندگان مایکل کربی و رایچارد شکنر هستند و متن آن ابتدا در مجله تئاتر “Tulane”، جلد دهم، شماره دو (زمستان ۱۹۶۵)، صفحه ۵۰ تا ۷۲ به انتشار رسیده است که امروز اولین قسمت از برگردان فارسی آن را می خوانید. (مترجم: محبوبه خلوتی)
علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

پس غیر از گوش دادن به طور علوانی و مقایسه کردن فواصل این آواز در مباحث تئوری هم به این نتیجه می رسیم که فواصل اجرای این طور شباهت زیادی با فواصل و ذائقه موسیقایی جنوب کشور دارد. همین نکته باعث وجود یک طور خاص در کل مکاتب عرب شده است.
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
کریستوف ایشنباخ (II)

کریستوف ایشنباخ (II)

در مقاله ای در سال ۲۰۰۷ مارک اسود (Mark Swed) از تایمز لس انجلس درباره ایشنباخ و ارکستر فیلادلفیا نوشته است: “ایشنباخ یکی از بهترین موسیقیدانان دنیا است. وی دارای عقیده و صاحب سبک و موسیقیدانی جهانی است. موسیقی را پرهیجان اجرا می کند، همکاران از وی با گرمی و حرارت سخن می گویند و همواره مورد علاقه خوانندگان است… پس مشکل کجاست؟ همه می دانند که ارکستر در پذیرفتن وی دچار مشکل بود. زمانی که ایشنباخ به عنوان مدیر ارکستر منصوب شد پنج سال از آخرین باری که ارکستر را رهبری کرده بود می گذشت. ۷۵ نفر از نوازندگان نامه درخواستی را مبنی بر تعلیق این تصمیم امضا کردند. از ابتدا رابطه آنان در مسیری غلط و ناخوشایند پیش می رفت. موسیقیدانان بر روی سن کسل بودند و بسیاری از حضار از سالن خارج می شدند و فضایی ناخوشایند در حین اجرای کنسرت حاکم بود.”
چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (VII)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (VII)

در پایان برای ایجاد شفافیت بیشتر در نقش جنسیت‌ها در ساختمان مقام‌های اصلی و فرعی موسیقی و معماری را باهم مقایسه و مقابله می‌کنیم:
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«حقیقت اینست که روزی روزگاری نسل بدبختی، غم جانش را، در مادر چاه قناتی گریسته است و شما در طول قنات تاریخ این زنجموره ننه من غریبم را چاه به چاه در اعصاب ملتی فرو کردید که برای قیام بر جهل و ظلم و سیاهی نیازمند شادی و نور و جرات است. چقدر دلم می‌خواست فرصتی باشد تا بتوانم روی کلمه‌ی شادی تکیه کنم و با همه‌ی وجود به مدح آن بپردازم! افسوس که این موسیقی موذی از درون جونده، مویه‌گر پایین تنه‌های محروم و به انحراف کشاننده‌ی مفاهیم عمیق انسانی عشق و شادی و زندگی است! افسوس که این موسیقی جرثومه‌ی فساد و تباهی جان است.» (شاملو ۱۳۶۹)
از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید(I)

از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید(I)

هرساله با آمدن دعوت‌نامه الکترونیکی نمایشگاه معتبر NAMM به صندوق پست الکترونیکی‌ام به‌یاد خاطره‌ای نه‌چندان خوش می‌افتم و افسوس می‌خورم که نمی‌توانم به‌علت‌های گوناگون در این نمایشگاه شرکت کنم. نمایشگاه NAMM بهشت اهالی موسیقی الکترونیکی است.
تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.