تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

اسحق
هنگام مرگ ابراهیم پسر اسحق ۳۸ ساله و خود یکی از خوانندگان و نوازندگان معروف بود که این فن را نزد پدر و منصور زلزل که او هم ایرانی بود آموخت. ابولفرج او را به دریا و سایر موسیقی‌دانان را به نهر و جوی آب تشبیه کرده است. از تبحر او روایت کرده‌اند که قطعات موسیقی را حتی با عود نانوک می‌توانسته است، بخوبی بنوازد.

اسحق اوزان موسیقی را تحت نظر و قواعد درآورده و در کتابی تصنیف کرد که آن کتاب امروز در دست نیست، ولی مدرک و مأخذ صاحب آغانی قرار گرفته است.

او را شاگردی بود به نام «زریاب» که او نیز ایرانی بود و از فرا گرفتن فن موسیقی از اسحق به آندلس نزد خلیفه عبدالرحمن رفت و او این هنر را گرامی شمرد و خواننده و نوازنده دربار او شد و توسط این ایرانی موسیقی ایرانی به اسپانیا برده شد و در آنجا رواج گرفت و از آنجا به اروپا رفت و این خود وسیله مؤثری در تأثیر موسیقی ایران در موسیقی مغرب زمین گردید.

اسحق قدر و مقام خود را در دستگاه مأمون نگاهداشت و مانند پدرش از ندیمان خاص خلیفه و پیشوا و مربی موسیقی‌دانهای دربار شد و همچنین در دوره معتصم و بعد از زمان الواثق باله که خود در اغلب از هنرها دست داشت، خوب می‌خوانده و بربط را نیکو می‌نواخته است و این برتری را نگاهداشته بود و دیگر خوانندگان و نوازندگان دربار خلیفه از معلومات این استاد استفاده می‌کرده‌اند. تبحر و استادی او در این فن به حدی بود که در یک مورد الهادی خلیفه مبلغ یکصد و پنجاه هزار سکه طلا به عنوان صله و انعام به او می‌دهد.

معتصم خلیفه درباره او گفته است: «که هروقت اسحق می‌خواند به نظر من چنین می‌آید که کشور من وسیعتر می‌شود.» اسحق در فقه و حدیث هم دست داشته و مأمون در حق او گفته است:
«اگر اسحق در فن غنا شهرت نداشت، من او را قاضی می‌کردم، زیرا کردار و رفتار او از قضاوت آن عهد بیشتر است.»(۱۰)

یکی دیگر از موسیقی‌دانهای متبحر و معروف دوران عباسی که او نیز ایرانی الاصل بود «حکم الوادی» است که در «وادی القری» به دنیا آمده و پدرش یک سلمانی بود. حکم پس از مرگ پدر مدتی به تجارت پرداخت ولی چون استعداد و عشق فراوانی به موسیقی داشت، در این راه داخل شد و یکی از موسیقی‌دانان قابل گردید و نخستین بار که در حضور ولید دوم خلیفه آواز خواند، به قدری مورد عنایت قرار گرفت که یک هزار سکه طلا پاداش گرفت. بعدها در زمان الهادی در یک مسابقه که بین او و ابراهیم موصلی و ابن جامع گذاردند، او دو حریف زبردست و استاد موسیقی را شکست داد و سیصد هزار سکه نقره جایزه گرفت.

ابراهیم موصلی از اشخاصی بود که برای نخستین بار از دختران و زنان سفیدروی زیبا، خواننده و نوازنده ماهر تربیت کرد تا حظ نفس شنوندگان را بیشتر تأمین کند و فرزندش اسحق نیز همین رویه را معمول داشت. بعضی از این کنیزان به قدری در اربابان خود رسوخ پیدا می‌کردند که به مرتبه بانویی می‌رسیدند.

از آن جمله بود که بانوی حرمسرای جعفر برمکی شد. حمزه اصفهانی می‌نویسد: «عریب دختر جعفر از کنیزی بود به نام، تعلق به امیر البحر هارون عبدالله ابن اسمعیل داشت و جعفر توسط مادر عبدالله کنیز را گرفت. دختری بوجود آمد به نام “عریب” که در اثر تربیت عبدالله صرف و نحو و موسیقی و خوانندگی و خوشنویسی را آموخت.»

پی نوشت ۱۰-صفحه ۲۹۲ کتاب تاریخ تألیف عبدالله رازی.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

«سرپاس مختاری» با تمام قوا در برابر نیروهایی که مقابل شاه ایستاده بودند، قرار گرفته و حاضر به کوچکترین انعطافی نبود و همین موضوع دستان هنرمند او را آلودهء خون کسانی کرد که بسیاری از آنها برای پیشرفت ایران مبارزه می‌کردند.
درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

بیش از صد سال است، در پیِ برخوردهای بیشتر با غرب و تحت تاثیر تحولات بسیار سریع فن آوری، اقتصادی، علمی، فلسفی، اجتماعی و هنری آنها، برخی از ایرانیان نیز به دنبال تجدد – اصلاحات و به تبعِ آن “نوآوری” و شکستن چارچوب های موجود و به میراث رسیده در تمام زمینه ها هستند. سوای نفس عمل اصلاحات، که می تواند پیامدهای مثبت یا منفی داشته باشد، نوآوری، نوآفرینی و نو آرایش دهی در تمامی عرصه ها از فن آوری گرفته تا هنرها توسط مخترعین و مبدعین جوامع در حال توسعه و توسعه یافته موضوعی است که دائماً دنبال می شود و شاید ناگزیر و نیکو هم باشد.
ریتم و ترادیسی (V)

ریتم و ترادیسی (V)

آنْکو استدلال می کند که موسیقی آفریقایی در قالب روش چرخه ای (به جای خطی) ادراک می شود که باعث مناسب شدن به خصوصِ نت نویسی چرخه ای می شود (Anko 2000). اجراها، شاملِ یک اُستیناتوِ پی در پی است که یک طبل مسلّط، بر ضدِّ آن، مجموعه ای از دست کاری های ریتمی را اجرا می کند. اُستیناتو، به عنوان پس-زمینه ی ریتم های چرخه ای هم مرکز هر یک با جهت گیری خاص خود، مدخل های لنگ را که علیهِ (یا در امتدادِ) ضرب منظم به صدا در می آیند نشان می دهد. استاد طبل نواز با انتخاب الگوها از مجموعه ای از فرازهای ریتمی معمولاً همراه با یک سبک موسیقایی خاص «بداهه پردازی» می کند. «در این دست کاری های ساختاری پیچیده است (در ضدیت با پس زمینه ای از یک اُستیناتوِ مرجع پی در پی) که آفریقا بهترین کیفیت های ریتمی خود را پیدا می کند» (Anko 2000).
موسیقی وزیری (III)

موسیقی وزیری (III)

علی نقی خان وقتی روح مرا تکان میدهد که کاسه تار را مثل‏ طفل عزیزی در آغوش گرفته و پیشانی هوشمند او بر روی آن خم شده‏ و سر انگشتان او مثل اطفال بیخیال بر روی دسته تار پشت سرهم میدوند. آن وقت، وزیری هم همه امواج دریا، ضجّه آبشار، زمزمه جویبار، ناله گرد بادها، آهنگ معاشقه نسیم با شاخسارها را به گوش شما میرساند. با مضراب‏ بر روی سیمهای تار، همان حکایتهائی را که آبهای کف‏آلود به صخره‏های‏ رودخانه و بادها بر برگهای سبز خوانده‏اند برای شما میسراید. چشم‏ شما چیزی نمی‏بیند: بر روی کاسه تار، دستی مثل قلب مضطرب عاشق در ضربان
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

تنبوریان همیشه تنبور را در متقال مقدسی از اعماق تاریخ و اسطوره پیچیده‌اند. هر کجا صحبت از تنبور است، رد پای گزاره‌های ماورایی صوفی‌نمایانه و باستان و اعصار را نیز می‌توان یافت.
استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن (Stanley Jordan) نوازنده آمریکایی و صاحب نام در سبکهای jazz و jazz fusion میباشد و شناخته شده ترین نوازنده در جهان بدلیل داشتن تکنیک مخصوص بخود و آنهم نوازندگی با انگشتان دست راست بدون استفاده از مضراب (تکنیکی که باید وی را بنیانگذارش در این سبک دانست) این تکنیک معروف به touch technique میباشد.
دوره آموزشی «مبانی موسیقی برای موسیقی فیلم» برگزار می شود

دوره آموزشی «مبانی موسیقی برای موسیقی فیلم» برگزار می شود

نخستین دوره «مبانی موسیقی برای موسیقی فیلم» از تاریخ ۱۱ مهرماه در آموزشگاه گذر، توسط بهداد بهرامی (آهنگساز و پیانیست) برگزار خواهد شد. بهرامی طی این دوره، روش ها و تکنیک های آهنگسازی فیلم را شرح داده و آموزش می دهد.
یادداشتی بر کنسرتِ «فوتِ ده‌سالگیِ ارکستر سازهای بادی تهران»

یادداشتی بر کنسرتِ «فوتِ ده‌سالگیِ ارکستر سازهای بادی تهران»

نیمه‌ی پر: هرچند حاصل ده سال عمر یک ارکستر باید باکیفیت‌تر از این باشد اما در ایرانِ اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود! حفظ کردن و تداوم فعالیت یک ارکستر، خود، کار صعبی‌ست. باید بر شانه‌ی این ارکستر زد و گفت دمتان گرم. و جای خوشحالی‌ست که بشنویم گروهی متشکل از انواع سازهای بادی، در اوضاع آشفته‌ی موسیقی در ایران، گیریم با موسیقی پاپیولارِ دهه شصت و هفتادِ غرب کنسرتی تدارک دیده‌اند؛ آن هم با نوازندگانی با میانگین سنی پایین و یک اجرای تماشاگرپسند صمیمی و بی شیله پیله که تکلیفش با خودش مشخص است.