صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

ابوالحسن صبا
ابوالحسن صبا
دومین نکته ذهنی بودن «مرجع تعلق» گوشه‌ها است. در هر حال برای ما بدیهی است که برخی از گوشه‌های دیگر نسخه‌های ردیف هم «خلق» شده‌اند یعنی به شکلی عینی دارای آفریننده هستند، اما جز در مواردی، از ورای هاله‌ای افسانه‌ای، کسی از آن یاد نمی‌کند. شاید بیاندیشیم که این آفریننده‌ها در طول تاریخ از یاد رفته‌اند، اما به نظر می‌رسد مساله این است که موجودیت آفریننده از نظر ذهنی بااهمیت تلقی نمی‌شود (۴). بدین ترتیب صبا تنها موردی (یا یکی از نادر موارد) نیست که آفریدن و آفریده‌اش به یاد مانده باشد، کسی است که یک مفهوم ذهنی را جابجا کرده است.

در مقابل این ویژگی شاید خیلی اهمیتی نداشته باشد که صبا گوشه‌های افزوده را با الهام از/براساس یک منبع دیگر آفریده است اما پس از آن باز هم منبع الهام در مرکز توجه قرار می‌گیرد؛ موسیقی محلی. بارها در مورد نوعی روند (اکثرا) یک طرفه‌ی انتقال ساختارها و ملودی‌ها از موسیقی برخی نقاط مختلف ایران به درون ردیف سخن گفته شده است اما در کمتر جایی روند انتقال تا این حد شفاف بوده و توسط آفرینش فرد ردیف‌دان خلاق صورت گرفته است.

صرف آفریدن یک ساختار صوتی به عنوان یک گوشه شاید چندان کار دشواری به نظر نیاید اما جا گرفتن آن در دل ساختارهایی که از پیش موجود هستند و از آن مهم‌تر پذیرفته شدنش در جامعه‌ای هنری که چندان تمایلی به چنین تغییراتی از خود نشان نمی‌دهد کاریست دشوار که هم نیاز به ذوق دارد و هم بازگو کننده‌ی اعتبار فنی آفریننده است.

در حقیقت دگرگونی در مرجع تعلق گوشه‌ها از دو طریق می‌توانست رخ بدهد؛ یا گوشه‌ی آفریده شده چنان زیبا (به معنای زیباشناختی) باشد که همه دلبسته‌ی آن گردند و اجرایش کنند یا آفریننده‌اش چنان اعتباری داشته باشد که حرفش به کرسی بنشیند. با شناختی که از وضعیت صبا در آن برهه از تاریخ موسیقی (دهه‌های نخست قرن حاضر) داریم او از هر دوی این ویژگی‌ها بهره‌مند بود.

متاسفانه این گرایش صبا نیز مانند برخی دیگر از کارهای مهمش (از جمله اسلوب نوازندگی ویلن که شاگردانش کمتر دنباله‌روی آن شدند) در شرایط پس از او دیگر پیرویی نیافت و به عنوان تجربه‌ای که تنها یک بار توسط یک استاد بزرگ انجام شده و دیگر مانندی ندارد، بایگانی شد. چنین تجربه‌ای حداقل از نظر پذیرفته شدن توسط هم‌عصران و همکاران دیگر تکرار نشد.

همه‌ی آنچه گذشت شرایط وقوع یک مساله‌ی زیباشناختی است، اما آنچه صبا را قادر می‌کرد برای نخستین بار دست به چنین عملی بزند چه بود؟ بعضی روایت‌های شفاهی از اواخر دوره‌ی قاجار حاکی از این است که ردیف در آن روزگار به نسبت امروز مفهومی کمتر تثبیت شده داشت.آیا این گرایش صبا یادگار آن دوران بود؟ یا حاصل مکتب وزیری و نگاه نوگرای او که لازم می‌دید در حوزه‌های دشوار هم دست به خلاقیت بزند؟ با اطلاعاتی که امروز موجود است نمی‌توان به یقین اظهار نظر کرد.

شاگردان از صبا نقل می‌کنند که او به عکس استادان پیش از خودش پاسخ هر سوال را با جمله‌ای مانند «باید بنوازی تا بشود» نمی‌داد و قادر بود دقیقاً توضیح بدهد که منظورش چیست و چرا چنین چیزی را می‌خواهد. این بدان معنی است که می‌توانسته است به شکل تحلیلی و آگاهانه بعضی از ویژگی‌های موسیقی‌ای که تعلیم می‌داده یا اجرا می‌کرده شرح دهد (۵). احتمالا استادان دیگری نیز بوده‌اند که بتوانند چنین توضیحاتی بدهند اما متاسفانه به شکل مکتوب چیزی از این تلاش فکری‌شان به دست ما نرسیده است. صبا از معدود و اولین کسانی است که در این زمینه از او مدارکی باقی است.

پی نوشت
۴- برای مثال اگر موجودیت یک آفریننده برای چنین ساختارهایی اهمیت داشت حتا به فرض فراموش شدن کامل نام در اثر فاصله‌ی تاریخی، گوشه از طریق عنوانی مانند «سازنده: نامعلوم یا ناشناس» نشان‌دار می‌شد.

۵- در اینجا منظور موسیقی‌دان هنرمند است و باید موسیقی‌شناسانی مانند «مخبرالدوله هدایت» را مستثنا کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

از روزهای گذشته…

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

در مطالب قبل راجع به تهیه تصویر صوتی از یک قطعه موسیقی در ذهن صحبت کردیم و با برخی مفاهیم اولیه آن آشنا شدیم. درادامه این بحث در نظر داریم با استفاده از هنر به تصویر کشیدن موسیقی به یکی از تکنیک های بداهه نوازی اشاره ای داشته باشم.
شیرالی: به دنبال ریشه هایم می گردم

شیرالی: به دنبال ریشه هایم می گردم

چند سالیست که هنرمندان موسیقی ایران بنا به دلایلی دیگر دغدغه ای برای انتشار صوتی آثارشان در بازار موسیقی نیستند و این آثار را به صورت آلبوم یا تک ترک در وب سایت های مختلف، به صورت رایگان ارائه می دهند. به تازگی پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز، در وب سایت خود چند آلبوم با نوازندگی خود را برای دانلود علاقمندان قرار داده است؛ در مورد این اتفاق با او گفتگو می کنیم.
نقد هنری یا توهین!

نقد هنری یا توهین!

مشکل بزرگی که در سالهای اخیر در فضای مجازی به چشم می خورد، توهین به موسیقی دانهایی است که در فضای مجازی فعال هستند. بسیار دیده ایم و شنیده ایم که نوازنده، آهنگساز، رهبر ارکستر و… پُستی در فیس بوک و یا اینستاگرام می گذارد و برخی از افراد (و حتی اهالی هنر!) به جای تبریک و تشویق، شروع به فحاشی و توهین می کنند.
درباره کتاب «شورانگیز» (II)

درباره کتاب «شورانگیز» (II)

به‌منظور سهولت در نت‌نوازی و ارتباط‌برقرارکردن بیشتر مخاطبْ تمام محتوای کتاب در لوح فشردۀ همراه کتاب به‌طور آموزشی توسط نگارنده نواخته‌‌ شده است. ضربی‌ها برای جلوۀ بیشتر با تنبک همنوازی شده‌اند و علاوه‌بر‌این هر ضربی با تنبک و صدای آهستۀ سنتور نیز درج شده است تا هنرجو پس از تسلطْ هر قطعه را با همراهی تنبک نیز تمرین‌کند. در تصنیف‌ها از نوشتن هجا به هجای اشعار زیر نت‌ها صرف‌نظر، و به‌جای آن در لوح فشردۀ همراه کتاب یکایک تصنیف‌هابه‌صورت باکلام اجرا شده تا نحوۀ تطابق شعر و موسیقی برای هنرجو گویا شود و علاوه‌بر‌این هر تصنیف به‌صورت بی‌کلام (با سنتور و تنبک) نیز همنوازی شده است.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

این نظریه که ” قضاوت فرد کاملاٌ وابسته به اول، سواد و دوم اطلاعات و سوم دید کاملاٌ بی تعصبانه نسبت به یک موضوع است ” به صورت کلی مصداقی تجربه شده دارد. طبیعی است اگر ما به نوازندگی نوازنده ای گوش می کنیم صریحاٌ نظر به اینکه ما این سبک را می پسندیم یا خیر قضاوت می کنیم بدون اینکه به پیشینه و چرایی بوجود آمدن آن سبک دقت کافی به خرج دهیم.
نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

در بقیه‌ی قسمت‌های کتاب نیز همین بی‌دقتی‌ها به چشم می‌خورد. نام‌های خاص (به ویژه نام آثار آهنگسازان) با چنان برگردان‌های غریبی جانشین شده که حتا خواننده‌ی آشنا به موسیقی نیز باید مدتی تامل کند تا بتواند بفهمد منظور کدام اثر شناخته‌ شده‌ی آهنگساز است. در ترجمه‌ی متون تخصصی گاهی دیده شده که مترجمی بنا به دلایلی که معمولا به آن اشاره می‌کند، اصطلاحات و اسامی آن حوزه‌ی کاری را با معادل‌هایی جز آن‌چه تا پیش از آن مرسوم بوده جایگزین کرده است.
نگاهی به آلبوم «تمام تو»

نگاهی به آلبوم «تمام تو»

«تمام تو» نزدیکی دو ذهن با دو بیان شخصی و با دو پیشینه‌ی متفاوت و ناهمگون است. بستری است برای آمیزش دو ساز و هم‌نشینی دو نگاه و تلاشی برای یافتن یک فصل مشترک بین دو عنصر نامتجانس و غریب. حاصل این آمیزش رسیدن به انتزاعی از موسیقی ایرانی است که در آن خصائص مُدال قوی‌ترین نقش را دارد.
اقیانوسی بنام باخ (I)

اقیانوسی بنام باخ (I)

از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

بالاخره دوست من وارد ارکستر شد و قرار شد نوازنده گروه شود. او با دیدن نت نویسی عجیب استاد خواست که برایش توضیح دهند که معنی این نوشته ها چیست، استاد، مایستر را مامور آموزش به او کرد؛ مایستر که نوازنده یک ساز ایرانی بود به او گفت، به اینها که رسیدی ریز بزن… همینجا دوستم گفت کدام ریز را بزنم؟ نوازنده گفت، مهم نیست باید ریز بزنی! و پاسخ گرفت، نصف تکنیکهای تنبک ریز های مختلف آن است، شکل ریزها است که صداها را تفکیک میکند و برای مثال چند نمونه از ریز های بهمن رجبی را اجرا کرد (او یکی از بهترین شاگردان بهمن رجبی بود!) مایستر جواب داد استاد فرق اینها را نمیداند شما ریز بزنید!
پدر موسیقی ساده و ماندگار

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : “اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم.”