بوطیقای ریتم (VIII)

از سوی دیگر او به‌ویژه در این قطعه (و البته در جاهای دیگر نیز) روندی را پیش می‌گیرد که باعث می‌شود بر هم خوردن رفتار تناوبی قطعه به چشم شنوندگان نیاید؛ زمانی که در واحدهای کوچک‌تر تناوب نادیده گرفته می‌شود، واحدهای بزرگ‌تری از تجمیع این واحدهای کوچک‌تر خلق می‌شود و با تکرار، تناوب را در مقیاس بزرگ‌تری برپا نگاه می‌دارد.

به‌ندرت نمونه‌هایی هم از حرکت معکوس این تضاد میان تناوب/عدم تناوب در قطعات دیگر به چشم می‌خورد.

ریتم قطعه در مقیاس کوچک بسیار تناوبی است اما به عکس در لایه‌هایی از مقیاس‌های بزرگ‌تر غیر تناوبی عمل می‌کند (مانند چهارمضراب مخالف و خسرو شیرین) و این یکی از تمهیدات فرمال مشکاتیان است که در فصل مشترک ریتم و ساختار ملودیک به منصه‌ی ظهور می‌رسد.






شکل ۱۲٫ بیداد میزان‌های ۱ تا ۱۷

شکل ۱۳٫ بازنویسی میزان‌های ۱۵ و ۱۶ (علائم تغییر دهنده در نظر گرفته نشده)
تقارن یکی دیگر از رفتارهایی است که جملات (ریتمیک و ملودیک) به کمک آن کامل می‌شود. تقارن انواع مختلف دارد از جمله ساده‌ترین و مکانیکی‌ترین آن‌ها از دیدگاه آهنگسازی موسیقی ایرانی این که درست عکس یک موتیف بعد از آن بیاید و موتیف را بسط دهد، اما تا آن‌جا که می‌دانیم قرینه‌سازی پیچیده‌تر از این است.

دو صورت از قرینه‌ها در قطعات ضربی موسیقی ایرانی معمول‌اند؛ اول الگوهای از لحاظ زمانی هم‌طول که وزنی شبیه به یکدیگر دارند و دوم الگوهایی که به طور معمول هم‌طول نیستند ولی از طریق یک عامل وزنی مشترک (اغلب در انتها) به هم پیوند می‌خورند که می‌توان آن را مشابه نوعی جمله‌بندی مسجع در نظر گرفت. این نوع استفاده از عامل وزنی مشترک در قالب‌های غیر هم‌طول، در ردیف نیز مرسوم است که نگار بوبان به شکل تحلیلی به آن اشاره کرده است.

مشکاتیان علاوه بر چنین قرینه‌های مرسومی گونه‌ای از بی‌قاعدگی در قرینه را به‌ کار می‌برد که نمونه‌هایی از آن را می‌توان در «درغم» و «انتظار» دید. در شکل ۱۴ که از متن در غم انتخاب شده به موتیفی که با حرف a مشخص شده توجه کنید، همان موتیف چند لحظه‌ی بعد تکرار شده (دوباره با حرف a نشان داده شده) انتظار معمول این است که این دو پشت سر هم بیایند، اما او موتیف دیگری را میان این دو می‌آورد که نقش تقارنی دور از انتظاری ایفا می‌کند.

این موتیف علاوه بر تاثیری که با دور شدن از تقارن محض بر ذهن شنونده باقی می‌گذارد از دیدگاه ملودیک و ریتمیک نقش تعلیقی نیز دارد و هم‌زمان انتهای یک دوره‌ی ریتمیک را پر می‌کند تا دوباره به تاکیدهای متریک اولیه بازگردیم. نمونه‌ی دیگری از همین قرینه‌سازی ریتمیک را می‌توان در شکل ۱۵ دید (با حرف a و b علامت‌گذاری شده). در هر دو مثال حاضر نیز اگر نغمه‌نگاری را به شکل کامل مورد بررسی قرار دهیم، همان تضاد میان ساختار بزرگ‌ مقیاس و ساختار مقیاس خرد که در مورد بیداد به آن اشاره شد، به چشم می‌خورد.

این نوع ساختارسازی را ممکن است متاثر از راهکارهای زمانبندی بدانیم که نگار بوبان در مقاله‌اش تحت عنوان «نوعی روش توالی افزایشی» (successive additive manner) برای ساماندهی الگوهای ریتمیک در موسیقی کلاسیک ایرانی می‌کند.

اگر چنین دیدگاهی را بپذیریم به این معناست که رابطه‌ی میان فرم در این‌گونه قطعات پرویز مشکاتیان با روش‌ها سازماندهی ریتمیک در ردیف تا حد زیادی مورد پذیرش ما است. با این وجود نباید از نظر دور داشت که چنین الگوها و شیوه‌های بسط و گسترشی در آثار دیگر آهنگسازان ایرانی هم به چشم می‌خورد و ممکن است حضورشان شاهدی از حضور پردازه‌های شکل‌دهنده‌ی عام موسیقی ایرانی باشد و نه ویژگی‌ منحصر به فرد آثار مشکاتیان.

شکل ۱۴٫ درغم میزان‌های ۱ تا ۵

شکل ۱۵٫ ابتدای انتظار میزان‌های ۱ تا ۱۲

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (I)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (I)

ساعت ۱۷ عصر جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶، مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب، که اخیراً توسط نشر خنیاگر به بازار نشر عرضه شده است در شهر کتاب دانشگاه برگزار شد. در این مراسم دکتر هومان اسعدی، دکتر بابک خضرایی، شهاب مِنا (ناشر) و مرجان راغب (مؤلف) دربارۀ این اثر سخنرانی کردند.
رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

در فلوت برنجی، به راحتی می شود سری فلوت را با سری نی جابجا کرد و یک فلوت خاص موسیقی ایرانی با فواصل موسیقایی ایرانی در اختیار داشت که تمامی رجیستر های صدایی نی را در اختیار دارد و حتی در پس غیث بهتر از نی عمل می کند البته اتصال سری فلوت به نی برنجی هم قوانینی دارد که بایستی رعایت شود و محل دمیدن آن دقیقا از لبه نی هست و نی از بالا حدود دو سانت افزایش یافته و بسته می شود و گره اول نی بزرگتر و ملایم تر گرفته می شود، همچنین فوتکی برای نی طراحی کرده بودم که صداهای اوج و غیث با آن به راحتی و مانند نی لبک قابل اجرا بود و می شود در آموزش نی برای کودکان نیز از آن بهره برد.
شش سوئیت چلوی باخ (II)

شش سوئیت چلوی باخ (II)

تحقیقات اخیر توسط Martin Jarvis پرفسور دانشگاه موسیقی در داروین استرالیا اشاره به این میکند که این امکان وجود داشته است که Anna Magdalenaخود بعنوان آهنگساز قطعاتی را ساخته باشد که بعلت شهرت همسرش به باخ نسبت داده باشند Martin Jarvis مطرح میکند که این شش سوئیت را در حقیقت Magdalena نوشته است، هر چند بسیاری از موسیقیدانان و نوازندگان بیشتر بسراغ بعد موزیکال این قطعات میرونند و نه مجادلاتی از این قبیل .
آوازهای نا تمام

آوازهای نا تمام

در زن عنصری است (ژوییسانس) که تن به نمادسازی نمی دهد. با اشاره به این سطر، می کوشیم تا از روایت دگرجنس خواهانه، خود را رها سازیم و در این رهایی از اختگی و حسرت قضیب که همانا تلقی ای فرویدی است، نیز دست کشیم و بکوشیم تا زن بیرونی موسیقی ایران را در برابر زنِ درون آن قرار داده و خودجانشینی برون زن از درون اش را به فهم واقعی نزدیک کنیم. آیا مواجه با تجلی چهره ای از تمامیتِ شخصیتِ زنِ دنیای موسیقی خواهیم شد؟ آیا آن را به غلط تجربه کرده ایم؟
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (III)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (III)

ریختر پیانیست روسی بود که در کنار بزرگانی چون داووید اویستراخ و روستروپویچ، مثلث هنری ای را تشکیل می دادند، همانند آرتور روبنشتاین، گرگور پیاتیگورسکی و یاشا هایفتز که مثلث هنری موسیقی کلاسیک در آمریکا بودند؛ عجیب نیست که با این اوصاف، در زمان جنگ سرد، این هنرمندان بصورت غیر مستقیم، وسیله ای برای قدرت نمایی هنری روسیه و آمریکا بودند.
مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» برگزار می شود

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» برگزار می شود

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب، منتشرشده توسط نشر خنیاگر، روز جمعه، ۱۲ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۷ در «شهر کتاب دانشگاه»، واقع در خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش بزرگمهر (تلفن ۶۶۹۸۰۸۲۸) برگزار می‌شود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
زمان با شکوه نقطه اوج (II)

زمان با شکوه نقطه اوج (II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.