بوطیقای ریتم (IX)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
هر دو موضوعی که بررسی شد کمک می‌کند که موسیقی از دید شنونده تکراری شنیده نشود. او نوعی بی‌قاعدگی (Irregularity) در ریتم را در مقیاس جمله‌ی ریتمیک پدید می‌آورد. در این جا ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر بی‌قاعدگی بر مقیاس جملات حاکم باشد پس چگونه حس ریتمیک-متریک و تناوب حفظ می‌شود؟

این پرسش به دلیل استفاده‌ی دوگانه‌ای که از واژه‌ی بی‌قاعدگی می‌کنند پیش می‌آید؛ بی‌قاعدگی به معنای عام که اصولا اجازه نمی‌دهد حس ریتم به مفهوم تناوبی آن شکل بگیرد و بی‌قاعدگی به معنای خاص‌تری که در این‌جا به کار رفته است (آشنازدایی از تجربه‌ی خطی ریتمیک).

مشکاتیان هم‌زمانبا پرداختن به بی‌قاعدگی به معنای خاص‌اش، تناوب در مقیاس بزرگ‌تر و تاکیدهای متریک را به‌قاعده نگاه می‌دارد و از پریشان شدن حس ریتمیک قطعه میان بیش از یک گونه بی‌قاعدگی جلوگیری می‌کند.

هر دو موضوعی که بررسی شد کمک می‌کند که موسیقی از دید شنونده تکراری شنیده نشود. او نوعی بی‌قاعدگی (Irregularity) در ریتم را در مقیاس جمله‌ی ریتمیک پدید می‌آورد.

در این جا ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر بی‌قاعدگی بر مقیاس جملات حاکم باشد پس چگونه حس ریتمیک-متریک و تناوب حفظ می‌شود؟ این پرسش به دلیل استفاده‌ی دوگانه‌ای که از واژه‌ی بی‌قاعدگی می‌کنند پیش می‌آید؛ بی‌قاعدگی به معنای عام که اصولا اجازه نمی‌دهد حس ریتم به مفهوم تناوبی آن شکل بگیرد و بی‌قاعدگی به معنای خاص‌تری که در این‌جا به کار رفته است (آشنازدایی از تجربه‌ی خطی ریتمیک).

مشکاتیان هم‌زمانبا پرداختن به بی‌قاعدگی به معنای خاص‌اش، تناوب در مقیاس بزرگ‌تر و تاکیدهای متریک را به‌قاعده نگاه می‌دارد و از پریشان شدن حس ریتمیک قطعه میان بیش از یک گونه بی‌قاعدگی جلوگیری می‌کند.

بی‌قاعدگی ریتمیک به معنای عام آن (فقدان تناوب صریح) یا همان ریتم آزاد را در ساختار بخش‌هایی از موسیقی آوازی ایرانی به خوبی می‌توان دید. از همین جا رهیافت دیگری به ساختار زمانی آثار مشکاتیان روشن می‌شود.

اگر به یاد آوریم که او بیش از هر چیز به ساختن تصنیف‌هایی خوش‌ساخت و شناخت کلام فارسی شهرت دارد، بررسی رابطه‌ی ریتم موسیقی (با کلام و بی‌کلام) او با ساختار کلامی زبان فارسی به شکل گسترده و رابطه‌ی شعر و ریتم در متن یک اثر خاص، می‌توانست هدف چنین مطالعه‌ای قرار گیرد؛ به ویژه که برخی نظریات مربوط به ریتم، ساختار ریتمیک یک فرهنگ موسیقایی را با زبان‌اش هم‌بسته گرفته و برخی دیگر حتا سخت‌گیرانه‌تر ریتم موسیقی را برگرفته از تاکیدهای زبان می‌دانند.

اما در این مطالعه از انجام چنین کار تطبیقی‌ای به دلیل دشواری، گستردگی و آماده نبودن بسترهای نظری لازم چشم‌پوشی شد. با عمق مطالعات حاضر، تنها می‌توان اشاره‌ای گنگ و مبهم کرد به این که میان موسیقی او (و احتمالا اغلب دیگر آهنگسازان موسیقی دستگاهی و همچنین متن ردیف) و ساختمان دیرندی و تاکیدی زبان فارسی می‌توان شباهت‌هایی یافت، اما نمی‌توان اظهار نظر کرد که چنین شباهت‌هایی در آثار او بیشتر است؟ و همچنین نمی‌توان گفت که روش پدیدآوردن این شباهت‌ها با روش دیگران متفاوت است یا خیر.

یک دیدگاه

  • mohamad ghanavatian
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۰ در ۶:۱۲ ب.ظ

    متشکر از مطلب شما.با طرز فکری بسیار عالی بازهم دست رو مطلبی گذاشتین که نیازش احساس میشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

در ابتدا آدرنو این مسئله را عنوان می کند که موسیقی عامه پسند و موسیقی “جدی” را نمی توان با استفاده از کلماتی مانند «فرو دست» و «فرا دست»، «ساده» و «پیچیده»، «بی مایه» و «مایه ور» به طور دقیق معرفی کرد و تفاوت های آنها را درک کرد. برای مثال همه ی ساخته های کلاسیسیسم وینی ـ بدون استثنا ـ از نظر ریتمیک ساده تر از همه ی تنظیم های بازاریِ موسیقی جِز هستند و یا دنبال کردنِ فواصل گسترده ی بسیاری از آوازهای پر فروش امروز، دشوارتر از دنبال کردن موسیقیِ هایدن است که عمدتا حول و حوشِ تریادهای تونیک و با استفاده از فواصل دوم شکل گرفته است.
فریادی میهن پرستانه! (I)

فریادی میهن پرستانه! (I)

در زمان کودکی اش، مردم پراگ، در مدارس و اداره های دولتی به جای زبان چک به زبان آلمانی سخن میگفتند. سرزمینش زیر یوغ فرمانروایی اطریشی ها بود. در دوران انقلاب سال ۱۸۴۸، اصلاح طلبان چک، برای دستیابی به آزادی سیاسی و از میان بردن نظام سرفی به مبارزه پرداختند، اما شورش ملی شکست خورده و میهن پرستان دستگیر شدند. از این رو آهنگسازانی ملی گرا نظیر اسمتانا که یک بوهمی ناسیونالیست مشتاق و جدی بود و پیوسته در آرزوی استقلال و آزادی سرزمین مادریش می سوخت، جهت ایجاد تمایز فرهنگی از امپراطوری هاپسبورگ اطریش که قرن ها بر بوهمیا و موراویا سلطه داشت، به میدان آمدند.
قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا (El Palau de les Arts Reina Sofía) خانه اپرا و مرکزی فرهنگی است در والنسیای اسپانیا. سالن تئاترآنجا در ۸ اکتبر ۲۰۰۵ بازگشایی شد. اولین اپرایی که آنجا اجرا شد، Fidelio اثر بتهوون بود که در ۲۵ اکنبر ۲۰۰۵ به روی سن رفت. هلگا اشمیت (Helga Schmidt) مدیر امور اداری کمپانی می باشد که او پیش از آن این سمت در خانه اپرای رویال لندن از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۱ مسئولیت داشت. اشمیت چندی از هنرمندان مشهور را جذب کرد تا به قصر ملکه سوفیا بپیوندند.
فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

فخرالدینی: پیش از انقلاب هم آثار حنانه را رهبری کرده ام

این سیاست مربوط به آقای ابتهاج می‌شد. من از آقای علیزاده و آقای لطفی چند کار دیده بودم و یک کار هم بیشتر با هر دوی این هنرمندان نداشته ام، “داروگ” که تنظیم تصنیفی از آقای لطفی بود که آقای شجریان خواند و یک اثر “چهارگاه” که ساخته آقای علیزاده بود و من تنظیم کردم. این هنرمندان بیشتر در گروه موسیقی عارف و شیدا بودند و زیاد وابسته به گروه رادیو و تلویزیون نبودند.
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
نوازنده و تمرین (VII)

نوازنده و تمرین (VII)

از راههای گوناگونی می توان به اجرای صحیح قطعات دست یافت، اما روش پیشنهادی – روش مرحله ای- است. با استفاده از این روش، نوازنده به شکل اصولی، قادر به حل مشکلات مختلف اجرایی و باز گشودن گره های آن و همینطور مسائل مرتبط با زیبایی شناسی قطعه می گردد.
نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

پرده دهم که «یاران جاهل» نام دارد، با آکورد خوف انگیز زهی ها در بخش بم آغاز شده و به افه های تکنیکی پیکولو میرسد. حرکت خاص پیکولو در این لحظه، نمایانگر نحوست فضاست؛ همانطور که در اپرای عاشورا نیز عبدی برای تداعی چنین فضایی از این تکنیک استفاده کرده است. در صحنه می بینیم که یاران و مریدان سابق مولانا، هنوز مشغول نصیحت اویند و امید تغییر در او و دست کشیدنش از شمس را در سر دارند.
ژان میشل ژار

ژان میشل ژار

حتما” برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و … اشاره کرد.
گوشهای دقیق باخ

گوشهای دقیق باخ

معروف است که Bach بزرگ، دارای گوشهای بسیار تیز و حساسی بود بگونه ای که کوچکترین اختلاف در pitch یا فرکانس یک نت موسیقی را میتوانست تشخیص دهد. این بود که در زمان حیاتش وی تنها کسی بود که برای آزمایش سازهای جدید انتخاب میشد.
گفتگو با عبد الحمید اشراق (IV)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (IV)

بله واقعا اینطور بود چه جنگ و جدالهایی خاطرهء دیگری را حکایت می‏کنم تا بیشتر محیط آن زمان را مجسم کنید. در آن زمان رهبری سمفونیک تهران را آقای حشمت سنجریی بر عهده داشت حدود سال ۱۳۵۵ {احتمالا این تاریخ اشتباه است – سردبیر} در برنامه‏ ای در تالار فرهنگ چند قطعه از بزرگان موسیقی را اجرا کردند ما در رابطه با کمبودهای ارکستر مطلبی نوشتیم و کمبودها را از دیدگاه علمی تذکر دادیم، مثلا چون ویولونیست نداشتند چند دانشجو را در صحنه گذاشته بودند یا بدلیل فقدان‏ نوازندهء هبوآ (ابوا)، قطعات را بدون آن اجرا می‏کردند. از این گذشته، نوازندهء فاگوت نیز در دسترس نبود و کم و کاستی‏های دیگری هم بود که در مقاله تذکر دادیم.