بوطیقای ریتم (X)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
از موسیقی با کلام و حضور مستقیم ساختارهای آوازی در موسیقی مشکاتیان که بگذریم چنین ساختارهایی به شکل پیدا و پنهان در موسیقی سازیاز پیش ساخته شده‌‌اش نیز نفوذ می‌کنند. در قطعات سازی مشکاتیان به‌ویژه آن‌ها که متری سنگین‌تر دارند ساختارهای آوازی حضور می‌یابند. از آن‌جا که چنین ساختارهایی به‌سختی به قالب یک چارچوبتناوبی به مفهوم متریک آن درمی‌آیند، شنونده جریان یافتن تاکیدهای آن‌ها را به شکل جابه‌جایی نسبت به چارچوب مرجع متریک می‌شنود و البته آهنگساز نیز مجبور است چنین پدیده‌ای را در نوشتن قطعه‌اش از طریق انتخاب متر پیچیده یا آزاد کردن تاکیدها در بافت متر ساده لحاظ کند.

اگر شکل ۱۶ را ملاحظه کنید احتمالا اذعان خواهید کرد که ساختار جمله‌ای که از «گلنوش» انتخاب شده به ساختارهای آوازی شباهت زیادی دارد. مشکاتیان در این جا از خاصیت انعطاف‌پذیری ریتم (Rhythmic Elasticity) آوازی (برای مطالعه‌ی بیشتر به کتاب محمدرضا آزاده‌فر مراجعه کنید) استفاده کرده و آن را در یک ساختمان متریک به کار گرفته است.

به دلیل همین خاصیت انعطاف‌پذیری است که به راحتی می‌شود تصور کرد اگر قید متریک برداشته شود این جملات چگونه با متر آزاد شنیده می‌شوند. به‌علاوه می‌توان در بعضی از آثار وی نمونه‌هایی را دید که جملاتی آوازی‌-مانند در آنها به گوش می‌رسد که ذاتا خصلت ریتمیک قوی‌تری داشته‌اند (برای مطالعه در مورد شدت و ضعف چنین خصلتی به مقاله نگار بوبان و کتاب محمدرضا آزاده‌فر مراجعه کنید)


شکل ۱۶٫ گلنوش میزان‌های ۱ تا ۱۱
پس از این همه می‌توان دید که مانند اغلب پدیده‌های واقع در جهان ما، رمزگشایی از رابطه‌ی موسیقی پرویز مشکاتیان و زمان، حتا همین مختصر ناقص و محدود، به یافتن تنها یک علت منجر نشد. رابطه‌ی موسیقی او بازمان مانند بسیاری پدیده‌های دیگر سرشتی متکثر دارد؛ به خوبی مترهای نامتقارن و پیچیده، گذر تاکیدهای متریک از مرز مختصاتی، جابه‌جایی تاکیدهای متریک، ابهام متریک-ریتمیک، تاکیدهای عارضی و ساختاری را به کار می‌گیرد تا سطوح بالاتری از نوآوری ریتمیک را بیافریند.

با وجود سرشت متکثر رابطه‌ی موسیقی او با زمان، از میانپدیده‌هایی که در خلال مطالعه برشمردیم ایده‌ی اولیه‌ی ریتمیک-متریک بدیع، رفتار خاص تقارنی بی‌قاعده (به معنای خاص) و سیالیت جملات ریتمیک نسبت به چارچوب مرجعرا -که حاصل عدم تطابق حتمی و جبری طول جملات ریتمیک از یک سو با جملات ملودیک و از سوی دیگر با واحدهای متریک است-بیش از همه می‌توان سازنده‌ی خصایص زمانی موسیقی او دانست.

بر بنیاد نتایجی که از این مطالعه به‌دست آمد آن‌چه مشکاتیان و خصوصیات زمانی آثارش را تا این حد متفاوت می‌کند بهره‌گیری هم‌زمان از طیف گسترده‌ای از امکاناتی است که منجر به تغییر ویژگی‌های زمانی یک قطعه می‌شوند، امکاناتی که بازی هنرمندانه با هر یک از آن‌ها به تنهایی می‌توانست از لحاظ زمانی موسیقی‌ای بدیعی بافریند.

او از طریق همه‌ی این‌ روال‌ها توانایی شنونده برای پیش‌گویی رویدادهای تاکیدی آینده را مقابل یک چالش جدی قرار می‌دهد در همان حال که ساختارهای بزرگ‌تر قطعات‌اش وحدت فرمال را حفظ می‌کنند و این همان عاملی است که باعث می‌شود قطعه‌ی او از نظر زمانی از هم نپاشد و بی‌قاعده به مفهوم عام نشود. و از همه مهم‌تر این‌که نکاتی که گفته شد، همه و همه بر بستر درک شهودی وی، روان و سیال پدیدار می‌شود و همین او را تا این حد شایسته‌ی توجه می‌کند.

فهرست منابع:
ابراهیمی، محمدرضا. (۱۳۷۸) «انگاره‌های ریتمیک: کرشمه»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۱: ۱۳۹٫
(۱۳۷۸) «انگاره‌های ریتمیک»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲: ۱۳۷٫
تسوگه، گن‌ایچی. (۱۳۵۱) «ریتم آواز در موسیقی ایرانی»، ترجمه‌ی احسان فریدیان، مجله موسیقی، شماره‌ی ۱۳۷: ۱۶٫
جعفرزاده، خسرو. (۱۳۷۸) «وزن در شعر فارسی و ریتم در موسیقی ایرانی»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ی ۲: ۸۹٫
دورینگ، ژان. (۱۳۸۳) سنت و تحول در موسیقی ایرانی، ترجمه‌ی سوادبه فضائلی، تهران: توس.
صبا، ابولحسن. (۱۳۳۹) «میزان‌های پنج ضربی و هفت ضربی»، موزیک ایران، دوره ۹، شماره‌ی ۱: ۳۷٫
فخرالدینی، فرهاد. (۱۳۴۷-۱۳۴۶) «ریتم در موسیقی ایران»، موسیقی، شماره‌های ۱۱۱ تا ۱۱۷٫
فرهت، هرمز. (۱۳۶۶) «وزن و ضرب در آهنگ‌های درویش» در شعر و موسیقی در ایران، تهران: هیرمند.
فیاض، محمدرضا. (۱۳۸۸) «نظاره کن بر دود ما، در هوای پرویز مشکاتیان»، فصلنامه‌ی موسیقی ماهور، شماره‌ ۴۴: ۱۶۷٫
لطفی، محمدرضا. (۱۳۸۱) «ضرب در موسیقی دستگاهی»، کتاب سال شیدا، شماره‌ی ۵: ۸۵٫
مسعودیه، محمدتقی. (۱۳۷۶) ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی؛ کتاب اول آوانویسی و تجریه و تحلیل، تهران: انجمن موسیقی ایران.
مشکاتیان، پرویز. (۱۳۷۱)بیست قطعه برای سنتور، تهران: شرکت فرهنگی هنری دستان.
(۱۳۷۶) گل آیین: ۱۸ قطعه برای سنتور، آوانگاری علیرضا جواهری، مشهد: علیرضا جواهری.
(۱۳۷۷) گل آوا: قطعاتی برای سنتور، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۷۸) بیداد: دونوازی سنتور، آوانگاری علیرضا جواهری، مشهد: علیرضا جواهری.
(۱۳۷۸) چکاد، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۷۸) مجموعه تصانیف، ج ۱، آوانگاری علیرضا جواهری، مشهد: علیرضا جواهری.
(۱۳۷۸) مجموعه تصانیف، ج ۲، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۷۹) سل آیین: ده قطعه برای سنتور، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۸۰)لاله بهار، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۸۰) رزم مشترک، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۸۱) پیروزی، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۸۲) مجموعه تصانیف، ج ۳، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.
(۱۳۸۳) محبوب من وطن، آوانگاری علیرضا جواهری، تهران: علیرضا جواهری.

Azadefar, Mohammadreza. (2006) Rhythmic structure of Iranian music, Tehran: University of Art Press.
Booban, Negar. (2010) Rhythm as pattern and the study of free rhythm: the case of Iranian Classical music, Proceedings of the 1st International Conference on Analytical Approaches to World Music, February 2010.
Cambouropoulos,Emilios (1997) “Musical Rhythm: A Formal Model for Determining Local boundaries, Accents and Metre in a Melodic Surface”, Lecture Notes in Computer Science; Vol. 1317, Music, Gestalt, and ComputingStudies in Cognitive and Systematic Musicology: 277-293.
Clayton, Martin, R. L. (1996) “Free Rhythm: Ethnomusicology and the Study of Music without Metre”, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, vol. 59, no. 2: 323-332.
Cooper, Grosvenor, W. & Leonard B. Meyer. (1960) The Rhythmic Structure of Music, The University of Chicago Press.
Hasty, Christopher F. (1997) Meter as Rhythm, NY: Oxford University Press.
Kolinski, Mieczyslaw. (1973) “A Cross-Cultural Approach to Metro-Rhythmic Patterns”, Ethnomusicology, vol. 17, no. 3, (sep. , 1973): 494-506.
Lerdahl, Fred. ;Jackendoff, Ray S. (1996) A Generative Theory of Tonal Music, MIT Press.
Lefebvre, Henri. (2004) Rhythmanalysis: Space, Time and Everyday Life, Translated by Stuart Elden and Gerald Moore, London: CONTINUUM.
London, Justin. (2004) Hearing in Time: Psychological Aspects of Musical Meter, NY: Oxford University Press.
Swain, Joseph P. (2002) Harmonic Rhythm: Analysis and Interpretation, NY: Oxford University Press.
Tenney, J. , &Polansky, L. (1980). “Temporal Gestalt perception in music”. Journal of Music Theory, 24, 205-241.
Tsuge, Gen’ichi. (1970) “Rhythmic Aspects of the Âvâz in Persian Music”, Ethnomusicology, May 1970, vol. 14, no. 2: 205-227.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…
وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وقتی ردیف استاد دوامی را گوش می دهیم متوجه می شویم که به دلیل اینکه ایشان ضربگیر بوده و در کنار بسیار از استادان آن دوره به همکاری پرداخته است، هم آواز خوانی خیلی ها را شنیده، هم از ساز بسیاری از استادان آن دوره استفاده و در محضرشان تلمذ کرده است، جمله بندی تحریر های ایشان بسیار شبیه به جمله بندی تحریر های تار است؛ تکیه های ساز کسی مثل میرزاحسینقلی، شکستن ریتم ها، بالا و پایین کردن سرعت تحریر ها همه قرابت زیادی با ساز تار دارد.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقف‌اند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام می‌گیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود می‌کند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج می‌داند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (IV)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (IV)

در جایی که ما فاصله رآلیزم، سمبولیزم و مدرنیزم، متعلق به عصر روشنگری باشیم، نمیتوانیم زبانهای ملل را در یکدیگر ترکیب کنیم و صدا و زبان را به عنوان ریشه اصلی هستی صدا و زبان برگزینیم.
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.
موسیقی پست مدرن (I)

موسیقی پست مدرن (I)

موسیقی پست مدرن از لحاظ سبک و وضعیت، قابل بررسی است. به‌عنوان یک سبک موسیقایی، موسیقی پست مدرن شامل ویژگی‌های هنر پست مدرن، یا به عبارتی، هنر بعد از مدرنیسم است. (ر.ک. مدرنیسم در هنر موسیقی شماره‌ی ۷۱). این سبک، از التقاط در فرم و ژانر موسیقی جانب‌داری می‌کند و اغلب ویژگی‌های ژانر‌های مختلف را ترکیب کرده یا از گزینش قطعات به صورت پراکنده بهره می‌گیرد. این موسیقی به خود-ارجاعی و طعنه‌آمیز بودن گرایش دارد و مرز میان هنر متعالی و باسمه‌ای را محو می‌کند.
چارلی چاپلین ، قسمت دوم

چارلی چاپلین ، قسمت دوم

در ادامه مطلب قبل (چارلی چاپلین) که راجع به زندگی هنری چارلی چاپلین و توانایی های او در آهنگسازی بود، ابتدا توجه شما را به قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید که ساخته چارلی چاپلین هست جلب می کنیم. بخصوص به ملودی های زیبای تم اول و دوم آن دقت کنید.
آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

دوره «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران» از تاریخ جمعه ۲۳ آذر ۹۷ در آموزشگاه موسیقی برومند در تهران و به صورت یک هفته در میان از ساعت ۱۰ تا ۱۳ برگزار می شود. مدرس این دوره فرهود امیرانی پژوهشگر، نوازنده و مدرّس سه تار است که قبلا از وی چندین مقاله و ترجمه در زمینه موسیقی و نیز کتابی انتقادی به نام «سه تار و تاراندیشی» منتشر شده است.
گفتگو با عبد الحمید اشراق (II)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (II)

من در آن زمان در رادیو با دو ارکستر همکاری کردم یکی ارکستر امیریی و اسکوئی و دیگری همایون خرم بود و با خوانندگانی چون ملوک ضرابی و دردشتی و دیگران‏ نوازندگی می‏کردم. در آن دروان هارمونی را نزد آقایان حسین دهلوی و حسین ناصحی‏ می‏آموختم و درعین‏ حال در خیابان نادری و چهار راه حسن‏ آباد کلاس موسیقی داشتم‏ و درس می‏دادم و رشتهء معماری را هم در دانشگاه تهران ادامه می‏دادم.
دو مضراب چپ (قسمت دوم)

دو مضراب چپ (قسمت دوم)

تکنیک دومضراب تقریبا در آثار تمامی سنتور نوازان قدیم و معاصر مشاهده می شود و تقریبا جزء اولین و اصلی ترین تکنیک های رایج مضرابی در آثار سنتور نوازان است. دومضراب به صورت چهار نت متوالی و با مضراب (راست – راست – چپ – چپ ) است و بهaudio file این صورت اجرا می شود.