بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.

کمی تأمل رمز گشای این راز بود: راک جنوبی به عنوان سبکی که از تلاقی بلوز، کانتری و سول پدید آمده است، در واقع، همان پیوند موسیقیایی سیاه و سفیدی است که در چارچوب دیدگاه جهانی سول جز می گنجد. این لیبل هم مانند لیبل های “Blood and Fire” و “Honest Jon’s” متعلق به خبرگان انگلیسی است که برای موسیقی سیاهپوستان آمریکایی ارزش قائلند. در واقع آن ها دنباله رو جریانی هستند که به واسطه “house headz” دهه نود، “soul boys” دهه هشتاد، “roots’n’dub fiends” دهه هفتاد و “blues rockers” دهه شصت، به جز سنتی دهه پنجاه باز می گردد.

اینها در اصل پیرو بریتانیایی های (Brits) سفید پوستی هستند که سعی داشتند که بر موسیقی سیاهپوستان مسلط شوند. آنها همچنین خود را با انجام فعالیت هایی به عنوان دی جی، دیسکوگرافر و آرشیوساز، وقف حفظ میراث موسیقی سیاهپوستان کرده بودند. تنها تفاوت بین بریتانیایی ها و همتاهای جنوبی سفید پوست آن ها این است که بریتانیایی ها باید عشق و علاقه شان به موسیقی را با استفاده از آثار ضبط شده به حد کمال می رساندند، در حالیکه همتایان آن ها در محیطی پرورش یافتند که پیوسته با موسیقی سر و کار داشتند و مستقیم از سرچشمه آن بهره می جستند.

از آنجایی که راک جنوبی از عمق جنوب و درست پس از عواقب جریان حقوق مدنی پدید آمد، یعنی زمانی که برخی از سیاستمداران هنوز هم از تفکیک نژادی حمایت می کردند، در نتیجه این نوع موسیقی راک با پیچیدگی و تیرگی بیشتری همراه بود. شاید تنها اثری که مثال بارز این وضعیت است “Sweet Home Alabama” باشد که سرود تعیین کننده این ژانر است.

اگر بخواهم جملات “Lynyrd Skynyrd” را در آلبوم موفق سال ۱۹۷۴ شان بدون اغراق توصیف کنم، باید بگویم که گیج کننده است. شعر اول به نیل یانگ اشاره دارد (که حتی یک یانکی لعنتی هم نبود بلکه کانادایی بود). اشاره او به نیل یانگ به خاطر اثر موفق او، یعنی مرد جنوبی (Southern Man) و همچنین انتقاد از آلاباما است.

به هر حال این نشانگرِ غرور خدشه دار شده منطقه ایی است که اینگونه سر باز کرده است. اما شعر دوم به طرز خطرناکی مبهم است. این شعر به جورج والاس، فرماندار آلاباما، اشاره دارد که طرفدار تفکیک نژادی بود. به نظر می رسد که این شعر تأییدی است بر تفکیک نژادی و نه محکوم کننده آن. در آخر، “Sweet Home” به تجلیل استودیوی ماسل شولز ساوند (Muscle Shoals Sound Studio) و گروه ریتمیک ساکن در آن یعنی سوامپرز (the Swampers) می پردازد اما نکته جالب این است که در حالیکه تیم ماسل شولز از خواننده های سیاهپوست زیادی استفاده می کرد، هر چهار عضو گروه سوامپرز سفید پوست بودند.

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (IV)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (IV)

در سالهای بعدی وردی بعضی از آثار اولیه خود را بازنویسی کرد، به ویژه نسخه جدید دون کارلوس، جبر سرنوشت و سیمون بوکانگرا. اتلو، بر اساس نمایشنامه ویلیام شکسپیر با اشعاری از مفیستوفله (Mefistofele) و آرجیو بویتو (Arrigo Boito) که اولین اجرای آن در میلان در سال ۱۸۸۷ بود، ساخته شد. این موسیقی ادامه دار است و امکان تقسیم آن برای اجرا در یک کنسرت نیست. اگرچه این یک شاهکار ارکستری است اما بعضی ها وجود ملودی در این اثر را، آنطور که در دیگر آثار اولیه وردی وجود داشته کم می دانند.
وضعیت آهنگسازان معاصر زن

وضعیت آهنگسازان معاصر زن

در شماره ی پیشین سایت زنان موسیقی، مقاله ای درباره ی وضعیت آهنگسازان معاصر زن در بریتانیا منتشر گردید، نوشته ی زیر نیز گزارشی است در همان زمینه به قلم کری اندرو، بانوی آهنگساز انگلیسی که خود با این نابرابری مواجه بوده و آن را شخصا تجربه کرده است.
تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

نگارندهء این مقاله با تفحص برای یافتن و استخراج اصطلاحات سی لحن از منظومهء خسرو و شیرین‌ نظامی، ضمن مطالعات خود به بیتی از امیر خسرو دهلوی که در موسیقی هم‌دستی داشته است برخوردم که‌ با توجه به آن و مقایسه با ابیات نظامی می‌توان نام لحن مفقوده را در منظومهء خسرو و شیرین نظامی پیدا کرد و فهرست سی لحن را تکمیل نمود.
روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

من در بین سنین بیست تا سی سالگی غالبا به عنوان دانشجو در برلین بسر می بردم. وقتی که من به آلمان رسیدم به دنبال بهترین معلم ویولون بودم و کارل کلینگر را پیدا کردم. پروفسور به من قطعات بسیار سختی را داد که بر روی آنها کار کنم من هر روز پنج ساعت تمرین می کردم اما هر چه بیشتر کار میکردم مثل این بود که من عقب تر می رفتم! روزها و ماه ها به همین گونه سپری می شدند و من اصلا پیشرفتی نمی کردم تا اینکه بطور کلی قطع امید کردم. فکر می کردم که امیدی نیست من بی استعداد هستم. از کنسرتهای موسیقیدانهای بزرگ هم دیدن می کردم که مرا دلسردتر می کرد.
سارا وائوگن (II)

سارا وائوگن (II)

تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.
ماجرای غم انگیز نقد لطفی

ماجرای غم انگیز نقد لطفی

چندیست که ماجرای کمانچه نوازی محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز صاحب نام ایران، پس از چند سال بازار نقد و نقادی را در نشریات گرم کرده است. نقدها با کیفیت های مختلف و از زاویه های متفاوت بر نوازندگی و گفته های لطفی در خبرگزاری ها و مجلات هنری به چاپ رسیده و تقریبا این ماجرا بدون نتیجه ای خاص به پایان رسیده است.
میرهادی: هم قبیله ای های من با من وحشیانه برخورد کردند

میرهادی: هم قبیله ای های من با من وحشیانه برخورد کردند

در ادامه مطالب قبل در ارتباط با نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان معاصر راجع به موسیقی کشور، آخرین قسمت این مصاحبه در این مطلب آورده میشود. در اینجا لازم است به دو نکته اشاره شود اول این مطلب که در تهیه این گزارش حتی المقدور هیچگونه تغییراتی در کلام ایشان داده نشده است و نکته دوم اینکه هفته آینده نظرات شما دوستان، پیرامون مصاحبه را حتما” نزد ایشان خواهیم برد و پس از دریافت پاسخ های لازم آنها را منتشر خواهیم کرد.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.
هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.
“رازهای” استرادیواری (XI)

“رازهای” استرادیواری (XI)

استراد با داشتن یک اندازه واقعی از ساز و تهیه الگو از بخش های لازم با استفاده از چوب یا کاغذ و تعیین ابعاد و ضخامتها، کار خود را شروع می کرد. سازی که طی این روند ساخته می شد اغلب در آینده حتی با فاصله چندین سال دوباره تکرار می شد و به همین علت، وی به عنوان کار نهایی قطعاتی را که در ساخت ساز بکار می رفتند، از جمله کلیه قالبها، طرح ها، الگوها، اندازه ها و الگوهای انحناهای طولی و عرضی را با حروف الفبای مشابه و یکسان علامتگذاری کرده و تمام آنها را بصورت منظم در یک پاکت نامه نگهداری می کرد.