گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگو با عبدالحمید اشراق (IV)

بله واقعا اینطور بود چه جنگ و جدالهایی خاطرهء دیگری را حکایت می‏کنم تا بیشتر محیط آن زمان را مجسم کنید. در آن زمان رهبری سمفونیک تهران را آقای حشمت سنجریی بر عهده داشت حدود سال ۱۳۵۵ {احتمالا این تاریخ اشتباه است – سردبیر} در برنامه‏ ای در تالار فرهنگ چند قطعه از بزرگان موسیقی را اجرا کردند ما در رابطه با کمبودهای ارکستر مطلبی نوشتیم و کمبودها را از دیدگاه علمی تذکر دادیم، مثلا چون ویولونیست نداشتند چند دانشجو را در صحنه گذاشته بودند یا بدلیل فقدان‏ نوازندهء هبوآ (ابوا)، قطعات را بدون آن اجرا می‏کردند. از این گذشته، نوازندهء فاگوت نیز در دسترس نبود و کم و کاستی‏های دیگری هم بود که در مقاله تذکر دادیم.

پس خیلی گرفتار بودید و جنگ و جدال حاکم بود

بله واقعا اینطور بود چه جنگ و جدالهایی خاطرهء دیگری را حکایت می‏کنم تا بیشتر محیط آن زمان را مجسم کنید. در آن زمان رهبری سمفونیک تهران را آقای حشمت سنجریی بر عهده داشت حدود سال ۱۳۵۵ {احتمالا این تاریخ اشتباه است – سردبیر} در برنامه‏ ای در تالار فرهنگ چند قطعه از بزرگان موسیقی را اجرا کردند ما در رابطه با کمبودهای ارکستر مطلبی نوشتیم و کمبودها را از دیدگاه علمی تذکر دادیم، مثلا چون ویولونیست نداشتند چند دانشجو را در صحنه گذاشته بودند یا بدلیل فقدان‏ نوازندهء هبوآ (ابوا)، قطعات را بدون آن اجرا می‏کردند. از این گذشته، نوازندهء فاگوت نیز در دسترس نبود و کم و کاستی‏های دیگری هم بود که در مقاله تذکر دادیم.

در آن زمان رسم‏ بر این بود که سفارتخانه‏ ها در جشن‏های ملی خود، مسئولان مطبوعات را دعوت‏ می‏کردند، من و آقای بهمن هیربد در یک کلتل سفارت رومانی شرکت داشتیم.

جای شماها خالی شبی بود، روی چمن سبز خوش‏رنگ از همه مدعوین به طرزی‏ شاهانه پذیرایی می‏کردند، ما نیز باتفاق مسئولین سفارتخانه و چند نفر دیگر در یک دایره‏ روی چمن ایستاده و صحبت می‏کردیم. ناگهان آقای حشمت سنجری آمد به جمع ما پیوست و سؤال کرد آقای هیربد کیست؟ یکنفر با اشاره آقای هیربد را نشان داد، آقای‏ حشمت سنجری بدون تأمل و توجه به محیط و موقعیت با مشت به صورت آقای هیربد کوفت و رفت و منهم که مجاور ایشان بودم زیر بغلش را گرفتم و رفتیم به مداوای ایشان‏ پرداختیم.

این موضوع در جائی منعکش شد؟

خیر چون صحیح نبود که این کار را به مطبوعات بکشانیم. تصادفا در آن جلسه آقای

قاسم طلب‏ زاده که بعدا ریاست هنرستان عالی موسیقی را به عهده گرفت نیز حضور داشت، ایشان اکنون در ارکستر سمفونیک بلژیک کار می‏کند.


چرا این خاطرات را نمی‏نویسید و چرا موسیقی را ترک کردید.


حق با شما، اما اینکه چرا موسیقی را ترک کردم محتاج بحثی طولانی است که باید در فرصت دیگری در گفتگویی دربارهء موسیقی و موسیقی‏دانان عنوان کنم. با این حال‏ همچنان با موسیقی عجین هستم و از مطالعه دربارهء آن دست نکشیده‏ ام.

در هرحال، من رشتهء معماری را ادامه دادم و پس از اینکه در سال ۱۹۶۵ از دانشگاه‏ پاریس در رشتهء معماری و شهرسازی فارغ‏ التحصیل شدم به ایران بازگشتم و با کمبودهایی در جامعهء آرشیتکت‏ها روبرو گشتم. از این‏ رو، نخستین اقدام من تشکیل‏ انجمن آرشیتکهای ایران بود که هیئت رئیسهء آن از بهترین آرشیتکت‏ ها و مهندسین آن‏ زمان یعنی محسن فروغی، هوشنگ سیحون، عبد العزیز فرمانفرمانیان و دیگران‏ تشکیل شده بود و تاکنون با تغییراتی ادامه دارد.

خود من هفت سال دبیر این انجمن بودم‏، ما خیلی سعی کردیم که به شهرداری و دولت بقبولانیم که فقط هر کس عضو انجمن‏ است باید حق امضاء زیر نقشه‏ ها را داشته باشد، نه همه‏ کس و این انجمنی است که باید ناظر بر جریان سازندگی در کشور باشد. اگر این کار انجام می‏شد، وضع ساختمانی‏ بخصوص معماری ما در ایران صورت دیگری به خود می‏گرفت. در اکثر کشورها این قانون‏ اجرا می‏شود و جامعهء آرشیتکها مسئول سازندگی کشور است و نه شهرداری.


مجله بخارا

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است