چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۳
یكی از توانایی هایی كه هر موسیقیدان باید داشته باشد آن است كه بتواند خیلی راحت و بدون فكر یك فاصله را معكوس كند. معكوس كردن یك فاصله به این معنی است كه نت پایینی را به
اندازه یك اكتاو بالا ببریم یا برعكس نت بالایی را یك اكتاو پایین بیاریم.
بعنوان مثال به شكل ساده زیر توجه كنید كه در آن فاصله سوم بزرگ معكوس شده است. اگر دقت كنید معكوس آن تبدیل به یک فاصله ششم كوچك شده است.
به فاصله به این فاصله گوش دهید.
یا به مثال زیر دقت كنید كه در آن یك فاصله دوم كوچك معكوس شده كه فاصله جدید هفتم بزرگ است ، نگاه كنید و
به این فاصله گوش دهید
بنابراین بنظر می رسد که اگر یک فاصله بزرگ را معكوس كنیم نتیجه یک فاصله كوچك و اگر یه فاصله كوچك را معكوس كنیم به یک فاصله بزرگ تبدیل میشود. این یک قانون كلی
است و عمومیت دارد. اما برای اینكه متوجه شویم معكوس یک فاصله چندم است، كافی است که عدد آنرا از 9 كم كنیم. مثلا" معكوس فاصله سوم میشود ششم یا دوم میشود هفتم و....
حالا سراغ فاصله چهاردرست می رویم كه معكوس آن میشود پنجم درست. بازهم این قانون كلی هست كه معكوس فاصله های درست همواره درست هستند، نگاه كنید و
به این فاصله گوش دهید
همینطور فاصله های tritone پس از معكوس شدن tritone باقی میمانند؟ چون این نوع از فاصله ها معادل چهار و نیم پرده هستند و معكوس آنها معادل 4.5 – 9 یعنی بازهم 4.5 ،
می شوند. نگاه كنید و
گوش دهید
مثال دیگر اینكه معكوس فاصله سوم كوچك میشود ششم بزرگ دقت كنید،
فاصله سوم كوچك
آشنا کردن گوش با این فاصله ها خیلی هم سخت نیست، ساده ترین فاصله می تواند دوم كوچك باشد كه خیلی dissonance - و شاید به عقیده خیلی ها بد صدا - است. معكوس فاصله
دوم كوچك خوش صدا تر از فاصله دوم كوچك هست و یا فاصله پنجم درست خیلی خیلی شفاف و صاف است و گوش راحت میتواند آنرا از سایرین تشخیص بدهد. به هر حال باید تمرین
كرد و گوش را به این فاصله ها عادت داد.
تمرین مهم دیگه اینكه باید نشست و قطعات موسیقیدانهای بزرگ را از لحاظ فاصله ای بررسی كرد و ملاحظه کرد که آنها در حركت های ملودیك چگونه از فاصله ها استفاده میكنند.
گفتگوی هارمونیک