اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

در یکی از جلسات، دکتر رعدی طی یک سخنرانی طولانی، مقام موسیقی را تشریح نمود و موسیقی را زبان و روح ملت‏ها نامید و گفت: «موسیقی زبانی است که بیگانه نمی‏شناسد؛ موسیقی گاهی از شعر مدد می‏گیرد؛ گاهی به شعر مدد می‏رساند؛ هر دو به یکدیگر نیازمندند، ولی اگر کار به دعوای بی‏نیازی کشد، شاید موسیقی بی‏نیازتر یا لا اقل کم‏نیازتر باشد.»

او اضافه‏ کرد که:«سرحدهای سیاسی، جغرافیایی و تشریفات گوناگون جهانی می‏توانند مانع سیر و عبور و مرور کتابها و پرده‏های نقاشی و آثار ظریف دیگر از کشور شوند؛ اما نت‏های موسیقی به برکت‏ رادیو، سوار امواج مغناطیسی می‏شوند و به سرعت برق خود را از غرب به شرق از شمال به‏ جنوب و از زمین به آسمان می‏رسانند».

استاد کلنل وزیری سخنانی در مورد «نت‏نویسی و وسیلهء حفاظت موسیقی و تخریب موسیقی‏های ثبت نشده» صحبت کرد و بیان خود را در مورد ربع پرده در موسیقی ایرانی تکمیل نمود. باید اضافه کنم که کلنل وزیری خود مبتکر سرّی و کرن‏ یعنی ربع پرده‏ها در موسیقی ایرانی است و علامات آنها را مشخص کرده و هم‏اکنون نیز در موسیقی ایرانی پابرجاست.

سخنرانی رئیس کنگره یعنی دکتر مهدی برکشلی جالب بود و مورد تمجید همه قرار گرفت؛ او شروع صحبتش را با این جمله آغاز کرد: «پایه موسیقی شرق بر تعدیلی است که صفی الدین ارموی از گام موسیقی ایران و از پرده‏ بندی تنبور خراسان وارد نموده» و خواست که این کنگره به یاد این دانشمند و موسیقی‏شناس و آهنگ‏ساز ایرانی آغاز گردد. جالب آنکه در آخر صحبت خود اضافه کرد، به این منظور تصویر صفی الدین ارموی که توسط استاد بهزاد ترسیم شده به کنگره بین المللی موسیقی اهداء می‏شود.

در بین هر سخنرانی یک ساز سلوی موسیقی ایرانی نواخته می‏شود که استاد شهنازی، استاد ملک، استاد عبادی و دیگران در آن سهمی داشتند که مورد توجه بسیاری از موسیقی‏دانان‏ خارجی قرار گرفت. شب‏ها نیز کنسرتهایی برای مدعوین خارجی ترتیب داده می‏شد؛ گروه سازهای ملی به‏ سرپرستی: استاد فرامرز پایور و شرکت آقایان حسین تهرانی، رحمت الله بدیعی و گلپایگانی‏ برنامهء جالبی را اجرا کردند. در این برنامه خانم خاطره پروانه نیز چند ترانه خواند.

یک شب دیگر ارکستر صبا به رهبری حسین دهلوی نیز برنامه‏ای اجرا کرده و شبهای دیگر نیز به همین طریق برنامه‏هایی اجرا می‏شد. جدا از محسنات عدیدهء این کنگرهء جهانی، مطالبی که به عنوان انتقاد می‏توان بیان کرد: عدم‏ عرضه نمودن کافی موسیقی ایرانی به شرکت‏کنندگان، به خصوص شرقی‏ها برای استفاده از نظرات آنها بود، چونکه کشورهایی همانند ایران و هند، ترکیه و… موسیقی آنها دارای نزدیکی‏ بیشتری به هم می‏باشد تا به موسیقی اروپا، به همین دلیل این کنگره روی این موضوع باید تأکید بیشتری می‏کرد؛ به خصوص اینکه دربارهء مشکل ربع پرده که هنوز هم پابرجاست هیچ کس غیر از کلنل وزیری صحبتی به میان نیاورد و کمیته‏ای نیز برای بحث در این مورد تشکیل نشد و سخنرانی‏های این کنگره آنچنان طولانی و پشت سر هم بود که به کسی فرصت بحث و گفتگو نمی‏داد.

به قول روح الله خالقی «حتی آنها را به هنرستان‏هایی موسیقی نبردیم که ببینند ما چه‏ کار می‏کنیم و یا چه کار باید بکنیم.» آنچه همه را آزار می‏داد زبان کنگره بود که فرانسه و انگلیسی انتخاب شده و اکثر هنرمندان‏ ایرانی مطالب برایشان روشن نبود و نمی‏توانستند در مباحث شرکت کنند و وسیله ترجمه هم‏ وجود نداشت. اما با اینکه امتیازهای بی‏شماری برای تشکیل این کنگره می‏توان قائل شد؛ برای راهنمایی‏ موسیقی‏دانان ایرانی چندان مفید واقع نشد و سبب گردید که در مطبوعات آن زمان هنرمندان‏ انتقادهاتی را مطرح کنند. ولی نباید منکر آن شد که در اکثر کنگره‏های جهانی این نواقص وجود دارد.

بخارا

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.
سپنتا و سه پاره تفردش

سپنتا و سه پاره تفردش

یکی از واپسین‏ها بود. بازمانده نسلی که یکی یکی یا گاه چند چند دارند از میان ما به لابه‏لای صفحه‌های تاریخ موسیقی کوچ می‏کنند. ساسان سپنتا از تبار تجددخواهان نیمه اول سده حاضر بود و از آخرین نمایندگان نظرپرداز این مکتب که تا پایان عمر، با وجود همه تغییراتی که در فضای فکری و پژوهشی و گفتمان نظری موسیقی ایرانی رخ داده است، همچنان دست از قلم برنداشته و به کار می‏ پرداخت.
گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

در آغاز باید توضیح کوتاهی در مورد عنوان این مقاله داده شود. Cremona نام شهریست در شمال کشور ایتالیا که مرکزیت تاریخی را در طول زمان بواسطه حضور هنرمندان بزرگی در زمینه ساخت ادوات موسیقی، مخصوصا ساز ویلن به خود اختصاص داده است. این شهر گذشته ای کهن و توام با وقایعی زیبا و قابل تعمق در خود داشته و حس کنجکاوی هر انسان اهل تحقیق و بررسی را بر می انگیزد.
«موسیقاب» (II)

«موسیقاب» (II)

این ویژگی که بازگوکننده‌ی انتساب و پیوند شفاف و مشهود یک اثر هنری به زمان و مکان خلق اثر است، در طول قرن گذشته، در توصیف جریان‌هایی در هنرهای تجسمی و ادبیات ایران به‌کار رفته‌است. در مورد موسیقی نیز، عبارت «موسیقی معاصر» که بیش از سه دهه از عمر آن در ایران نمی‌گذرد، بیشتر به آثاری ارجاع می‌دهد که می‌توان بخش اعظمی از آنها را متأثر از موسیقی آوانگارد قرن بیستم غرب و تحت لوای آن دانست.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

این موضوع را از زاویه‌ی دیگری نیز می‌توان دید: درجه‌ی پنجم بالای مد شور شاهد مد دشتی است. پس از آنکه شور دوم از دل شور اول ظاهر می‌شود، در درجه‌ی پنجم خود به مد حسینی می‌رسد. به عبارت دیگر با اندکی مسامحه می‌توان گفت، حسینی در جایگاه دشتیِ شور دوم است. پیش‌تر نیز اشاره شد که مد حسینی ترکیبی از مد شور و مد دشتی است. از این منظر به‌رغم اینکه حسینی مد اولیه و مستقلی است، اما با شور دوم در ارتباطی معنادار است. بنابراین، جداشدن این دو بخش مرتبط با هم، باید علتی آن‌چنان متقن داشته باشد که این تفکیک را توجیه کند و آن را منطقی جلوه دهد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

به هر تقدیر اکنون بهتر است به موضوع مهم و پیچیده (!) شکل گیری اثر هنری بپردازیم: آنچه که موضوع خلق هر اثر هنری است، بیش از هر چیز از این پرسش ناشی می شود که اثر هنری چگونه پدید می آید؟ در این نکته شکی نیست که فرآیند خلق هر اثری اصولا رویدادی «درونی» است. در مقابل فرآیند تجلی آن که رویدادی بیرونی است، شما هنگامی که اثری خلق می کنید این اثر را در «خودِ» درونی تان پدیدار می سازید.
استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (I)

استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (I)

مطلبی که پیش رو دارید نامه سرگشاده غلامرضا میر هاشمی، سازگر و رئیس کانون سازندگان ساز خانه موسیقی است درباره دو ساز جدیدی که توسط محمدرضا شجریان ساخته و معرفی شده است: ساز از جمله پیچیده‌ترین ابزارهای ساخت بشر می‌باشد و هنوز بسیاری از رموز صدا دهی و نحوه‌ تولید صدا در رسیدن به کیفیت صدای عالی برای سازندگان ساز دست نیافته باقی مانده است. به همین علت نیز عده ‌زیادی از نوازندگان و حتی سازندگان ساز در مواجهه با تغییرات صوتی ساز دست به اقداماتی می‌زنند که تنها به صورت تجربی و آزمون و خطا بوده و بی شک راه حل قطعی محسوب نمی‌گردد. از طرفی نبود دانش کافی باعث می‌شود تا مسائلی شبه خرافی و باورهایی بی پایه و غیر علمی نیز عنوان شود.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).
ارکستر سمفونیک بی بی سی (II)

ارکستر سمفونیک بی بی سی (II)

به طور کلی می توان گفت که این ارکستر تنها ارکستری است که بیشترین تعدا اجرا ها را در بین ارکسترهای شرکت کننده در پرامز دارد. تمامی کنسرت ها در شبکه سه رادیوی بی بی سی پخش شده و به صورت اینترنتی و از طریق “iPlayer BBC” نیز تا هفت روز پس از پخش، قابل شنیدن است. تعداد زیادی از این کنسرت ها نیز در شبکه های تلوزیونی پخش شده اند. در واقع، این ارکستر، تنها ارکستر انگلیسی است که تعداد زیادی از اجراهایش از رادیو و تلوزیون پخش شده اند. شاید بتوان گفت که مهمترین مورد در بر پا نگهداشتن این ارکستر، ضبط های استودیویی برای شبکه ۳ رادیوی بی بی سی است که در مکان میدا ویل که متعلق به ارکستر است، صورت گرفته اند.
La vida breve از دوفایا

La vida breve از دوفایا

مطلبی که پیش رو دارید، ترجمه ای است از کتاب “Opera” نوشته Anderas Batta که دکترای موزیکولوژی و پروفسور ویلنسل از دانشگاه سوربن پاریس و آکادمی Franz Listz مجارستان و اکنون Directeur موسیقی آکادمی Frantz Listz مجارستان است.