عبدی: به امپرسیونیسم علاقمندم

بهزاد عبدی
بهزاد عبدی
آیا استفاده شما از ارکستر اکراینی دلیل خاصی دارد؟
من در اکراین زندگی می کنم و آنجا با ارکستری در ارتباط هستم و سالها از نزدیک کار کرده ام، طبیعی است که به خاطر ارتباط زیاد و نزدیکم با آنها و کیفیت کار استاندارد و عالی آنها، با این ارکستر و رهبر همکاری زیادی دارم.

آیا این ارکستر در جهان هم شناخته شده است؟
با یک جستجوی ساده در فروشگاه های معتبر سی دی جهانی می توانید ببینید که این ارکستر چند اثر در بازارهای جهانی دارد و همینطور همکاری با کمپانی های معتبری همچون ناکسوس…

آیا همکاری شما با ارکستر اکراینی باعث دلخوری نوازندگان ایرانی نشده است؟
موزیسین های ما شان والایی دارند که بخواهند از این که من با ارکستر اروپایی کارهایم را ضبط می کنم ناراحت و دلگیر باشند. من به واسطه حضورم در کشور اوکراین با ارکستر بسیار خوب کارهایم را ضبط می کنم. تمام موسیقیدان های دنیا آثار خود را با ارکسترهای خوب دنیا ضبط می کنند و این مساله ای عجیب نیست.

آهنگسازان ایرانی دیگری هم غیر از شما با این ارکستر ضبط کرده اند…
بله دوستان بسیاری تحت تاثیر کیفیت اجرایی این ارکستر، قطعات خود را به دست رهبر این ارکستر رسانده اند که امروز در بازار موجود است و به راحتی می شود در مورد کیفیت اجرا و ضبط آن قضاوت کرد. بسیاری از ارکسترهای جهانی مثل فیلارمونیک پراگ و ارکستر فیلارمونیک لندن حجم زیادی از موسیقی فیلم های معتبر دنیا را ضبط می کنند و حتی نوازندگان ارکستر پاپ بوستون که همیشه با جان ویلیامز کار می کنند، به خاطر همکاری او با ارکستر سمفونیک لندن هیچگاه دلگیر نمی شوند.

شما به عنوان هنرمندی که بیش از هر هنرمند دیگری شاهد اجرای آثار ایرانی توسط هنرمندان غیر ایرانی بوده اید آیا این گفته معروف را قبول دارید که ایرانی ها هیچ وقت نمی توانند خوب موسیقی غربی اجرا کنند و بالعکس غربی ها نمی توانند موسیقی ایرانی را مثل ما بنوازند؟
بدیهی است که اگر اثر موسیقی در کل ایرانی باشد، با تمام حس و حال های موسیقی ایرانی، یک ارکستر غربی به قول معروف توانایی برآورده کردن حال قطعه را نخواهد داشت. اما از نظر نت و اجرایی تمیز در زمانی استاندارد خب بحثی نداریم که هر چه ارکستر قوی تر و سرحال تر باشد اجرای قطعه بهتر خواهد شد. البته باید دید که آهنگساز محترم چه توقعی از اجرای قطعه دارد. من با آهنگسازانی که آثارشان توسط ارکسترهای اروپایی ضبط یا اجرا می شود صحبت کرده ام و برایشان تمیزی و احساس نزدیک به احساس آهنگساز پر اهمیت تر است تا حال و هوای ایرانی بودن قطعه؛ فراموش نکنید که در اکثر مواقع حس و حال ایرانی و تکنیک بالا با هم در یک ارکستر ایرانی و غربی جمع نشده است.

البته حس و حال یا بهتر بگویم ادیشن خوب هم اکثرا در دست نوازندگان توانمند است نه کم توان!

قطعا هر چه تکنیک نوازنده بالاتر باشد بحث احساس قطعه و رعایت تمام اصول مربوط به قطعه مانند کوک، نوانس و… بیشتر انجام خواهد شد. وقتی تکنیک نوازنده قابل قبول نباشد بدیهی است تمام تمرکز نوازنده به نت نوازی معطوف خواهد شد و بقیه مسایل مربوط به قطعه از نگاه نوازنده دور خواهد ماند و در مجموع به قطعه و احساس خواسته شده توسط آهنگساز ضربه خواهد خورد. ضمن اینکه بسیاری از هنرمندان موفق موسیقی کلاسیک غربی ایرانی بوده اند، افرادی مثل فرهاد مشکات، علی رهبری، بیژن خادم میثاق، فروغ کریمی و …

آهنگسازی شما آیا وابسته به یک مکتب خاص است؟ اصولا مکتب گرایی را چطور می بینید در زمینه آهنگسازی؟
آهنگساز باید ذهنی باز و خلاق داشته باشد تا بتواند به کارش تنوع ببخشد و مخصوصا در موسیقی فیلم بتواند برای صحنه های مختلف و تصاویر متفاوت، موسیقی های متوعی خلق کند ولی در کل اگر آثارم را گوش کنید، نگاه من به موسیقی ارکسترال تحت تاثیر مکتب امپرسیونیسم بوده و هست. کنسرت برای ارکستر که برای ارکستر سمفونیک سال ها قبل از من منتشر شده است، نوعی امپرسیونیسم ایرانی است. رنگ سازها برای من بسیار مورد اهمیت هستند. البته گاهی پلی فونی در آثار من دیده می شود. اما اصولا امپرسیونیسم مکتب بسیار مورد علاقه من بوده و هست.

آیا در زمینه آموزشی موسیقی هم فعالیت داشته اید؟
آموزش موسیقی معلم موسیقی می خواهد. بعضی ها معلم های ارزنده موسیقی هستند که همیشه مقامشان مورد احترام بوده و هست اما هرگز آثار قابل توجهی از آن ها شنیده نشده است، این مساله در تمام دنیا صادق است، هرچند هم در موسیقی ایرانی هم غربی داشته ایم استادانی که هنرمندان موفقی هم بوده اند مثل یوزف هایدن و فرانتس لیست. دوستان عزیز آثارشان را گاهی به من نشان می دهند که اگر مطلب خاصی به نظر من برسد حتما با هم به نتیجه خواهیم رسید.

هنرآن لاین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

شماره‌ی دوم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی دوم مهرگانی منتشر شد

به تازگی دومین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی در آن به بیان دقیق‌تر علل انتشار رایگان و الکترونیکی این نشریه و معرفی«پژوهش‌نامه‌های آزاد(۱)» (Open Access Journal) پرداخته‌اند، می‌توانید این مقاله‌ها را بخوانید: «در جستجوی ریشه‌های آریستوگزنوسی اندیشه‌ی موسیقایی فارابی» از آورین صداقت‌کیش، «بررسی عود از جنبه‌ی ریخت‌شناسی در رسالات موسیقی قدیم ایران»از نرگس ذاکرجعفری، «ضربی؛ اصطلاحی نه چندان دقیق و روشن» از بابک خضرایی، «تکیه‌ها در شعر فارسی و جایگاه آنها در تلفیق شعر و موسیقی»از روح‌الله شیرمحمد و «موسیقی‌دانان یهودی و موسیقی فارس» نوشته‌ی لارنس د. لُب و ترجمه‌ی ناتالی چوبینه. برای دریافت این دوفصلنامه‌ی پژوهشی رایگان می‌توانید به آدرس www.mehregani.ir مراجعه نمایید.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال ۱۷۵۲ به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.
جان کیج و ذن بودیسم (V)

جان کیج و ذن بودیسم (V)

به جرات می توان گفت که مهمترین اثرِ پر حاشیه ی جان کیج به نام «چهار دقیقه و سی و سه ثانیه» حاصل همین اندیشه ی منبعث از فلسفه ذن بودیسم است که قصد دارد همسنگیِ سکوت و صدا را به مثابه مرگ و زندگی به مخاطب القا کند. در این قطعه که نوازنده ی پیانو در محصوره ای از زمان (۴٫ ۳۳) به نواختن سکوت! می پردازد، می خواهد مخاطبین را به شنیدن زندگی جاری در سالن اجرا دعوت کند و یادآور شود که صداهای روزمره نیز با این نگرش می تواند مصداقی از هنر باشد و این همان تفکر ذن بودیسمی در برخورد با زندگی و مرگ است.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

مفهوم متر ترکیبی را نیز می توان مرتبط به همین مسائل دانست، آن چنان که لاندن می نویسد: ” توصیف یک پاساژ موسیقیایی با نام متریک معمولا نشانگر آن است که شنونده یک سری بیت هم طول می شنود و این بیت ها به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته اند. اما در برخی موارد شنونده نمی تواند، یک متریک هم طول از طول مدت بیت های موجود، برداشت کند.
نقدی بر اجرای کنسرت ارکستر ملل (I)

نقدی بر اجرای کنسرت ارکستر ملل (I)

مطمئنا تشکیل چنین ارکستری با این حجم کمی از لحاظ تعداد نوازنده و تعدد سازها، کاریست دشوار و طاقت فرسا و شاید در تفکر عمومی جامعه ما امری نا ممکن؛ چراکه عدم حمایت های مادی و معنوی مسئولین دولتی از چنین تشکلاتی همچنین عدم همکاری و هماهنگی های سایر ارگانهای دولتی بر مشکلات اینگونه فعالیت های فرهنگی، هنری می افزاید.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).
شرح حال و خاطرات رضا محجوبی منتشر شد

شرح حال و خاطرات رضا محجوبی منتشر شد

کتاب رضا محجوبی، افسونگر نغمه‌پرداز با پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا منتشر شد. در این مجموعه دو جلدی به همراه یک سی دی ضمیمه حاوی ۸ تراک از ویولن نوازی رضا محجوبی و ۷ تراک از شاگردان اوست که توسط نشر خنیاگر به بازار عرضه شده است.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XX)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XX)

در دوران سر درگمی در تجدّد طلبی، به دلیل امکانات بیشتر و بهتری که موسیقی اروپایی در ایران داشت، در خاندان های موسیقی، نسل بعدی موزیسین ها به موسیقی اروپایی روی آوردند (مانند: سنجری، معروفی، خالقی، خادم میثاق و فروغ). به این ترتیب موسیقی ایرانی دچار کمبود استعدادی شد که برای تحوّل و تکامل آن از ضروریات اولیه است.
جان کیج و ذن بودیسم (IV)

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.