آفتاب آمد دلیل آفتاب

عصمت باقرپور بابلی (دلکش)
عصمت باقرپور بابلی (دلکش)
چهارشنبه هفته گذشته عصمت باقرپوربابلی (دلکش) از بهترین خوانندگان زن ایران در سکوت رسانه های خبری درگذشت! و شاید مرگ او پایانی باشد بر خوانندگان صاحب سبک زن که سالها بخش بزرگی از موسیقی آوازی ایران را در سیطره داشته اند.

آثار دلکش سالها مورد توجه دوستداران موسیقی از هر طبقه اجتماعی بود؛ دلکش مانند اکثر خوانندگان بزرگ دوره خود صاحب لحن و تکنیک مخصوص به خود بود ( Audio File در دشت جنون ) که توسط بسیاری از خوانندگان آن زمان رادیو تقلید می شد.

بااینکه دلکش را نمیتوان در آواز خوانی و تسلط به ردیف آوازی هم طراز با خوانندگانی چون قمرالملوک وزیری دانست، ولی نکات ارزنده ای مانند: حجم صدا، فرم صدایی (style) لحن و ویبراسیونی که در صدای دلکش دیده می شود به مراتب با کیفیت تر از خواندگانی مثل قمر یا اکثر هم دوره ای هایش بود.

تیزهوشی دلکش در استفاده از غلتها و ویبره های بجا، مخصوصا” در تصنیفهایش باعث شده آهنگسازانی مانند علی تجویدی، مهدی خالدی، مجید وفادار از او برای اجرای بهترین تصنیفهایشان استفاده کنند. همچنین دلکش آوازهای زیادی با ساز این اساتید ضبط کرده که البته همانطور که گفته شد مانند تصنیفهایش قدرتمند نیست ولی لحن ویژه او در تحریرهای عمیق و شکیل (با وجود تنوع کم تحریرهایش) و تلفظ مطبوع شعر، آواز او را شبیه خوانندگان مکتب اصفهان کرده است که حالت خاصی به آوازش داده که هنوز هم شنیدن آن خالی از لطف نیست.

جایگاه صدای دلکش آلتو بود ولی گاهی به صدای تنور نزدیک می شد و در آواز ایرانی جایگاه خوبی برای ادای حالات موسیقی آوازی داشت. (در آواز ایرانی بیشتر این پهنه صوتی یعنی فاصله بم ترین نغمه های تنور تا نغمه های پایانی آلتو مورد پسند ذائه ایرانی قرار گرفته است)

دلکش کار خوانندگی را اویل دهه ۳۰ که ایران در حال تحوالات شدید اجتماعی بود آغاز کرد ولی مانند بسیاری از خواندگان آن دوره در آن حال و هوا نماند و به سرعت با جامعه پیش رفت البته بخاطر ساختار فرهنگی آن زمان هیچ گاه صرفا” خواننده قشر روشنفکر نشد ولی آنقدر هوش و توانایی داشت که مانند یک خواننده تمام عیار جلوی ارکستر بزرگ بایستد و مقتدرانه بخواند که آفتاب آمد دلیل آفتاب!

Audio File به کنارم بنشین

Audio File بازآ

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

اختلالات صدای خوانندگان (VI)

اختلالات صدای خوانندگان (VI)

افرادی که صدای خود را از دست می دهند یا نشانه هایی از اختلال صدا در آنها مشاهده می شود که آسیب شناس گفتار و زبان نمی تواند برای آن علت عضوی یا جسمی پیدا کند، متناسب با نوع اختلال صدایشان، آسیب شناس می تواند بی صدایی یا گرفتگی صدای آنها را اختلال صدا با منشأ عملکردی طبقه بندی کند، که این نوع اختلالات صدا معمولا با صدا درمانی بهبود می یابد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (IV)

در سال ۱۹۴۹ لئوپاد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و دیمیتری متروپولوس (Dimitri Mitropoulos) به طور مشترک رهبری فیلارمونیک را عهده دار شدند و در سال ۱۹۵۱ متروپولوس به عنوان کارگردان موسیقی فیلارمونیک منسوب شد. متروپولوس در زمینه های گوناگونی پیشرو بود، در برگزاری رقابتی برای انتخاب آهنگسازان جدید، برگزاری اجراهایی توسط فیلارمونیک به طور زنده بین پخش فیلمها در سینما تاتر روکسی. متروپولوس مجموعه ضبطهایی را برای کمپانی کلمبیا نیز انجام داد.
بوطیقای ریتم (VI)

بوطیقای ریتم (VI)

گونه‌ی دیگری از به کارگیری هنرمندانه‌ی ابهام متریک زمانی است که دوگانی ابهام-رفع ابهام به کار گرفته شود. یک خط ملودی که ذهن شنونده چند سیستم مختصاتی متریک مختلف برای آن پیشنهاد می‌کند «مبهم» است حال اگر ناگاه الگوهای تاکیدی و گروه‌بندی به گونه‌ای تغییر کنند که یکی از پیشنهادها برازندگی بیشتری بیابد متر دیگر مبهم نیست.
عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!

عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!

گفته می شود که ویولن استرادیواریوس یکی از خوش صدا ترین سازهایی است که تا کنون ساخته شده است. ویولنیست های درجه اول، میلیون ها پوند داده اند تا بتوانند این ویولن سیصد ساله را در دست بگیرند.
تمدید زمان ثبت نام  جایزه آهنگسازی «سیمف ۱۳۹۶»

تمدید زمان ثبت نام جایزه آهنگسازی «سیمف ۱۳۹۶»

مهلت ثبت نام در فراخوان آهنگسازى «سیمف ۱۳۹۶» تا پایان ساعت ۲۴ یکشنبه ١ مرداد تمدید شد. روابط عمومی اولین دوره مسابقه آهنگسازی سیمف امروز اعلام کرد که کمیته برگزاری این جایزه، مهلت ثبت نام در آن را تا پایان ساعت ۲۴ یکشنبه ۱ مرداد تمدید کرده است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

در ابتدا آدرنو این مسئله را عنوان می کند که موسیقی عامه پسند و موسیقی “جدی” را نمی توان با استفاده از کلماتی مانند «فرو دست» و «فرا دست»، «ساده» و «پیچیده»، «بی مایه» و «مایه ور» به طور دقیق معرفی کرد و تفاوت های آنها را درک کرد. برای مثال همه ی ساخته های کلاسیسیسم وینی ـ بدون استثنا ـ از نظر ریتمیک ساده تر از همه ی تنظیم های بازاریِ موسیقی جِز هستند و یا دنبال کردنِ فواصل گسترده ی بسیاری از آوازهای پر فروش امروز، دشوارتر از دنبال کردن موسیقیِ هایدن است که عمدتا حول و حوشِ تریادهای تونیک و با استفاده از فواصل دوم شکل گرفته است.
صدای سنتور (I)

صدای سنتور (I)

در این گفتار سعی دارم راجع به تنوع صدایی که یک نوازنده میتواند از یک ساز ایجاد کند نکاتی را خاطر نشان کنم. به ظاهر تنوع صدایی ساز سنتور بنا به ساختار آن نمی تواند خیلی متفاوت باشد (منظور صدای حاصله از یک سنتور است) همانند پیانو، بطوریکه هر نوازنده ای مثلاً اگر با فلان پیانو بنوازد اصوات ایجاد شده همگی یکسان خواهند بود یا در نهایت تفاوت اندکی خواهند داشت.
سلطان بوگی (I)

سلطان بوگی (I)

جان لی هوکر در ۲۲ آگوست ۱۹۱۷، در کلارکزدیل (Clarksdale) میسی سیپی متولدشد. خانواده او در مزارع اشتراکی کار میکردند و او اولین تاثیرات موسیقی خود را از پدرناتنی اش، ویل مور (Will Moore) کسب کرد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

آگاهی و معرفت به چه کار می‌آید؟ صبح یکی از روزها در سال ۱۹۵۳ یک خبرنگاری به من تلفن کرد که مرا مطلع کند که ژاک تی باود (Jackues Thibaud) در هواپیمائی بر فراز کوه های آلپ جزو سرنشینان بوده سقوط کرده و او مرده است!
دخترم، بوی فرار می آید (I)

دخترم، بوی فرار می آید (I)

مهاجرت در گذشته بسیار کند تر از امروز انجام می گرفت. اما اکنون به علت فجایع سیاسی و انسانی گاه چند میلیون انسان از جایی به جایی دیگر کوچ می کنند و از این جهت نیز عوارضی را به وجود می آورند. در گذشته مهاجرت های قومی در طی چند سده اتفاق می افتاد و به چشم هم نمی آمد و این چنین کوچ هایی گاه مبدل به جنگ های بسیار کند بطئی آرامی می شد و جوامع نیز آن را به یک تجربه ی تاریخی مبدل می کردند و نتایج اش هم این بود که این نوع تغییر به یک سنت بدل می گشت. سنت هایی چون صلح، جنگ، توافق ها و قراردادهای اجتماعی و… همه ی این ها در طی یک فرآیند رخ می داد تا این که یک مهاجر بتواند مبدل به یک شهروند درجه ی دو و شاید هم درجه ی یک بشود. مانند سیاه پوستان در آمریکا.