پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

مجددا تایید شد، در را باز کردند، وارد اتاق شدم و در بسته شد. بدون اتلاف وقت ابزار و لوازم مورد نیاز را آماده کرده و زوایای لازم را برای عکس برداری دقیق انتخاب و در ذهن مراحل بعدی کار را طبقه بندی می نمودم تا که لحظه ایی پایمال نگردد.

بعد از ثبت مرحله اول تصاویر آنچنان با دقت و ظرافت کار به انجام می رسید که ناگهان دوربین ها ی مدار بسته داخل اتاق شروع به حرکت کرده و مراحل حرکتی من را به هر سو کنترل می نمود اینجا بود که احساس کردم به زودی زمانم به پایان خواهد رسید زیرا که مسولین فکر نمی کردند خواسته من آنقدر جدی باشد و با این دقت بخواهم جزئیات را ثبت نمایم از این رو سعی کردم به نمونه ها و جزئیات اصلی به پردازم.

این حالت در موقعیت های دیگری برای من رخ داده بود در سفری به شهر تورین که برای نمونه برداری یک ساز استراد اقدام نموده بودم مشکلاتی پیش آمده بود و حتی در خود کرمونا و سایر گنجینه های دیگر. از این رو به سرعت اطلاعات ضروری تر را ثبت نمودم.

در داخل این اتاق دو نمونه ساز وجود داشت که یکی ویلن ۱۷۴۳cannon گوارنری بود و در روبه روی آن کپی با ارزشی از همین ساز که به دست ویوم ساخته شده بود و در سویی دیگر مجموعه ایی از لوازم شخصی پاگانینی بزرگ که دارنده ساز فوق بود، وسایلی از قبیل آرشه، جعبه، مجموعه های نوشته شده و غیره

بعد از تصویر برداری های کامل و ثبت دقیق نمونه هایی با اندازه اصلی و مشخصات تمام بخش های مهم آن یک بار دیگر همه کارها را به سرعت تکرار و مرور کردم در این زمان توانستم حتی از نمونه ویوم نیز اطلاعات ارزشمندی را درج و ثبت نمایم، در این بین دوربین ها همچنان به حرکت خود به جهت بررسی وقایع داخل اتاق می پرداخت و من هر لحظه به زمان پایان نزدیک تر می شدم و کم کم نگرانی هایی نیز احساس می نمودم از طرفی به اندازه کافی اطلاعات و تصاویر نمونه برداری شده بود و از طرفی دیگر نگران این بودم که شاید نکته ایی از قلم افتاده باشد و از سویی دیگر اضطراب زنگ پایان این ملاقات بین من و این ساز ها در حد مسافتی باور نکردنی. در همین حین در باز شد و اعلام پایان وقت من برای بازدید از این ساز.

راهی طولانی برای لحظه هایی گران بها. راضی بودم، احساس می کردم سفر بیهوده نبود و مجموعه ارزشمندی را برای تکمیل اطلاعات و سنجش و قیاس در اختیار داشتم، در نتیجه با تشکر و سپاس فراوان از مسئولین مربوطه به جهت اطمینان و اعتمادشان برای این کار علمی و پژوهشی اتاق را ترک کرده و آماده بازگشت شدم.

در نمونه های ثبت شده جزئیاتی از قبیل فرم و حالت دقیق محیطی، جزئیات دقیق چوب در کلیه قسمت ها و چگونگی کیفیت رنگ و سیستم اجرایی آن، فرم و سنجش موقعیت دریچه های اف، وضعیت دسته و ناحیه پیچک و همچنین قسمتهای مربوط به لوازم جانبی ساز از قبیل سیم- خرک –فینگربرد و شیطانک و…، مواردی بود که مورد سنجش قرار گرفت در ادامه این موارد در ساز کپی که توسط ویوم ساخته شده بود نیز مورد بررسی قرار گرفت.

هر چند اطلاعات مطرح شده و حتی موارد پیشرفته تری از اطلاعات مربوط به ساز ها، می تواند در مکتوبات تخصصی ثبت و درج شده باشند اما برای اجرای یک کپی ارزشمند و یا دقیق تر نیاز مند اطلاعات بیشتر از منابع موثق لازم و ضروریست زیرا که گستره وسیع تری از دانش و پژوهش را در مسیر دستیابی به حقیقت مطلب فراهم می سازد حال اگر این رجوع و تلاش برای کسب دانش بیشتر توام با مراجعه به منبع اصلی باشد امکان دریافت و آموزش مستقیم تری را نسبت به روشهای دیگر به همراه خواهد داشت.



       
 
       
 

یک دیدگاه

  • رسول موسوی
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۹۰ در ۶:۴۴ ب.ظ

    با درود و خسته نباشید از زحمات شما به راستی کارتان قابل تقدیر وسپاس می باشد . با اجازه استاد گرانقدر از مشاهده این سه تصویر ویلن تفاوتی های که نسبت به دیگر ویلن ها احساس نمودم را بیان می کنم تا شاید اگر به اشتباه درک نموده ام مرا راهنمایی کنید.تفاوتی که نسبت به الگوهای استراد در نگاه اول احساس کردم سی ها کم عمق وکشیده تر و عرض بدنه در وسط بیشتر است .ارتفاع صفحات به نظر می رسد کمتر از دیگر الگوها باشد.
    الگوی جلوی سازنسبتا بزرگتر از الگوهای دیگر می باشد وخیلی نزدیک به الگوی مسیح استراددر عرض میانی می باشد. سوالی که برای من مطرح است این است که با تغیر در عرض وسط ساز چه اتفافی در صدا دهی رخ می دهد که باید ضخامت وسط را نیز به نسبت زیادتر کرد؟
    در طول تاریخ ساز سازی از نیکول تا آماتی وبعد استراد و گوارنری شاهد تغیر در عرض ها وضخامت هاهستیم. سوالی که برایم مطرح است این می باشدآیاصدای ساز رابطه ای با نوع زه های سیمی وکیفیت وحتی تغییر زه های حیوانی از گوسفندان به دیگر حیوانات نیز داشته ست؟ با تشکر از شمااستاد بزرگوار

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

انتشار دو اثر از محمدرضا تفضلی

انتشار دو اثر از محمدرضا تفضلی

دو اثر از محمدرضا تفضلی توسط انتشارات ماهور به انتشار رسید. تفضلی هم اکنون در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد و دانشگاه تهران به تدریس مشغول است. همچنین وی عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران و مدیر گروه بخش آهنگسازی این دانشگاه می باشد. در ماه گذشته یک دئوی ویولون و ویولا از محمدرضا تفضلی با اجرای پانیذ فریوسفی و ستاره بهشتی به روی صحنه رفت.
نمودی از جهان متن اثر (XVI)

نمودی از جهان متن اثر (XVI)

مسئله‌ی اطلاق خاص به عام در آنالیز را می‌توان به این موضوع منسوب کرد که روش‌شناخت آن در جریان تکامل تاریخی موسیقی غرب بالیده است و هنوز موفق نشده به مصداقی عام دست پیدا کند (۷۶). به نظر می‌رسد در سال‌های گذشته با به کار گرفته شدن تجزیه و تحلیل برای مطالعه‌ی موسیقی‌های غیر غربی و موسیقی پاپ تغییرات کمی در این وضعیت رخ داده است. این جابجایی را می‌توان در آنالیزهای مرتبط با نظریه‌ی موسیقی ایرانی نیز دید؛ جایی که تا حد زیادی اصطلاح «تجزیه و تحلیل» به معنی استخراج نظام فواصل است (۷۷).
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (XII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (XII)

بیچام به اندازه کافی عمر کرد تا آثاری را نیز به صورت استریو ضبط کند. علیرغم اینکه او در اوایل دهه سی قرن بیستم در برنامه های آزمایشی ضبط استریوفونیک در انگلیس شرکت کرده بود و سمفونی ژوپیتر موتسارت را اجرا کرده بود اما از این فرایند جدید ضبط ابراز ناآگاهی می کرد. کارهای ضبط شده او به صورت استریو عبارتند از: اجراهایی از پوئم سمفونیک تاپیولای سیبلیوس که سپس به عنوان اولین صفحه های ال پی سرافیم (Seraphim) منتشر شد و موسیقی متن او برای توفان (The Tempest).
هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (II)

هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (II)

ساده است. فضای دلخواهمان را مشخص می کنیم و با میکروفون گذاری دقیق نسبت به شرایط محیطی، اقدام به ضبط صدا می نمائیم. این کار، دقیقا همان کاری که در کنسرت ها و اجراهای زنده انجام می شود. مزیت این نوع ریورب گیری، طبیعی بودن و خلوص ۱۰۰ درصد آن است و باور کنید که هیچ چیز همانند طبیعی بودن در ضبط یک قطعه موسیقی مهم نیست.
گاه های گمشده (XI)

گاه های گمشده (XI)

دکتر مهدی برکشلی در وجه تسمیه نام «راست» بیان می کند که چون این مقام «بر روی درجات اصلی و بدون تغییر نواخته می شود» نام راست (به معنای درست) را به خود گرفته است. با این توضیح و هم چنین بر مبنای دوبل گام و معانی لغوی کلمات مرکب با «گاه»، که پیش از این بیان شد، فواصل راست در تمامی گاه ها ثابت و بدون تغییر درنظر گرفته شده است.
نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

جان بوت با بررسى زندگى باخ و ارائه دلایل متعدد، معتقد است باخ نه صرفاً آهنگسازى مذهبى بلکه بیشتر یک «مدرنیست» است. عکس روى جلد CDهاى جدید آثار باخ از همان نگاه اول، بسیار تعجب برانگیزند؛ به جاى طرح هاى همیشگى که معمولاً پیکره اى از آهنگساز باکلاه گیس را نشان مى داد و دست نوشته هایش و ارگ کلیسا و صلیب، به تازگى دوکانتات (فرم مرکب آوازى متعلق به دوره باروک) از باخ منتشر شد که طرح جلد یکى از آنها کودکانى با نگاهى پرشور و ظاهرى غیرغربى بود و دیگرى تصویرى از آبشارى با عظمت؛ اما در این میان از همه عجیب تر، عکس آهویى است که روى جلد کنسرتو براندنبورگ کار شده است.
دلاور سهند (IV)

دلاور سهند (IV)

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.
منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

می گفت که من مجبور شدم که در مراسم ختم بخوانم. وقتی به خانه رفتم، آن قدر دیر شده بود که روحانی ای قرار بود عقد را بخواند در حال رفتن بود. من کمی پول به او دادم و خلاصه عقد خوانده شد. حالا شما با وجود این مسائل پیش آمده چه‌حرفی برای گفتن دارید؟ گفت که کدام ارگان از من حمایت کرد [در حالی که اوضاع من طوری بود که] یک نهار خوب نمی توانستم بخورم. من مجبور شدم که آن آهنگ ها را بخوانم. من در “گلها” زیاد خواندم ولی یک منزل مسکونی نداشتم سپس آهنگ “نیّر” خواندم و یک خانه خریدم.
قضیه از این قرار است (II)

قضیه از این قرار است (II)

نوازندگان همراه ما از کشور ارمنستان قصد بازگشت داشتند و ما به ناچار می بایست حاصل تمریناتمان را به اجرا می گذاشتیم. به تالار وحدت رضایت دادیم و باید خواننده ای را در لحظات پایانی جایگزین می کردیم. چندین نفر پیشنهاد شدند. علیرضا قربانی را انتخاب کردیم، اما شرایط حضور ما در تالار وحدت به گفته ی یکی از مدیران وقت تالار در صورتی فراهم می شد که اولاً با شخصی به نام قربانی همکاری نکنیم (به دلیل مشکلاتی که آن زمان تالار با قربانی پیدا کرده بود) و بعد این که از خواننده ای به نام عقیلی استفاده کنیم.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…